۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۸

پایان توهم امنیت اقتصاد در کشور‌های حاشیه خلیج ‌فارس

مهدی حسنی: تبعات پناه دادن به آمریکایی‌ها و استفاده کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از آنها به عنوان ضامن و پشتیبان امنیتی و اقتصادی، در نهایت دامن این کشورها را گرفت. با آغاز جنگ، عملاً رویای در امان بودن از جنگ و رشد اقتصاد در چشم‌اندازی از امنیت بر باد رفت و در این مدت آتش‌بس، تازه فرصتی فراهم آمده تا به بررسی پیامدهای اقتصادی و سیاسی همکاری اعراب با آمریکا و تبعات آن برای این کشورها پرداخته شود. رسانه «کانورسیشن» به این مساله می‌پردازد که چطور آسیب‌های وارده اقتصادی ناشی از جنگ به این کشورها، عملاً ایده «پناهگاه امن» را از بین برد.
کانورسیشن از این نقطه آغاز می‌کند که حدود ۳ درصد از نرخ رشد اقتصادی این کشورها به صورت عمومی کاسته شده ولی تبعات جنگ برای اقتصاد این کشورها یکسان نبوده است: «از زمان آغاز این جنگ در ماه فوریه، بانک جهانی پیش‌بینی خود از رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) این منطقه برای سال ۲۰۲۶ را از 4.4 درصد به تنها 1.3 درصد کاهش داد. برخی اندیشکدها از جمله مؤسسه «آکسفورد اکونومیکس» حتی پیش‌بینی می‌کنند برخی اقتصادهای عضو این شورا نیمه دوم سال جاری وارد دوره رکود خواهند شد. با این حال، پیامدهای این جنگ در سراسر منطقه یکسان نبوده است. اگرچه کشورهای حاشیه خلیج ‌فارس اغلب به عنوان یک بلوک اقتصادی واحد و وابسته به منابع هیدروکربنی شناخته می‌شوند اما این مناقشه تفاوت‌های چشمگیری را در میزان آسیب‌پذیری و تاب‌آوری اقتصادی هر یک از آنها عیان کرد. کشورهایی مانند قطر و کویت به دلیل بسته شدن تنگه هرمز، شاهد اختلال جدی در صادرات نفت و گاز خود بوده‌اند اما عربستان سعودی و امارات عربی متحده به لطف دسترسی به زیرساخت‌های انتقال جایگزین، تا حدی توانسته‌اند این محدودیت را دور بزنند. آسیب به تاسیسات انرژی در طول 40 روز جنگ به عدد بی‌سابقه 80 می‌رسد. اختلال در صادرات انرژی تنها بخشی از این ماجراست. این جنگ همچنین خسارت‌های ساختاری و فیزیکی سنگینی به زیرساخت‌های انرژی در سراسر منطقه وارد کرد. تاکنون حدود ۸۰ تأسیسات انرژی، از واحدهای تولیدی گرفته تا پالایشگاه‌ها و خطوط لوله، هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته‌اند. پس از پایان جنگ، بازسازی این خسارت‌ها که ارزش آنها ۵۸ میلیارد دلار برآورد می‌شود، ماه‌ها و در برخی موارد سال‌ها زمان خواهد برد.
در این میان، صنعت گاز طبیعی مایع قطر بویژه آسیب‌های جدی و عمیقی دیده است، طوری که شرکت دولتی «قطر انرژی» اعلام کرده تنها بازسازی هاب صنعتی «راس لفان» ۵ سال زمان نیاز دارد».
حوزه انرژی تنها حوزه‌ای نبوده که به لطف همکاری اعراب با آمریکا آسیب دیده، بلکه باید حوزه گردشگری و صنعت هوایی را نیز افزود: «موسسه تحلیل مالی «مودیز» اخیراً اعلام کرده نرخ اشغال هتل‌ها در دوبی در ۳ ماه دوم سال ۲۰۲۶ از ۸۰ درصدِ پیش از جنگ، به تنها ۱۰ درصد سقوط خواهد کرد. جنگ باعث فرار و دوری‌گزینی گردشگران شده است. جنگ با ایران همچنین شرکت‌های هواپیمایی خلیج ‌فارس مانند «امارات»، «اتحاد» و «قطر ایرویز» را تحت فشارهای مالی فزاینده‌ای قرار داده است. در نخستین ماه جنگ، بیش از ۳۰ هزار پرواز به مقصد خاورمیانه لغو شد و قیمت سوخت جت که بزرگ‌ترین هزینه متغیر شرکت‌های هواپیمایی محسوب می‌شود، افزایشی ۹۰ درصدی را نسبت به میانگین سالانه تجربه کرد».
بخش دیگری که در این جنگ به سختی آسیب دید، حوزه حمل‌و‌نقل و لجستیک بود: «بخش لجستیک، یکی دیگر از حوزه‌های کلیدی برای تنوع‌بخشی اقتصادی در خلیج ‌فارس است. این صنعت از اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی به لطف موقعیت راهبردی منطقه در میان مسیرهای تجاری شرق به غرب، رشد شتابانی داشته است. برای نمونه، بندر «جبل علی» امارات اکنون یکی از بزرگ‌ترین بنادر کانتینری جهان است. با این حال، جبل علی به دلیل شرایط جنگ با افت ۴۰ درصدی تردد کشتی‌ها مواجه شده و کشتی‌های کانتینری مسیر خود را به سمت گزینه‌های جایگزین مانند «صلاله» در عمان و «کلمبو» در سریلانکا تغییر داده‌اند. 
اگرچه کریدورهای زمینی اضطراری‌ای به سمت بنادر خارج از خلیج ‌فارس راه‌اندازی شده اما این مسیرها بسیار پرهزینه بوده و ظرفیت محدودی دارند. امارات و قطر همچنین به عنوان هاب‌های بزرگ حمل‌ونقل هوایی بار (کارگو) عمل می‌کنند و پل ارتباطی میان آسیا و اروپا برای جابه‌جایی کالا هستند اما این بخش نیز از پیامدهای جنگ متأثر شده، ‌طوری که در پی حملات به دوبی و دوحه که منجر به زمینگیر شدن پروازها و بسته شدن حریم هوایی شد، نرخ کرایه حمل‌ونقل بار افزایش یافته است».
علاوه بر تمام این موارد، گزارش می‌افزاید به دلیل وخامت شرایط اقتصادی و تیره شدن آینده اقتصاد این کشورها ممکن است بدهی‌ها و هزینه‌های دولت افزایش یابد؛ علاوه بر این موارد، در صورتی که هزینه‌های بازسازی را هم به این ترکیب بیفزاییم، عملاً باید فاتحه رویاهایی مانند شهر نئوم سعودی را خواند: «این مساله می‌تواند توانمندی آتی این کشورها را برای تأمین مالی مگا‌پروژه‌های بلندمدت و کلان در حوزه تنوع‌بخشی اقتصادی، نظیر کلان‌شهر «نئوم» عربستان تضعیف کند. 
طرح نئوم که ابتدا به عنوان یک شهر خطی برای اسکان ۹ میلیون نفر پیشنهاد شده بود، در سال‌های اخیر به دلایلی از جمله فشارهای مالی، دستخوش کاهش مقیاس شده است».
درنهایت اما مهم‌ترین آسیب این جنگ نه اقتصادی که اتفاقاً چشم‌اندازی است و این مشکل به‌سادگی و در کوتاه‌مدت قابل رفع شدن نیست: «از دست رفتن جایگاه خلیج‌ فارس  به عنوان یک پناهگاه امن به دلیل وقوع جنگ و آسیب‌های اعتباری ناشی از آن، به آسانی قابل جبران و بازگشت نیست. حتی پس از پایان این مناقشه، نرخ‌های بالاتر ریسک برای کسانی که در خلیج‌ فارس تجارت می‌کنند، پابرجا خواهد ماند. برطرف شدن اختلالات کشتیرانی ممکن است ماه‌ها به طول انجامد و انسداد طولانی‌مدت تنگه هرمز احتمالاً به تغییر دائم مسیرهای ترانزیتی و تردد کشتی‌ها منجر خواهد شد. 
در صورت طولانی شدن این مناقشه، تغییرات ساختاری در زنجیره‌های تأمین جهانی تعمیق خواهد یافت که این امر هزینه‌های پایدار و ماندگاری را بر اقتصادهای خلیج ‌فارس تحمیل خواهد کرد».

ارسال نظر
captcha