۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۳۶
واکاوی دکترین جدید رهبر انقلاب در مواجهه با رسانه‌های بیگانه

پنجره‌ای به قلب و مغز

اشکان  بکیار: در عصر انفجار اطلاعات، «گوش» دیگر تنها یک عضو شنوایی نیست، بلکه به عنوان حیاتی‌ترین گذرگاه امنیت روانی و ادراکی شناخته می‌شود. پیام بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت مراقبت از این «پنجره‌های مغز و قلب»، دریچه‌ای جدید به روی مفهوم «بهداشت رسانه‌ای» باز کرده است؛ راهبردی که میان «بایکوت هوشمند» و «سوءظن فعال»، مسیری تازه برای صیانت از افکار عمومی ترسیم می‌کند.
پیام بیانات اخیر حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای درباره ماهیت رسانه‌های تحت حمایت دشمن، فراتر از یک توصیه اخلاقی، حاوی یک مدل نظام‌مند برای برخورد با «جنگ روایت‌ها» است. 
در ادامه، ابعاد سه‌گانه این راهبرد مورد واکاوی قرار می‌گیرد.
1- مهندسی ورودی‌های ذهن؛ گوش به‌مثابه سنگر
تعبیر «گوش؛ پنجره مغز و قلب»، نشان‌دهنده اشراف بر لایه‌های عمیق روان‌شناسی رسانه است. 
مغز به عنوان مرکز تحلیل و قلب به عنوان مرکز ایمان و عاطفه، مستقیماً از داده‌های ورودی (شنیده‌ها) تغذیه می‌کنند. 
وقتی ورودی مسموم باشد، خروجی که همان «تصمیم» و «موضع‌گیری» است، ناگزیر دچار انحراف می‌شود. لذا مراقبت از گوش، نخستین لایه از «پدافند غیرعامل» در زندگی هر شهروند محسوب می‌شود.
2- پایان فرضیه «بی‌طرفی رسانه‌ای»
تاکید بر اینکه «این رسانه‌ها خیرخواه ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده است»، پاسخی صریح به ادعای بی‌طرفی رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی و اینترنشنال است. 
رهبری با ارجاع به «تجربه تاریخی» و «اثبات‌شدگی»، مخاطب را از یک خوش‌بینی ساده‌لوحانه برحذر می‌دارند. 
در این نگاه، رسانه بیگانه نه یک منبع خبری، بلکه یک «سلاح هوشمند» در دست اتاق‌های فکر ضدایرانی است که هدف نهایی‌اش تخریب اراده و امید ملت است.
3- دوگانه‌ راهبردی: «ترک مواجهه» یا «سوءظن فراوان»
نقطه عطف پیام بیانات، ارائه راهکار عملیاتی است. رهبر انقلاب 2 سطح از مواجهه را پیشنهاد می‌کنند:
سطح اول (بایکوت هوشمند): قطع کامل دسترسی به منابعی که تعمد در دروغ‌پردازی دارند. این کار نه از روی ضعف، بلکه برای حفظ «تمرکز ذهن» و «سلامت روان» است.
سطح دوم (سواد رسانه‌ای تهاجمی): اگر فردی ناگزیر به استفاده از این رسانه‌هاست، باید با «سوءظن فراوان» به استقبال خبر برود. این یعنی پذیرش اصل «دروغ‌گویی منبع»، مگر اینکه خلافش ثابت شود. این «سوءظن راهبردی»، زهر شایعات را پیش از نفوذ به قلب و مغز خنثی می‌کند. 
پیام روشن این راهبرد این است که در دنیای امروز، «خنثی بودن» در مقابل رسانه معنا ندارد؛ یا باید ورودی‌های ذهن را از آلودگی حفظ کرد، یا مسلح به سلاح «تردید منطقی» شد. 
این یادآوری، نه‌تنها برای آحاد ملت، بلکه برای متولیان فرهنگی و رسانه‌ای، زنگ خطری است تا با تبیین واقعیت‌ها، «آنتی‌ویروس‌های ذهنی» جامعه را در برابر ویروس تحریف و ناامیدی تقویت کنند.

ارسال نظر
captcha