۱۰/مرداد/۱۴۰۵
|
۰۲:۰۵
گزارش «وطن امروز» درباره ذخایر عظیم موشکی و پهپادی ایران

معدن موشک

فرمانده نیروی هوا فضای سپاه: در دوره توقف آتش، سرعت ما در به‌روزرسانی و پر کردن سکو‌های پرتاب موشک و پهپاد، از قبل جنگ هم بیشتر است

حسین کیامنش: در تاریخ معاصر نظام بین‌الملل، نمی‌توان نمونه‌ای را یافت که یک کشور، هدف حمله مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته باشد و نه‌‌تنها فرونپاشیده، بلکه توانسته باشد به تنهایی، به ‌صورت متقابل پاسخ‌هایی مؤثر، پیوسته و حتی بازدارنده دهد. تجربه‌های تاریخی از عراق و افغانستان گرفته تا لیبی نشان می‌دهد در اغلب موارد، موازنه قوا به ‌گونه‌ای بوده که کشور هدف، یا به ‌سرعت دچار فروپاشی ساختاری شده یا در یک روند فرسایشی، عملا توان پاسخ‌دهی مؤثر را از دست داده است. این الگو به ‌نوعی به یک «قاعده نانوشته» در ادبیات راهبردی جهان تبدیل شده بود. با این حال، آنچه در جریان جنگ ۴۰ روزه رخ داد، این قاعده را به چالش کشید. جمهوری اسلامی ایران توانست سناریویی را محقق کند که پیش از این، در نگاه بسیاری از تحلیلگران نظامی و اندیشکده‌های غربی، غیرممکن تلقی می‌شد. کشوری که تحت حملات ترکیبی نظامی و روانی قرار گرفت، نه‌‌تنها از هم نپاشید، بلکه با حفظ انسجام درونی، ابتکار عمل را در میدان نبرد نیز به ‌دست گرفت.
در همان روز نخست جنگ، شوک بزرگی به ساختار سیاسی و نظامی کشور وارد شد: ترور امام امت حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای اعلی‌الله مقامه‌الشریف. همزمان تعدادی از فرماندهان عالی‌رتبه نیز به شهادت رسیدند. با این حال، برخلاف پیش‌بینی‌های ترامپ و نتانیاهو، ساختار حکمرانی در ایران دچار فروپاشی نشد، بلکه به ‌سرعت با سازوکارهای جایگزین فعال بویژه در حوزه نظامی، سازمان رزم نیروهای مسلح حفظ شد. بازسازی سریع، زمینه را برای آغاز پاسخ‌های متقابل فراهم کرد؛ پاسخ‌هایی که به‌ گفته بسیاری از ناظران، از حیث شدت و گستره، فراتر از انتظار بود.
در این میان، آنچه بیش از هر عامل دیگری در صحنه نبرد خودنمایی کرد، قدرت موشکی و پهپادی ایران بود. این ۲ مؤلفه، ستون فقرات توان نظامی ایران در این جنگ محسوب می‌شدند. بخش قابل توجهی از پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج‌ فارس، همچنین اهدافی در سرزمین‌ اشغالی، بارها مورد حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند. تا روز چهلم جنگ، نیروهای مسلح کشورمان 100 موج حمله به مواضع دشمن چه در منطقه و چه در فلسطین اشغالی را به ثبت رساند.
نکته قابل توجه این است که چنین سطحی از عملیات، نیازمند ذخایر قابل توجهی از تسلیحات است. به‌ عبارت دیگر، ایران صرفا برای یک درگیری کوتاه‌مدت آماده نشده بود، بلکه خود را برای یک جنگ چندماهه مهیا کرده بود. این آمادگی، در حوزه تولید، ذخیره‌سازی و نگهداری موشک‌ها و پهپادها به‌ وضوح قابل مشاهده بود. استمرار حملات در طول ۴۰ روز، بدون افت شدت آنها، بویژه در شرایطی که سکوهای پرتاب موشک در تیررس حملات دشمن قرار داشت، نشانه‌ای از همین آمادگی پیشینی است.
در ادامه همین روند، موضوع بازسازی و به روزرسانی توان نظامی نیز اهمیت می‌یابد. بر اساس اظهارات فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، ایران نه‌‌تنها در طول دوره توقف آتش دچار رکود نشده، بلکه سرعت بازسازی و پر کردن سکوهای پرتاب خود را افزایش داده است. سردار «سیدمجید موسوی» با انتشار تصاویری از اورهال و بازسازی ذخایر موشکی و پهپادی تأکید کرد: «در دوره توقف آتش، سرعت ما در به روزرسانی و پر کردن سکوهای پرتاب موشک و پهپاد، از قبل جنگ هم بیشتر است». این گزاره، در چارچوب کلی عملکرد ایران در جنگ، نشان‌‌دهنده استمرار آمادگی و تمرکز بر حفظ برتری عملیاتی است.
این در حالی است که شرایط برای آمریکا و رژیم صهیونی متفاوت است. وابستگی به زنجیره‌های تأمین طولانی، نیاز به انتقال مهمات از فواصل جغرافیایی دور، همچنین محدودیت‌های سیاسی در کشورهای میزبان پایگاه‌ها، از جمله عواملی است که می‌تواند سرعت بازسازی توان نظامی دشمنان را کاهش دهد. این واقعیتی است که سردار موسوی نیز به آن اشاره کرد.
در چنین شرایطی، مفهوم «پایداری در جنگ» اهمیت دوچندان می‌یابد؛ مفهومی که به‌ نظر می‌رسد ایران توانسته در آن، عملکرد قابل توجهی از خود نشان دهد.
اما پرسش اصلی این است: چه عواملی باعث شد بازسازی توان نظامی برای ایران نسبتا آسان‌تر باشد و بتواند در برابر حملات دشمنان، چنین مقاومت قاطعانه‌ای نشان دهد؟ پاسخ به این پرسش را باید در ۲ مؤلفه کلیدی جست‌وجو کرد: بومی بودن قدرت نظامی و دکترین نبرد نامتقارن.
بومی‌سازی به این معناست که چرخه طراحی، تولید، نگهداری و ارتقای تسلیحات، در داخل کشور انجام می‌شود. این ویژگی، وابستگی به خارج را به حداقل رسانده و در شرایط جنگ، امکان تداوم تولید و تعمیر را فراهم می‌کند. در کنار آن، دکترین نبرد نامتقارن نیز به ایران این امکان را داده که به ‌جای ورود به یک جنگ کلاسیک و پرهزینه، از مزیت‌های نسبی خود مانند جغرافیا، تحرک‌پذیری و ابزارهای کم‌هزینه‌تر بهره ببرد؛ موضوعی که اکثر ناظران خارجی به آن اذعان دارند.
این ۲ مؤلفه، به ‌عنوان ۲ بال اصلی توان نظامی ایران در جنگ ۴۰ روزه، بویژه در تحولات مربوط به تنگه هرمز بخوبی خود را نشان داد. انسداد این تنگه راهبردی که از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان محسوب می‌شود، تأثیرات گسترده‌ای بر بازارهای دنیا و معادلات سیاسی گذاشت و عملا نقش مهمی در تغییر موازنه به نفع ایران ایفا کرد، طوری که آمریکا با ناکامی در تحقق اهداف راهبردی خود در جنگ علیه ایران، از جمله فروپاشی جمهوری اسلامی و نابودی قدرت نظامی، انتظار خود از جنگ با ایران را به بازگشایی تنگه هرمز تقلیل داده است.
ریشه این رویکرد موفق ایران را باید در سال‌ها سیاست‌گذاری و هدایت کلان جست‌وجو کرد؛ مسیری که به ‌صورت مستقیم مرهون ۳۷ سال راهبری نیروهای مسلح توسط امام شهید انقلاب اسلامی است. در همین دوره بود که تأکید مستمر بر بومی‌سازی توان دفاعی، اتکا به ظرفیت‌های داخلی و توسعه راهبردهای نامتقارن، به‌ عنوان ستون‌های اصلی دکترین دفاعی کشور تثبیت شد.
اشاره سردار موسوی نیز دقیقا ناظر بر همین واقعیت است. فرمانده نیروی هوافضای سپاه روز گذشته در حساب کاربری خود در فضای مجازی نوشت: «روح پرفتوح آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای شاد که راهبرد جنگ نامتقارنش، بومی‌سازی موشک‌هایش و تکیه بر دانشمندان و رزمندگان جوانش، اینگونه ما را در مقابل قوی‌ترین شیاطین، سربلند کرد». این بیان، به‌ صراحت نقش حضرت امام سیدعلی خامنه‌ای در شکل‌گیری این مسیر را نشان می‌دهد.
اگر به عقب‌تر بازگردیم، می‌توان این مسیر را حتی در دوران جنگ تحمیلی ۸ ساله نیز ردیابی کرد؛ زمانی که ایران با محدودیت‌های شدید در تأمین تجهیزات نظامی مواجه بود و حتی تأمین اقلام ساده‌ای مانند سیم خاردار نیز با دشواری انجام می‌شد یا عملا غیرممکن بود اما همان شرایط، به نقطه آغاز یک تحول راهبردی تبدیل شد؛ تحولی که با هدایت و تأکیدات رهبر شهید انقلاب اسلامی بر خودکفایی، به‌‌تدریج زیرساخت‌های بومی صنعت دفاعی را شکل داد.
نتیجه این روند، امروز به‌ وضوح قابل مشاهده است؛ کشوری که روزگاری در تأمین ابتدایی‌ترین تجهیزات نظامی با مشکل مواجه بود، اکنون به سطحی از توانمندی رسیده که در حوزه موشکی و پهپادی قادر است 40 روز به تنهایی در مقابل دشمن آمریکایی - ‌صهیونیستی ایستادگی و ضربات سنگینی به دشمن وارد کند. 
در کنار این بومی‌سازی، توجه راهبردی به جغرافیای ایران نیز نقش تعیین‌‌کننده‌ای در تدوین دکترین نظامی داشته است. موقعیت خاص کشور در مجاورت خلیج ‌فارس و اشراف بر تنگه هرمز، این امکان را فراهم کرده که با استفاده از ابزارهای نامتقارن، تأثیرات بزرگی بر معادلات منطقه‌ای و جهانی گذاشته شود. این دقیقا همان منطقی است که در دکترین جنگ نامتقارن دنبال شده است.
مصداق عینی این دکترین را می‌توان در عملکرد نیروهای مسلح ایران در خلیج ‌فارس و تحولات تنگه هرمز مشاهده کرد. این گذرگاه حیاتی، در جریان جنگ اخیر عملا تحت کنترل کامل نیروهای مسلح قرار گرفت و نه‌‌تنها آمریکا از بازگشایی آن ناتوان مانده، بلکه حتی مقامات کشورهای اروپایی همپیمان آن نیز حاضر نشدند به دعوت ترامپ برای ایجاد اجماع جهت اقدام نظامی در این منطقه پاسخ مثبت دهند.
به همه این دلایل، باید گفت وضعیت فعلی ایران که دشمن را در رسیدن به اهداف راهبردی‌اش ناکام گذاشت، از ظرفیت تنگه هرمز برای تعریف و بازنویسی ابزار بازدارندگی بهره برد و آمریکا را وادار به التماس برای آتش‌بس کرد، به‌ صورت مستقیم مرهون همان نگاه بومی‌محور و راهبردی‌ای است که در طول دهه‌های گذشته بر نیروهای مسلح کشور حاکم شده است؛ نگاهی که با هدایت امام شهید خامنه‌ای شکل گرفت و امروز در حالی که ایشان به شهادت رسیده‌اند، نتایج آن در عرصه میدانی و راهبردی به ‌وضوح قابل مشاهده است.

اقیانوسی از موشک و پهپاد   
گروه سیاسی: در هفته‌های اول جنگ تحمیلی 40 روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بود که دونالد ترامپ در اعترافی مهم تصریح کرد برآوردهای او درباره تعداد و قدرت موشک‌های ایران اشتباه بوده است. 
به گزارش «وطن‌ امروز»،‌ قبل از وقوع این جنگ، مقامات آمریکایی و صهیونیست مدعی بودند ایران بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ موشک بالستیک دارد. بر همین اساس اعتراف ترامپ نشان می‌دهد در تازه‌ترین اطلاعات آنها، تعداد موشک‌های ایران بسیار بیشتر از ۲۰۰۰ موشک ارزیابی شده است.
به همین خاطر رسانه‌های غربی با استناد به نرخ شلیک موشک و پهپاد از سوی ایران در جنگ ۴۰ روزه، تلاش کرده‌اند درباره تعداد موشک‌ها و پهپادهای موجود ایران گمانه‌زنی کنند. در همین راستا، روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی مدعی شد ایران پس از ۴۰ روز دفاع در برابر آمریکا و اسرائیل، حدود ۴۰ درصد پهپادهای خود را حفظ کرده است. این روزنامه همچنین نوشت جمهوری اسلامی ایران ۷۰ درصد قدرت موشکی خود را هم حفظ کرده است.
در واقع اعداد و ارقام نیویورک‌تایمز به وضوح نشان می‌دهد آمار ادعایی ترامپ و نتانیاهو درباره تعداد موشک‌ها و پهپادهای ایران، قبل از حمله، بسیار دور از واقعیت بوده است.
با این وجود، واقعیات مربوط به قدرت موشکی و پهپادی ایران نشان می‌دهد حتی گزارش نیویورک‌تایمز نیز چندان نسبتی با واقعیات ندارد و تعداد موشک‌ها و پهپادهای موجود ایران بسیار بیشتر از اعداد و ارقام ادعایی نیویورک‌تایمز است.
ایران چقدر موشک و پهپاد دارد؟
بر اساس گزارشات دریافتی،‌ ذخایر موشکی و پهپادی ایران بسیار بیشتر از برآوردهای ترامپ و نتانیاهو و خیلی فراتر از ارقام ادعایی نیویورک‌تایمز است.
بر اساس گزارش منابع موثق، ذخایر موشک‌ها و پهپادهای ایران به گونه‌ای است که ایران می‌تواند دست‌کم تا ۲ سال، با نرخ شلیک ۴۰ روز جنگ، موشک و پهپاد شلیک کند. این واقعیت نشان می‌دهد ایران ذخایر انبوه یا اصطلاحا معادن سرشاری از موشک‌ و پهپاد در اختیار دارد. 
البته این تعداد موشک و پهپاد، جدا از میزان تولیدی است که از ابتدای جنگ شروع شده و در جریان است، بنابراین کاملا واضح است نیروی هوافضای سپاه پاسداران ذخایری ارزشمند و استراتژیک از موشک‌ و پهپاد تولید و برای چنین روزهایی تجمیع کرده است.

ضدونقیض‌ها از مذاکرات     
روز گذشته رسانه‌های آمریکایی موج خبری جدید و متناقضی درباره آغاز دور دوم مذاکرات و اعضای هیأت آمریکایی مخابره کردند. سرآغاز این موج، اظهارات ترامپ بود که مدعی شد فرستادگان آمریکا امروز به اسلام‌آباد پاکستان سفر می‌کنند تا مهیای آغاز دور جدید گفت‌وگوها شوند. وی همچنین از ویتکاف و کوشنر به عنوان روسای تیم مذاکره‌کننده آمریکا یاد کرد و مدعی شد جیمز دیوید ونس، معاونش به دلایل امنیتی در این دور از مذاکرات حاضر نخواهد بود. این در حالی است که سفیر واشنگتن در سازمان ملل و وزیر انرژی آمریکا گفته‌اند ونس ریاست هیأت آمریکایی را بر عهده خواهد داشت. رئیس‌جمهور تروریست آمریکا همچنین تهدید کرد اگر تهران تن به خواسته‌های واشنگتن در مذاکرات ندهد، تمام نیروگاه‌ها و پل‌های ایران را هدف قرار خواهد داد.
همه اینها در حالی است که جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی حضور در مذاکرات را نه رد و نه تایید کرده است. همچنین برخی خبرگزاری‌های رسمی کشور نیز به نقل از منابع خبر دادند ایران هنوز برای حضور یا عدم حضور در دور بعد مذاکرات جمع‌بندی نکرده و فضای کلی را چندان نمی‌توان مثبت ارزیابی کرد.
در همین رابطه فارس و تسنیم به نقل از منابع داخل کشور گزارش دادند تا زمان ادامه محاصره دریایی توسط آمریکا، ایران نشست دوم اسلام‌آباد را حتی بررسی نخواهد کرد. از سوی دیگر اخباری مطرح شده که در صورت عدم حضور ونس در مذاکرات، قطعا مقام عالی‌رتبه‌ای مانند دکتر محمدباقر قالیباف در تیم مذاکره‌کننده نخواهد بود.

ارسال نظر
captcha
پربیننده