حمید ملکزاده: جنگ، وضعیت حاد ظهور سیاست است. اجازه دهید در اینجا سیاست را با عرصه میدان دوست و دشمن یکی بدانیم؛ ساحتی از هستی که در آن با یکجور الزام قطعی برای موضع داشتن مواجه میشویم؛ میدانی که بنا به جوهر خود به هیچ شکلی از بیطرفی مجال نمیدهد. شما یا باید در طرف آن کسی قرار بگیرید که دست به تجاوز زده یا باید در طرف مدافع قرار بگیرید. موضع داشتن در اینجا به معنای تعلق داشتن است. هر کدام از ما با موضعی که اتخاذ میکند، یعنی با نگرانیها، راهحلها، چشمداشتها و پیشنهاداتی که ارائه میکند، تعلق خود به یکی از طرفین جبهه را به نمایش میگذارد. صحبت صرفاً درباره یکجور نمایش کلامی در ساحت زبان نیست، بلکه درباره نوعی از وقف کردن، مستحیل شدن و تبدیل شدن به یکی از دیگران در جنگ صحبت میکنم؛ در جنگی که برای دفاع به آن وارد شدهایم؛ برای دفاع از همه چیزهایی که به ما - همه ما - متعلق است.
علم، جنگ و مسأله بیطرفی
فرقی نمیکند تا دیروز به چه کسی رأی میدادیم یا پوسترهای انتخاباتی کدام جریان سیاسی را در خیابانهای شهر میچرخاندیم، وقتی شیپور جنگ از سوی دشمن نواخته شد، این تنها یک نام و تنها یک پرچم است که موضوعیت دارد؛ نامی که به همه تمایزهای دیگر امکان ظهور و بروز میدهد؛ پرچمی که هر رنگ یا هر شکل دیگری از تنوع را ممکن میکند: ما یا در طرف مدافعان ایران قرار میگیریم یا در طرف متجاوزان به ایران. برای کسی که به نحوی به ایران پیوند خورده یا میخواهد خودش را به وسیله این نام تعریف کند، هیچ راه دیگری وجود ندارد. بیطرف بودن حتی در زمانه صلح هم غیرممکن است. فرقی نمیکند شما از اهالی دانشگاه و علم باشید یا از مردم عادی. دانشگاه، اگر بنا باشد دانشگاه ملی باشد، بیش از هر جای دیگری در جنگ باید به عنوان یک کارگزار ملی خودش را به نمایش بگذارد: علم بیطرف؛ مخصوصاً علوم انسانی بیطرف، در چنین وضعیتی به یکجور بازار بیمایه از کلمات بیمعنا و حاملان آنها شبیه است. هر چند این ادعای من را میتوان به زمانه صلح نیز تسری داد. اصولاً علم - به طور عام- و علوم انسانی بیطرف - به طور خاص - در زمانه جنگ یا صلح معنای زیادی ندارد.
اگر این درست باشد که دانشمندان در همه علوم، پاسخ پرسشها و راهحلهای خود را از جهانی کشف میکنند که در آن زندگی میکنند، آنگاه بحث درباره بیطرفی در بنیادینترین مسائل مربوط به کار علمی، موضوعی بیمعنا به نظر میرسد. علم بیطرف چیزی مربوط به انسان در معنای عام کلمه است و انسان در معنای عام کلمه موجودی انتزاعی است که نمیشود آن را در هیچ جای واقعی از زندگی بشر پیدا کرد.
صهیونیسم شرمگین؛ انسان شرمسار
در سالهای اخیر، هر بار ایران با مخمصهای داخلی یا خارجی مواجه میشود، درست در میانه بحران، بخشی از ما به جای اینکه به فراخوان میهن برای یکپارچه شدن پاسخ دهیم، با زبانی شرمگین، پیش از هر چیز سراغ جملاتی شرطی رفتهایم؛ جملاتی شرطی که پاسخ ما به فراخوان میهن را به فعلی مشروط تبدیل کرده است. انگار در دفاع از میهن شرمی وجود دارد که لازم است در مقابل کس یا کسانی آن را توضیح دهیم. «بله! کشور ما مشکلاتی دارد و من با نظام سیاسی حاکم بر آن موافق نیستم اما میخواهم برای دفاع از وطنم کاری کنم»؛ این الگوی کلی مواضعی است که معمولاً برخی از ما اتخاذ میکنیم.
بعضی دیگر از ما پیش و بیش از اینکه به فراخوان میهن برای دفاع از خود پاسخی قطعی و محکم بدهیم، احساس میکنیم باید داستانی درباره علت وقوع بحران بگوییم. معمولاً احساس میکنیم باید داستان خود را طوری تنظیم کنیم که مجموعهای از خلایق را نسبت به انتقادات یا روایتی که از ویرانی داریم آگاه کرده باشیم. بعد از آن زحمت میکشیم و با شرمساری اعلام میکنیم مجبوریم از ایران دفاع کنیم تا وضعیت مناسب دیگری پیش بیاید و دنبالههای روایت خودمان را بدون شرمساری تکرار کنیم. انگار پزشکی باشیم که در صحنه تصادف، با جسمی در حال خونریزی مواجه شده و به جای اینکه برای حفظ جان بیمار تلاش کند، به بررسی صحنه تصادف میپردازد! یعنی به جای اینکه به فراخوان بدنی که در حال از دست دادن جان خود است پاسخ دهیم، تلاش میکنیم یکجور مشروعیت اخلاقی برای انجام روشنترین وظیفه تخصصی و انسانی خود دستوپا کنیم. این قسم از شرمساری به طور کلی ۲ ریشه متفاوت دارد:
الف- آگاهی ما از اینکه توسط دیگران دیده شده و مورد قضاوت قرار میگیریم.
ب- تصور ما از ارزشهای کسانی که ما را میبینند و درباره ما به قضاوت دست میزنند.
اینطور به نظر میرسد که همه ما در دام یکجور احساس سمج از حضور مخاطبانمان رنج میبریم؛ دانشجوهای من، همکارانم، فلان نهاد سیاسی یا امنیتی، فلان دوست، فلان همسایه یا مجموعه گستردهای از مخاطبان ما در شبکههای مجازی یا غیرمجازی که تأیید شدن موضع ما توسط آنها، به بخشی از معیارهای حقیقت در جهان شبکههای مجازی یا واقعی از روابط با دیگران تبدیل شده است. ما در جهانی زندگی میکنیم که مایل است همه ما را به سلبریتیهای مفلوکی تبدیل کند که حتی برای تشخیص حقیقت به واکنش مخاطبانمان وابسته باشیم؛ جهانی که در آن توده بینام و نامعلومی از مخاطبانی سردرگم و سرگردان به مرجع تعیین حقیقت تبدیل شدهاند. در چنین جهانی، انسان دانشگاهی که باید دغدغه حقیقت ملت را سرلوحه کاری که در زبان یا در عمل انجام میدهد کرده باشد، به بازیگر یا هنرمند عامهپسندی تبدیل میشود که دیگر از جایگاه مرجعیت برخوردار نیست. دیگر نمیتواند در سطح ملت جریانی را خلق کرده یا به تولید روایتی دست بزند. در این شرایط انسان دانشگاهی بیشتر به روزنامهنگاری زرد میماند؛ روزنامهنگار زردی که با شور و حرارت آنچه را مخاطبان فرضیاش مطالبه میکنند، به زبان میآورد، نه آنچه ممکن است برای عموم افراد ملت لازم یا کارآمد باشد.
این موضوع نهتنها در جنگ رمضان، بلکه در همه بحرانهای اجتماعی با اندازه کوچکتری که در سالهای اخیر با آن مواجه بودهایم قابل شناسایی است. با وجود این، در جنگ رمضان نمود بیشتری یافت. بعضی از ما به خاطر همین بیماری عمومی در تاریخ کشور خودمان به صهیونیستهایی شرمگین تبدیل شدهایم؛ انسانهایی که برای دفاع تام و تمام از کشور خود در مقابل تهاجم بیرحمانه دشمن به دنبال بهانهها و توجیهاتی میگردند که مبادا تاریخ ایشان یا وجهه آنها در میان انبوه مخاطبانشان را به مخاطره بیندازد. انگار بیطرف بودن به یکجور اصل عام برای زندگی اخلاقی ما تبدیل شده است؛ اصلی ایمانی که اگر بنا داریم لحظهای از آن عدول کنیم، باید داستان مفصلی برای توجیه آن فراهم کرده باشیم. این نهایتاً ما را به یکجور صهیونیسم شرمگین رهنمون میکند؛ نوعی از صهیونیسم شرمگین که در بیطرفی و اصل حقیقی فرضشده بیطرف بودن ریشه دارد. شما این صهیونیسم شرمگین را به انحای مختلف در گفتوگوهای دانشگاهی، در گروههای دانشگاهی و امثالهم میتوانید پیدا کنید. وقتی جای دولت متجاوز را با دولت مدافع عوض میکنند؛ وقتی مدام بر طبل توانمندیهای نظامی دشمنی میکوبند که نه در سطح کلام و نه در اقدام نظامی واقعی در میدان هیچ ابایی از دست زدن به هیچ جنایتی علیه هیچ حوزهای از تمدن ایرانی ندارد؛ وقتی دستاوردهای نظامی و غیرنظامی ایران در دفاع از خود را تحقیر میکنند و مدام از ضرورت تسلیم در مقابل دشمنی دفاع میکنند که جنگ نامشروعی را علیه ایران و برای نابود کردن همه چیز آن به راه انداخته است.
بررسی روایتهایی که جای متجاوز و مدافع را عوض میکنند
در جنگ، جایی برای بیطرفی نیست
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها