ادامه از صفحه اول
تمثالی از اینکه از خاک برآمدیم و به خاک بازمیگردیم و جز خاک نیستیم و رفعت و جاه و شأن و شوکتی که به واسطه ثروت و مکنت و مال و مقام یافتهایم، هیچیک همراهمان نیستند در سفری که به تعبیر پدر خاک، حضرت امیرالمومنین، طولانی است و شگفت و مهیب.
اما این شگفتترین و عظیمترین، سفر رحمت و آسودگی خواهد بود، اگر به طریق ایمانی طی شود و ایمان، در دنیا آنچنان محک میخورد و آزمون میشود که خویشتن، خود را میشناسد و بالاترین و والاترین صیقل و صافی وجود، آن است که جان بدهی و توشه بگیری و این معامله حاصل نمیشود جز با شهادت. ماجرای شهادت با همه مرگها فرق دارد، تا آنجا که آداب تشییع و تجهیز شهید هم با یک میت معمولی تفاوت دارد. شهید، شهید نمیشود، جز آنکه معاش و معیشتش بر اثر ایمان، خیر باشد برای همه اهل زمین و همچون پیامبران، آن بهرهمندان از تکلم وحیانی با خداوند، تمام وجودشان، نیکی و گشایش و احسان و تصدق. شهید، شهادت داده به واقعیت ملکوت و به صدق آخرت و از این جهت است که خود، همزاد مرگ است که آیه دنی بودن دنیاست. اینچنین است که در بدرقه شهید باید یادآوری کرد او چه معاملهای با خدا کرده که چنین شرافت و شایستگی یافته. در بدرقه شهید که در معرکه جهاد اکبر یعنی مقاتله با نفسانیت در جایگاه و موقعیتی که ممکن بوده از مدار ایمان خارج شود، پیروز شده، کلمات باید وزن بیشتری یابند تا زندگان اولاً دریابند چه وجود مبارکی را از دست دادهاند و ثانیاً بفهمند مانند او شدن، شدنی است و اتفاقاً مقصد و مقصود از تشییع و نماز همین است که شهادتین به صدق و وفای او به عهد و ایمان بلندمرتبهاش، دست ما را در کمینگاهها گرفته و میگیرد و ما را در پناه ولایت حضرت رب قرار داده و میدهد.
اگر چنین کلماتی در نماز و چنان وصفی در تشییع، از زبان حکمایی که اهل لغو و زبانبازی نیستند جاری شود، تکانه تذکر به زندگان شدیدتر است. این چنین است که وقتی فقیه حکیمی چون آیتالله جوادیآملی بر پیکر فقیه شهیدی همچون آیتالله سیدعلی خامنهای رو به آسمان میگوید «پیکری که پیچیده در ملحفه مرگ در مقابل ما وارد میشود بر پیشگاه عزت و جلال و جبروت و ملکوت تو» ذهنها فاصله میگیرد از یک نماز میت مرسوم و تا صحن مسجد مقدس جمکران میرود تا بشنود اولاً «گواهی میدهیم او شهید اسلام و قرآن و عترت است». آیتالله یادمان میآورد جسم و جان رهبر شهید در راه احیای امر اسلام و تحقق احکام و مضامین قرآن و عمل به روایات معصومین فرسود و در ثانی میگوید «او کشته کیان اسلام است» که اشاره دارد به آن حدیث بنیادین اعطای ولایت به فقیه در دوره غیبت که فقیه را مرزبان و پاسدار اسلام که مانع متروک شدن احکام دین است، معرفی میکند و ثالثاً تصریح میکند آیتالله خامنهای شهید «کشته راه عظمت، سیادت، فرمانروایی و وحدت» است و اینچنین تأکید میکند عزت و سرافرازی امروز جمهوری اسلامی ایران و علمداری تشیع علوی در مبارزه با یزیدهای فاجر و فاسد زمانه، مرهون و مدیون کوشش و جد و جهد همین پیکری است که اینک به اراده الهی، جانش را در راه باورش تقدیم کرده. آیتالله البته پس از ۲ بار گفتن «نزل بک» که به معنی وارد شدن معمولی است، میگوید «نزل عندک» که به معنی تشرف سرافرازانه در ضیافت مرگ به آستان الهی است، آنچنان که به تعبیر قرآن، شهدا عند ربهم روزی میخورند.
اما پیشاپیش همه این توصیفات، تعابیر پنجگانه «مجاهد» و «مُبالِغ» و «ورع» و «موحد» و «متأله» در توضیح مقام رهبر شهید است. در نظر آیتالله، انسان حیوان ناطق نیست، بلکه «حی متأله» است.
متأله با ریشه «اله» یعنی خداخواه و خداجو بودن و وقتی این تعبیر در کنار دیگر کلمات گفتهشده قرار میگیرد، یعنی رهبر شهید انقلاب اسلامی در فطرت خداخواهی خویش [متأله بودن] چنان ممارست و پایمردی و استقامتی [مبالِغ] نشان دادند و چنان کنارهای از خطاها و اشتباهات و اشکالات [ورع] گرفتند تا به توحید حقیقی نزدیک شدند و این توحیدباوری، با دست از جان شستن و معامله کردن با ارزشمندترین دارایی وجودی یعنی «جان» است که حاصل میشود. در نتیجه این سیر سراسر رنج اما شیرین و شگفت است که شهادت حاصل میشود و از این روست که آیتالله در پایان دعایش برای رهبر شهید میگوید: «خدایا! ما را با او محشور کن». چنین درخواستی یعنی اطمینان به همه آن صفات پنجگانه که ممکن است از زبان و در بیان دیگرانی هم بیاید اما وقتی مفسر قرآن و شارح حدیث چنین کلماتی به کار میبرد، یعنی این کلمات همانهایی است که در متون مقدس آمده و اینک مصداق و تعین امروزی در وجود آیتالله شهید خامنهای یافته است.
یادداشت
کلمه فقیه در نماز شهید
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها