۱۹/تير/۱۴۰۵
|
۰۴:۲۵
«وطن‌امروز» گزارش می‌دهد؛ چرا حملات آمریکا به ایران برای تحمیل خواسته خود در تنگه هرمز بی‌فایده است؟

دست ترامپ را خوانده‌ایم

گروه سیاسی: پس از حملات متجاوزانه آمریکا به جنوب ایران در بامداد چهارشنبه، ارتش آن کشور شامگاه چهارشنبه و بامداد پنج‌شنبه نیز مجددا مناطقی در جنوب و همینطور یک نقطه در شمال ایران را هدف قرار داد. بر اساس گزارش سنتکام، ارتش متجاوز آمریکا در این حملات ۹۰ نقطه از ایران را هدف قرار داد. بر اساس گزارش‌ها، نیروهای متجاوز آمریکا مناطقی در ۵ استان ایران را مورد اصابت قرار دادند. در این بین حمله آمریکا به پل «آق‌تکه‌خان» در شهرستان آق‌قلا در استان گلستان قابل تامل است. این پل که در مسیر راه‌آهن گرگان - اینچه‌برون واقع شده، نقش مهمی در حمل بار و توسعه تجارت ریلی با کشورهای آسیای مرکزی بویژه ترکمنستان دارد. این خط آهن همچنین بخشی از کریدور بین‌المللی ریلی ایران - ترکمنستان - قزاقستان محسوب می‌شود. ارتش متجاوز آمریکا همچنین در اقدامی منفعلانه، ایستگاه راه‌آهن تربت در خراسان رضوی را مورد حمله قرار داد؛ اقدامی که به قصد اخلال در حرکت مردم برای حضور در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در مشهد صورت گرفت و نشان داد ترامپ تا چه اندازه از حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع پیکر پاک رهبر شهید، عصبانی است.
بر اساس گزارش رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، در نتیجه حملات متجاوزانه آمریکا به ایران، ۱۴ تن شهید و ۷۸ نفر مجروح شدند.
در واکنش به تجاوز آمریکا، نیروهای مسلح ایران هم بامداد چهارشنبه و هم بامداد و روز پنج‌شنبه، حملات سنگینی را علیه پایگاه‌ها و مراکز مهم آمریکا در منطقه انجام داد. بر اساس گزارش روابط عمومی سپاه، بامداد چهارشنبه ۸۵ نقطه از تاسیسات مهم آمریکا در منطقه هدف قرار گرفت. برخی منابع مطلع در ایران گزارش دادند در یکی از این حملات، نیروهای مسلح ایران یک کشتی آمریکایی در سواحل عمان را نیز هدف قرار دادند؛ اقدامی که نقشی ویژه در عصبانیت ترامپ و اظهارات تهدید‌امیز او علیه ایران در ظهر چهارشنبه در ترکیه داشت.
نیروهای مسلح ایران، پنج‌شنبه نیز حملات گسترده‌ای را علیه پایگاه‌ها و مراکز آمریکایی انجام دادند. حملات ایران در ۲ موج انجام شد و پایگاه‌ها و تاسیسات مهم آمریکا در بحرین، امارات، قطر، کویت و اردن هدف قرار گرفت. نکته قابل تامل اینکه واکنش ایران، تا بعدازظهر پنج‌شنبه نیز ادامه یافت. بر اساس اطلاعیه سپاه، ساعت ۱۴:۳۰ پنج‌شنبه، نیروهای مسلح ایران با ۱۰ فروند موشک بالستیک، مرکز فرماندهی و کنترل و همینطور پایگاه هوایی الازرق در اردن را در هم کوبید. کارشناسان نظامی معتقدند حملات ایران به مرکز فرماندهی کنترل آمریکا، از لحاظ عملیاتی ضربه‌ای سنگین به سنتکام محسوب می‌‌شود. 
به هر حال واکنش ایران به تجاوزات اخیر آمریکا نشان داد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، در پاسخ به تجاوزات آمریکا، تمرکز خود را بر تضعیف توان عملیاتی سنتکام قرار داده‌ است.

ترامپ در لوپ باطل
آمریکایی‌ها برخلاف تعهدی که در متن تفاهم‌نامه خاتمه جنگ، درباره مدیریت تنگه هرمز توسط ایران داده‌اند؛ اما طی ۲ هفته اخیر با نقض تفاهم‌نامه، تلاش کرده‌اند با دستکاری تردد در تنگه هرمز، ترافیک تردد را در مسیر موقت عمانی متمرکز کنند. هدف اصلی آمریکا از این اقدام، مخدوش کردن تردد کشتی‌ها بر اساس ترتیبات ایرانی است. در بند ۵ تفاهم‌نامه قید شده است تردد کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز در مدت زمان ۶۰ روز، بر اساس ترتیبات ایرانی انجام شود.‌ ایران نیز در همین راستا با مین‌زدایی و ایمن‌سازی مسیر شمالی، ضمن فراهم کردن مسیر تردد، مختصات آن را به سازمان بین‌المللی دریانوردی اطلاع داد تا کشتی‌ها برای عبور از تنگه هرمز از این مسیر تردد کنند. با این وجود، با فشار و دخالت آمریکایی‌ها و همینطور شیطنت برخی کشورهای منطقه، ترافیک تردد بیش‌تر به سمت مسیر جنوبی در آب‌های عمان منتقل شد. نیروهای مسلح ایران، طبق مفاد تفاهم‌نامه، چندین بار به کشتی‌های متخلف هشدار دادند و در نهایت در ۲ نوبت با برخی کشتی‌های خاطی برخورد کردند. هفته گذشته در پاسخ به برخورد ایران با یک کشتی خاطی، آمریکایی‌ها مناطقی در جنوب ایران را هدف قرار دادند که البته با پاسخ قاطع ایران مواجه شدند. ترامپ تصور می‌کرد این اقدام یعنی حمله به برخی مناطق در جنوب ایران، باعث عقب‌نشینی جمهوری اسلامی از حق مدیریت خود بر تنگه هرمز می‌شود. با این حال ایران مجددا اعلام کرد طبق مفاد تفاهم‌نامه خاتمه جنگ با آمریکا، تردد از تنگه هرمز در ۶۰ روز مقررشده، باید از مسیر شمالی انجام شود. در همین راستا، نیروهای مسلح ایران روز سه‌شنبه ۳ کشتی متخلف را هدف قرار داد؛ اقدامی که باعث عصبانیت ترامپ و شروع دور جدید حملات به ایران شد بنابراین پیداست طرف متخلف و ناقض تفاهم‌نامه، آمریکاست. 
همانگونه که اشاره شد، هدف ترامپ از این اقدام، مخدوش کردن مدیریت تردد از تنگه هرمز توسط ایران است.
موضوعی که جمهوری اسلامی ایران، هم اعلام کرده و هم در عمل نشان داده به هیچ عنوان از آن عقب‌نشینی نخواهد کرد. در جنگ ۴۰ روزه و حتی پس از آن و تا قبل از امضای تفاهم‌نامه خاتمه جنگ، نیروهای مسلح ایران توانست هم تنگه هرمز را مسدود کند و هم تلاش‌های متعدد نظامی آمریکا برای بازگشایی این تنگه را با شکست مواجه کرد. به اعتقاد اکثر صاحب‌نظران‌ بین‌المللی، این توانایی باعث شد توان بازدارندگی ایران به مراتب افزایش یابد بویژه آنکه این توانایی ایران تأثیر مستقیم بر بازار جهانی انرژی و همینطور اقتصاد جهان داشته و دارد. در این میان، جمهوری اسلامی بر اساس همین توانایی، تاکید کرده است پس از بازگشایی تنگه هرمز، هر نوع تردد از این مسیر باید با مدیریت و کنترل ایران انجام شود. البته تهران در این راستا، طبق قوانین بین‌المللی حق حاکمیت مسقط بر بخشی از تنگه هرمز را به رسمیت شناخته و مذاکراتی را با طرف عمانی آغاز کرد تا طرفین برای وضع مقررات و پروتکل‌های اعمالی برای تردد از تنگه هرمز به تفاهم برسند. ایران همچنین برای اطمینان کشورهای منطقه و سایر کشورها، تاکید کرد اقدام به اخذ عوارض در تنگه هرمز نمی‌کند و صرفا بابت خدمات ارائه‌شده و نیز تامین امنیت تردد، هزینه‌ای‌ را از کشتی‌ها دریافت خواهد کرد. موضوعی که البته با موافقت طرف عمانی نیز مواجه شد. با این حال اما اهمیت مدیریت تردد از تنگه هرمز برای ایران، صرفا منافع اقتصادی نبوده و نیست. تثبیت مدیریت ایران بر تردد از تنگه هرمز، هم موجب ارتقای توان بازدارندگی ایران می‌شود و هم اهرم بسیار مهمی در ارتقای قدرت بازیگری و اثرگذاری جمهوری اسلامی در تحولات منطقه‌ای و جهانی است. ایران در واکنش به تجاوز غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی، تنگه هرمز را مسدود کرد. ایران نشان داد هم توانایی انسداد تنگه هرمز را دارد و هم توانایی حفظ آن؛ کما اینکه در عمل ثابت شد هیچ کشوری توانایی بازگشایی تنگه هرمز از طریق نظامی را ندارد. بنابراین، ایران آنچه را که در جنگ به دست آورده، قطعا پشت میز مذاکره از دست نخواهد داد. طرف آمریکایی نیز با اطلاع از اهمیت اهرم کنترل تردد از تنگه هرمز، با وجود پذیرش این حق ایران در تفاهم‌نامه؛ اما در ۲ هفته اخیر تلاش کرده است با دستکاری تردد در تنگه هرمز، مانع تثبیت این حق قانونی و برگ مهم ایران شود.
در مقابل اما ایران در عمل نشان داده هرگز از این حق خود عدول نخواهد کرد. شاید ترامپ تصور می‌کرد به بواسطه اینکه ایران در تفاهم‌نامه خاتمه جنگ امتیازات مهمی را به دست آورده، لذا نسبت به دستکاری تردد از هرمز و مخدوش شدن حق مدیریت خود بر تردد از آن، حساسیت چندانی نشان نخواهد داد؛ اما واکنش قاطع ایران نشان داد تصور ترامپ در واقع یک توهم بوده است. 
نتیجه این وضعیت نیز کاملا به زیان آمریکا شده است. تنها دستاورد واشنگتن در تفاهم‌نامه خاتمه جنگ، بازگشایی تنگه هرمز بود. طبق تفاهم‌نامه، ایران باید طی ۳۰ روز فرآیند بازگشایی تنگه هرمز را تکمیل می‌کرد. با این وجود اما شیطنت آمریکا و نقض تفاهم‌نامه توسط آن کشور باعث شد با وجود امضای تفاهم‌نامه؛ اما تردد از تنگه هرمز همچنان ناامن باشد. ضمن اینکه در نتیجه تجاوزات آمریکا، روز پنج‌شنبه تردد از تنگه هرمز مجددا متوقف شد. این موضوع بلافاصله و به سرعت اثر خود را بر بازار جهانی نفت گذاشت و قیمت هر بشکه نفت به بیش از ۸۰ دلار در هر بشکه رسید. به عبارتی طی ۲۴ ساعت هر بشکه نفت تا ۱۰ دلار افزایش یافت. بنابراین شیطنت و نقض تفاهم‌نامه توسط آمریکا، تبعات هزینه‌سازی برای خود آمریکا به دنبال داشته است.

بازگشت به شکست؟
ترامپ روز چهارشنبه در حاشیه اجلاس ناتو در ترکیه، ایران را به ازسرگیری جنگ، تهدید کرد. او با بیان اینکه از نظر او تفاهم‌نامه خاتمه جنگ با ایران به پایان رسیده، بار دیگر تهدید کرد زیرساخت‌های ایران را هدف قرار خواهد داد. البته چند ساعت بعد، در نشست خبری پایان نشست ناتو، تاکید کرد تمایلی به ازسرگیری جنگ علیه ایران ندارد.
اما ترامپ در شرایط فعلی چه انتخاب‌هایی پیش رو دارد؟ آیا او با لغو تفاهم‌نامه، مجددا وارد جنگ علیه ایران خواهد شد؟ آیا به جای جنگ، مجددا محاصره دریایی ایران را اعمال خواهد کرد؟ یا اینکه در نهایت به میز مذاکره بازمی‌گردد و به مفاد تفاهم‌نامه، بویژه تعلیق فروش نفت ایران و نیز بند ۵ یعنی تردد از تنگه هرمز بر اساس ترتیبات ایرانی تن خواهد داد؟
هنوز مشخص نیست وی در نهایت چه تصمیمی خواهد گرفت؛ اما انتخاب مجدد گزینه نظامی، به معنای شکست ترامپ در مسیر دیپلماسی و همچنین بازگشت او به گزینه شکست‌خورده است. 
پس از امضای تفاهم‌نامه با ایران، رئیس‌جمهور آمریکا تصریح کرد ادامه جنگ باعث بازگشایی هرمز نمی‌شد و تنها راه بازگشایی تنگه، توافق با ایران بود.
بنابراین ازسرگیری جنگ علیه ایران، به معنای بازگشت ترامپ به باتلاق جنگ است. تنگه هرمز مجددا مسدود می‌شود و با افزایش سریع قیمت نفت، هم اقتصاد جهان مجددا در معرض رکود قرار می‌گیرد و هم با افزایش قیمت سوخت و دیگر اقلام در آمریکا، انتقادات از ترامپ شدت می‌گیرد ضمن اینکه واقعیت‌های جنگ ۴۰ روزه نیز نشان داد ترامپ از طریق گزینه نظامی و حمله به ایران نمی‌تواند به هیچکدام از اهداف خود برسد.
در این میان، ازسرگیری جنگ موجب می‌شود موضوع هسته‌ای ایران پیچیده‌تر از قبل شود. پس از بازگشایی تنگه هرمز، تعیین تکلیف برنامه هسته‌ای ایران، خاصه ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد غنی‌شده ایران، مهم‌ترین هدف ترامپ از امضای تفاهم‌نامه با ایران است؛ کما اینکه پس از امضای تفاهم‌نامه، ترامپ در توجیه این اقدام خود، بارها تاکید کرد این تفاهم‌نامه زمینه را برای انجام توافق نهایی با ایران و تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران فراهم خواهد کرد.
بنابراین بازگشت ترامپ به جنگ علیه ایران، موجب می‌شود شرایط رئیس‌جمهور آمریکا و جایگاه او هم در مجامع بین‌المللی و هم افکار عمومی آمریکا به شدت مخدوش شود.
اما مهم‌ترین نکته درباره انتخاب گزینه جنگ، افزایش نگرانی‌های جمهوری‌خواهان و تشدید اختلافات آنها با ترامپ است. بواسطه تبعات اقتصادی و سیاسی جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، موقعیت جمهوری‌خواهان تضعیف شده است. نتیجه اکثر نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد جمهوری‌خواهان در انتخابات آتی کنگره، اکثریت هر ۲ مجلس نمایندگان و سنا را از دست خواهند داد. این موضوع بویژه برای جی‌دی‌ ونس، معاون ترامپ که سودای ریاست‌ جمهوری آمریکا پس از ترامپ را در سر دارد، نگران‌کننده است.
بنابراین کاملا پیداست جنگ، گزینه‌ای بسیار پرهزینه برای ترامپ است. در این میان یک نکته بسیار مهم نیز وجود دارد و آن اینکه زمان کاملا علیه ترامپ است. هر چه زمان می‌گذرد موقعیت وی متزلزل‌تر می‌شود. تنگه هرمز هنوز کاملا باز نشده است ضمن اینکه به خاطر شرارت آمریکا، هم‌اکنون کاملا بسته است. عدم تحقق تعهدات آمریکا در تفاهم‌نامه نیز باعث شده ایران طبق متن تفاهم‌نامه، از ورود به مذاکرات مرحله دوم خودداری کند. بنابراین نه تنها شرایط فعلی برای ترامپ مطلقا مطلوب نیست بلکه تداوم آن نیز به ضرر اوست. از همه مهم‌تر، کارشناسان معتقدند ادامه این وضعیت باعث می‌شود ملاحظات و نیاز ترامپ به انجام توافق با ایران بیش‌تر شود و همین موضوع موجب می‌شود ایران دست برتر را داشته باشد؛ کما اینکه بسیاری از کارشناسان معتقدند حتی در صورت حفظ تفاهم‌نامه و عدم ازسرگیری جنگ آمریکا علیه ایران، ادامه شرایط فعلی اگر باعث تمدید مدت زمان تفاهم‌نامه شود، باز هم برای ترامپ تبعات ویژه‌ای خواهد داشت؛ چراکه هر چه زمان بگذرد، نیاز ترامپ به توافق بیش‌تر شده و ایران می‌تواند از این وضعیت برای گرفتن امتیازات بیش‌تر استفاده کند.
بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند جمهوری اسلامی ایران با درک ملاحظات فعلی ترامپ، با خونسردی و اطمینان خاطر، به اقدامات وی واکنش نشان می‌دهد. ایران هم در میدان نظامی و هم در مسیر دیپلماسی، دست ترامپ را خوانده. به همین خاطر مقامات جمهوری اسلامی طی روزهای اخیر به ترامپ خاطرنشان کرده‌اند هیچ راهی جز پایبندی به مفاد تفاهم‌نامه بویژه پذیرش کنترل ایران بر تردد از تنگه هرمز ندارد.
البته پاسخ‌های ایران به تجاوزات اخیر آمریکا و افزایش سطح واکنش‌ها و تاکتیک‌های جدیدی که در این واکنش‌ها انجام داده، نشان می‌دهد نیروهای مسلح ایران با استفاده از تجارب جنگ ۴۰ روزه، آمادگی لازم برای جنگ احتمالی جدید با آمریکا را دارد.

ارسال نظر
captcha