۲۱/تير/۱۴۰۵
|
۰۱:۵۳
چگونه کاهش قیمت نفت عربستان به ثبات اقتصادی آمریکا کمک کرد؟

دست ترامپ در جیب بن‌سلمان

گروه اقتصادی: بازار جهانی نفت همواره یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تعامل میان ژئوپلیتیک و اقتصاد جهانی بوده است به ‌گونه‌ای که تصمیم‌های تولیدکنندگان بزرگ، بویژه کشورهای عضو اوپک، تنها یک اقدام تجاری محسوب نمی‌شود، بلکه پیامدهای گسترده‌ای بر سیاست پولی، بازارهای مالی، امنیت انرژی و حتی ثبات سیاسی کشورهای مصرف‌کننده دارد. در این میان عربستان سعودی به‌عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان و یکی از بازیگران اصلی تنظیم‌کننده بازار، همواره نقشی فراتر از یک تولیدکننده صرف ایفا کرده است.
کاهش قیمت رسمی فروش نفت خام عربستان برای نخستین بار از سال ۲۰۲۰ و عرضه نفت این کشور با تخفیف، در شرایطی رخ داده که بازار جهانی نفت با مجموعه‌ای از ریسک‌های ژئوپلیتیک، نگرانی‌های تورمی و نااطمینانی‌های اقتصادی مواجه بوده است. این اقدام را می‌توان صرفاً یک تصمیم اقتصادی برای حفظ سهم بازار دانست اما از منظر ژئوپلیتیک انرژی، کاهش قیمت نفت عربستان پیامد مهم دیگری نیز دارد: کاهش فشار تورمی بر اقتصاد آمریکا و کمک به مدیریت ریسک‌های ناشی از افزایش قیمت انرژی.
اقتصاد آمریکا به‌رغم حرکت گسترده به سمت انرژی‌های نو، همچنان وابستگی بالایی به نفت دارد. قیمت نفت و فرآورده‌های نفتی ‌بویژه بنزین، ارتباط مستقیمی با هزینه زندگی خانوارها، انتظارات تورمی، سیاست‌های بانک مرکزی آمریکا و عملکرد بازارهای مالی دارد. از این منظر کنترل قیمت نفت برای واشنگتن نه‌تنها یک موضوع اقتصادی، بلکه یک ضرورت سیاسی و راهبردی محسوب می‌شود.
در چنین چارچوبی، تخفیف نفتی عربستان را می‌توان به‌عنوان اقدامی در راستای کاهش فشار بر بازار جهانی نفت و جلوگیری از انتقال شوک‌های ژئوپلیتیک به اقتصاد آمریکا تحلیل کرد؛ اقدامی که با منافع کوتاه‌مدت دولت آمریکا، بویژه در زمینه کنترل تورم و حفظ ثبات بازارهای مالی، هم‌راستا قرار می‌گیرد.

نفت و شکنندگی اقتصاد آمریکا در برابر شوک‌های قیمتی
اگرچه آمریکا بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان محسوب می‌شود اما اقتصاد این کشور همچنان نسبت به نوسانات قیمت انرژی حساس است. نفت یک کالای راهبردی است که افزایش قیمت آن تقریباً به تمام بخش‌های اقتصاد منتقل می‌شود؛ از هزینه‌های حمل‌ونقل و تولید گرفته تا قیمت کالاهای مصرفی.
افزایش قیمت نفت معمولاً از مسیر افزایش هزینه تولید و حمل‌ونقل، فشارهای تورمی را تشدید می‌کند. این مساله برای اقتصاد آمریکا اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا فدرال رزرو در سال‌های اخیر با چالش مهار تورم از طریق افزایش نرخ بهره مواجه بوده است. هر گونه جهش دوباره قیمت انرژی می‌توانست روند کاهش تورم را مختل کرده و بانک مرکزی آمریکا را مجبور کند سیاست پولی انقباضی را برای مدت طولانی‌تری ادامه دهد.
در چنین شرایطی کاهش قیمت نفت یک مزیت مهم برای واشنگتن ایجاد می‌کند: کاهش فشار تورمی بدون نیاز به افزایش بیشتر نرخ بهره. به همین دلیل، هر اقدامی که مانع جهش قیمت نفت شود به شکل غیرمستقیم از سیاست اقتصادی آمریکا حمایت می‌کند.

بحران تنگه هرمز و انتقال ریسک ژئوپلیتیکی نفت به اقتصاد آمریکا
یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش نگرانی در بازار انرژی، احتمال اختلال در مسیرهای حیاتی انتقال نفت بویژه تنگه هرمز است. این گذرگاه یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان محسوب می‌شود و بخش قابل توجهی از صادرات نفت غرب آسیا از آن عبور می‌کند.
در جریان جنگ ۴۰ روزه و افزایش تنش‌های منطقه‌ای، نگرانی درباره احتمال بسته شدن یا محدود شدن عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز، باعث انتقال ریسک ژئوپلیتیک به بازار جهانی نفت شد. بازارهای مالی معمولاً پیش از وقوع واقعی بحران، بر اساس احتمال وقوع آن واکنش نشان می‌دهند. بنابراین حتی تهدید اختلال در عرضه نفت می‌تواند باعث افزایش قیمت قراردادهای نفتی شود.
برای آمریکا چنین سناریویی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا افزایش قیمت نفت در شرایطی که اقتصاد این کشور هنوز با پیامدهای تورمی سال‌های گذشته دست‌وپنجه نرم می‌کند، می‌تواند فشار مضاعفی ایجاد کند. افزایش قیمت انرژی می‌توانست انتظارات تورمی را دوباره فعال کرده و فدرال رزرو را در موقعیتی دشوار قرار دهد.

ارتباط قیمت نفت، نرخ بهره و بحران بانکی آمریکا
یکی از مهم‌ترین پیامدهای افزایش قیمت انرژی، تأثیر آن بر مسیر نرخ بهره است. تجربه سال‌های اخیر نشان داد تورم بالا می‌تواند بانک مرکزی آمریکا را به سمت افزایش سریع نرخ بهره سوق دهد. این مساله مارس ۲۰۲۳ در بحران بانکی آمریکا نمود یافت.
در آن دوره، افزایش شدید نرخ بهره باعث کاهش ارزش اوراق قرضه بلندمدت در ترازنامه بانک‌ها شد. برخی بانک‌ها، ‌بویژه Silicon Valley Bank و Signature Bank، به دلیل مواجهه سنگین با اوراق با درآمد ثابت و کاهش ارزش دارایی‌های‌شان با بحران نقدینگی مواجه شدند.
اگر افزایش قیمت نفت ناشی از شوک ژئوپلیتیک جدید باعث بازگشت تورم می‌شد، احتمال تداوم سیاست افزایش نرخ بهره وجود داشت. افزایش بیشتر نرخ بهره نه‌تنها هزینه تأمین مالی دولت آمریکا را بالا می‌برد، بلکه ارزش دارایی‌های مالی را نیز تحت فشار قرار می‌داد و می‌توانست ریسک‌های جدیدی برای بانک‌های آمریکایی ایجاد کند.
بنابراین جلوگیری از جهش قیمت نفت، از منظر ثبات مالی آمریکا اهمیت زیادی داشت. تخفیف نفتی عربستان را می‌توان در این چارچوب، بخشی از تلاش برای جلوگیری از تشدید فشارهای تورمی و مالی تحلیل کرد.
دست ترامپ در جیب بن‌سلمان

بازار سهام آمریکا و اهمیت سیاسی کنترل قیمت انرژی
بازار سهام آمریکا یکی از شاخص‌های مهم عملکرد اقتصادی این کشور است و همواره برای دولت‌های آمریکا اهمیت سیاسی بالایی دارد. کاهش ارزش سهام می‌تواند بر اعتماد مصرف‌کنندگان، سرمایه‌گذاران و فضای سیاسی کشور تأثیر بگذارد.
افزایش قیمت نفت از چند مسیر می‌تواند بازار سهام را تحت فشار قرار دهد. نخست، افزایش نرخ بهره باعث کاهش ارزش‌گذاری شرکت‌ها می‌شود، زیرا هزینه سرمایه افزایش می‌یابد. دوم، افزایش هزینه انرژی، سودآوری بسیاری از شرکت‌ها را کاهش می‌دهد. سوم، نگرانی درباره رکود اقتصادی می‌تواند باعث خروج سرمایه از بازارهای سهام شود.
برای دولت ترامپ که همواره عملکرد بازارهای مالی و شاخص‌های اقتصادی را به‌عنوان نشانه موفقیت اقتصادی برجسته کرده است، افزایش پایدار قیمت نفت و بنزین می‌توانست یک چالش سیاسی مهم ایجاد کند. افزایش قیمت بنزین مستقیماً بر زندگی روزمره شهروندان آمریکایی اثر می‌گذارد و می‌تواند با وعده‌های انتخاباتی از جمله کاهش هزینه‌های زندگی در تضاد قرار گیرد.
از این منظر، اقدام عربستان برای عرضه نفت با تخفیف به کاهش فشار بر قیمت جهانی نفت کمک کرده و به شکل غیرمستقیم از ثبات قیمت سوخت در آمریکا حمایت می‌کند.

عربستان و نقش «تأمین‌کننده ثبات» برای آمریکا
رابطه عربستان سعودی و آمریکا تاریخی طولانی در حوزه انرژی و امنیت دارد. اگرچه روابط 2 کشور در سال‌های اخیر با اختلافاتی همراه بوده است اما همکاری در حوزه انرژی همچنان یکی از ستون‌های اصلی این رابطه محسوب می‌شود.
تصمیم عربستان برای کاهش قیمت فروش نفت را می‌توان از 2 زاویه تحلیل کرد: نخست، این اقدام می‌تواند تلاشی برای حفظ سهم بازار و رقابت با دیگر تولیدکنندگان باشد. دوم، این تصمیم در شرایط بحرانی می‌تواند نقش یک ابزار ژئوپلیتیکی را برای جلوگیری از افزایش شدید قیمت نفت ایفا کند. در ادبیات سیاسی آمریکا، دونالد ترامپ در گذشته از عربستان با تعبیر«گاو شیرده» برای اشاره به رابطه اقتصادی و امنیتی میان 2 کشور استفاده کرده بود؛ تعبیری که نشان‌دهنده نگاه معامله‌محور او به روابط واشنگتن - ریاض است. در این چارچوب، کاهش قیمت نفت عربستان را می‌توان نوعی همکاری اقتصادی دانست که منافع آمریکا را نیز تأمین می‌کند.

جمع‌بندی
کاهش قیمت فروش نفت عربستان و عرضه نفت این کشور با تخفیف، در شرایطی که بازار جهانی انرژی با ریسک‌های ژئوپلیتیک مواجه است، تنها یک تصمیم تجاری ساده نیست، بلکه این اقدام پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد جهانی بویژه اقتصاد آمریکا دارد.
اقتصاد آمریکا نسبت به افزایش قیمت نفت حساس است، زیرا جهش قیمت انرژی می‌تواند تورم را تشدید کند، فدرال رزرو را به افزایش نرخ بهره وادار سازد، هزینه بهره دولت فدرال را افزایش دهد و فشار بیشتری بر نظام بانکی و بازارهای مالی وارد کند. تجربه بحران بانکی سال ۲۰۲۳ نشان داد که افزایش نرخ بهره چگونه می‌تواند آسیب‌پذیری‌های پنهان در نظام مالی آمریکا را آشکار کند.
در چنین شرایطی، کاهش قیمت نفت عربستان را می‌توان اقدامی دانست که به کاهش ریسک اقتصادی آمریکا کمک می‌کند. ریاض با عرضه نفت ارزان‌تر، عملاً بخشی از فشار ناشی از نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک را جذب کرده و مانع انتقال کامل این شوک‌ها به مصرف‌کنندگان و بازارهای مالی آمریکا شده است.
بنابراین از منظر ژئوپلیتیک انرژی، عربستان همچنان یکی از بازیگران کلیدی در مدیریت ریسک‌های اقتصادی آمریکا باقی مانده است؛ نقشی که نشان می‌دهد نفت نه‌تنها یک کالای اقتصادی، بلکه ابزاری برای تنظیم روابط قدرت در نظام بین‌الملل است.

ارسال نظر
captcha
پربیننده