۲۳/تير/۱۴۰۵
|
۰۲:۳۲
کاهش مستمر ذخایر راهبردی نفت آمریکا تداوم آسیب‌پذیری انرژی واشنگتن

فشار نفتی هرمز بر ترامپ

محمدطاهر رحیمی:‌ ذخایر راهبردی نفت ایالات متحده (Strategic Petroleum Reserve) یا SPR یکی از مهم‌ترین ابزارهای امنیت اقتصادی و ژئوپلیتیک آمریکا به شمار می‌رود. این ذخایر که پس از شوک نفتی دهه 1970 میلادی ایجاد شدند، وظیفه دارند در شرایط بحران، اختلال در عرضه جهانی نفت یا جهش شدید قیمت‌ها، از اقتصاد آمریکا در برابر شوک‌های انرژی محافظت کنند. اهمیت این ذخایر صرفاً به تأمین فیزیکی نفت محدود نیست، بلکه نقش تعیین‌کننده‌ای در مدیریت انتظارات بازار، کنترل تورم، ثبات قیمت سوخت و حتی حفظ مشروعیت سیاسی دولت‌های مستقر در آمریکا دارد. از این منظر، هر گونه کاهش مستمر در حجم ذخایر راهبردی، صرف‌نظر از وضعیت نظامی یا دیپلماتیک، به معنای کاهش ظرفیت راهبردی ایالات متحده برای مدیریت بحران‌های آینده است.
در ماه‌های اخیر همزمان با برقراری آتش‌بس و آغاز روند تفاهم میان ایران و آمریکا، انتظار می‌رفت فشار بر بازار انرژی کاهش یافته و فرصت مناسبی برای بازسازی ذخایر راهبردی آمریکا فراهم شود اما حکمرانی و اقتدار ایران بر تنگه هرمز و عطش و نااطمینانی در بازار نفت باعث استمرار کاهش موجودی این ذخایر راهبردی برای آمریکایی‌ها شده است.
این وضعیت بیانگر آن است که حتی در شرایط کاهش نسبی تنش‌ها نیز واشنگتن ناچار است برای تنظیم بازار و پاسخ به نیازهای داخلی، بخشی از نفت مورد نیاز را از ذخایر راهبردی خود تأمین کند؛ روندی که در صورت تداوم، حاشیه امنیت انرژی آمریکا را به شکل محسوسی کاهش خواهد داد  و اهرم قدرت بزرگ در دستان پرتوان جمهوری اسلامی ایران را بیش از پیش نمایان می‌کند.

جایگاه راهبردی ذخایر نفت آمریکا در امنیت ملی
ذخایر راهبردی نفت آمریکا صرفاً یک انبار بزرگ نفت خام نیست، بلکه یکی از ارکان بازدارندگی اقتصادی این کشور محسوب می‌شود. فلسفه وجودی این ذخایر آن است که در صورت وقوع جنگ، تحریم، حمله به زیرساخت‌های انرژی، بسته شدن مسیرهای کشتیرانی یا وقوع شوک‌های عرضه، دولت آمریکا بتواند بدون ایجاد بحران اقتصادی، بازار داخلی را برای چند ماه تغذیه کند.
بازار جهانی نفت بیش از آنکه تابع عرضه و تقاضای روز باشد، تحت تأثیر انتظارات فعالان اقتصادی قرار دارد. هر چه ذخایر راهبردی آمریکا بزرگ‌تر باشد، معامله‌گران اطمینان بیشتری نسبت به توان دولت آمریکا در مقابله با بحران‌های احتمالی خواهند داشت. برعکس، کاهش این ذخایر، سیگنال افزایش آسیب‌پذیری واشنگتن را به بازارهای جهانی ارسال می‌کند و می‌تواند زمینه افزایش نوسانات قیمتی را فراهم آورد.
 به همین دلیل دولت‌های مختلف آمریکا معمولاً تلاش کرده‌اند در دوره‌های آرامش بازار، ذخایر راهبردی را مجدداً تکمیل کنند تا در بحران‌های بعدی با محدودیت مواجه نشوند. استمرار کاهش موجودی این ذخایر حتی پس از کاهش نسبی تنش‌های منطقه‌ای، از منظر راهبردی، نشانه‌ای از دشوار شدن مدیریت بازار انرژی برای آمریکا تلقی می‌شود.

نقش ذخایر راهبردی در کنترل انتظارات تورمی
یکی از مهم‌ترین کارکردهای ذخایر راهبردی نفت، کنترل انتظارات تورمی در اقتصاد آمریکا است. اقتصاد آمریکا به دلیل وابستگی گسترده حمل‌ونقل، صنایع و خدمات به فرآورده‌های نفتی، نسبت به افزایش قیمت نفت حساسیت بالایی دارد. افزایش قیمت نفت به‌سرعت خود را در قیمت بنزین، گازوئیل، حمل‌ونقل، هزینه تولید کالاها و نهایتاً شاخص قیمت مصرف‌کننده نشان می‌دهد.
اما اهمیت ذخایر راهبردی تنها به عرضه فیزیکی نفت محدود نمی‌شود. صرف اطلاع بازار از اینکه دولت آمریکا در صورت افزایش قیمت‌ها قادر به تزریق میلیون‌ها بشکه نفت به بازار است، خود عاملی بازدارنده در برابر شکل‌گیری انتظارات تورمی محسوب می‌شود، بنابراین کاهش مداوم حجم ذخایر راهبردی، اعتبار این ابزار سیاستی را نیز تضعیف می‌کند.
در چنین شرایطی فعالان بازار احتمال بیشتری برای تداوم افزایش قیمت انرژی در آینده قائل می‌شوند. همین مساله می‌تواند انتظارات تورمی را تقویت کرده و هزینه کنترل تورم را برای سیاست‌گذاران پولی و مالی آمریکا افزایش دهد. به بیان دیگر، کاهش ذخایر راهبردی تنها یک مساله انرژی نیست، بلکه مستقیماً بر ثبات اقتصاد کلان آمریکا نیز اثرگذار است.
فشار نفتی هرمز  بر ترامپ
فشار نفتی هرمز  بر ترامپ

قیمت نفت، قیمت سوخت و پیامدهای سیاسی آن در آمریکا
 در ساختار سیاسی آمریکا، قیمت بنزین و گازوئیل از مهم‌ترین شاخص‌هایی است که افکار عمومی عملکرد دولت را با آن ارزیابی می‌کند. برخلاف بسیاری از کشورها که قیمت سوخت با یارانه کنترل می‌شود، شهروندان آمریکایی تغییرات قیمت را به‌صورت مستقیم در زندگی روزمره خود احساس می‌کنند.
هر گونه افزایش قیمت بنزین به‌سرعت هزینه رفت‌وآمد، حمل‌ونقل کالا، خدمات شهری و هزینه زندگی خانوارها را افزایش می‌دهد. همین موضوع معمولاً به کاهش محبوبیت دولت مستقر منجر می‌شود. تجربه دولت‌های مختلف آمریکا نشان داده است جهش قیمت سوخت، حتی در صورت رشد مناسب سایر شاخص‌های اقتصادی، می‌تواند نارضایتی اجتماعی و سیاسی گسترده‌ای ایجاد کند.
از این منظر، دولت آمریکا همواره تلاش می‌کند با استفاده از ابزارهایی مانند آزادسازی نفت از ذخایر راهبردی، از افزایش شدید قیمت سوخت جلوگیری کند. کاهش ظرفیت این ذخایر به معنای محدود شدن یکی از مهم‌ترین ابزارهای دولت برای مدیریت افکار عمومی و کاهش فشارهای سیاسی ناشی از افزایش هزینه زندگی است.

جایگاه قیمت نفت در راهبرد اقتصادی ترامپ 
در دوره جدید ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، کاهش هزینه انرژی به یکی از پایه‌های اصلی سیاست اقتصادی کاخ سفید تبدیل شده است. بخش مهمی از راهبرد اقتصادی ترامپ بر توسعه تولید داخلی، بازگرداندن صنایع به آمریکا و اعمال تعرفه‌های سنگین بر واردات استوار است.
جنگ تعرفه‌ای اگرچه می‌تواند از برخی صنایع داخلی حمایت کند اما همزمان موجب افزایش هزینه تولید و افزایش قیمت کالاهای وارداتی می‌شود. این پدیده که در ادبیات اقتصادی از آن با عنوان «تورم ناشی از فشار هزینه» یاد می‌شود، یکی از مهم‌ترین پیامدهای سیاست‌های تعرفه‌ای است.
در چنین شرایطی دولت ترامپ تلاش می‌کند بخشی از فشار هزینه ناشی از تعرفه‌ها را از طریق کاهش قیمت انرژی جبران کند. نفت ارزان‌تر به معنای کاهش هزینه حمل‌ونقل، تولید صنعتی، کشاورزی و زنجیره تأمین است و می‌تواند بخشی از آثار تورمی تعرفه‌ها را خنثی کند.
 اجرای چنین راهبردی اما مستلزم آن است که آمریکا در مواقع لزوم بتواند با اتکا به ذخایر راهبردی خود، بازار نفت را مدیریت کند. بنابراین کاهش مستمر این ذخایر نه‌تنها یک مساله انرژی است، بلکه تهدیدی برای موفقیت راهبرد اقتصادی ترامپ و نهایتا سقوط او نیز محسوب می‌شود.

استمرار کاهش ذخایر راهبردی؛ نشانه‌ای از تداوم فشار بازار
با وجود کاهش نسبی تنش‌ها و شکل‌گیری فضای آتش‌بس، انتظار می‌رفت آمریکا از فرصت ایجادشده برای بازسازی ذخایر راهبردی خود استفاده کند. با این حال تداوم برداشت از این ذخایر نشان می‌دهد بازار جهانی نفت همچنان با محدودیت عرضه مواجه است و واشنگتن ناچار است برای تأمین نیاز بازار داخلی، از ظرفیت ذخایر استراتژیک استفاده کند.
این روند از منظر اقتصادی به معنای آن است که تعادل بازار هنوز شکننده است و کاهش قیمت نفت لزوماً به معنای رفع کامل مشکلات عرضه نیست. در بسیاری موارد قیمت اسمی نفت کاهش می‌یابد اما محدودیت ظرفیت پالایش، هزینه‌های حمل‌ونقل، حاشیه سود پالایشگاه‌ها و هزینه‌های توزیع ،موجب می‌شود قیمت فرآورده‌های نهایی با همان سرعت کاهش نیابد.

چرا کاهش قیمت نفت الزاماً به کاهش قیمت بنزین در آمریکا منجر نمی‌شود؟
یکی از نکات قابل توجه در شرایط کنونی آن است که با وجود افت قیمت جهانی نفت، قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا همچنان در سطوح نسبتاً بالا باقی مانده است. این پدیده ناشی از عوامل متعددی از جمله محدودیت ظرفیت پالایشگاهی، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، هزینه ذخیره‌سازی، مالیات‌های ایالتی و ساختار بازار فرآورده‌های نفتی است.
به همین دلیل حتی اگر قیمت نفت خام کاهش یابد، مصرف‌کنندگان آمریکایی الزاماً کاهش متناظری در قیمت سوخت مشاهده نمی‌کنند. در نتیجه، فشار معیشتی ناشی از قیمت بالای بنزین همچنان پابرجا می‌ماند و دولت برای کنترل بازار ناچار به استفاده بیشتر از ابزارهایی همچون ذخایر راهبردی می‌شود.

جمع‌بندی
ذخایر راهبردی نفت آمریکا یکی از مهم‌ترین ابزارهای امنیت اقتصادی، کنترل تورم و مدیریت بحران‌های انرژی این کشور محسوب می‌شود. استمرار کاهش این ذخایر، حتی در شرایط کاهش نسبی تنش‌های منطقه‌ای، نشان می‌دهد اعمال حکمرانی ایران در تنگه هرمز برای کنترل رفتار آمریکایی‌ها چقدر برای ایران قدرت‌آفرین است.
از سوی دیگر این نکته مهم است که کاهش ظرفیت SPR زمانی رخ می‌دهد که دولت ترامپ راهبرد اقتصادی خود را بر توسعه جنگ تعرفه‌ای و کاهش هزینه انرژی بنا کرده است. در چنین شرایطی، کوچک شدن ذخایر راهبردی می‌تواند توان دولت را برای مقابله با شوک‌های احتمالی آینده کاهش داده و مدیریت تورم، قیمت سوخت و ثبات اقتصادی را دشوارتر کند. همچنین با توجه به حساسیت بالای افکار عمومی آمریکا نسبت به قیمت بنزین و گازوئیل، هر گونه محدودیت در استفاده از آنها می‌تواند علاوه بر پیامدهای اقتصادی، هزینه‌های سیاسی قابل توجهی نیز برای دولت آمریکا و شخص ترامپ به همراه داشته باشد و این فرصت فوق‌العاده‌ای را برای ایران فراهم کرده است تا با ابزار اعمال حکمرانی بر تنگه هرمز، اهرم فشار در آمریکا را حفظ  و تثبیت کند.

ارسال نظر
captcha
پربیننده