۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۲۱
مذاکرات اسلام‌آباد به خاطر زیاده‌خواهی‌های ترامپ و ناتوانی جی‌دی ونس در تصمیم‌گیری نسبت به ایده‌های ایران، بدون نتیجه پایان یافت

بی‌اختیار

حسین کیامنش: مذاکرات میان ایران و ایالات متحده که با وساطت پاکستان در اسلام‌آباد برگزار شد، پس از 21 ساعت گفت‌وگو، بدون دستیابی به توافق پایان یافت آن هم به خاطر زیاده‌خواهی تیم آمریکایی. طبق اعلام رسمی مقامات ایران، آنچه عامل شکست مذاکرات شد، عدم انعطاف و تلاش ایالات متحده برای تحمیل خواسته‌های یک‌جانبه به ایران بود. رئیس مجلس شورای اسلامی و سرپرست تیم مذاکره‌‌کننده ایران پس از اتمام مذاکرات، در پیامی به این موضوع اشاره و تأکید کرد جمهوری اسلامی ایران حسن ‌نیت و اراده لازم را داشت ولی به دلیل تجربیات ۲ جنگ قبل، اعتمادی به طرف مقابل نداریم.  «محمدباقر قالیباف» در ادامه روایت خود، به نکته‌ای کلیدی اشاره کرد: هیات ایرانی در این مذاکرات «ابتکارات رو به جلو» و پیشنهادهای عملی ارائه کرد اما در نهایت این طرف آمریکایی بود که نتوانست اعتماد لازم را جلب کند. همین گزاره، به ‌نوعی قلب تحلیل ناظران از شکست مذاکرات است؛ جایی که نه کمبود پیشنهاد، بلکه نبود اراده واقعی در طرف مقابل برای پذیرش یک توافق متوازن، عامل بن‌‌بست بوده است. سرپرست تیم مذاکره‌کننده کشورمان همچنین تصریح کرد آمریکا «منطق و اصول» ایران را درک کرده اما اکنون در نقطه تصمیم‌گیری قرار دارد: اینکه آیا حاضر است از رویکرد تحمیلی فاصله بگیرد و به‌ سمت جلب اعتماد حرکت کند یا خیر. نکته دیگر در سخنان قالیباف، تأکید بر مفهوم «دیپلماسی اقتدار» بود؛‌ مفهومی که نشان می‌دهد از نگاه ایران، مذاکره نه به ‌عنوان جایگزین قدرت نظامی، بلکه به ‌عنوان مکمل آن تعریف می‌شود. به بیان دیگر، تهران تلاش دارد همزمان با حفظ توانمندی‌های میدانی و نظامی، مسیر دیپلماسی را نیز برای تثبیت دستاوردهای جنگ اخیر دنبال کند. در کنار روایت قالیباف، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در گفت‌وگوی تلویزیونی، تصویری تکمیلی از روند مذاکرات ارائه کرد. او با تأکید بر اینکه «دیپلماسی هرگز پایان ندارد»، اظهار کرد: تهران همچنان مسیر گفت‌وگو را باز می‌داند اما این به‌ معنای پذیرش هرگونه توافقی نیست. اسماعیل بقائی با اشاره به طولانی بودن مذاکرات اسلام‌آباد، آن را «طولانی‌ترین گفت‌وگوی ایران و آمریکا در یک سال اخیر» توصیف و به پیچیدگی موضوعات مورد بحث، از جمله مساله تنگه هرمز و تحولات منطقه‌، اشاره کرد. وی همچنین با اشاره به فضای حاکم بر مذاکرات، تأکید کرد این گفت‌وگوها نه صرفا در شرایط بی‌اعتمادی، بلکه در فضایی از «بدگمانی» برگزار شد؛ فضایی که ریشه در اقدامات پیشین آمریکا و متحدانش، بویژه رژیم صهیونیستی دارد. از منظر تهران، این سابقه رفتاری، هرگونه توافق را نیازمند تضمین‌های جدی‌تر و رویکردی متفاوت از سوی واشنگتن می‌کند. اما نکته قابل ‌توجه این است که زیاده‌خواهی آمریکا، صرفا محدود به روایت رسمی ایران نیست. حتی در برخی تحلیل‌ها و گزارش‌های رسانه‌ای داخل ایالات متحده نیز به این موضوع اشاره شده است که رویکرد واشنگتن در این مذاکرات، بیش از آنکه مبتنی بر یک گفت‌وگوی برابر باشد، رنگ و بوی تحمیل خواسته‌ها را داشته است. این رسانه‌ها اذعان دارند آمریکا تلاش کرده چارچوبی از پیش تعیین‌‌شده را به ایران بقبولاند؛ چارچوبی که در آن، منافع و ملاحظات تهران به طور کامل در نظر گرفته نشده است. در همین رابطه روزنامه «نیویورک‌تایمز» در گزارش خود از چرایی شکست مذاکرات، اذعان کرد: «ایالات متحده به دنبال دیکته خواسته‌هایش به ایران بود». در همین حال روایت طرف آمریکایی نیز بر محور دیگری استوار است. از نگاه واشنگتن، دلیل اصلی عدم توافق، امتناع ایران از پذیرش برخی شروط کلیدی بوده است. اینکه ایران حاضر نشده از کنترل خود بر تنگه هرمز چشم‌پوشی کند، برنامه موشک‌های بالستیک خود را محدود یا متوقف کند، همچنین ذخایر اورانیوم خود را از آن کشور خارج کند. این موارد، به ‌عنوان خطوط اصلی اختلاف از سوی طرف آمریکایی مطرح شده‌ است. با این حال، باید توجه داشت اتفاقا همین خواسته‌ها را می‌توان به ‌عنوان مصداق‌های روشن زیاده‌خواهی آمریکا در مقابل ایران تفسیر کرد. در مجموع، بن‌بست ایجادشده در مذاکرات اسلام‌آباد، بیش از آنکه نتیجه یک سوءتفاهم یا اختلاف جزئی باشد، ریشه در انتظارات زیاده‌خواهانه و رویکرد قلدرمآبانه ایالات متحده در قبال ایران دارد. واشنگتن تلاش می‌کند خواسته‌های حداکثری خود را به ‌عنوان مبنای توافق تحمیل کند. بر این اساس، می‌توان گفت زیاده‌خواهی‌های آمریکا، نه‌‌تنها عامل اصلی شکست این دور از مذاکرات بود، بلکه در صورت تداوم می‌تواند چشم‌انداز هرگونه توافق در آینده را نیز با چالش جدی مواجه کند. تا زمانی که این رویکرد تغییر نکرده و واشنگتن به ‌سمت پذیرش یک چارچوب واقع‌بینانه در قبال کشورمان حرکت نکند، احتمال تکرار چنین بن‌بست‌هایی در هرگونه مذاکرات آینده نیز دور از انتظار نخواهد بود.

ونس اختیار نداشت!
در پیام محمدباقر قالیباف درباره مذاکرات شنبه در اسلام‌آباد، به عدم تصمیم‌گیری طرف آمریکایی اشاره شده است. به گزارش «وطن‌ امروز»، تیم آمریکایی با وجود آنکه به سرپرستی معاون رئیس‌جمهور آمریکا در مذاکرات شرکت کرده بود اما هیچ‌گونه اختیاری برای تصمیم‌گیری درباره موضوعات محل اختلاف و پیشنهادات و ایده‌های ایران نداشت. به همین خاطر جی‌دی ونس در مقاطع مختلف مذاکرات با ترامپ تماس می‌گرفت تا درباره محتوای رد و بدل شده در مذاکرات از او کسب تکلیف کند و هر بار با پاسخ منفی رئیس‌جمهور آمریکا مواجه می‌شد. این موضوع نشان می‌دهد ترامپ یک تیم بدون اختیار را برای مذاکره با ایران فرستاده بود و از آن مهم‌تر، مواضع تیم آمریکایی نسبت به قبل از جنگ هیچ تغییری نکرده بود. ترامپ همچنان خواستار تسلیم ایران است. در واقع ترامپ آنچه را که در جنگ نتوانست به دست آورد، حالا در مذاکرات می‌خواهد به دست بیاورد. به همین خاطر، مذاکرات اسلام‌آباد را می‌توان نمایش جدید ترامپ دانست. البته نمایشی که این بار ظاهرا قرار است معاون ترامپ هزینه شکست این مذاکرات شود.

ارسال نظر
captcha