۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۳:۲۳
روایتی از فروپاشی نظم پترودلار در سایه جنگ ایران

شوک تنگه هرمز و پایان چرخه برتری پترودلار

ماشاءالله ذراتی: تنگه هرمز همواره در معادلات ژئوپلیتیک جهان به مثابه یک شاهرگ حیاتی و در عین حال یک نقطه آسیب‌پذیر شناخته شده اما در جنگ سوم تحمیلی، این آبراه باریک نه‌تنها جریان نفت، بلکه جریان سرمایه و اساس معماری مالی ۵۰ ساله جهان را نیز مسدود کرد. یادداشت پیش رو، با تکیه بر داده‌ها و تحلیل‌های اقتصادی به واکاوی این پرسش می‌پردازد: چگونه بسته شدن تنگه هرمز «چرخه برتری» پترودلار را شکست و همزمان، زیرساخت‌های مالی جایگزین به رهبری چین را به صحنه رقابت با دلار بازگرداند. برای درک عمق بحران، ابتدا باید به معماری معامله بزرگ سال ۱۹۷۴ بازگشت. در آن سال، هنری کیسینجر، وزیر وقت خارجه آمریکا یکی از مهم‌ترین قراردادهای مالی تاریخ مدرن را منعقد کرد: عربستان نفت خود را به دلار قیمت‌گذاری و مازاد درآمدهای نفتی (پترودلارها) را در دارایی‌های آمریکا بویژه اوراق قرضه خزانه‌داری سرمایه‌گذاری کند. در مقابل، آمریکا چتر امنیتی خود را بر فراز خلیج فارس بگستراند. این سازوکار که سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز به آن پیوستند، حلقه‌ای بسته و هوشمندانه ایجاد کرد: مصرف‌کنندگان نفت در جهان دلار پرداخت می‌کردند، این دلارها به ریاض و ابوظبی می‌رفت و بلافاصله از طریق خرید بدهی‌های دولت آمریکا به واشنگتن بازمی‌گشت. این «بازیافت پترودلار» به مدت ۵ دهه، هزینه‌های استقراض آمریکا را به طور مصنوعی پایین نگاه داشت و جایگاه دلار را به عنوان ارز ذخیره جهانی تثبیت کرد اما جنگ ایران این معادله را از ۲ جهت بنیادین دچار فروپاشی کرد: سمت تقاضا (واردکنندگان نفت) و سمت عرضه (صادرکنندگان نفت). برای اولین بار در تاریخ بحران‌های بزرگ مدرن، واکنش بازار اوراق قرضه آمریکا نه یک گریز سرمایه‌ها به سوی دارایی‌های امن (Flight to Quality)، بلکه فرار سرمایه‌گذاران رسمی خارجی از این بازار بود.

شکست سمت واردکنندگان؛ فروش اوراق خزانه برای دفاع از ارزهای ملی
تحلیل اخیر «آرون براون» در بلومبرگ به وضوح نشان می‌دهد واکنش بانک‌های مرکزی جهان به شوک نفتی ناشی از جنگ ایران، بر خلاف همه بحران‌های پیشین از جمله همه‌گیری کرونا یا حمله روسیه به اوکراین، «فروش خزانه‌های آمریکا» بوده است. منطق این اقدام بسیار ساده اما ویرانگر است: با جهش بهای نفت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه و همزمان تضعیف ارزش پول ملی کشورهای واردکننده نفت مانند ترکیه، هند و تایلند در برابر دلار، بانک‌های مرکزی این کشورها مجبور به مداخله در بازار ارز برای جلوگیری از سقوط ارزش پول ملی خود شدند.
برای چنین مداخله‌ای، آنها به ذخایر دلاری نقد نیاز داشتند. نقدشونده‌ترین دارایی دلاری در ترازنامه هر بانک مرکزی، اوراق خزانه‌داری آمریکاست. نتیجه آن شد که موجودی اوراق خزانه نزد بانک فدرال‌رزرو نیویورک تنها در چند هفته ۸۲ میلیارد دلار کاهش یافت و به 2.7 تریلیون دلار رسید؛ پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۲. 
بازدهی اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا نیز به جای آنکه به دلیل گریز به سوی دارایی‌های امن کاهش یابد، از 3.9 درصد به بالای 4.4 درصد جهش کرد. به بیان ساده، جهان برای تأمین هزینه افزایش قیمت انرژی ناشی از جنگ، مشغول فروش بدهی‌های آمریکا بود.
فلج شدن سمت صادرکنندگان؛ وقتی پترودلار از تنگه عبور نمی‌کند در نگاه اول، افزایش قیمت نفت باید به نفع صادرکنندگان خلیج فارس باشد و آنها را به خرید بیشتر اوراق قرضه آمریکا ترغیب کند اما بحران اخیر تفاوتی ماهوی با شوک‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ دارد. دلیل این تفاوت در یک نام جغرافیایی خلاصه می‌شود: «تنگه هرمز». در شوک‌های نفتی گذشته، افزایش قیمت نفت منجر به افزایش درآمدهای نفتی تولیدکنندگان می‌شد و آن درآمدها متعاقباً به چرخه بازیافت دلار بازمی‌گشت اما این بار، با بسته شدن تنگه، تولیدکنندگان حاشیه خلیج فارس اساساً نمی‌توانند نفت خود را صادر کنند. طبق داده‌های گزارش‌شده، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس شامل عربستان، کویت، امارات و عراق، تولید خود را دست‌کم ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش داده‌اند. اگرچه عربستان و امارات می‌توانند بخش محدودی از نفت خود را از طریق خطوط لوله جایگزین (با ظرفیت تنها یک‌چهارم تنگه هرمز) صادر کنند اما همین مسیرها نیز زیر تهدید مستقیم پهپادی و موشکی ایران قرار دارد. حمله به تأسیسات گازی «راس لفان» قطر نیز به فروپاشی کامل مدل اقتصادی منطقه دامن زد؛ قطری‌ها با استناد به بند قوه قاهره (فورس ماژور) در قراردادهای فروش گاز، رسماً اعلام کردند امکان اجرای تعهدات صادرات گاز خود را ندارند و مسؤولیتی در قبال تأخیر در تحویل محموله‌ها نمی‌پذیرند. این وضعیت به معنای توقف همزمان ۲ موتور محرک پترودلار است: «درآمدهای دلاری» و «سرمایه‌گذاری دلاری». کشورهای حاشیه خلیج فارس که ژانویه ۲۰۲۶ حدود ۳۰۰ میلیارد دلار اوراق خزانه آمریکا را در اختیار داشتند، اکنون نه‌تنها درآمد نفتی کمتری کسب می‌کنند، بلکه مجبورند ذخایر خود را صرف خرید سیستم‌های پدافند هوایی و مدیریت بحران داخلی کنند. مهم‌تر از آن، نشانه‌هایی از بازنگری سیاسی در تعهدات سرمایه‌گذاری دیده می‌شود. مقامات کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس در گفت‌وگو با روزنامه «فایننشال تایمز» هشدار داده‌اند به دلیل وقوع جنگ و شرایط بحرانی، در حال بازنگری حقوقی در قراردادهای همکاری اقتصادی و تعهدات سرمایه‌گذاری خود با واشنگتن هستند و قصد دارند با استناد به بندهای مربوط به شرایط اضطراری و قوه قاهره، از این توافقات خارج شوند. این اقدام بی‌سابقه نشان‌دهنده عمق شکاف اعتماد ایجادشده در پی بسته شدن تنگه هرمز است؛ جایی که شرکای نفتی آمریکا احساس می‌کنند در ازای نفتی که روی آب مانده، نه‌تنها امنیت دریافت نکرده‌اند، بلکه دارایی‌های‌شان در آمریکا نیز در معرض ریسک قرار گرفته.
این چرخش مسیر، چیزی است که در دهه‌های اخیر بی‌سابقه است. به قول آرون براون «معامله کیسینجر در سال ۱۹۷۴ از جنگ سرد، بحران مالی و پاندمی جان سالم به در برد اما از جنگ ایران جان سالم به در نبرد».

ظهور زیرساخت مالی شرق؛ جهش رکوردشکن سوئیفت چینی و سایه پترویوآن
خلأ ایجادشده در نظام پرداخت‌های بین‌المللی ناشی از تضعیف پترودلار، بلافاصله توسط رقیبی پر شد که سال‌ها در سکوت برای چنین روزی آماده می‌شد؛ چین. در حالی که تنگه هرمز بسته است و دلار به سلاحی ژئواکونومیک بدل شده، سیستم پرداخت بین‌بانکی فرامرزی چین (CIPS) بزرگ‌ترین جهش تاریخ خود را ثبت کرد.
طبق گزارش‌های آوریل ۲۰۲۶، ماه مارس، CIPS در یک روز رکورد خیره‌کننده 1.22 تریلیون یوآن (178.5 میلیارد دلار) تراکنش را پردازش کرد. میانگین ارزش تراکنش روزانه در این ماه با جهش ۵۰ درصدی نسبت به فوریه به ۹۲۰ میلیارد یوآن رسید. تحلیلگران صراحتاً «جنگ علیه ایران» و «افزایش تقاضا برای تسویه نفتی به یوآن» را کاتالیزور این رشد انفجاری می‌دانند. نکته کلیدی در این تحول، تغییر رفتار ایران و ارتباط آن با تنگه هرمز است. تهران که پیش‌تر بخشی از نفت خود را برای دور زدن تحریم‌ها به یوآن به چین می‌فروخت، اکنون به فکر دریافت عوارض عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز به یوآن افتاده است. این اقدام به ظاهر کوچک اما عمیقاً راهبردی، یکی از ارکان دیرینه دلار یعنی کنترل بر شاهراه‌های انرژی را به چالش می‌کشد. چین که بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است، از این روند سود می‌برد. مالیکا ساچدوا، تحلیلگر دویچه بانک هشدار می‌دهد این درگیری می‌تواند آغاز عصر «پترویوآن» باشد و بنیان‌های رژیم پترودلار را به تدریج دچار فرسایش کند. هرچند حجم تراکنش‌های CIPS همچنان در مقایسه با غول پیام‌رسان مالی جهان یعنی سوئیفت (SWIFT) که سهم دلار در آن ۴۸ درصد است، ناچیز به نظر می‌رسد (سهم یوآن ۳ درصد) اما روند کیفی ماجرا مهم‌تر از کمیت لحظه‌ای است. سیستم پرداخت بین‌بانکی فرامرزی چین(CIPS) اکنون به ۵,۰۰۰ موسسه بانکی در ۱۹۰ کشور خدمات می‌دهد و سال ۲۰۲۵ برای اولین‌بار شرکت‌کنندگان مستقیمی از آفریقا، غرب آسیا و آسیای مرکزی جذب کرد. هدف پکن از توسعه CIPS و قوانین جدید آن نه لزوماً جایگزینی کامل دلار، بلکه ایجاد یک زیرساخت موازی است که قدرت تحریم‌های مالی آمریکا را خنثی کند. به بیان فلورنس تان، تحلیلگر ارشد بانک سنگاپوری DBS در چین، شرکت‌ها اکنون «دلیل تجاری» برای استفاده از یوآن دارند: کاهش هزینه‌های مبادله ارزی و محافظت در برابر نوسانات دلار.

نتیجه‌گیری: چرخشی آرام اما عمیق در نظم مالی جهان
تحولات تنگه هرمز و منطق جدید ایران در بهره‌برداری از این شاهراه حیاتی، پرده از حقیقتی برداشت که تحلیلگران مالی اغلب از آن غافل بودند؛ «دارایی امن» (Safe Haven) یک فرمول ریاضی یا یک ویژگی ذاتی بازار نیست، بلکه یک توافق سیاسی شکننده است. اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا نه به دلیل سوددهی بالا، بلکه به دلیل این باور جهانی خریداری می‌شدند که «آمریکا تضمین‌کننده ثبات است» اما وقتی همین آمریکا به یکی از طرف‌های اصلی جنگ در منطقه تبدیل و تنگه هرمز به جای مسیر تجارت، به محل تحمیل اراده ژئوپلیتیک بدل شد، این باور در هم شکست. در غیاب جریان آزاد نفت و در سایه تهدید دریافت عوارض به یوآن برای عبور از هرمز، سرمایه‌ها به جای پناه بردن به دلار، از آن می‌گریزند. این چرخش، نقطه پایان «چرخه برتری» پترودلار و آغاز عصری است که در آن امنیت دارایی‌های مالی تابعی از موقعیت میدانی در خلیج فارس خواهد بود. هرچند در کوتاه‌مدت، هیچ جایگزین کاملی برای نقدشوندگی و عمق بازار خزانه‌داری آمریکا وجود ندارد اما آنچه تغییر کرده، «جهت حرکت سرمایه» و «شکستن طلسم اعتماد» است. سهم سرمایه‌گذاران خارجی در بازار اوراق قرضه آمریکا از ۵۰ درصد در دهه ۲۰۱۰ به ۳۲ درصد رسیده و برای اولین‌بار از سال ۱۹۹۶، مجموع طلای بانک‌های مرکزی جهان از مجموع اوراق قرضه دولت آمریکا در ذخایرشان پیشی گرفته است. بحران تنگه هرمز نشان داد آسیب‌پذیری پترودلار تنها در تهران یا پکن نیست، بلکه در گلوگاه‌های جغرافیایی‌ای است که جریان انرژی و به تبع آن جریان سرمایه را قطع می‌کنند. معماری مالی کیسینجر بر پایه جریان آزاد نفت بنا شده بود. با سد شدن این جریان در هرمز، حلقه فضیلت شکست و صدای پای رقیبان نه در شعارهای سیاسی، بلکه در تراکنش‌های رکوردشکن سیستم پرداخت بین‌بانکی فرامرزی چین CIPS شنیده شد. جهان پس از جنگ ایران، جهانی است که در آن دیگر نمی‌توان نقشه مالی آن را بدون در نظر گرفتن یوآن، تنگه هرمز و پایان دوران طلایی پترودلار ترسیم کرد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده