گزارش تازه آساف گیلاد در روزنامه صهیونیستی «گلوبز»، به تاریخ 17 فروردین جاری، از یک تحول مهم و نگرانکننده برای رژیم صهیونیستی در جبهه شمال سرزمین اشغالی پرده برمیدارد: حزبالله لبنان توانسته پهپادهای انتحاری «دید اولشخص» موسوم به FPV خود را به مرحلهای برساند که عملاً در برابر رهگیری الکترونیک مصون شوند. این گزارش که بر پایه ویدئوهای منتشرشده از سوی حزبالله و ارزیابیهای چند نهاد و کارشناس نظامی نوشته شده، تنها درباره یک ابزار رزمی جدید نیست، بلکه از جابهجایی یک منطق جنگی خبر میدهد: منطق قدیمی جنگ الکترونیک که بر اختلال در ارتباطات، GPS و سیگنالهای رادیویی استوار بود، اکنون با فناوریای ارزان، ساده و به ظاهر ابتدایی، با چالش جدی روبهرو شده است.
گلوبز در همان آغاز گزارش مینویسد حزبالله سلاح جدیدی را رو کرده و پهپادهای انفجاری ارزانقیمت را تقریباً به صورت روزانه به سمت تانکها، نفربرها و تجهیزات مهندسی اسرائیل در لبنان میفرستد. نقطه عطف ماجرا اما به نوشته گزارش، این است که پهپادهای جدید با «سیم فیبر نوری» به واحد کنترل متصل میشوند؛ سیمی که مانع آن میشود سامانههای اخلالگر بتوانند با قطع GPS یا امواج رادیویی، مسیر پرواز را مختل کنند. در واقع، آنچه در ظاهر یک کابل نازک است، در عمل به سپری در برابر ستون فقرات جنگ الکترونیک تبدیل شده است.
اهمیت این تحول آن است که حزبالله سراغ سلاحی رفته که هم ارزان است و هم در میدان نبرد کارآمد. بنا بر گزارش گلوبز، قیمت هر فروند از این پهپادها «۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار» است. این عدد را باید کنار هزینه بسیار سنگین سامانههای زرهی، موشکی و ضدپهپادی رژیم گذاشت. نسبت هزینه/ اثر در اینجا به هم خورده است: یک پرنده چندصد دلاری میتواند ارتش مجهز به میلیاردها دلار سامانه دفاعی را ناچار به واکنش، تغییر آرایش و صرف منابع بیشتر کند. همین نامتقارنی است که جنگهای امروز را از میدانهای کلاسیک قرن بیستم جدا میکند. گزارش روزنامه «گلوبز» به نقل از مؤسسه آمریکایی «دفاع از دموکراسی» یا FDD توضیح میدهد این پهپادهای کوچک از قطعات در دسترس ساخته میشوند؛ قطعاتی که بخشی از آنها را میتوان با چاپگر سهبعدی تولید کرد یا از بازارهای آزاد اینترنتی مانند علیاکسپرس و آمازون خرید. به عبارت دیگر، تولید این سلاح دیگر وابسته به زیرساخت صنعتی پیچیده و انحصاری نیست.
این همان ویژگیای است که آن را برای بازیگران غیردولتی و گروههای شبهنظامی جذاب میکند: ساخت آسان، هزینه پایین، آموزش نسبتاً سریع و قابلیت انطباق بالا با محیط نبرد. پهپادهای FPV در ذات خود بر پایه دید اولشخص کار میکنند؛ یعنی هدایتکننده با عینک یا نمایشگر، تصویر زنده دوربین پهپاد را میبیند و مانند بازیهای رایانهای آن را کنترل میکند اما آنچه این پهپادها را در روایت جدید حزبالله خطرناکتر میکند، نه فقط همین کنترل دقیق، بلکه پیوندشان با فیبر نوری است. در گزارش آمده است طول متوسط این کابلها ۱۰ کیلومتر و وزن آنها 1.5 کیلوگرم است. این عددها برای یک پرنده سبکوزن، همچنان عملی به نظر میرسد و به آن امکان میدهد در فاصله چند کیلومتری به هدف اصابت کند. گزارش حتی یادآور میشود در اوکراین، نمونههایی با طول ۶۰ کیلومتر نیز مشاهده شده است. این مقایسه نشان میدهد لبنان اکنون به آزمایشگاهی دیگر برای انتقال تجربه جنگ اوکراین تبدیل شده است. گیلاد در گزارش خود، از قول کارشناسان مینویسد این پهپادها در اوکراین بخش بزرگی از تلفات را به خود اختصاص دادهاند. بر پایه ارزیابی FDD، پهپادهای FPV عامل ۶۰ تا ۸۰ درصد جراحتها و تلفات مرگبار در میدان اوکراین بودهاند. این رقم بهخودی خود نشان میدهد ما با یک ابزار حاشیهای روبهرو نیستیم، بلکه با یکی از مؤثرترین سلاحهای جنگهای اخیر مواجهیم. دلیل این اثرگذاری هم روشن است: دقت بالا، قابلیت مانور، دشواری رهگیری و امکان حمل مستقیم مواد انفجاری تا هدف. نقلقولی که گلوبز از پژوهش FDD آورده، از نظر تحلیلی مهم است: «تجربه میدان جنگ نشان داده پهپادهای FPV از خودروها یا سربازان خطرناکترند». این جمله، حتی اگر از منظر تبلیغاتی اغراقآمیز به نظر برسد، در منطق نبرد نامتقارن معنای مشخصی دارد. در جنگهای مدرن، آنچه تعیینکننده است صرفاً قدرت آتش نیست، بلکه هزینه تحمیلشده به طرف مقابل، فشار روانی، اختلال در جابهجایی نیروها و واداشتن دشمن به مصرف بیش از حد منابع دفاعی است. پهپادهای FPV دقیقاً چنین کارکردی دارند.
اما نکته کلیدی گزارش، انتقال از پهپادهای FPV معمولی به نسخههای فیبر نوری است. در پهپادهای عادی، امکان ایجاد اختلال در ارتباط رادیویی یا GPS وجود دارد. در نسخه جدید، این امکان به حداقل میرسد. به تعبیر یفتاح ریختر، بنیانگذار شرکت صهیونیستی R2، سیستمهای استاندارد اطلاعاتی در برابر این پهپادها با مشکل مواجهند، زیرا «نمیتوان همه فرکانسهای رادیویی را بست» و تشخیص پروتکل هر پهپاد تقریباً ناممکن است. اینجا همان نقطهای است که فناوری ساده، منطق پیچیده دفاعی را دور میزند. در عین حال، گزارش گلوبز به محدودیت این فناوری نیز اشاره میکند. اتصال با فیبر نوری، قدرت مانور را کاهش میدهد و خطر آشکار شدن را افزایش میدهد. این پهپادها در واقع به دلیل اتصال فیزیکی به زمین، بخشی از آزادی عمل خود را از دست میدهند. با این حال، به شهادت همان گزارش، «هیچ راهحل واقعی» برای مقابله با نوع فیبر نوری وجود ندارد. این عبارت که در نقلقول مستقیم از حاگای بالشای، مدیرعامل شرکت نظامی صهیونیستی روبوتیکان آمده، از مهمترین جملات متن است: «אין כיום פתרון אמיתי»؛ یعنی «امروز راهحل واقعی وجود ندارد». همین یک جمله کافی است تا عمق نگرانی در میان متخصصان صهیونیست روشن شود. البته بالشای میکوشد با اشاره به استحکام زرهپوشهای اسرائیلی، از شدت تهدید بکاهد. او میگوید تانکهای مرکاوا و نفربرهای اسرائیلی نسبتاً مقاومند و به آسانی مانند برخی زرهپوشهای اوکراینی آسیب نمیبینند اما حتی اگر خود بدنه زرهی سالم بماند، آسیب به سامانههای ارتباطی، تجهیزات بیرونی، دوربینها، سنسورها و مهمتر از همه، ضربه روانی به نیروها میتواند اثر عملیاتی جدی داشته باشد. در میدان نبرد، ناتوانی در آسودگی حرکت و احساس دائم تهدید از آسمان، بخشی از توان رزمی را فرسوده میکند. گلوبز همچنین از تجربه اوکراین نتیجه میگیرد پهپادهای متصل به فیبر نوری تنها حدود ۱۵ درصد کل پهپادهای پرتابشده را تشکیل میدهند اما همانها نیز به دلیل مصونیت در برابر اختلال، نقش پررنگی دارند. در مقابل، حدود ۸۵ درصد پهپادها همچنان بیسیمند و در معرض جنگ فرکانسی قرار دارند. این آمار نشان میدهد فیبر نوری هنوز همهگیر نشده اما مسیر آینده را نشان میدهد، بویژه آنجا که پینی یونگمن، رئیس شرکت TSG هشدار میدهد با توجه به سهولت آموزش و تولید، استفاده از این سلاح احتمالاً در میدانهای جنگ بیشتر و بیشتر خواهد شد. او تصریح میکند پس از عبور حزبالله از مرحله ساخت و آموزش خلبانان، این نوع سلاح «در میدان نبرد رایج خواهد شد»؛ همانگونه که در اوکراین و سوریه رایج شده است. از زاویه تحلیلی، این بخش شاید مهمترین بخش گزارش باشد، زیرا مساله فقط یک عملیات محدود حزبالله نیست، بلکه انتقال یک الگوی جنگی است. آنچه در اوکراین آزموده شد، اکنون به غرب آسیا آمده است. جنگ امروز شبکهای از انتقال دانش، قطعه، تاکتیک و تجربه است. گروهی در یک جبهه، راهحل موقت مییابد و گروهی دیگر در جبههای دیگر همان راهحل را اقتباس و بومیسازی میکند. حزبالله در این گزارش، نه صرفاً به عنوان یک گروه مسلح، بلکه به عنوان بازیگری معرفی میشود که از میدانهای جنگ دیگر «یاد میگیرد» و سپس آموختهها را علیه ارتش صهیونی به کار میگیرد. در این میان، نباید از جنبه روانی ماجرا غافل شد. گلوبز یادآور میشود این پهپادها در هفتههای اخیر تقریباً به صورت روزانه در ویدئوهای منتشرشده از سوی حزبالله دیده میشوند. یعنی خودِ نمایش قدرت نیز بخشی از جنگ است. پهپادهای کوچک، با وجود آنکه ممکن است به بدنه زرهی آسیب تعیینکننده نزنند اما حضور مداومشان در آسمان، حس ناامنی و فرسایش را بر نیروها تحمیل میکند. در جنگ مدرن، دیده شدن تهدید گاه به اندازه خودِ تهدید مؤثر است. در نهایت آنچه این گزارش به روشنی آشکار میکند، عبور از دورهای است که در آن «برتری الکترونیک» اسرائیل میتوانست بسیاری از تهدیدها را مهار کند. اکنون با ظهور پهپادهای ارزان و دقیق فیبر نوری، این برتری دیگر مطلق نیست. به همین دلیل است که گزارش گلوبز، ولو از منظر رسانهای در چارچوب نگرانی مقامات صهیونیست نوشته شده، در واقع سندی است درباره ورود جنگ منطقهای به فاز تازهای از نامتقارنی پیشرفته؛ سلاحی که شاید در ظاهر کوچک و ابتدایی باشد اما در عمل میتواند نظم دفاعی یک ارتش را به چالش بکشد. آنچه از این گزارش برمیآید، یک هشدار روشن است: جنگ آینده، بیش از آنکه به انبارهای بزرگ تسلیحاتی متکی باشد، به ترکیب هوشمندانهای از فناوری ارزان، دانش میدانی و انطباق سریع وابسته خواهد بود و حزبالله نشان داده این منطق را بخوبی فهمیده است.
چرا جنگ الکترونیک اسرائیل دیگر کارایی سابق را ندارد
پایان یک برتری
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها