۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۳۶
تحلیل نشریه آتلانتیک از استیصال رئیس‌جمهور آمریکا در برابر ایران

ترامپ داشت دست و پا می‌زد

مهدی حسنی: ترامپ به دلیل آغاز جنگ با ایران وضعیتی را در سیاست آمریکا رقم ‌زده که بسیاری از تحلیلگران «افتضاح تمام‌عیار» را کمترین توصیف برای آن می‌دانند. توهماتی که نتانیاهو درباره سرنگونی نظام سیاسی ایران به او فروخته بود، حالا از بین رفته و او در حال تجربه یکی از بدترین دوران‌های ریاست جمهوری در تاریخ آمریکاست. رسانه آتلانتیک در گزارشی به توصیف این افتضاح تمام‌عیار می‌پردازد. 
وضعیت به باور این رسانه، تاریخی است؛ ایران تنگه هرمز را در اختیار دارد و ترامپ تلاش دارد بتواند کنترل اوضاع را به دست گیرد: «در شرایطی که مذاکرات با ایران لنگ‌لنگان پیش می‌رود، تنگه هرمز همچنان در دستان تهران است و حالا ترامپ مجوز یک محاصره دریایی پرخطر را صادر کرده که احتمالاً قیمت‌ها را بیش از پیش بالا خواهد برد. علاوه بر این، آمار ترامپ در نظرسنجی‌ها همچنان در حال سقوط است، جمهوری‌خواهان نگرانند که در ماه نوامبر اکثریت هر دو مجلس کنگره را از دست بدهند و رئیس‌جمهور برای حمایت از رفیق مستبد و حالا شکست‌خورده‌اش، ویکتور اوربان مجارستانی، حجم عظیمی از سرمایه ژئوپلیتیک خود را به باد داده و ترامپ تنها در عرض یک هفته، به پیروان 2 دین بزرگ جهان توهین عمیقی کرد». 
به باور آتلانتیک، ترامپ حالا دیکتاتوری است که با ارعاب حکومت می‌کند و از شدت استیصال در وضعیت نبرد با ایران، رو به مهمل‌گویی آورده، بی‌خبر از آنکه ایران بیدی نیست که به باد تهدیدهای بیهوده او بلرزد: «دونالد ترامپ مدت‌هاست با تکیه بر ارعاب حکومت می‌کند. 
او از هم‌حزبی‌های جمهوری‌خواهش وفاداری مطلق می‌طلبد و به رهبران جهان زور می‌گوید. او خودش را در چنان مخمصه‌ای انداخته که هیچ راه فرار مشخصی از آن وجود ندارد. جنگ با ایران، درگیری خودخواسته او بود اما اوضاع اصلاً آنطور که انتظار داشت پیش نرفت. 
ترامپ تصور می‌کرد این جنگ شبیه همان یورش نظامی برق‌آسایی خواهد بود که نیکلاس مادورو را بی‌هیچ زحمتی از کاراکاس بیرون کشید؛ یک حمله نقطه‌زن که شاید فقط چند روز یا نهایتاً 2 هفته طول بکشد. در عوض، این درگیری حالا دارد به مرز ۵۰ روز نزدیک می‌شود. ایران آسیب دیده اما جسورتر شده و حالا نسبت به دوران پیش از جنگ، کنترل بیشتری بر این تنگه حیاتی که ۲۰ درصد نفت جهان از آن می‌گذرد دارد و از آن مانند یک اهرم اقتصادی برای فشار آوردن به بقیه دنیا استفاده می‌کند. 
ترامپ خواستار بازگشایی تنگه شده و حتی تهدید کرده که اگر ایران تمکین نکند، کل تمدن ایران را نابود خواهد کرد اما تهران از این تهدیدها به خود نلرزید. تاکتیک‌های همیشگی ترامپ برای ارعاب، دیگر جواب نمی‌دهد». 
شدت خشم ترامپ از توانایی ایران بر کنترل هرمز، به باور آتلانتیک بدل به بد و بیراه‌گویی‌های ناشی از استیصال او به همپیمانان اروپایی‌اش شد؛ کاری که روابط رو به وخامت 2 متحد را تیره‌تر کرد: «او از اینکه یک نیروی نامنظم بتواند شرکت‌های کشتیرانی را اینگونه مرعوب کند، خشمگین بود و از آنها می‌خواست کمی جرأت به خرج دهند و با زور از مسیر عبور کنند اما شرکت‌ها زیر بار نرفتند. 
او از کشورهای اروپایی خواست مداخله کنند، با این استدلال که آنها بیشتر از ایالات متحده از نفتی که از تنگه هرمز می‌گذرد سود می‌برند اما اروپا که پیش از آغاز جنگ مورد مشورت قرار نگرفته بود، از این کار سر باز زد و حاضر نشد تنها چند هفته پس از آنکه ترامپ با درخواست واگذاری گرینلند به آمریکا روابط 2 سوی اقیانوس اطلس را تیره کرده بود، تسلیم خواسته‌های او شود. آنها بالاخره در برابر رئیس‌جمهوری ایستادند که نزد همکاران خود لاف می‌زد که من کشور و دنیا را اداره می‌کنم!»  
یکی از درخشان‌ترین بندهای متن، جایی است که نویسنده بخوبی استیصال و درماندگی ترامپ را به تصویر می‌کشد که چگونه او و تیم نادانش برای نجات از مهلکه به دست و پا زدن افتادند و به پیشنهاد آتش‌بس پاکستان چنگ زدند: «چند تن از مشاوران ترامپ به من گفتند حتی برخی از افراد حلقه خود او نیز به‌شدت مأیوس و نگران شده‌اند. یاران نزدیک ترامپ به او توصیه کرده بودند از تعیین ضرب‌الاجل خودداری کند اما او حالا چندین ضرب‌الاجل تعیین کرده بود و هر بار که موعد یکی از آنها می‌گذشت، ضعیف‌تر به نظر می‌رسید. 
پست او تهدید به اقداماتی بود که در حد جنایات جنگی محسوب می‌شد. چندین نفر از نزدیکان رئیس‌جمهور به من گفتند او به دست‌ و پا زدن افتاده است. مانورهای همیشگی‌اش جواب نداده بود، بنابراین معتقد بود تنها راه چاره‌اش تشدید تنش‌هاست اما این رفتار، استفاده استراتژیک از اقدامات غیرقابل پیش‌بینی برای رسیدن به هدف نبود، بلکه برخاسته از استیصال بود. او بی‌ثبات و متزلزل به نظر می‌رسید. 
متحدان جمهوری‌خواه و رهبران جهان با او لابی کردند تا از تهدیدش عقب‌نشینی کند و در حالی که ضرب‌الاجل نزدیک می‌شد، تیم او به پیشنهاد آتش‌بسی که مذاکره‌کنندگان پاکستانی مطرح کرده بودند، چنگ 
انداخت». 
ترامپ حالا به ‌دلیل نادانی و آغاز جنگ با ایران، در حال از بین بردن شانس حزبش برای انتخابات میان‌دوره‌ای است: «آمار محبوبیت جمهوری‌خواهان در نظرسنجی‌ها در حال سقوط است، در حالی که قیمت‌ها بویژه قیمت بنزین بالا می‌رود. ترامپ هنوز نتوانسته دلیل قانع‌کننده‌ای برای ضرورت درگیری با ایران ارائه دهد و حتی اگر جنگ به‌زودی پایان یابد، پیش‌بینی می‌شود فشارهای اقتصادی تا ماه‌ها و تا اواسط فصل رقابت‌های انتخاباتی ادامه داشته باشد. 
پیش از شعله‌ور شدن جنگ، کاخ سفید برنامه‌ریزی کرده بود که ترامپ روی پیام‌های اقتصادی مانور دهد اما حالا حواس رئیس‌جمهور پرت است و به ‌هر حال هیچ خبر اقتصادی خوبی هم برای ارائه کردن ندارد». ترامپ به باور نویسنده گزارش، در 15 ماه یک کارنامه بلندبالای شکست و افتضاح خلق کرده است. 
2 مورد از آخرین رسوایی‌های او و تیمش در میانه جنگ با ایران هم به پرونده ارتباط همسرش با دلال جنسی، جفری اپستین و شکست همپیمان مجارش، اوربان بازمی‌گردد. هویج نادان روی تردمیل شکست مشغول دویدن است.

ارسال نظر
captcha