گروه سیاسی: ترامپ از ابتدای دور نخست ریاست جمهوری خود تاکنون، تلاش کرده این ذهنیت را تثبیت کند که سیاستهای روسای جمهور پیشین آمریکا در قبال ایران اشتباه بوده و تنها ایده برای مقابله با ایران، برخورد سخت و به تعبیر سادهتر، اقدام نظامی است. او بر اساس همین ذهنیت، در دور نخست ریاست جمهوری خود، از برجام خارج شد، تحریمها علیه ایران را تشدید کرد و سردار شهید سپهبد حاجقاسم سلیمانی را ترور کرد. او در دور دوم ریاست جمهوریاش، سیاستهای ضدایرانی خود را تشدید کرد و جنگ علیه ایران را به راه انداخت. یک بار در جنگ ۱۲ روزه، با ایده نتانیاهو برای حمله به ایران همراهی و تاسیسات هستهای ایران را بمباران کرد و نهایتا صبح روز ۹ اسفند با مشارکت رژیم صهیونیستی، جنگی غیرقانونی را بر ایران تحمیل کرد.
در همه این مدت، ترامپ تلاش کرد اینگونه وانمود کند سیاستهای او علیه ایران، مفیدتر از سیاستهای اسلافش بوده است. بر همین اساس وی بارها تلاش کرد نتیجه اقدامات ضدایرانی خود را با اقدامات روسای جمهور پیشین آمریکا مقایسه کند و از این رهگذر همواره مدعی بود سیاستها و اقدامات او علیه ایران، مفیدتر و کمهزینهتر از سیاستها و اقدامات دولتهای پیشین آمریکا بوده است. در همین راستا، ترامپ به دفعات مدعی شد در دولت اوباما در ازای محدودیت برنامه هستهای ایران، امتیازات اقتصادی به ایران داده شد اما بدون اینکه امتیازی به ایران بدهد، با بمباران تاسیسات هستهای، نگرانیهای آمریکا درباره این موضوع را بدون هیچ هزینهای برطرف کرده است. ترامپ پس از جنگ ۱۲ روزه، بارها مدعی شد برنامه هستهای ایران به طور کامل از بین رفته است. هر چند منابع اطلاعاتی و رسانههای آمریکایی و اروپایی این ادعا را با استناد به اطلاعات دقیق، رد کردند. ضمن اینکه منتقدان، با اشاره به ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، به او گوشزد کردند نگرانی اصلی آمریکا نسبت به برنامه هستهای ایران، همین ذخایر بوده است و ترامپ با بمباران تاسیسات هستهای ایران، باعث شده آژانس اتمی دیگر نظارتی بر این ذخایر نداشته باشد و همین موضوع بر نگرانیهای آمریکا افزوده است. ترامپ سپس با به راه انداختن جنگ ۴۰ روزه، تلاش کرد ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را از بین برده یا به سرقت ببرد تا به زعم خود، مدعی شود با اتخاذ سیاستهای سخت و حمله نظامی به ایران، مساله هستهای ایران را برای همیشه حل کرده است. اما واقعیتهای جنگ ۴۰ روزه نشان داد استراتژی جنگ با ایران یک انتخاب کاملا اشتباه و پرهزینه برای آمریکا و جهان است. تبعات انسداد تنگه هرمز و حملات گسترده و ویرانگر ایران به پایگاههای آمریکا، اعتبار جهانی آمریکا را بهشدت مخدوش کرد. ترامپ اگرچه در این ۴۰ روز خسارات زیادی به ایران وارد کرد اما به اعتقاد کارشناسان، خسارات واردشده به آمریکا بویژه ضرباتی که به اعتبار و هیمنه و حیثیت آمریکا وارد شد، بیشتر از خساراتی است که به ایران وارد شده است. از سوی دیگر، حمله گسترده به ایران باعث شد ایران بتواند کنترل تنگه استراتژیک هرمز را به دست بگیرد و با این اقدام، ضمن به دست آوردن یک اهرم مهم اثرگذار در معادلات بینالمللی، جایگاه خود را در برابر آمریکا تقویت کند. چه در زمان جنگ و چه پس از اعلام آتشبس، تقریبا همه صاحبنظران، تحلیلگران و رسانههای معروف دنیا روی این موضوع متفقالقول بوده و هستند آمریکا در این جنگ شکست سنگینی متحمل شده است.
ترامپ ابتدای جنگ به دنبال براندازی جمهوری اسلامی، از بین بردن برنامه دفاع موشکی و همینطور برنامه هستهای ایران و تغییر سیاستهای منطقهای ایران و انحلال و خلعسلاح جبهه مقاومت بود. ضمن اینکه ترامپ تصور میکرد با شکست یا تسلیم ایران میتواند بر منابع سرشار نفت و گاز ایران تسلط یابد. به اعتقاد صاحبنظران، ترامپ در رسیدن به همه این اهداف شکست سنگینی خورد. صاحبنظران معتقدند موقعیت ایران در این جنگ بهتر از شرایط قبل از جنگ شده است. ایران در این جنگ هم توانست استحکام جمهوری اسلامی را نشان دهد، هم سرمایه اجتماعی خود را به رخ بکشد و هم با حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه، قدرت خود را نشان دهد. ضمن اینکه با تسلط بر تنگه هرمز و در اختیار گرفتن یک اهرم قدرتمند جهانی، خود را به عنوان یک بازیگر موثر جهانی تثبیت کند.
بنابراین کاملا مشخص است جنگ آمریکا علیه ایران منجر به یک شکست سنگین برای ترامپ و یک پیروزی استراتژیک برای ایران شده است. این واقعیات باعث شد این روزها منتقدان ترامپ، ادعای او مبنی بر مفید بودن سیاستهایش در قبال ایران در مقایسه با سیاستهای دولتهای پیشین آمریکا را به چالش بکشند. در میانه جنگ ۴۰ روزه، یکی از چهرههای سرشناس رسانهای در شبکه اجتماعی ایکس، در مطلبی کنایهآمیز نوشت حالا ترامپ فهمیده چرا اسلافش به ایران حمله نمیکردند.
این توئیت، ضمن انتقاد از سیاستهای جنگطلبانه ترامپ علیه ایران، از سیاستهای دولتهای سابق آمریکا علیه ایران و پرهیز آنها از به راه انداختن جنگ علیه ایران دفاع کرد.
جان کری، وزیر خارجه دولت دوم اوباما نیز پس از اعلام آتشبس میان ایران و آمریکا، شرایط را مناسب دانست تا ضمن انتقاد از سیاستهای ترامپ علیه ایران، از تصمیم دولتهای بایدن، اوباما و بوش برای عدم حمله نظامی به ایران دفاع کند.
کری بر همین اساس در مصاحبهای گفت: «نتانیاهو میخواست ما به ایران حمله کنیم. او به دیدار رئیسجمهور اوباما آمد. او ارائهای داد تا درخواست حمله کند. رئیسجمهور اوباما رد کرد. رئیسجمهور بایدن رد کرد. رئیسجمهور بوش رد کرد. تنها رئیسجمهوری که با این موضوع موافقت کرد، واضح است رئیسجمهور ترامپ بود». وزیر اسبق خارجه آمریکا با این اظهار نظر، به این نکته اشاره کرد که دستکم ۳ رئیسجمهور آمریکا پیش از ترامپ، در مقابل پیشنهاد نتانیاهو برای حمله به ایران مقاومت کردند و منافع آمریکا را نسبت به منافع رژیم صهیونیستی در اولویت قرار دادند. کری در این باره افزود: «وقتی وارد جنگ میشوید، امیدوارید با حمایت مردم خود وارد جنگ شوید. یک تهدید مشخص دارید. واضح است چرا باید وارد جنگ شوید. در این مورد، شما با جنگی روبهرو هستید که اساساً در حال تحقق رؤیای دیرینه نتانیاهو است تا حدی که به او اجازه داده میشود به ایران آسیب وارد کند».
وی در ادامه این مصاحبه به مبنای سیاستهای دولتهای سابق آمریکا بویژه دولتهای اوباما و بایدن در عدم حمله نظامی به ایران اشاره کرد. کری گفت: «به نظر من یک برداشت اشتباه درباره سرانجام بمبارانهای پیاپی وجود دارد. شما نمیتوانید دانشی را که در سر دانشمندانی است که حالا چرخه هستهای را کاملاً فراگرفتهاند، با بمباران از بین ببرید».
معنای این اظهارنظر وزیر اسبق خارجه آمریکا این است که دولتهای اوباما و بایدن، نسبت به گزینه حمله نظامی به ایران، مخالفت مبنایی نداشتهاند و اگر شرایط ایجاب میکرد آنها نیز همانند ترامپ به ایران حمله میکردند ولی چون ایران به دانش هستهای دست یافته بود و دانشمندان ایرانی این دانش را آموخته بودند، لذا در چنین حالتی، حمله نظامی برای از بین بردن برنامه هستهای ایران، بیفایده است.
استدلال کری موضوعی است که در سالهای اخیر بارها در محافل آکادمیک و سیاسی مطرح شده بود. وقتی ملتی به دانشی دست مییابد، دیگر ترور دانشمندان یا بمباران تاسیسات هستهای فایدهای ندارد، زیرا علم آن موضوع نزد آن ملت محفوظ است و حتی با بمباران تاسیسات و ترور دانشمندان، این دانش از بین نمیرود، ضمن اینکه صاحبنظران و مقامات سیاسی آمریکا بارها نسبت به این موضوع هشدار دادهاند که حمله و ایجاد تهدید موجودیتی علیه ایران میتواند حتی باعث ترغیب تهران به تغییر سیاستهای خود نسبت به عدم ساخت سلاح هستهای شود. کما اینکه پس از حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، کارشناسان بسیاری به این موضوع اشاره کردند که اگر ایران سلاح هستهای در اختیار داشت، آمریکا و رژیم صهیونیستی مطلقا به ایران حمله نمیکردند. به عبارتی، وقتی ایران به دانش هستهای دست یافته است، آمریکا و دیگر کشورهای دشمن ایران باید مراقب باشند دست به اقداماتی علیه ایران نزنند که باعث شود جمهوری اسلامی برای تامین امنیت و حراست از تمامیت ارضی خود، سراغ سلاح اتمی برود.
در مجموع، اظهارات جان کری درباره سیاستهای اشتباه ترامپ در قبال ایران باعث شده ادعاهای ترامپ مبنی بر مفید بودن سیاستهای ضدایرانی خود در مقایسه با دولتهای سابق آمریکا به چالش کشیده شود. یک نکته مهم نیز در این باره وجود دارد و آن زمان طرح این واقعیات از سوی کری است. از ابتدای دولت دوم ترامپ، او بارها این ادعا را مطرح کرده بود و همواره دولتهای سابق آمریکا را به خاطر عدم حمله به ایران شماتت میکرد اما مقامات دولتهای سابق آمریکا ترجیح دادند نسبت به ادعای ترامپ سکوت کنند. اینکه در این زمان جان کری وارد عمل شده و این ادعای ترامپ را به نقد کشیده، یک پیام مهم دارد: از نظر امثال کری و دیگر مقامات دولتهای پیشین آمریکا، ترامپ در جنگ علیه ایران بازنده شده است و افکار عمومی آمریکا نیز این واقعیت را فهمیدهاند. به همین خاطر، حالا که ثابت شده سیاستهای جنگطلبانه ترامپ علیه ایران شکست خورده و هزینههای زیادی روی دست آمریکاییها گذاشته است، امثال جان کری فرصت را غنیمت شمردهاند تا سیاستهای ضدایرانی او را نقد کنند. به همین خاطر میتوان این اظهارات کری را به معنای تثبیت شکست سیاستهای جنگطلبانه دولت مستقر آمریکا علیه ایران دانست.
گزارش «وطن امروز» از اظهارات اخیر جان کری درباره خسارتبار بودن سیاستهای ترامپ علیه ایران
ولی حالا چرا؟
ارسال نظر
پربیننده