رها عبداللهی: ۲۳ سال است کشورمان درگیر مساله هستهای شده. از ابتدای دهه 90 فشارهای تحریمی سنگین اقتصادی کشور را تحت فشار قرار داده و باعث سالها مشکلات اقتصادی، تورم و مسائل معیشتی شده است. 2 بار در میان مذاکرات هستهای به ما حمله نظامی شد و درگیر جنگی شدیم که نتیجه آن ترور امام شهید انقلاب اسلامی، فرماندهان عالیرتبه، مقامات، دانشمندان و مردم بیگناه شد. زیرساختهای زیادی صدمه دید، خانههای زیادی ویران شد و مردم ایران که سالها در امنیت زندگی میکردند، روزها درگیر ناامنی ناشی از جنگ شدند. حالا هم مذاکرات آتشبس جنگ درباره برنامه هستهای ایران است.
آیا انرژی هستهای واقعا ارزشش را داشت؟ حفظ چرخه غنیسازی و ۴۰۰ کیلو اورانیوم مگر چقدر مهم است که امروز داریم برای بار سوم با مقاومت روی حفظ غنیسازی، رسیدن به توافق با آمریکا را ناممکن میکنیم؟ چرا جمهوری اسلامی اینقدر بر حفظ فناوری هستهای در کشور پافشاری میکند؟
اینها پرسشهایی است که ممکن است افکار عمومی بویژه در شرایط فعلی که در آتشبسی به سر میبریم که میتواند منجر به توافق یا جنگ مجدد شود، درگیر آن شده باشد.
اول- طی این سالها پافشاری جمهوری اسلامی ایران بر حق و حقوق ملت خود گرچه در ظاهر هزینهساز به نظر میرسد اما مزایای بسیار زیادی برای امروز و فردای کشور دارد. امروز ایران توانسته با این پافشاری، با کمک دانشمندان مجاهدش، فناوری هستهای را به چرخه تولید انرژی، صنعت، پزشکی، کشاورزی و... برساند، به باشگاه قدرتهای هستهای جهان وارد شده و تواناییهایی به دست آورد که شاید تعداد کشورهای دارای آن به تعداد انگشتان دست هم نرسد. حالا چرا باید به خاطر نگرانیهای امنیتی ادعایی غرب که هیچوقت هم ثابت نشده اما بهانهای دائمی برای اعمال فشار علیه ایران ایجاد کرده، ایران از این مزایای بزرگ دست بکشد؟
رهبر شهیدمان چند روز پیش از جنگ ۱۲ روزه، در روزهایی که وسط مذاکرات هستهای ترامپ جنایتکار تهدید میکرد ایران حق داشتن چرخه غنیسازی اورانیوم را ندارد، در سخنرانیشان با بیانی ساده برای مردم دلایل موجه و معقول رد پیشنهاد توهینآمیز و خباثتآلود دولت آمریکا را برشمردند: ضداستقلال بودن، محرومیت ملت ایران از سوخت پاک و دهها صنعت متأثر از هستهای از جمله پزشکی هستهای، آب شیرینکن، کشاورزی و صنعت فضایی و مأیوس کردن هزاران دانشمندی که در ایران در رشتههای مختلف هستهای تربیت و مشغول به کار شدهاند.
ایشان معتقد بودند جامعه باید بداند چرا داریم روی حفظ صنعت هستهایمان مقاومت میکنیم.
دوم- از نگاه جمهوری اسلامی، برخورد غرب با فناوری هستهای، بخشی از یک تقابل بنیادین است: تقابل ۲ گفتمان؛ یکی بر پایه سلطهگری و انحصار و دیگری بر پایه استقلال، عدالت و مقاومت. غنیسازی اورانیوم تنها یک فعالیت فنی نیست، بلکه میدان آزمون ارادههاست. آمریکا میداند اگر ایران در این میدان به پیروزی کامل برسد، نهتنها دیگر بهانه و امیدی به سلطه و کنترل آن ندارد، بلکه دیگر کشورها نیز به پیروی از این الگو خواهند پرداخت. از همین رو است که فشارها نه متوقف شده و نه محدود به مسائل حقوقی مانده است. رهبر شهیدمان، آن را بخشی از نبرد بزرگتر برای «اقتدار ملی» و «آینده تمدنی ایران» میدانستند؛ نبردی که توقفبردار نیست.
بزرگترین دلیل آمریکا برای نگرانیهای ادعاییاش بمب اتمی نیست، بلکه استقلال ایران است که برای دشمنان از بمب هم خطرناکتر است. فناوری هستهای در ایران یک فناوری کاملاً بومی با تکیه به جوانان و دانشمندان خودمان است. با تلاش آنان پس از سالها ما توانستهایم از این فناوری در صنایع مختلف بهرهبرداری و مزایایش را در زندگی مردم ملموس کنیم. فناوری هستهای در ایران نماد استقلال و خودکفایی است. اگر بنا بود در دهههای 70 و 80 به جای توسعه صنعت هستهای برای رسیدن به این مزایا دستمان را جلوی کشورهای پیشرفته آن دوران دراز کنیم، امروز به هیچ کدام دست نیافته بودیم. آمریکا بابت هر کدام از صنایع پزشکی، غذایی و دارویی ما را معطل میکرد و امتیازهای متعدد میگرفت. این تفاوت یک کشور مستقل با یک کشور وابسته است. این میراث امام شهیدمان و دانشمندان شهید هستهای است. نباید بر سر این میراث گرانبها و خونین معامله کرد.
سوم- آمریکاییها در مذاکرات هستهای به ما میگویند باید هستهای برچیده شود و به صورت مشخص معتقدند ایران نباید حق غنیسازی داشته باشد.
چرا این همه سال ما این پیشنهاد را نپذیرفتیم؟
پاسخ ساده است: غنیسازی کلید صنعت هستهای است. بدون آن صنعت هستهای هیچ کارایی ندارد. حالا خرید اورانیوم غنی شده از دیگر کشورها چه عیبی دارد که تا به حال آن را نپذیرفتهایم؟ دلیل؟ تجربه! تجربه تاریخی نزدیک ملت ایران از بدعهدی طرف غربی. یکی از آن تجارب را از زبان امام شهیدمان یادآوری کنیم: «آنها برای دادن سوخت هستهای ممکن است دهها شرط بگذارند؛ ما این را امتحان کردیم. در دهه 80، سر سوخت 20 درصد، رئیسجمهور آمریکا خودش 2 نفر از رؤسای جمهور دوست ما را واسطه کرد که به ایران بگویید یک مقداری از غنیسازیهای 3.5 درصد را به ما بدهد، ما 20 درصدی را که احتیاج دارد به او میدهیم؛ ما احتیاج داشتیم به 20 درصد، مسؤولان قبول کردند، بنا شد که مبادله بشود. بنده گفتم که این مبادله باید اینجوری باشد که آنها 20 درصد را بیاورند بندرعباس، ما آزمایش کنیم ببینیم درست است، بعد آن را میگیریم، 3.5 درصد را به آنها میدهیم. وقتی دیدند ما روی گرفتن 20 درصد دقت داریم و اصرار داریم، زیر قول خودشان زدند و ندادند! البته در همین اوقات، در همین حین که مسؤولان ما سر این قضیه مشغول این زدوخوردهای سیاسی بودند، دانشمندان ما خودشان در داخل 20 درصد را تولید کردند». (14/۳/1404)
جز این، ما تجارب زیادی از بدعهدی غربیها در ماجرای برجام و خروج آمریکا از توافق را به خاطر داریم. این بدعهدیها به 2 دهه اخیر هم اختصاص ندارد. پس از پیروزی انقلاب، دولت فرانسه همکاریها و توافقات هستهای با ایران را متوقف کرد.
چهارم- ایران هیچگاه به دنبال ساخت سلاح هستهای نبوده اما همین فناوری هستهای و اورانیوم غنی شده ما شرط بازدارندگی است. داشتن چرخه غنیسازی یعنی یک قدرت هستهای که میتواند همواره تلنگری برای دشمنان ما باشد که همگی مجهز به سلاح هستهای هستند. ایران نه با سلاح اتمی، بلکه با «در آستانه تولید سلاح بودن» کاری کرده که دشمنانش حتی در جنگ هم محتاطانه عمل کنند. آمریکا در جنگ ۱۲ روزه تلاش کرد تأسیسات هستهای را بمباران و نابود کند و در جنگ رمضان نقشه دزدیدن اورانیومهای غنیسازی شده ما را کشید که در هر دو مورد شکست خورد. پس مشخص است بزرگترین مانع آنان برای نابودی ایران همین ذخایر ارزشمند و همین فناوری گرانبهاست. رضایت به غنیسازی صفر درصد یعنی رضایت به حمله هستهای دشمن! مادامیکه ایران میتواند غنیسازی انجام دهد یعنی دارای بازدارندگی هستهای است و هر قدرت هستهای میداند که در صورت اقدام، ایران پاسخ خواهد داد.
امروز مردم و مسؤولان ایران در برابر آزمونی دیگر قرار گرفتهاند که بابت آن اول در پیشگاه خداوند متعال و سپس در پیشگاه قضاوت آیندگان مسؤولند. باید پای استقلال خود بمانند و کشور را سالهای سال در برابر زیادهخواهیهای قدرتهای نظام سلطه بیمه کنند.
طرح یک پرسش عمومی؛ ارزیابی هزینهها و پیامدهای مسیر هستهای
هستهای ارزشش را دارد
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها