۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۵:۰۱

چرا ایران دست برتر را دارد؟

محمدامین هدایتی: دور نخست مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد پاکستان برگزار شد.
یکی از موضوعات مهم اثرگذار بر محتوا و سرنوشت مذاکرات، موقعیت و جایگاه طرفین در زمان شروع مذاکرات است. 
شواهد متعدد نشان می‌دهد ایران از یک موقعیت به مراتب بهتر و ممتاز نسبت به آمریکا برخوردار است. ایران دست‌کم به ۳ دلیل، نسبت به آمریکا در موقعیت برتر قرار دارد.
1- واقعیت جنگ: از همان هفته نخست جنگ، برتری ایران در میدان نبرد کاملا آشکار شد و این برتری تا روز چهارم جنگ ادامه یافت. در این مدت اکثریت قریب به اتفاق صاحبنظران‌، تحلیلگران و رسانه‌های مطرح دنیا،‌ با تحلیل و تجزیه تحولات و واقعیات جنگ، برتری ایران نسبت به آمریکا را تایید کردند. ایران دست‌کم در ۴ موضوع آمریکا را غافلگیر کرد.
الف- کنترل تنگه هرمز: برخلاف برآوردهای ترامپ، ایران در همان ساعات ابتدایی جنگ، کنترل تنگه هرمز را به دست گرفت و همچنان آن را در دست دارد. منابع متعدد آمریکایی در این‌باره تصریح کردند ترامپ مطلقا تصور نمی‌کرد ایران دست به این اقدام بزند و به همین خاطر، پس از تسلط ایران بر عبور و مرور در تنگه هرمز، شوکه شد. تلاش‌های آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز نیز ناکام ماند و به یک رسوایی نظامی و سیاسی برای ترامپ تبدیل شد. ناتوانی پنتاگون در بازگشایی تنگه هرمز از طریق اقدام نظامی، عجز ارتش آمریکا در اسکورت نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز و نه بزرگ و معنادار اروپا به درخواست‌های مکرر ترامپ برای مشارکت در اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز، مجموعه‌ای از ناکامی‌های آمریکا را در این باره تشکیل داده‌اند. افزایش سریع قیمت نفت نیز مهر تاییدی بر عدم صلاحیت ترامپ برای مدیریت و کنترل جنگ بود. انسداد تنگه هرمز اثرات اقتصادی خود را در معیشت آمریکایی‌ها نیز نشان داد.‌ بر اساس برخی گزارش‌ها،‌ قیمت بنزین در آمریکا به طور متوسط ۳۵ درصد افزایش یافت. برخی گزارش‌ها حاکی‌ است هر گالن بنزین در کالیفرنیا به ۸ دلار نیز رسیده است. به هر حال کنترل تنگه هرمز توسط ایران، یکی از یا مهم‌ترین نشانه شکست ترامپ و موقعیت برتر ایران در جنگ تحمیلی است.
ب- انتخاب رهبر سوم: ترامپ تصور می‌کرد با ترور آیت‌الله‌العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، شیرازه کار جمهوری اسلامی از هم می‌پاشد و مقامات نظام اسلامی تسلیم خواهند شد. او پس از ترور رهبر شهید انقلاب، ادعاهای گزافی درباره گزینه رهبری آینده ایران مطرح و تلاش کرد اینگونه وانمود کند انتخاب رهبر جدید ایران، با نظر او انجام خواهد شد اما انتخاب آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر سوم انقلاب، این طراحی خبیثانه‌ ترامپ را نقش بر آب کرد. مهم‌ترین پیام انتخاب آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، ادامه راه و روش و مشی و منش رهبر شهید انقلاب بویژه در مقابل استکبار آمریکا بود. پس از اعلام این انتخاب، گویی آب سردی بر سر و صورت ترامپ ریخته شد و او  گزافه‌گویی‌های خود درباره انتخاب رهبر سوم انقلاب را کنار گذاشت و به مرور دیگر درباره این موضوع اظهارنظر نکرد. انتخاب آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر انقلاب، یک غافلگیری و شکست بزرگ برای ترامپ بود. کما اینکه تقریبا همه صاحبنظران‌ تصریح کردند این انتخاب باعث شد کل فتنه ترامپ درباره ترور رهبر شهید انقلاب خنثی شود. 
ج- توان موشکی و پهپادی ایران: پیش از آغاز جنگ، مقامات آمریکایی و رسانه‌های این کشور در کنار مقامات و رسانه‌های رژیم صهیونیستی، مدعی بودند ایران بین‌ ۱۵۰۰ تا ۲ هزار موشک بالستیک در اختیار دارد. حتی ترامپ نیز در یکی از اظهارات خود چنین عددی را بر زبان آورد اما در همان یکی دو هفته ابتدایی جنگ ترامپ ناگزیر شد اعتراف کند درباره ذخایر موشکی و پهپادی ایران غافلگیر شده است. در روزهای پایانی منتهی به آتش‌بس، برخی منابع خبری گزارش دادند جمهوری اسلامی ایران بیش از ۲۰ هزار موشک بالستیک و ۴۵ هزار فروند انواع پهپاد در اختیار دارد؛ ذخیره‌ای ارزشمند که باعث می‌شود ایران ظرفیت و توانایی بیش از ۲ سال جنگ مستمر را داشته باشد. این در حالی است که از ابتدای جنگ، فرآیند تولید موشک‌ و پهپاد در ایران نه‌تنها متوقف نشده، بلکه همچنان ادامه دارد. 
د- حمله به پایگاه‌های آمریکا در منطقه: طی ۶ هفته جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران،‌ منابع سیاسی و رسانه‌ای آمریکا فاش کردند ترامپ به نزدیکان خود گفته نسبت به حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در منطقه غافلگیر شده است. ترامپ تصور می‌کرد ایران نه توانایی و نه جسارت لازم را برای هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه ندارد ولی با شروع جنگ، ایران به مرور همه پایگاه‌های آمریکا در منطقه را مورد هدف قرار داد. نه‌تنها پایگاه‌ها، بلکه همه منافع نظامی و اقتصادی آمریکا در منطقه و همه مراکزی که به نوعی با آمریکا مرتبط بودند، زیر ضرب موشک‌ها و پهپادهای ایران رفتند. ترامپ نسبت به این موضوع نیز غافلگیر شد و حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، باعث شد معادلات جنگ به سود ایران تغییر کند. مجموعه این دلایل باعث شد تقریبا همه صاحبنظران‌ و تحلیلگران و همین‌طور رسانه‌های مطرح و معتبر دنیا، به برتری ایران در جنگ نسبت به آمریکا اذعان کنند. ایران در پایان هفته ششم جنگ، در حالی با آتش‌بس موافقت کرد و وارد مذاکرات شد که در میدان جنگ دست برتر را داشت.
2- التماس ترامپ برای مذاکره: بررسی درخواست‌های ترامپ برای آتش‌بس در طول ۴۰ روز جنگ، یک گزاره شفاف در اثبات عقب‌نشینی وی در‌ مقابل ایران و موقعیت برتر ایران در جنگ است. تنها چند ساعت پس از آغاز حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، ترامپ از طریق برخی واسطه‌ها،‌ پیشنهاد آتش‌بس‌ را مطرح کرد اما منظور ترامپ از آتش‌بس در آن مقطع، تسلیم شدن ایران بود. از آن زمان تا بامداد روز چهلم جنگ که ایران آتش‌بس را پذیرفت، ترامپ به مرور درباره شرایط آتش‌بس عقب‌نشینی کرد. نخستین پیشنهاد ترامپ برای آتش‌بس، با پیوست تسلیم ایران شروع شد اما نهایتا آتش‌بس در شرایطی محقق شد که ترامپ پیشنهاد ۱۰‌بندی ایران برای آتش‌بس را پذیرفت؛ بندهایی که به وضوح نشان‌دهنده پیروزی ایران است. اگرچه ترامپ درباره برخی مفاد این پیشنهاد ایران، ادعاهای گزاف و کذبی مطرح کرده اما همه کسانی که به نوعی درگیر این آتش‌بس بوده و هستند؛ بویژه مقامات پاکستان، می‌دانند رئیس‌جمهور آمریکا در نهایت برای رسیدن به آتش‌بس، ناچار شد پیشنهاد ۱۰‌بندی ایران را بپذیرد. این موضوع نیز یکی از گزاره‌هایی است که نشان‌دهنده موقعیت برتر ایران نسبت به آمریکا در شروع مذاکرات است.     
3- تحقق شروط ایران برای شروع مذاکرات: پس از اعلام آتش‌بس و مشخص شدن پذیرش شروط ایران به عنوان مبنای مذاکرات، بلافاصله همه تحلیلگران و رسانه‌های دنیا تصریح کردند ایران در موضوع آتش‌بس نیز شرایط خود را به آمریکا تحمیل کرده است. با این وجود ترامپ طبق رویه همیشگی خود، برخی مفاد پیشنهاد‌‌ی ایران را انکار کرد. از سوی دیگر، در حالی که طبق توافق طرفین،‌ جنگ لبنان نیز شامل آتش‌بس می‌شد، رژیم صهیونیستی تنها چند ساعت پس از اعلام آتش‌بس، در‌ اقدامی جنون‌آمیز، به بیروت و برخی شهرها و مناطق لبنان حمله کرد و جنایتی بزرگ‌ مرتکب شد.‌ بر اساس گزارش‌های منابع لبنانی، در این حمله که ۱۰ دقیقه طول کشید، نزدیک ۳۰۰ نفر از شهروندان غیرنظامی لبنان به شهادت رسیدند و چند هزار نفر زخمی شدند. این اقدام رژیم صهیونیستی نقض فاحش آتش‌بس بود، زیرا طبق توافق ایران و آمریکا، لبنان نیز شامل آتش‌بس بود.‌ هر چند مقامات آمریکا منکر این موضوع شدند اما مقامات پاکستان اعلام کردند اقدام رژیم صهیونیستی نقض فاحش آتش‌بس‌ است. در‌ واکنش به این اقدام، ایران از باز کردن تنگه هرمز خودداری کرد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز اعلام کرد تا زمانی که حملات به لبنان متوقف نشود، ایران پای میز مذاکره با آمریکا نخواهد رفت. قالیباف همچنین اعلام کرد یکی از شروط ایران برای پذیرش آتش‌بس و شروع مذاکرات با آمریکا، آزادسازی بخشی از اموال بلوکه‌شده ایران است. وی در توئیتی تصریح کرد تیم مذاکره‌کننده ایرانی زمانی وارد مذاکرات می‌شود که اولا حملات رژیم صهیونیستی به لبنان متوقف شود و ثانیا بخشی از اموال بلوکه‌شده ایران آزاد شود. پس از انتشار این توئیت قالیباف، شامگاه جمعه منابع مطلع در سرزمین‌ اشغالی و آمریکا اعلام کردند پس از گفت‌و‌گوی ترامپ و نتانیاهو، رژیم صهیونیستی پذیرفت حملات به بیروت متوقف شده و شدت حملات در مناطق جنوب لبنان نیز کاهش یابد. از سوی دیگر، برخی منابع نزدیک به کاخ سفید نیز گزارش دادند با مجوز رئیس‌جمهور آمریکا، ۷ میلیارد دلار از اموال بلوکه‌شده ایران آزاد می‌شود.
پس از اعلام این ۲ موضوع، تیم مذاکره‌کننده ایرانی عازم اسلام‌آباد شد تا در مذاکرات با طرف آمریکایی شرکت کند. این موضوع نیز به وضوح نشان‌دهنده دست برتر ایران در مقابل طرف آمریکایی است.
به هر حال، فارغ از نتیجه مذاکرات میان ایران و آمریکا، واقعیات مربوط به ۶ هفته جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نشان‌‌دهنده موقعیت برتر ایران نسبت به طرف مقابل است.
ایران و آمریکا اکنون در حالی نخستین دور مذاکرات را در اسلام‌آباد برگزار کردند که این مذاکرات تفاوت‌های فاحشی با ۲ دور مذاکرات سابق با دولت ترامپ دارد.
در ۲ دور قبلی مذاکرات، طرف آمریکایی با برجسته‌سازی تهدید حمله نظامی وارد مذاکرات شد. در آن مذاکرات، ترامپ همواره ایران را تهدید می‌کرد در صورت شکست مذاکرات، آمریکا به ایران حمله نظامی خواهد کرد و به همین خاطر، خواسته‌های زیاده‌خواهانه و غیرمنطقی مطرح می‌کرد.
این بار اما مذاکرات در حالی آغاز شد که طرفین ۶ هفته با یکدیگر جنگیده‌اند؛ آن هم جنگی که به گواه اکثریت قریب به اتفاق تحلیلگران و صاحبنظران دنیا، ایران به لحاظ استراتژیک توانست نسبت به آمریکا در موقعیت برتر قرار گیرد. 
بنابراین یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های این دور مذاکرات با ۲ دور مذاکرات سابق این است که در این مذاکرات، دولت آمریکا چندان نمی‌تواند از اهرم گزینه نظامی علیه ایران استفاده کند. اگر در ۲ دور مذاکرات سابق، ترامپ تصور می‌کرد ایران توانایی جنگیدن با آمریکا را ندارد و برای جلوگیری از وقوع جنگ، حاضر است هر امتیازی بدهد، حالا در ۶ هفته گذشته یک ایران کاملا متفاوت با آنچه را تصور می‌کرد به عینه دید. بنابراین اکنون در مذاکرات اسلام‌آباد، اهرم جنگ نمی‌تواند همانند ۲ دور قبلی مذاکرات، مورد استفاده قرار گیرد.   
اختلاف مهم دوم، برگ‌های برنده ایران در این دور از مذاکرات است. مهم‌ترین برگ‌ برنده ایران در این مذاکرات، تنگه هرمز است؛ موضوعی که می‌توان گفت اصلی‌ترین عامل اصرار عاجزانه ترامپ برای آتش‌بس و از سرگیری مذاکرات است. ایران در حالی وارد مذاکرات اسلام‌آباد شده که نشان داده می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در بازار انرژی دنیا باشد.‌ ایران با این برگ برنده نشان داده نه‌تنها می‌تواند قیمت نفت را به سرعت ۲ برابر کند، بلکه می‌تواند در وضعیت معیشت و اقتصاد آمریکا نیز به صورت واضح اثرگذار باشد. قاعدتا این موضوع موقعیت ایران در پشت میز مذاکره را ارتقا خواهد داد. ایران البته برگ‌های برنده دیگری نیز دارد.‌ یکی از آنها تنگه باب‌المندب است. انسداد این تنگه یا اختلال در مسیر عبور و مرور از آن، یک‌ ضربه هولناک دیگر به اقتصاد دنیا، خاصه اقتصاد آمریکاست. ایران در طول جنگ، هوشمندانه از این برگ برنده خود استفاده نکرد. یکی دیگر از برگ‌های برنده ایران، امکانی است که ایران در تعیین اهداف مهم در منطقه غرب آسیا دارد. ایران با خویشتنداری، تاکنون از این برگ برنده خود استفاده نکرده است. 
بنابراین ایران اکنون در پشت میز مذاکره، از موقعیت به مراتب بهتری نسبت به ۲ دور مذاکرات سابق با دولت ترامپ برخوردار است. اگرچه برخی معتقدند طرف آمریکایی نیز تلاش می‌کند تهدید ترامپ مبنی بر از بین بردن زیرساخت‌های ایران را به یک اهرم و برگ برنده در مذاکرات تبدیل کند اما با یک محاسبه ساده می‌توان دریافت برگ‌های برنده ایران بسیار بزرگ‌تر، موثرتر و متنوع‌تر از تهدید حمله به زیرساخت‌هاست، کما اینکه ایران در مقابل این تهدید ترامپ، اهدافی را اعلام کرده که یک معادله معنادار با تهدید حمله به زیرساخت‌های ایران ایجاد می‌کند. در مجموع، تفاوت‌های این دور مذاکرات با ۲ دور مذاکرات سابق میان ایران و آمریکا، باعث شده ایران در موقعیت به مراتب بهتری نسبت به مذاکرات سابق قرار داشته باشد.
با این حال تجربه رفتارهای ترامپ در قبال مذاکرات سابق نشان می‌دهد اکنون نیز نباید مطلقا امیدی به مذاکرات اسلام‌آباد داشت. ایران با بی‌اعتمادی مطلق نسبت به آمریکا وارد مذاکرات شده است. به اعتقاد صاحبنظران، اصرار ترامپ برای آتش‌بس و از سرگیری مذاکرات، در راستای نقشه‌های جنگی جدید علیه ایران است، نه تلاش برای حصول یک توافق عادلانه و پایان جنگ. ایران نیز برای هر حالتی آماده است. در واقع، جمع‌بندی ایران این است که این بار نیز طرف آمریکایی بنای توافق ندارد و صرفا به خاطر فشار جنگ و انتقادات فزاینده در آمریکا و متحدان، ناگزیر به اعلام آتش‌بس و آغاز مذاکرات شده است.‌ به همین خاطر، ایران خود را برای هر سناریو‌یی آماده کرده است. هرچند به اعتقاد صاحبنظران، ذهنیت ترامپ نسبت به این دور از مذاکرات، نسبت به دورهای سابق تغییر کرده است.

ارسال نظر
captcha