میلاد جلیلزاده: از حدود ۲۰ سال پیش همزمان با اکران سری اول فیلم «اخراجیها» اصطلاح جدیدی به ادبیات سینمایی ایران اضافه شد به نام «اکران نوروزی». تا پیش از آن اتفاقاً نوروز را فصل مرده اکران به حساب میآوردند و نمایش فیلمها در آن بازه زمانی به منزله رفتنشان به تبعیدگاه بود. گاهی هم صاحبان بعضی آثار پرحاشیه برای اینکه بتوانند رنگ پرده را ببینند، ناچار بودند به اینکه اثرشان در تعطیلات نوروز اکران شود، تن دهند. مثلاً «شوکران» بهروز افخمی در نوروز اکران شد و فروش آن پس از ایام تعطیلات و به واسطه حاشیههای بعدی بالا رفت. از طرف دیگر سینمای ایران یک بازه طلایی دیگر هم برای فروش دارد که «اکران عید فطر» است. معمولا در ماه مبارک رمضان فروش فیلمها پایین میآید اما با فرا رسیدن عید فطر، یک هجوم ناگهانی به سمت سالنهای سینما دیده میشود؛ طوری که انگار تغییر موسمی فضای اجتماعی، در اقتصاد سینما هم خودش را نشان میدهد. نوروز سال ۱۴۰۵ دقیقاً جایی بود که با چرخش تقویم شمسی و قمری، برای نخستینبار سال تحویل و عید فطر همزمان شدند؛ طوری که بین لحظه اعلام نوروز و اذان مغرب که اعلام عید فطر بود، تنها چند دقیقه فاصله وجود داشت. به احتمال قوی تمام برنامهریزان اکران فیلمها در سینمای ایران از مدتها پیش با این وضعیت استثنایی که قرار بود در تقویم ایجاد شود آشنا بودند و میخواستند برایش برنامهریزی کنند اما چنانکه میدانیم، هنوز دهه اول اسفندماه و ثلث اول ماه مبارک رمضان به پایان نرسیده بود که با تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی، جنگ رمضان شروع شد. این جنگی بود که از مرکز ایران و از دل شهرها شروع شد و زندگی روزمره مردم را درگیر خودش کرد. تهران به عنوان شهری که طی چند دهه اخیر به مرکز فروش فیلمها در سینمای ایران تبدیل شده، بنا به توصیه مسؤولان امنیتی کشور تا حد ممکن خلوت شد و باقی افراد هم مشغول فعالیتهای فرهنگی دیگری از جمله حضور در خیابانها و برپا داشتن موکبها شدند. پیش از این هم به واسطه جنگ ۱۲ روزه در ابتدای سال ۱۴۰۴ و پس از آن حوادث دیماه، فضای کشور با روزها و سالهای قبل از خودش فرق داشت و برای اکران نوروزی چینشی انتخاب شده بود که به این موارد توجه داشت. مثلاً از فیلم «نیمشب» که به جنگ ۱۲ روزه مربوط بود، در فهرست اولیه فیلمهای اکران نوروزی نام برده شد و همینطور «بهشت تبهکاران» که بخشی از مظالم رژیم پهلوی را نشان میداد هم با توجه به کودتای دیماه، در فهرست قرار گرفت. اما وقتی کشور وارد جنگی جدید شد و فیلمها میبایست همزمان با خود جنگ و نه خاطرههایش نمایش داده میشدند، چینش جدید و دقیقتری لازم بود. چینش اکران نوروزی سال ۱۴۰۵ از همین جا بود که تغییراتی کرد و چند فیلم متناسب با فضای موجود برای اکران انتخاب شدند.
البته تنها چیزی که در اکران نوروزی امسال تغییر کرد، تنها و تنها ترکیب فیلمها بود و نه ساعات اکران آثار و نه مخاطبان سینما، هیچ کدام تغییر نکردند. میلیونها نفر در سراسر ایران شبهای متمادی را در خیابانها بودند تا با کیان کشور و آرمانهای انقلاب اعلام همبستگی کنند اما پای هیچ کدام از آنها به سالنهای سینما باز نشد، چرا که تدبیری در این باره اندیشیده نشده بود. طبیعتاً پس از چند سال اکران پیاپی کمدیهای سطح پایین در سینمای ایران، مشتریهای ثابت سالنهای سینمایی کسانی شدهاند که این نوع آثار را میپسندند و وضعیت خاص نوروز 1405 فرصتی بود تا مخاطبان سینما هم تغییر کنند اما بین خیابانها و سالنهای سینما کانالی ایجاد نشد. با گذشت ۴۰ روز از آغاز جنگ کمکم پای کمدیها هم به سالنهای سینما باز شد اما نه فیلمهای جدید. به عبارتی تعدادی از کمدیها که در نیمه دوم ۱۴۰۴ روی پرده بودند و پس از آغاز جنگ نمایش آنها متوقف شد، در نیمه دوم فروردین امسال دوباره روی پرده برگشتند. البته این هم نتوانست تکانه خاصی به فروش سینمای ایران وارد کند. هنوز معلوم نیست آیا ۲۰ سال پس از اکران «اخراجیها»، وضعیت جنگی ایجاد شده در نوروز 1405 دوباره سینمای ایران را به حالت قبل از سال ۸۵ برمیگرداند یا نه؛ یعنی وضعیتی که اکران نوروزی در آن چندان مهم نبود و فروش فیلمها در طول سال بالاتر بودند. اما به هر حال این هم وضعیت خاصی بود که تغییراتی در چینش امسال فیلمهای نوروزی سینمای ایران ایجاد کرد و ممکن است تجربههای حاصل شده از آن، منبع الهامی برای برنامهریزیهای بعد قرار گیرد.
ترکیب اولیه اکران نوروزی سال ۱۴۰۵ با قطعی شدن نمایش 5 فیلم سینمایی مشخص شده بود؛ «زنده شور»، «نیمشب»، «قایقسواری در تهران»، «بامبولک۲» و «بهشت تبهکاران». در ادامه مذاکراتی با عوامل «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمیکیا و «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی صورت گرفت تا آنها هم به فهرست اضافه شوند اما با وقوع جنگ، فقط «نیمشب» و «بهشت تبهکاران» از فهرست اولیه باقی ماندند و «قمارباز» و «خط نجات» هم به آنها اضافه شدند. به این ترتیب 2 فیلم مرتبط با فضای جنگ ایران و اسرائیل و 2 فیلم در ارتباط با حکومت استبدادی پهلوی روی پرده نوروزی رفتند. سپس کمدیهای «کفایت مذاکرات»، «طهران ۵۷» و «۲ روز دیرتر» و فیلم کودک و نوجوان «دختر برقی» و انیمیشنهای «افسانه سپهر» و «زوتوپیا ۲» از اکرانهای قبلی، دوباره به پرده بازگشتند. در ادامه به معرفی مختصر و اجمالی از فیلمهای اکران نوروز 1405 و نیز فیلمهایی که از اکران نیمه دوم 1404 به آنها اضافه شدهاند پرداخته شده است.
نیمشب
محمدحسین مهدویان
«نیمشب» نخستین فیلمی بود که پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، در نخستین روزهای تابستان 1404 اعلام شد قرار است درباره این اتفاقات ساخته شود؛ فیلمی به کارگردانی محمدحسین مهدویان که مهدی یزدانیخرم نویسنده آن بود و در کنار نمایشی که میخواست از همدلی بین مردم ایران در جنگ داشته باشد، خالی از متلکهای غیرضروری جناحی هم نبود. نیمشب ماجرای یک بمب عمل نکرده را در پشت دیوار یک بیمارستان روایت میکند که اگر خنثی نشود و منفجر شود، مخزن اکسیژن بیمارستان را هم منفجر خواهد کرد و باعث فاجعهای بزرگ میشود. گفته شده ماجرای اصلی فیلم بر اساس واقعیت است و به جریان اصابت موشک در بیمارستان حضرت فاطمه یوسفآباد تهران برمیگردد؛ موشکی که عمل نکرد اما باعث شد محله یوسفآباد تخلیه شود. فیلم نیمشب یک فیلم خیابانی با شخصیتهای متعدد و خردهداستانهای گوناگون است اما به عنوان نخستین پروژه سینمای ایران درباره جنگ با اسرائیل، فراتر از مساله انسجام اجتماعی و همدلی عمومی در لحظه بحران، نکته دیگری نمیگوید و جلوتر نمیرود. با این حال نیمشب از میان 6 فیلمی که با موضوع جنگ ۱۲ روزه به جشنواره فجر سال گذشته رفتند، از موارد معدودی بود که به خود آن جنگ و اتفاقات پیرامونش ربط داشت و باقی آثار میتوانستند با چند تغییر جزئی در فیلمنامه، در زمان دیگری هم روایت شوند. این فیلم بعد از «ایستاده در غبار» یا به عبارتی بعد از ۱۰ سال، دومین همکاری مهدویان و حبیبالله والینژاد به حساب میآید و احسان منصوری، محسن نیکوسخن و الناز ملک از جمله بازیگران اصلی آن هستند.
قمارباز
محسن بهاری
«قمارباز» اصلیترین پدیده جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر بود. به نظر میرسد ابتدا لازم است اندکی مفهوم «پدیده» در ادبیات سینماییها توضیح داده شود تا این عبارت با «بهترین فیلم» یا چیزی شبیه به آن اشتباه گرفته نشود. پدیده به فیلمی میگویند که خارج از چارچوب توقعات بوده و بیاینکه کسی از قبل انتظارش را بکشد یا برای دیدنش کنجکاو باشد، ناگهان همه را غافلگیر میکند چون به سادگی و بدون ژستهای ساختارشکنانه کلیشهها را دور میریزد. ماجرای فیلم این است که یک مامور امنیتی پس از دستگیری کسی که به عاملیت در هک بانک مرکزی در جنگ ۱۲ روزه اعتراف کرده، شک میکند که فرد معترف عامل اصلی نباشد و سراغ سوژهای دیگر میرود اما شکل این بازجویی بهشدت بدیع است. او به خانه فرد مظنون میرود و قبل از اینکه خود مظنون وارد شود، برایش شروع به آشپزی میکند. آنها قرار است با هم گفتوگو کنند و همه چیز باید از دل این گفتوگو کشف شود. بدیهی است که این ایده چندخطی ساده اگر درست پرداخت نشود و گسترش پیدا نکند، به مضحکهای بیمعنا تبدیل خواهد شد اما محسن بهاری توانسته است کار را خیلی تمیز و جذاب از آب دربیاورد. او معنای جدیدی به فیلم امنیتی و فیلم معمایی داد و حتی تعریف جدید و دقیقتری از بازجویی ارائه کرد. محسن بهاری در گفتوگویی که هنگام نمایش فیلمش در جشنواره فجر با «وطن امروز» داشت، به این اشاره کرد که مردم بسیاری از نقاط کشور، مثلاً پدر و مادر خودش در ارومیه، جنگ را به معنای مواجهه با اصابت موشکها و پهپادها حس نکردند اما وقتی صبح از منزلشان خارج شدند و موقع خرید خواستند از کارت اعتباری استفاده کنند، به دلیل هک بانکها متوجه شدند جنگ رخ داده و آن را حس کردند. جالب و البته دردناک اینجاست که در جنگ رمضان هم به بانک مرکزی حمله سایبری شد و بانک سپه، یعنی همان جایی که در فیلم «قمارباز» به آن اشاره میشد، مجدداً با اختلالاتی مواجه شد.
بهشت تبهکاران
مسعود جعفریجوزانی
وقتی در نیمسال دوم سال 1401 آشوبهایی در کشور به راه افتاد و در میان زمزمهها و مطالبات متعددی که مطرح میشد نام سلسله پهلوی هم به واسطه فعالیت رسانهای شدید دشمن دوباره به میان آمد، بعضی فیلمسازان قدیمیتر سینمای ایران که مدتها بود کمکار شده بودند و از کسانی به حساب میآمدند که دوران پهلوی را از نزدیک دیده بودند، تصمیم گرفتند به صحنه سینما برگردند و برای نسل جدید روایتهایی را پیش رو بگذارند که در هزارتوی اتفاقات متعدد این سالها گم شده بود یا از یاد رفته بود. آنها سراغ دوران پهلوی رفتند و چیزهایی از آن زمان را مجدداً به یاد آوردند که انگار به عمد کمتر دربارهاش صحبت میشد. یکی از این افراد مسعود جعفریجوزانی بود که «بهشت تبهکاران» را ساخت، با موضوع یکی از کارگران شرکت نفت ایران که در دوره ملی شدن صنعت نفت با یک اتهام واهی محاکمه و اعدام شد. این یکی از پروندههای جنجالی زمان خودش بود که بیدادگاههای دوره پهلوی و وابستگی آن رژیم را نشان میداد. این فیلم در جشنواره فجر سال 1402 حضور داشت اما به دلیل اینکه مراحل فنیاش به پایان نرسیده بود، یک نسخه ضعیف و بدرنگ از آن روی پرده رفت که همین باعث اعتراضاتی شد. حالا پس از گذشت بیش از 2 سال نسخه کاملتری از این فیلم برای اکران نوروزی آماده شده و روی پردهها رفته است. گفته میشود بعدها از این فیلم سینمایی یک نسخه سریالی هم در پلتفرمها منتشر خواهد شد.
خط نجات
وحید موساییان
درباره فساد اقتصادی در دوران خود ما فیلمهای متعددی ساخته شده و هر روز درباره اینکه باید چنین آثاری بیشتر تولید شوند زمزمههای مکرری شنیده میشود. این درست است اما درباره فساد اقتصادی در دوره پهلوی کمتر صحبت شده و به نظر میرسد در کنار آثاری که به مفاسد اقتصادی امروز میپردازند، مناسب است چنین آثاری هم نمایش داده شوند تا تفاوت ماهوی این 2 سیستم مشخص شود. رژیم پهلوی سیستمی بود که فساد در آن نهتنها سیستماتیک، بلکه ذاتی بود و کسی نمیتوانست حتی تصور کند فردی منبعث از همان رژیم سیاسی، بخواهد به اصلاح امور دست بزند و در نهایت مطابق همان چارچوب و قوانین و در همان ساختار، حق را به حقدار برساند. از این جهت میتوان گفت «خط نجات» فیلمی است که در مرحله اول دست روی سوژه مناسبی گذاشته و انتخاب چنین ایدهای درست و بجا بوده است؛ هرچند از زمانی که این ایده شکل گرفت و سپس جلوی دوربین رفت، تا زمانی که توانست رنگ پردهها را ببیند، مدت زیادی طی شد. حدود ۴ سال پیش، یعنی ۲۲ فروردین سال ۱۴۰۰ بود که اعلام شد این فیلم قرار است با سرمایه بنیاد سینمایی فارابی جلوی دوربین برود و بازیگران آن مشخص و اعلام شدند. ۱۱ مرداد سال ۱۴۰۱ هم اعلام شد این فیلم پروانه نمایش گرفته اما اکران آن تا به حال به تعویق افتاده بود. آزیتا موگویی تهیهکننده این فیلم بوده و امیر آقایی، مصطفی زمانی، پگاه آهنگرانی، لادن مستوفی، آرمین رحیمیان، مجید مظفری و حسین سلیمانی در میان بازیگران این فیلم حضور دارند و خط روایی آن به غیر از موضوعات سیاسی، دارای تم عاشقانه هم است.
نگاهی به اکران نوروزی سال ۱۴۰۵ و ترکیب متفاوت آن نسبت به سالهای قبل
سینما و کودتا و جنگ
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها