۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۸:۵۲
گفت‌وگوی «وطن امروز» با امین شجاعی، کارگردان سریال تلویزیونی «کلانتری ۱۱»

یک کلانتری کاملا ایرانی

علیرضا ابوترابی: احتمالا خیلی از مردم ایران در نوروز امسال که جنگ رمضان همچنان ادامه داشت، هنگامی که تلویزیون جلوی‌شان روشن بود و مرتب بین اخبار و تحلیل‌ها در کانال‌های مختلف می‌چرخیدند، گاهی برای تنفس، در شبکه 2 سیما توقف می‌کردند تا سریالی را ببینند به نام «کلانتری ۱۱». البته این مجموعه هم چندان بی‌ربط به اتفاقاتی نبود که در یک سال گذشته رخ داد و همچنان در حال رخ دادن بود یا تاثیراتش جریان داشت. پژوهش‌ها برای تولید این اثر از 3 سال پیش آغاز شده بود اما کار توانست به اندازه کافی با اتفاقات این روزهای زندگی مردم ایران مماس باشد و با آنها ارتباط برقرار کند. این سریال درباره یک کلانتری است که به مواجهه با اتفاقات و رویدادهای شهر و فضای اجتماعی می‌پردازد و از اتفاقات سیاسی تا شورای شهر و حتی جنگ ۱۲ روزه در داستان‌های آن آمده است. داستان سریال در لوکیشنی با نام «کلانتری ۱۱» در منطقه چهل‌رود که مکانی فرضی است می‌گذرد و فرمانده آن، سرگرد حسن جهانی با بازی تینو صالحی، پلیسی با رویکردی اجتماعی است که با حساسیت و احساس مسؤولیت، جلوی هرگونه آسیب به جان و مال مردم، اعم از مشکلات محیط زیست، کمبود آب، ساخت‌وسازهای غیرمجاز و مسائل ایمنی معادن را می‌گیرد. این سریال با بهره‌گیری از حدود ۲۰۰ بازیگر، شامل چهره‌های شناخته‌شده تلویزیونی، بازیگران رده 2 و 3 و همچنین معرفی استعدادهای تئاتر شهرستان‌ها، یک کارگاه استعدادیابی هم محسوب می‌شود. «کلانتری ۱۱» را تا قسمت دوازدهم محمد اسفندیاری کارگردانی کرده بود اما از جایی به بعد، امین شجاعی کار را ادامه داد و قرار است فصل دوم را هم شجاعی کارگردانی کند. امین شجاعی در گفت‌وگویی که با او داشتیم درباره جزئیات فنی و محتوایی این سریال نکات متعددی می‌گوید و ارتباط محتوای این مجموعه با مسائل روز جامعه، خصوصا کودتا و جنگ را توضیح می‌دهد.

در شروع بفرمایید چرا سریال کلانتری ۱۱ بیش از یک کارگردان دارد و تا چه اندازه پیش‌برد این اثر بر عهده شما بوده، تا چه اندازه بر عهده آقای اسفندیاری؟ 
آقای اسفندیاری کارگردانی قسمت اول تا ۱۲ را بر عهده داشت اما برای قسمت ۱۳ تا آخر فصل اول یعنی قسمت ۳۶، به‌علاوه فصل دوم که اکنون در مرحله پیش‌تولید آن هستیم، کارگردانی سریال بر عهده من شد.

دلیل این موضوع را می‌توانید توضیح دهید؟
برنامه‌ریزی‌ سریال به دلیل همزمانی این اثر و پیش‌تولید فیلم «کوچ» که پروژه آقای اسفندیاری بود - و در جشنواره فیلم فجر هم اکران شد - به واسطه شرایط جنگ ۱۲ روزه کمی به هم ریخت. آقای اسفندیاری باید سر کار سینمایی خودشان می‌رفت و اثر را به جشنواره می‌رساند. به خاطر همین موضوع تا قسمت ۱۲ بر عهده ایشان بود و بعد از آن ساخت سریال را من بر عهده گرفتم.

تا چه اندازه شما از ایده سریال باخبر بودید؛ می‌دانید از کجا نشأت گرفته شده و تا چه اندازه قصه آن بر اساس واقعیت است؟ 
ایده کار متعلق به شخص آقای محسن جهانی است. محسن جهانی می‌خواست ایده شخصی‌‌اش را که یکی‌دو سال با خودش همراه داشت و در رابطه با سریالی پیرامون حواشی کلانتری بود، شکل دهد و بسازد. او این ایده را با آقایان هاشم مسعودی و مجتبی احسانی در میان می‌گذارد و کم‌کم بقیه قصه را پیش می‌برند که به تولید برسد.

پس تا اندازه‌ای سریال بر اساس واقعیت هم است؟
بله! یک سال فقط پژوهش این کار طول کشید. پژوهش این سریال هم به 2 شکل انجام شد؛ بخش‌هایی از سریال با استفاده از پرونده‌های واقعی کلانتری که بیشترشان هم در مشهد صورت گرفت انجام شد و بخش دوم پژوهش هم بر اساس داده‌هایی بود که از کلانتری‌های شهرهای دیگر جمع‌آوری شد؛ از دل کلان‌ مسائل درآمد.

در مورد ادامه روند داستانی سریال لطفا توضیح دهید؛ آیا قرار است در آینده با ساختاری اپیزودیک و «هر چند قسمت یک داستان» روبه‌رو شویم یا سریال فصل‌های دیگری دارد که آنها قصه‌هایی مجزا را روایت می‌کنند؟ 
فصل اول در ۳۶ قسمت ساخته شد و فصل دوم هم در مرحله نگارش است که قرار است به‌زودی هم شروع شود. در فصل اول ما یکی‌دو تا قصه اصلی داریم و بعد از آن دیگر با خرده‌پیرنگ‌هایی مواجهیم که یا تک‌قسمتی هستند یا بعضی‌ از آنها هم 3-2 قسمتی اما در این فصل داستان‌هایی درباره معدن، مساله آب، میراث فرهنگی و... را داریم. جلوتر که بیایم قصه‌هایی درباره گم شدن یک دختربچه، خودکشی یک نفر و ماجراهای دیگری را به تصویر کشیدیم اما به طور کلی یکی‌دو قصه اصلی در این سریال هست که اینها در طول این ۳۶ قسمت به وجود می‌آیند. یکی از آنها تقابل خود سرگرد جهانی با عموی خود رسول و یکی هم تقابل سرگرد جهانی با مافیایی است که در چهل‌رود هستند و مردم از دست آنها خسته شده‌اند.

این بخش‌های اپیزودیکی که در آینده وجود دارد، در راستای همین داستان آصف است یا فضای کاملا مجزایی نسبت به آن دارد؟
تعدادی از آنها مثل داستان معدن و سد در راستای قصه آصف هستند اما تعدادی روند کاملا مجزا و مستقلی را طی می‌کنند.

در سریال «کلانتری ۱۱» ما شاهد نوآوری‌هایی هستیم که به واقعی‌تر کردن سریال کمک کرده‌اند. فاصله گرفتن از تصویر کلیشه‌ایِ پلیس اتو کشیده که در کارهای دیگر صداوسیما وجود دارد و بخشیدن یک وجه مقتدر و خشن به پلیس سریال، از جمله این نوآوری‌هاست؛ لطفا درباره چگونگی به نمایش رساندن این نوآوری‌ها توضیح دهید.
بخش زیادی از نکاتی که شما فرمودید مرهون قلم آقای محسن جهانی است. آقای محسن جهانی در پژوهش این سریال که یکی‌دو سال طول کشید، زحمت زیادی کشید و می‌خواست ما در این اثر تا حد زیادی تصویر نزدیک و واقعی به پلیس را به نمایش بگذاریم. در طول این سال‌ها آثاری که از تلویزیون، سینما یا نمایش خانگی پخش شده معمولا روی یکی از جنبه‌های پلیس تمرکز کرده‌اند و در اکثر آنها هم کمی اغراق شده. مثلا هر موقع ما خواستیم روی اقتدار پلیس کار کنیم آنقدر در آن اغراق کردیم که پلیس تبدیل به یک پلیس گنگستر مانند شده؛ از آنهایی که حین تعقیب و گریز ماشین از 4 طرف یک‌دفعه در کوچه ظاهر می‌شود و از این قبیل موارد رویاپردازانه گنگستری. یا مثلاً اگر سراغ وجه خانوادگی پلیس رفتیم، به شکلی مبالغه‌آمیز شمایلی مهربان و خانواده‌دوست به نمایش رساندیم. از سوی دیگر برای مثال آنقدر با سربازها شوخی کردیم که سرباز‌های موجود در آثارمان تبدیل به آدم‌هایی احمق و دست و پا  چلفتی شد‌ه‌اند. واقعیت این است که ما در این سریال خواستیم اول از همه به واقعیت پلیس نزدیک شویم و از طرف دیگر هم خواستیم به تمام وجوه پلیس نزدیک شویم و پلیس را به عنوان یک انسان ببینیم. این انسان هم خانواده دارد، هم مسؤولیت دارد، هم درگیر مسائل سیاسی و اجتماعی است و کار اشتباه‌ هم ممکن است بکند. از زمانی که من به پروژه اضافه شدم، تأکید داشتند که ما آن چیزی را که هست نشان بدهیم.
مثلا در جلساتی که تمرین داشتیم، می‌گفتم طنز اثر را باید حفظ کنیم اما نباید سربازها چهره‌ای احمقانه داشته باشند و دست و پا چلفتی به نظر برسند. واقعیت این است که سعی کردیم از تجربه شخصی‌ای که خودمان در خدمت داشتیم، چیزهایی که حرف می‌زدیم، مدل کارهایی که درگیر آن بودیم و چالش‌هایی که داشتیم ایده بگیریم.

تا چه اندازه از آثار دیگر الهام گرفتید؟ برای مثال در جایی از سریال وقتی ساسان دستگیر شده، پس از سخنرانی سرگرد جهانی با پرسنل کلانتری، با آن حالت مست و شبه‌مجنونی که داشت برای آن سخنرانی شروع به دست زدن کرد که این صحنه یادآور صحنه‌ای از فیلم Dark knight (شوالیه تاریکی) است.
درست می‌فرمایید؛ یک جاهایی ما سعی کردیم فلش‌بک‌هایی در ذهن مخاطب بزنیم که یک‌سری از آنها رفرنس‌های تلویزیونی و سینمایی بودند و قصدمان این بود که ذهن مخاطب را قلقلک دهیم.

در مورد اضافه کردن جنبه طنز به سریال توضیح دهید؛ تا چه اندازه سعی کردید این عنصر محرکی برای جذب مخاطب‌ شود؟
طراحی اول محمد اسفندیاری و محسن جهانی به این صورت بود که کار آن مزه خودش را داشته باشد. چون ما درگیر چند چالش بزرگ بودیم؛ یکی اینکه سریال سیتکام است و در یک لوکیشن می‌گذرد و این موضوع می‌توانست هم فرصت باشد و هم تهدید. از این منظر که به هر حال بعد از چند قسمت ممکن بود به تکرار برسیم و شاید مخاطب‌ هم خسته شود. به خاطر همین قضیه تیم نویسنده و کارگردان با گذاشتن این لحظات بامزه کمی از آن خستگی و ریسک اینکه احتمال یکنواختی بر اثر محول شود را دور کردند اما من خودم از موقعی که به پروژه اضافه شدم با توجه به اینکه از قسمت ۱۳ شروع کردم، متوجه شدم آن قلابی که باید انداخته شود، گیر کرده و دیگر کم‌کم ما باید برویم سراغ قصه‌ها و مسائل جدی‌تر. به خاطر همین از قسمت ۱۳ به بعد آن وجه جدی بودن بیشتر شده؛ ولی همچنان بامزگی لحظات شیرین که حول محور سربازان است وجود دارد و این دنیای واقعی تمام سربازان است. در واقعیت ‌هم بامزه‌ترین شوخی‌ها و لحظات در زندگی یک فرد می‌تواند مربوط به دوران خدمت و سربازی‌اش باشد و ما سعی کردیم که تا قسمت آخر آن را حفظ کنیم.

گفتید سریال فصل دوم هم دارد و اکنون مشغول ساخت آن هستید، از طرفی هم فرمودید جاهایی از فصل اول در جنگ ۱۲ روزه بوده؛ می‌توانید بگویید چقدر آن حال و هوا روی کارتان تاثیر گذاشت و الان هم که ما با جنگ دست و پنجه نرم می‌کنیم، چقدر روی فصل دوم کار تاثیر گذاشته؟
ما در 2 قسمت پایانی فصل اول وارد فضای جنگ ۱۲ روزه می‌شویم و قصه از آن منظر روایت می‌شود. در فصل دوم هم هنوز به طرح نهایی و خیلی از جزئیاتش نرسیده‌ایم اما از کلیاتی که مشخص است، بخش اعظم کار بر محور جنگ رمضان می‌چرخد. اکنون در مرحله و نگارش و پیش‌تولید آن هستیم که این پروسه‌ای تقریبا ۲ ماهه است.

چقدر حال و هوای این سریال را در رابطه با موضوع امنیت متناسب با شرایط امروز ایران که درگیر جنگ است می‌بینید؟
این سوال خوبی است؛ اصلا قرار نبود این کار برای فروردین پخش شود اما با اتفاقاتی که افتاد، یک‌دفعه تصمیم بر این شد سریال به پخش برسد و به نظرم خیلی به قول ما match (هماهنگ) شد با حوادث اخیر، چرا که قشر نیروی انتظامی ما به واسطه اتفاقاتی که در دی‌ماه افتاد و آن هجمه تحریفاتی که شبکه‌ها و رسانه‌های معاند نسبت به این نیروها وارد می‌کردند و حجم دروغ و داستان‌هایی که به این افراد تحمیل شد خیلی مظلوم واقع شدند. به نظر من خیلی به‌موقع این سریال روی آنتن رفت و آنجا همان جایی است که مردم دیگر کم‌کم می‌فهمند که بخش اعظمی از آن قضاوت‌ها اشتباه بود. ما با یک توطئه‌ای طرف بودیم که قرار بود به این بدنه خدوم جامعه ضربه بزند. به نظر من این توفیقی اجباری بود که شامل حال ما شد و بهترین زمانی که می‌شد این سریال اثرگذار ظاهر شود الان است؛ اگرچه احساس می‌کنم در حال حاضر بخش زیادی از مخاطبان ما را نمی‌بینند چون به هر حال مردم این روزها کف میدان هستند و در تجمعات حضور دارند. در ساعت پخش ما - که ساعت 9:15 دقیقه شب است - قشر عظیمی از بیننده‌های تلویزیون‌بین را نداریم. حین بازپخش سریال هم بخشی می‌بینند، بخشی هم ممکن است سر کار باشند یا چون دیشب در تجمعات بوده‌اند، ساعت ۱۰ صبح خواب باشند. با این حال به نظر من بهترین فصل پخش این سریال اکنون بود و همین هم می‌تواند اثرگذار باشد و حداقل یک دینی باشد از سمت تلویزیون به این نیروهای عزیز و جان بر کف. 

اگر در آخر نکته‌ای به عنوان حسن ختام مصاحبه دارید خوشحال می‌شوم بفرمایید.
سپاسگزارم. فقط می‌خواهم یک تشکر از خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ که به من اعتماد کردند کنم. طی مدت یک هفته مرا انتخاب کردند و من به پروژه اضافه شدم. در آغاز خیلی سخت بود، چراکه بنده خیلی از شخصیت‌ها را نمی‌شناختم و خیلی داستان‌ها را نمی‌دانستم. تنها یک حدودی از متن را خوانده بودم و یک‌دفعه به پروژه اضافه شدم. باید تشکر کنم از خانه تولیدات جوان بابت اعتمادشان و در ادامه از آقایان هاشم مسعودی و مجتبی احسانی، تهیه‌کنند‌گان کار که به من اعتماد کردند. همچنین از محمد اسفندیاری، کارگردان اول اثر تشکر می‌کنم که ایشان هم به من لطف داشت. در آخر از دستیار اولم محمد رحمانیان هم خیلی تشکر می‌کنم که کمک کرد تا خیلی سریع با کل گروه و فضا و اتمسفر هماهنگ شوم و بتوانم کار را سرانجام به پایان برسانم.

ارسال نظر
captcha
پربیننده