
میلاد جلیلزاده: اکران فیلمهای توقیفی چقدر میتواند به سینمای ایران کمک کند؟ شاید بهتر باشد سؤال را اینطور بپرسیم؛ اکران فیلمهای توقیفی اساساً به چه چیزی میتواند کمک کند؟ به اعتبار یک جریان فرهنگی و اجتماعی خاص؟ به نوع و سبک ویژهای از فیلمسازی که بیشتر از هر چیز با همین جنجالها و حواشی زنده است؟ یا شاید هم بحثی سادهتر از اینها در میان باشد و عدهای بخواهند فیلمهایی را که شبیه چک سوخته شدهاند به قیمت بسیار ارزانتر نقد کنند و همان فروش حداقلی اکران هم برایشان غنیمت است. شاید پاسخ واقعی را بتوان در ترکیبی از همه این موارد دید.
آیا اکران فیلمهای توقیفی تا به حال توانسته است رونق ویژهای به گیشههای سینمای ایران ببخشد؟ مرور آنچه در حداقل ۱۰ سال گذشته رخ داد، نشان میدهد به هیچ وجه قضیه اینطور نبوده است. این فیلمها سوژههای محبوب رسانهها هستند که میتوانند گاه تا چند سال، بارها و بارها با اخبار ریز و درشتی که درباره نزدیک شدن آنها به اکران یا مخالفتها با این موضوع تولید میشود، مخاطبانشان را سرگرم کنند؛ اما اینکه خود فیلمها هم همانقدر سرگرمکننده باشند، محل تردید جدی است.
بارها اتفاق افتاده که فیلمی آنقدر حاشیه داشته و اکران آن به قدری در هزارتوی اتفاقات مختلف خبرسازی کرده است که از نمایندگان مجلس تا رئیسجمهور دربارهاش اظهار نظر کردهاند و ماجرای آن اثر تبدیل شده است به یکی از مسائل حیثیتی سیاسی و اجتماعی، اما سرانجام وقتی خود همان اثر روی پرده رفته به قدری استقبال از آن ضعیف بوده که دیگر کسی حتی آن جنجالها را به یاد هم نمیآورد.
از سوی دیگر، بعضی جریانهای سینمایی از اکران نشدن فیلمها بیشتر بهره بردهاند تا از اکران شدنشان. آنها سالها روی موضوع این آثار توانستند برای فشار آوردن به دولتهای مختلف اهرمسازی کنند و حتی اگر خود کسی که آن فیلم را ساخته بود از این وضعیت بهره نبرده باشد اما نهایتاً خود فیلم بعد از اکران چندان در یادها نماند. در سینمای آمریکا یا خیلی از کشورهای دیگر، اگر یک فیلم دچار حاشیه و جنجال شود، این امر میتواند به فروش آن ضربهای جدی و اساسی وارد کند.
سینماگران از اینکه آثارشان در دوقطبیهای سیاسی و اجتماعی بیفتد بهشدت هراس دارند؛ چون نیاز داشتنشان به مخاطبانی از تمام طیفهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، یک اصل فهمیده شده و جاافتاده است اما فیلمسازان ما که الگوریتمهای فروش را رعایت نمیکنند و حاشیه و جنجال و حضور در تبوتاب رسانهها برایشان مهمتر از مخاطب واقعی است، اتفاقاً برعکس عمل میکنند. این وضعیت به نوعی یادآور اتفاقاتی است که در سالهای ۹۷ و ۹۸ برای سینمای ایران رخ داد و تعدادی از پرحاشیهترین فیلمهای توقیفی که سالها خبرسازی کرده بودند، روی پرده رفتند و شکست سنگینی در گیشه خوردند. حالا اما این سیاست دوباره در حال امتحان شدن است و به نظر میرسد به نتیجه رسیدن آن حتی از موارد قبلی هم دشوارتر باشد.
در ادامه مروری کردهایم بر آنچه سینمای ایران در این باره پیش از این از سر گذرانده بود و به بعضی از زوایای این جریان هم اشارههایی دقیقتر شده است.
اولین معرکهگیری، اولین برخورد
حالا که اتفاق بزرگی مثل «جنگ رمضان» شوک قابل توجهی به جامعه ایران وارد کرده و بسیاری از مصالح نظم اجتماعی قبلی را وارد چالشهای اساسی کرده است، مساله اکران فیلمهای توقیفی هم دوباره مطرح میشود. یعنی چیزی که دورترین فاصله را از آنچه امروز باید به آن بیندیشیم داشت، اتفاقاً به بهانه همین اتفاقاتی که افتاده، دوباره مطرح میشود. چه بهانه عجیبی برای طرح چه مساله دور از واقعیتی! بلافاصله پس از اینکه سکوت در میدانهای نبرد ایجاد شد و رکود در فروش گیشههای سینمای ایران به عنوان مسالهای که از قبل مطرح بود اما کمتر اولویت پیدا میکرد، دوباره به یکی از اولویتهای فرهنگی برگشت و عدهای راهحل برونرفت از بحران را اکران فیلمهای توقیفی دانستند.
رئیس پردیس سینمایی مگامال از اولین کسانی بود که مصاحبه کرد و چنین چیزی گفت. او تقریباً از میان تمام سینماداران ایران تنها کسی است که حاضر میشود چنین حرفی بزند و این صنف که از میان تمام سینماییها به واقعیتهای بازار فروش نزدیکترند، معمولاً نظرات دیگری دارند. سپس افراد دیگری مثل سیدجمال ساداتیان، ابوالحسن داوودی و مهدی کرمپور گفتوگوهایی انجام دادند که همین موارد در سخنان آنها تکرار میشد. کرمپور که عضو شورای صنفی نمایش هم هست، اعتراف کرد که اکران فیلمهای توقیفی در این شرایط بحرانی سینما که به واسطه جنگ ایجاد شده، نمیتواند بحران فروش بلیت را در سینمای ایران حل کند اما لااقل شوکی به فضا وارد میکند. ترجمه حرف این میشود: اگرچه این فیلمها نمیفروشند اما حداقل خبرسازی میکنند.
زیست در حباب یک طبقه فرهنگی خاص باعث میشود فردی با وجود حضورش در شورای صنفی نمایش، اینقدر دور از واقعیتهای بازار تجاری سینما نظر بدهد.
از سوی دیگر نوع دیگری از پیشنهاد مطرح میشد و آن هم تضمین کف فروش فیلمها توسط دولت بود؛ یعنی دولت تضمین کند اگر صاحبان آثار حاضر شوند در همین شرایط فیلمشان را اکران کنند و اگر از مقدار بخصوصی کمتر فروخت، فلان مبلغ را به آنها پرداخت کنند. به این ترتیب صاحبان آثار تشویق میشوند فیلم را اکران کنند و اکران پشت سر هم این آثار ممکن است بتواند رونق را به گیشه برگرداند. از این روش پس از اتفاقات سال ۱۴۰۱ استفاده شد و توانست رونق را دوباره به گیشهها برگرداند.
چنین طرحی مقابل طرح دیگری قرار میگرفت که میخواست با اکران آثار توقیفی رونق را برگرداند. نهایتاً عنوان شد هر 2 گزینه قابل اجرا هستند. دولت با اکران فیلم «تهران کنارت» به کارگردانی علی بهراد که چند سال توقیف بود، نظر گروه اول را جلب کرد و درباره پرداخت مبالغی برای تضمین کف فروش، تاکنون صرفاً به یک اظهارنظر بسنده شده است. روی پرده آمدن «تهران کنارت» حاشیهها و جنجالهای فراوانی را برانگیخت و فروش قابل توجهی هم نداشت. این اکران توانست یک بحث قدیمی را به نقطه پایان نزدیک کند. این بار واقعاً اکران یک فیلم توقیفی آنقدر نتوانست حمایت اجتماعی جلب کند و کمکم به سمت دردسرآفرینیهای جدی هم پیش رفت.
یک هفته پس از اکران «تهران کنارت»، میزان، خبرگزاری وابسته به قوه قضائیه، اعلام کرد در پی انتشار یک فیلم سینمایی با محتوای مغایر با عفت عمومی، برای دست اندرکاران آن پرونده قضایی تشکیل شد. همچنین اعلام شده است رئیس سازمان سینمایی درباره صدور پروانه نمایش برای این فیلم احضار و بازخواست شد. در این خبر نامی از فیلم خاصی برده نشده بود اما با توجه به حواشی ایجاد شده برای فیلم «تهران کنارت» در هفته گذشته، گمانهزنیها بیشتر متوجه همین اثر شد؛ چیزی که در ادامه مشخص شد درست بوده است.
چرا از اصلاح و ممیزی فراری هستند؟
حمیدرضا اسحاقی که مدیرعامل مهرگانفیلم، یعنی دفتر پخش «تهران کنارت» بود، در مصاحبهای درباره تیزر بسیار پرحاشیه این فیلم اعلام کرد: «پخش این تیزر تبلیغاتی متأسفانه خارج از عرف اداری و نهادهای ناظر و همینطور بدون هماهنگی با دفتر ما انجام شده است». او همچنین گفت: «صحنههایی که در تیزر پخش شده غیرقانونی دیده میشود، هیچ کدام در فیلم اکران شده وجود ندارد و صحنههای یاد شده مربوط به نسخه قبل از اصلاحات این فیلم بوده است. در واقع نسخهای که در حال اکران است حاوی صحنههای پخش شده در تیزر مورد بحث نیست و این موارد در فیلم اصلاح شده است». اسحاقی درباره منشأ پخش این تیزر هم به عوامل خود فیلم اشاره داشت: «پخش تیزر این فیلم توسط یکی از عوامل فیلم انجام شده که به او درباره این عمل خلاف قانون تذکر داده شده است».
او در ادامه به هماهنگی با سازمان سینمایی برای انجام امور اشاره کرد و گفت:« امیدواریم در آینده دیگر شاهد اتفاقاتی از این دست که موجب ایجاد حواشی برای سینمای ما میشود، نباشیم»؛ اما همه اینها مانع از آن نشد که غیر از عوامل فیلم، رئیس سازمان سینمایی هم بابت این حواشی مورد بازخواست قوه قضائیه قرار نگیرد.
البته مدتی بعد اعلام شد با دستور مرجع قضایی و نظارت وزارت ارشاد، مقرر شده محتوای غیراخلاقی از فیلم حذف و نسخه اصلاحی از سینماهای سراسر کشور اکران شود که این یعنی مشکلات فقط متوجه تیزر فیلم نبوده و خود آن هم حداقل نیاز به اصلاحاتی داشته است. پیرو همین اتفاقات، اکران این فیلم از شنبه دوم خرداد تا زمان اتمام اصلاحات متوقف شد اما رسانههای همسو با عوامل فیلم، این اتفاق را تحت عنوان جعلی «توقیف فیلم» پوشش دادند تا به بخشی از کمپین تبلیغاتی آن تبدیل شود؛ رویهای که در شرایط نرمال و در صورت وجود یک منطق اقتصادی مشخص در سینمای ایران، بعید بود پدید بیاید.
اساساً یکی از مبهمترین اصطلاحات در سینمای ایران همین «سینمای مستقل» است. اگر عبارت استقلال، فیلمهایی را شامل شود که به گیشه وابسته هستند و بودجه نهادهای دولتی را دریافت نمیکنند، طبیعتاً این فیلمها باید از هر ریسکی پرهیز کنند و مایل نباشند که فیلمشان مثلا ۴ سال یا حتی بیشتر در صف اکران بماند و اگر منظور از استقلال این است که به معیارهای گیشه پایبند نیستند، این نوع فیلمها باید منابع مالیشان را از جای دیگری تامین کنند؛ یعنی یا از همان نهادها و ارگانهای داخل حاکمیت و یا نهادها و ارگانهایی که خارج از مرزهای ایران، هزینه تولید آثار را تامین میکنند، که فیلمهای هنری و تجربی عموماً چنین هستند. مواردی مثل فیلم «تهران کنارت» هم به نوعی سیال، خود را به فراخور موقعیت، هر بار در یکی از این دستهبندیها تعریف میکنند.
«تهران کنارت» فیلمی نیست که داستان خاصی داشته باشد یا محتوای آن به نکته ویژهای اشاره کند که هر قدر از آن را بتواند بیان کند، قدمی رو به جلو برای کارگردانش به حساب بیاید. این فیلم سرتاسر تشکیل شده است از مود و حال و هوا، آن هم حال و هوایی تینایجری و اینستاگرامی که میخواهد تابوشکن و جنجالی و شیطنتآمیز باشد. مطابق با همین ساختار کلی که در فیلم وجود دارد، اگر صحنههای تیز و شیطنتآمیز فیلم را که ضرورت دراماتیک هم ندارد از آن بیرون بکشند، تمام آن چیزی که سازندگانش به عنوان جذابیت آن کار رویش حساب کرده بودند از بین میرود و مشخص است که چرا کارگردان اصرار دارد فیلمش را بدون حذف این موارد روی پرده بفرستد. ایجاد چنین وضعی بیارتباط با صنعت حاشیه و جنجال در سینمای ایران نیست. بدون تردید در هیچ کدام از صنایع فیلم و سریال دنیا تا این اندازه روی ایجاد جنجال و حاشیه به عنوان بخشی از کمپین تبلیغاتی آثار حساب نمیشود.
نکتهای که پیشتر به آن اشاره شد این است که این جنجالها و حواشی هم معمولاً روی فروش آثار تأثیر نمیگذارد و بیشتر در فضای خبری مخاطب دارد تا در سالن سینما. تا وقتی این چرخه معیوب اصلاح نشود، هر از چند گاهی باید منتظر افراد دیگری مثل عوامل فیلم تهران کنارت بود که روی ایجاد جنجال حاشیه برای دیده شدنشان حساب کردهاند. به عبارتی، باید این چرخه متوقف شود و این روش از کار بیفتد اگرنه برخورد با تکتک چنین افرادی را باید تا ابد ادامه داد و آنها هم از برخوردی که با خود و فیلمشان میشود چندان ناراضی نخواهند بود؛ چون همین را بخشی از کمپین تبلیغاتی فیلم یا سریالشان میبینند.
تجربههای شکستخورده قبلی
در این باره میتوان به بازه زمانی سالهای ۹۷ و ۹۸ اشاره کرد که اکران چند اثر توقیفی و پرحاشیه که سالها اخبارشان در رسانهها میچرخید انجام شد.
یکی از این آثار «عصبانی نیستم» به کارگردانی رضا درمیشیان بود که شروع حواشی و جنجالهای آن به جشنواره فجر ۱۳۹۲ برمیگشت. این فیلم با اتفاقات پس از انتخابات ۱۳۸۸ مرتبط بود و اشارههای مستقیمی با آن ماجرا داشت و پس از اینکه یکی از داوران فجر اعلام کرد قرار بوده سیمرغ بلورین به نوید محمدزاده، بازیگر اصلی این فیلم برسد اما بنا به مصلحتهایی آن را به رضا عطاران دادهاند، یک بمب خبری به نفع این فیلم در فضای رسانهای منفجر شد.
این فیلم که قرار بود ۲۹ آذر ۱۳۹۶ اکران شود، پس از بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق از نوبت اکران خارج شد و سرانجام پس از کشوقوسهای فراوان و اصلاحات متعدد، فیلم با نسخه ۹۹ دقیقهای و ۲۱ دقیقه کوتاهتر از نسخه اصلی، از چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ روانه سینماها شد اما پس از اکران سراسری و در مقایسه با سایر آثار اکران شده در سال ۹۶ و ۹۷ که سال طلایی سینمای ایران با فروشهای ۱۳ تا ۱۵ میلیاردی بود، فروش بسیار پایینی داشت و از ۳ میلیارد تومان فراتر نرفت.
«خانه پدری» به کارگردانی و تهیهکنندگی کیانوش عیاری سال ۸۹ ساخته شد و در زمان مدیریت جواد شمقدری در سازمان سینمایی به صورت محدود برای خبرنگاران و منتقدان به نمایش درآمد و پس از نمایشی ویژه در فجر سال ۹۲، در ۴ دیماه ۹۳ به صورت محدود در گروه هنر و تجربه اکران شد اما بعد از 2 روز نمایش، وزارت ارشاد اکران فیلم را متوقف کرد. پس از 5 سال فیلم «خانه پدری» اینبار با اصلاحات جزئی و با ردهبندی سنی بالای ۱۵ سال اول آبان ۱۳۹۸ در سینماهای ایران اکران شد اما پس از 5 روز در ۶ آبان ۱۳۹۸ با دستور مستقیم دادستانی مجدداً توقیف شد و بار دیگر از ۲۲ آبان با رفع توقیف مجدد روی پرده رفت و تا 13 آذر ادامه یافت. نهایتا این فیلم که حدود ۹ سال یکی از خبرسازترین آثار سینمایی در رسانههای ایرانی بود و یک توقیف مجدد وسط اکران آن هم به خبرسازیاش کمک بسیاری کرد، کمتر از یک میلیارد و 300 میلیون تومان فروخت و تعداد کل مخاطب «خانه پدری» ۱۰۱هزار و ۱۵۷نفر بود.
«آشغالهای دوست داشتنی» یکی از پرسرو صداترین فیلمهای سینمای ایران در دهه ۹۰ بود؛ فیلمی که کارگردانش مرتب مصاحبه میکرد و هر سال در جشنواره فجر برای حضور در رقابت ثبتنام میکرد و همین موضوع هم به رسانهها اعلام میشد و انعکاس داشت و نهایتاً وقتی روی پرده رفت، یک کمپین رسانهای بسیار غولآسا به حمایت از آن برخاست. این کمپین، فروش میلیاردی فیلم در هفتههای اول را به خبری تبدیل کرد که در بسیاری از رسانهها بازتاب پیدا داشت اما واقعیت این بود که «آشغالهای دوستداشتنی» که با این همه حاشیه و جنجال بسیار کنجکاویبرانگیز شده بود، پس از آنکه روی پرده رفت و افتتاحیه نسبتاً شلوغی داشت، بهسرعت مخاطبانش را دلسرد کرد. «آشغالهای دوست داشتنی» فیلمی پرستاره و دارای موضوعی ملتهب بود که ساختاری نهچندان جذاب برای عموم مخاطبان داشت. همین حالا اگر در رسانههایی که اکران این فیلم را منعکس میکردند جستوجو شود، تنها میتوان به اخبار افتتاحیه پرغوغای این فیلم برخورد که البته با غلو فراوان منتشر شدند و عموماً به ادامه اکران این فیلم که با افت شدید مخاطبان همراه بود، هیچ اشارهای نمیشود.