۱۶/تير/۱۴۰۵
|
۰۱:۰۳
میلیون‌ها نفر از مردم وفادار با حضور در مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب در تهران حماسه‌ای عظیم و بی‌سابقه آفریدند

بیعت تاریخ‌ساز

گروه سیاسی: تهران پیش از آنکه نخستین پرتوهای خورشید پانزدهم تیر بر فراز آسمان پایتخت نمایان شود، بیدار شده بود اما این بیداری، از جنس آغاز یک روز معمولی نبود. شهر از نیمه‌های شب، آرام‌آرام خود را برای میزبانی از تاریخی‌ترین و باشکوه‌ترین آیین‌ بدرقه تاریخ معاصر ایران، بلکه جهان آماده کرده بود؛ آیینی که قرار بود میلیون‌ها ایرانی را از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی و بزرگراه شهید لشکری، در امتداد یک مسیر مشترک گرد هم آورد تا آخرین بدرقه رهبر شهید انقلاب اسلامی از پایتخت را رقم بزنند.
اگر در 2 روز گذشته، مصلای امام خمینی(ره) مأمن اشک‌ها، مرثیه‌ها و آخرین دیدار مردم با پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی بود، اکنون خیابان‌های تهران، صحنه آخرین همراهی ملت با رهبر خویش شده بود. این ‌بار دیگر خبری از صف‌های طولانی برای ورود به شبستان‌های مصلی نبود، این ‌بار خیابان‌ها خود به شبستانی بزرگ تبدیل شده بودند که میلیون‌ها انسان، در آن، نماز عشق، وفاداری و بدرقه را اقامه می‌کردند.
بر اساس برنامه رسمی اعلام‌شده، مراسم رسمی تشییع از ساعت 6 صبح دوشنبه، پانزدهم تیرماه آغاز می‌شد اما واقعیت میدان، ساعت دیگری را نشان می‌داد. ساعت‌ها پیش از آغاز رسمی مراسم، مسیرهای منتهی به خیابان دماوند، میدان امام حسین(ع)، خیابان انقلاب، میدان آزادی و بزرگراه شهید لشکری، مملو از مردمی شده بود که نمی‌خواستند حتی لحظه‌ای از این بدرقه تاریخی را از دست بدهند. بسیاری از آنان از نیمه‌شب خود را به مسیر تشییع رسانده بودند، برخی شب را در همان حوالی سپری کرده بودند و گروهی دیگر، از شهرهای دور و نزدیک، پس از سفری طولانی، مستقیم راهی خیابان‌هایی شده بودند که قرار بود آخرین منزلگاه همراهی با رهبر شهید انقلاب اسلامی باشد.
هرچه سپیده‌دم نزدیک‌تر می‌شد، بر حجم جمعیت افزوده می‌شد. خیابان‌های اطراف مسیر اصلی تشییع، آرام‌آرام از مردمی انباشته شد که با گام‌هایی آرام، اما دل‌هایی بی‌قرار، خود را به محل مراسم می‌رساندند. مترو، اتوبوس، خودروهای شخصی و حتی مسیرهای پیاده‌روی، همه به یک مقصد ختم می‌شد؛ مقصدی که در آن میلیون‌ها نفر تصمیم گرفته بودند آخرین سلام خود را به رهبر شهید انقلاب اسلامی تقدیم کنند.
اندکی پس از روشن شدن هوا، تهران دیگر چهره یک کلانشهر معمولی را نداشت. از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی، هرچه چشم کار می‌کرد، پرچم‌های جمهوری اسلامی ایران، بیرق‌های سیاه عزا، پرچم‌های سرخ مزین به نام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و تصاویر رهبر شهید انقلاب اسلامی در دستان جمعیت بود. دیوارها، نرده‌ها، پل‌های عابر پیاده و حتی پنجره برخی ساختمان‌ها با پرچم‌ها و پارچه‌نوشته‌های عزا آذین شده بود و شهر، یکپارچه رنگ سوگ به خود گرفته بود.
با آغاز رسمی مراسم در ساعت 6 صبح، موج تازه‌ای از جمعیت به مسیرهای تشییع پیوست. خیابان‌ها دیگر ظرفیت پذیرش جمعیت را نداشت و مردم، علاوه بر محور اصلی، در تقاطع‌ها، خیابان‌های فرعی، پل‌های عابر و فضاهای پیرامونی نیز مستقر شده بودند تا بتوانند لحظه عبور کاروان حامل پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی را از نزدیک مشاهده کنند. با این حال، به رغم اخبار از پیش اعلام‌شده، حوالی ساعت 8 و 30 دقیقه بود که خودروی حامل پیکر، از ناحیه مقداد وارد خیابان آزادی شد. با این حال، مردمی که از سه‌راه تهرانپارس تا میدان انقلاب در مسیر مستقر شده بودند، هر طور شده خود را به خیابان آزادی رساندند.
هنوز خودروی حامل پیکر رهبر شهید انقلاب به طور کامل در برابر دیدگان مردم قرار نگرفته بود که موجی از اشک و ابراز احساسات سراسر فضا را دربرگرفت. 
از همان نخستین دقایق حرکت، روشن بود این کاروان، مسیر خود را با سرعتی معمولی طی نخواهد کرد. انبوه جمعیتی که مشتاق نزدیک شدن به خودروی حامل پیکر مطهر بودند، بارها حرکت آن را کند کردند. مردم می‌خواستند تنها برای چند ثانیه، نگاه‌شان به پیکر رهبر شهیدشان بیفتد، صلواتی بفرستند، یا با اشکی که بر گونه‌های‌شان جاری بود، آخرین ادای احترام خود را به جا آورند. حرکت کاروان حامل پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، از همان نخستین دقایق آغاز مراسم، بیش از آنکه تابع زمان‌بندی از پیش تعیین‌شده باشد، با ضرباهنگ احساسات مردمی پیش می‌رفت که در 2 سوی مسیر تشییع ایستاده بودند. هر بار که خودرو به بخشی از مسیر می‌رسید، موج تازه‌ای از ابراز احساسات شکل می‌گرفت؛ مردمی که ساعت‌ها انتظار کشیده بودند، می‌کوشیدند در همان چند لحظه کوتاه، آخرین سلام، آخرین نگاه و آخرین ادای احترام خود را نثار رهبر شهیدشان کنند. همین اشتیاق، حرکت کاروان را بارها آرام و گاه برای دقایقی متوقف می‌کرد؛ توقف‌هایی که نه از بی‌نظمی، بلکه از حجم بی‌سابقه حضور مردمی ناشی می‌شد که می‌خواستند سهمی از این بدرقه تاریخی داشته باشند.
در بخش‌هایی از مسیر، گروه‌های مختلف مردمی به صورت خودجوش حلقه‌های عزاداری برپا کرده بودند. صدای سینه‌زنی، نوحه‌خوانی و مرثیه از گوشه ‌و کنار خیابان به گوش می‌رسید و هر گروه، با شیوه‌ای که از سنت و فرهنگ منطقه خود به همراه آورده بود، در این آیین بزرگ ملی مشارکت می‌کرد. گویی همه ایران، با همه رنگ‌ها و گویش‌هایش، در این مسیر حضور یافته بود.
در طول مسیر تشییع، مواکب مردمی نیز همچنان فعال بودند. خادمان، بی‌وقفه آب و شربت را میان عزاداران توزیع می‌کردند. گرمای هوای تیرماه، اگرچه بر دشواری حضور چندساعته مردم می‌افزود اما از شور و اشتیاق آنان نمی‌کاست. بسیاری از عزاداران، ساعت‌ها در یک نقطه ایستاده بودند، بی‌آنکه خستگی در چهره‌شان نمایان باشد. آنچه آنان را در این مسیر نگاه داشته بود، تنها انتظار برای عبور کاروان نبود، احساس مسؤولیتی بود که حضور در این بدرقه را بخشی از ادای دین خود به رهبر شهید انقلاب اسلامی می‌دانستند.
در میانه راه، یکی از تأثیرگذارترین صحنه‌های مراسم رقم خورد. همزمان با عبور خودروی حامل پیکر مطهر از مقابل دانشگاه شریف، عزاداران با شاخه‌های گل و گلبرگ‌هایی که از پیش آماده کرده بودند، به استقبال کاروان رفتند.
با نزدیک شدن کاروان به میدان آزادی، بر حجم جمعیت افزوده شد. این میدان، که از نخستین ساعات بامداد میزبان خیل عظیم عزاداران بود، اکنون به یکی از کانون‌های اصلی مراسم تبدیل شده بود. خیل عظیمی از مردمی که در قسمت شرقی مسیر تشییع مستقر شده بودند، حالا که فهمیده بودند خودروی حامل پیکر رهبر شهید انقلاب از خیابان آزادی به راه افتاده، خود را به محل رسانده بودند.
رئیس جمهور نیز با حضور در میان مردم، در آیین تشییع شرکت کرد و همراه با دیگر مسؤولان کشوری و لشکری، بخشی از مسیر را در کنار عزاداران پیمود. با این حال، آنچه همچنان محور اصلی مراسم را تشکیل می‌داد، حضور مردم بود؛ حضوری که از آغاز روز، لحظه ‌به ‌لحظه گسترده‌تر شده و اکنون میدان آزادی را به دریایی از انسان‌های سوگوار تبدیل کرده بود.
در میدان آزادی، خودروی حامل پیکر مطهر با سرعتی بسیار آرام به حرکت خود ادامه داد تا عزادارانی که در این محدوده حضور داشتند نیز فرصت آخرین دیدار و ادای احترام را پیدا کنند. این حرکت آهسته، اگرچه زمان مراسم را طولانی‌تر می‌کرد اما امکان آن را فراهم می‌آورد که جمعیت بیشتری رهبر شهید خود را بدرقه کنند. 
با عبور کاروان تشییع از میدان آزادی، مراسم وارد مرحله پایانی خود شد؛ مرحله‌ای که اگرچه پایان مسیر حرکت پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی در خیابان‌های تهران بود اما از نظر شور و احساسات مردم، چیزی از ساعات ابتدایی روز کم نداشت. از میدان آزادی تا بزرگراه شهید لشکری و سپس محدوده شهرک اکباتان، همچنان سیل جمعیت در 2 سوی مسیر به چشم می‌خورد؛ جمعیتی که نه‌تنها کاهش نیافته بود، بلکه با پیوستن عزادارانی که در طول مسیر خود را به کاروان رسانده بودند، هر لحظه گسترده‌تر می‌شد.
بسیاری از عزاداران، پس از عبور خودروی حامل پیکر مطهر، همچنان در امتداد مسیر حرکت می‌کردند، گویی دل کندن از رهبرشان برای آنان آسان نبود. گروهی با چشمانی اشکبار، زیر لب دعا می‌خواندند، عده‌ای صلوات می‌فرستادند و برخی دیگر، در سکوت، تنها نظاره‌گر دور شدن خودروی حامل پیکر مطهر بودند که به سمت فرودگاه مهرآباد می‌رفت تا پیکر رهبر شهید انقلاب و پیکرهای خانواده شهید ایشان، مهیای عزیمت به قم شوند.
بدین‌ترتیب، 3 روز حضور گسترده مردم در آیین وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، با مراسم باشکوه پانزدهم تیر به نقطه اوج خود رسید. اگر مصلای امام خمینی(ره) در روزهای سیزدهم و چهاردهم تیر میزبان اشک‌ها، مرثیه‌ها و آخرین دیدار مردم با پیکر مطهر رهبر شهید بود، خیابان‌های تهران در پانزدهم تیر، روایتگر آخرین همراهی یک ملت با رهبر خویش شد. اما این بدرقه، تنها پایان یک مسیر نبود؛ روایتی بود از حضوری که با اشک آغاز شد، با وفاداری استمرار یافت و در حافظه جمعی ملت ایران، به عنوان ماندگارترینِ صحنه‌های تاریخ معاصر باقی خواهد ماند.

ارسال نظر
captcha