تکانههای اخیر در بازارهای سرمایه به شاخصهای سهام محدود نشده و بخش اوراق بهادار را نیز با تغییرات جدی مواجه کرده است. صعود بازدهی اوراق خزانهداری ایالات متحده و رسیدن نرخ اوراق ۳۰ ساله به 5.1 درصد، در کنار اقدام دولت آمریکا برای فروش این اوراق با بازدهی ۵ درصد پس از یک وقفه طولانی از سال ۲۰۰۷، از تحولی معنادار در محاسبات مالی حکایت دارد. این وضعیت در بازارهای اروپایی نظیر آلمان و اسپانیا و بویژه بریتانیا نیز مشاهده میشود و حاکی از استقرار نوعی نگاه احتیاطی در کل بدنه اقتصاد بینالملل است. افزایش نرخ بهره در اوراق بلندمدت نشانهای از کاهش اطمینان نسبت به پایداری سیاستهای پولی، وضعیت کسری بودجه و توانایی مهار تورم در آینده نزدیک به شمار میرود. کارشناسان معتقدند عبور بازدهی اوراق ۱۰ ساله از مرز حساس 4.5 درصد، یک نقطه عطف روانی تلقی میشود که فشار حاصل از آن تمام داراییهای پرریسک را متأثر کرده و الگوهای سرمایهگذاری را بازتعریف میکند.
در تحلیل این شرایط، نقش جغرافیا و تحولات منطقه غرب آسیا در ثبات اقتصادی جهان اهمیت بالایی یافته است. اروپا و ژاپن به دلیل تکیه بر واردات انرژی، با کوچکترین اختلال در فرآیند تأمین، با سرعت بالایی با پیامدهای ناشی از تنشها مواجه میشوند. ایالات متحده نیز با وجود بهرهمندی از سطح بالای تولید داخلی، از مسیر نوسانات جهانی قیمت نفت و تأثیر آن بر نرخهای بهره داخلی، تحت تأثیر قرار میگیرد. بر این اساس، فعال شدن کانونهای تنش در حاشیه جغرافیایی ایران، تأثیری مستقیم و عمیق بر ترازنامههای دولتی و عملکرد صندوقهای بزرگ سرمایهگذاری برجا میگذارد. واقعیتهای کنونی نشان میدهد پیوستگی تنگاتنگی میان امنیت در مسیرهای استراتژیک انرژی و پایداری شاخصهای مالی وجود دارد به طوری که محاسبات مربوط به خطرپذیری در بازارهای جهانی اکنون بر پایه وقایع میدان و توازن قدرت منطقهای تنظیم میشود.
تلاقی تکانههای بازار بدهی و متغیرهای ژئوپلیتیک در توازن مالی جهانی
ارسال نظر
پربیننده