۲۴/تير/۱۴۰۵
|
۰۱:۰۲
در سومین روز دور جدید درگیری‌ها، نیروهای مسلح ایران تأسیسات مهم آمریکا در منطقه را منهدم کرد

از بحرین تا اردن، زیر آتش ایران

حسین کیامنش: دور جدید درگیری‌های مستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا که ریشه در حملات تجاوزکارانه ارتش تروریست آن کشور به مناطقی از جنوب ایران و تلاش‌های آشکار و مداوم آن برای مداخله در مدیریت و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز دارد، روز سوم خود را پشت سر گذاشت. این درگیری پس از یک دوره نسبی آرامش و در پی نقض صریح تعهدات از سوی آمریکا در چارچوب تفاهمنامه اسلام‌آباد، به‌سرعت بالا گرفته و خلیج فارس را بار دیگر به صحنه تقابل رو در رو بدل کرده است. روز گذشته، نقاطی در استان‌های بوشهر، هرمزگان و خوزستان هدف حملات هوایی ارتش متجاوز آمریکا قرار گرفت. این حملات که عمدتاً بر تأسیسات ساحلی، مراکز پشتیبانی نظامی و زیرساخت‌های کلیدی متمرکز بود، بخشی از استراتژی گسترده‌تر واشنگتن برای ایجاد اختلال در کنترل ایران بر آبراه حیاتی هرمز به شمار می‌رود. هدف آمریکا تضعیف توان بازدارندگی ایران و مجبور کردن تهران به پذیرش مسیرهای موازی غیرمجاز است اما این اقدامات تجاوزکارانه، مانند دفعات پیشین، نه‌تنها به نتیجه دلخواه واشنگتن نخواهد رسید، بلکه تاکنون با پاسخ سریع و قدرتمند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مواجه بوده‌ است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز گذشته با صدور اطلاعیه‌هایی، جزئیاتی از عملیات مقابله به مثل را به اطلاع عموم رساند. طبق اطلاعیه شماره ۶، دو فروند سوپرنفتکش متخلف که تحت تحریک مستقیم ارتش تروریست آمریکا قرار گرفته بودند، با خاموش کردن سامانه‌های ناوبری، نادیده گرفتن اخطارهای مکرر مرکز کنترل امنیت تنگه هرمز و عبور از مسیرهای غیرقانونی و مین‌گذاری‌شده، امنیت کشتیرانی را به مخاطره انداختند. این شناورها مورد اصابت دقیق قرار گرفتند و از کار افتادند. نیروی دریایی سپاه در این اطلاعیه به همه طرف‌ها هشدار داد همکاری با دشمن متجاوزی که از هزاران کیلومتر دورتر آمده تا حقوق مردم منطقه را تضییع کند، جز پشیمانی، خسارات سنگین مالی، تأخیر طولانی در بازگشایی امن تنگه و ایجاد بحران انرژی جهانی، نتیجه دیگری نخواهد داشت. عملیات گسترده‌تر با نامگذاری «نصر۲» ادامه یافت. 
در اطلاعیه شماره ۷، سپاه از حمله موفق به چندین انبار پشتیبانی تسلیحاتی، مرکز ارتباطات ماهواره‌ای و اقامتگاه نیروهای آمریکایی در پایگاه جفیر بحرین خبر داد. این اهداف، نقاط حیاتی لجستیکی، ارتباطی و پشتیبانی ارتش آمریکا بودند که آسیب به آنها، هماهنگی عملیاتی واشنگتن در منطقه را به شکل جدی مختل می‌کند.
ساعاتی بعد، در اطلاعیه شماره ۸، سپاه پاسداران اعلام کرد در مرحله دوم موج عملیات، ناوگان پنجم دریایی ایالات متحده در بحرین به‌شدت هدف قرار گرفت، مخازن سوخت آن به آتش کشیده شد، رادار پاتریوت، رادار کنترل هوایی ناوگان و سامانه راداری اخطار اولیه C-RAM به طور کامل منهدم و مرکز کنترل و مانیتورینگ قایق‌های هدایت‌پذیر بدون سرنشین نیز نابود شد.
در اطلاعیه شماره ۹، سپاه پاسداران به طور مستقیم خطاب به مردم اردن، با اشاره به میزبانی آن کشور از تجهیزات و پایگاه‌های آمریکایی در سال‌های اخیر (به‌ویژه در جریان جنگ ۴۰ روزه) تاکید کرد: «سحرگاه امروز رزمندگان اسلام در مرحله سوم موج دوم عملیات نصر۲ با رمز «یا لثارات الحسین»، تاسیسات مهم و محل استقرار دشمن آمریکایی در یک پایگاه هوایی تحت اشغال ارتش کودک‌کش آمریکا در خاک شما را که از آن برای حمله به ما استفاده شده بود، هدف موشک‌های بالستیک قرار دادند و جنایتکاران آمریکایی را به سزای عمل‌شان رساندند.
در اولین روز تجاوز رژیم مستکبر آمریکا با استفاده از همین پایگاه‌ها ۱۶۸ کودک دانش‌آموز معصوم و معلمان آنها را در میناب، قطعه‌قطعه کرد. خوب می‌دانید ما نه‌تنها با کشور شما دشمنی نداریم، بلکه شما مردم نجیب را خیلی دوست داریم؛ شما که بیش از هر ملتی دردها و مظلومیت ملت فلسطین را درک می‌کنید و از جنایات رژیم صهیونیستی در کشتار ۷۰ هزار فلسطینی از جمله ۲۰ هزار کودک در غزه که با دخالت مستقیم آمریکا صورت گرفت، اطلاع دارید.
مطالبه جدی شما در برچیده شدن پایگاه‌های اشغالگران آمریکایی از منطقه کمک بزرگی به نجات مردم فلسطین و بازگشت امنیت به منطقه است. سرافرازی اردن آرزوی ما است». همچنین ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز سامانه‌های ارتباطی، مخازن سوخت، سامانه پاتریوت، برج مراقبت و انبار مهمات ارتش تروریست آمریکا در کویت را هدف حمله پهپادهای انهدامی خود قرار داد.
نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی در پاسخ به حملات موشکی به برخی مراکز نظامی نیز با شلیک موشک‌های کروز، شناور متخاصم دشمن آمریکایی را هدف قرار داد.
همچنین عصر روز سه‌شنبه در پاسخ به حملات تجاوزکارانه ارتش آمریکا به قشم، پایگاه نظامی این کشور در کویت مورد اصابت موشک‌های بالستیک ایرانی قرار گرفت. صدای انفجارها به حدی مهیب بود که شهروندان عراق نیز آن را شنیدند.

جنگ بر سر تنگه هرمز
دور جدید درگیری‌ها را هرچند هنوز به ابعاد تمام‌عیار و گسترده جنگ ۴۰ روزه نرسیده و بیشتر در محدوده آب‌ها، سواحل و پایگاه‌های منطقه‌ای خلیج فارس متمرکز مانده، باید جنگ اراده‌ها بر سر کنترل تنگه هرمز نامید. اهمیت این تقابل به هیچ‌وجه کمتر از مراحل ابتدایی جنگ 40 روزه نیست، زیرا قلب تپنده اقتصاد انرژی جهان، آبراهی که بیش از ۲۰ درصد نفت خام جهان از آن عبور می‌کند، در کانون آن قرار دارد.
کنترل تنگه هرمز فراتر از یک مساله نظامی یا امنیتی ساده است و آزمون واقعی اراده ملی، قدرت بازدارندگی راهبردی، حاکمیت سرزمینی و عزم ایران برای دفاع از منافع خود و منطقه در برابر سلطه‌جویی، ماجراجویی و زیاده‌خواهی‌های آمریکا به شمار می‌رود. از همان ۹ اسفند ۱۴۰۴ که آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگ همه‌جانبه علیه ایران را با هدف براندازی، نابودی توانمندی‌های دفاعی و تجزیه سرزمینی آغاز کردند، جمهوری اسلامی مدیریت و حاکمیت کامل و قاطع خود بر تنگه راهبردی هرمز را اعمال کرد. در تمام این ماه‌ها، اختیار تردد، عبور و مرور کشتی‌ها، نفتکش‌ها و شناورهای تجاری عملاً با ایران بوده و مسیرهای امن و مجاز توسط نیروهای مسلح کشورمان تعیین، نظارت و در صورت لزوم اجرایی شده‌اند. این حاکمیت، ریشه در حقوق تاریخی، جغرافیایی و اصول بین‌المللی حقوق دریاها دارد و ایران به عنوان قدرت اصلی و صاحب ساحلی آبراه، مسؤولیت تأمین امنیت آن را بر عهده گرفته و به‌خوبی ایفا کرده است.
در مقابل، ایالات متحده از همان روزهای اول جنگ، تمام ظرفیت خود را برای گرفتن این ابتکار عمل از ایران به کار بست. با حملات هوایی مکرر به تأسیسات ساحلی، تهدیدات مستقیم مقامات، ایجاد مسیر موازی ادعایی، فشار دیپلماتیک و اقتصادی بر کشورهای همسایه و اعلام و اعمال محاصره دریایی، واشنگتن به دنبال تضعیف توان ایران در کنترل تنگه بوده است اما همه این تلاش‌های متعدد و پی‌ در پی تاکنون به نتیجه نرسیده و با شکست مواجه شده‌اند. ایران نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده، بلکه با هر اقدام جدید، پاسخ‌های فوری ارائه کرده و نشان داده اراده‌اش برای حفظ حاکمیت بر تنگه هرمز خلل‌ناپذیر است. در دور فعلی درگیری‌ها، استراتژی آمریکا ترکیبی پیچیده از ۲ هدف همزمان است: ایجاد یک مسیر مجزا و موازی از مسیرهای تعریف‌‌شده و مورد تأیید ایران در تنگه هرمز و تضعیف قدرت و توانمندی عملیاتی ایران در کنترل آبراه. این رویکرد شامل حملات مستقیم به سواحل، تحریک کشتی‌های تجاری برای عبور غیرمجاز، فشار رسانه‌ای و دیپلماتیک بر کشتی‌داران بین‌المللی و تلاش برای ایجاد روایت «باز بودن تنگه تحت کنترل آمریکا» است اما واقعیت‌های میدانی، کاهش شدید تردد کشتی‌ها و گزارش‌های مستقل حاکی از آن است تلاش جدید نیز مانند تلاش‌های قبل، با موانع جدی فنی، نظامی و میدانی مواجه شده و نتوانسته تغییری ایجاد کند. در این چارچوب، دونالد ترامپ بار دیگر سیاست محاصره دریایی علیه ایران را فعال کرده و در اظهاراتی اعلام کرد کشتی‌های ایرانی یا مشتریان آنها متوقف خواهند شد و حتی هزینه عبور ایمن را از سایر شناورها مطالبه خواهد کرد. این سیاست قبلاً هم اجرا شده بود اما نه‌تنها نتوانست تنگه را بازگشایی کند، بلکه ابتکار عمل را بیشتر به دست ایران سپرد، هزینه‌های اقتصادی برای مصرف‌کنندگان جهانی انرژی را افزایش داد و از نظر سیاسی نیز برای دولت آمریکا بار سنگینی ایجاد کرد. به نظر می‌رسد اقدام جدید نیز سرنوشتی مشابه داشته باشد، زیرا محاصره در برابر اراده یک قدرت ساحلی با قابلیت‌های موشکی پیشرفته، پهپادهای انتحاری، مین‌گذاری هوشمند و جنگ نامتقارن، عملاً ناکارآمد، پرریسک و غیر قابل تداوم بلندمدت است.
چرا آمریکا نمی‌تواند؟
این واقعیت تلخ و غیرقابل انکار برای واشنگتن، حتی در رسانه‌های آمریکایی نیز بازتاب یافته و به اعتراف به محدودیت‌های قدرت نظامی و استراتژیک آمریکا منجر شده است. شبکه سی‌بی‌اس روز گذشته در حالی که تبادل آتش در تنگه هرمز ادامه دارد، گزارشی منتشر کرد که صراحتاً به دشواری‌های آمریکا در گرفتن کنترل تنگه هرمز از ایران اذعان می‌کند. سی‌بی‌اس تأکید کرد ترامپ با وجود استفاده از همه ابزارها - از حملات هوایی و محاصره دریایی گرفته تا مذاکرات، تهدیدات و وعده نابودی - نتوانسته تردد نفتکش‌ها را به سطح پیش از جنگ بازگرداند. کارشناسان معتقدند این کار احتمالاً نیازمند یک ناوگان بسیار بزرگ‌تر از آنچه اکنون در اختیار آمریکاست یا حتی حضور ده‌ها هزار سرباز آمریکایی روی خاک ایران خواهد بود. سی‌بی‌اس با استناد به اظهارات «جیسون کمپبل» تحلیلگر سابق پنتاگون و پژوهشگر مؤسسه رند توضیح داد ایران دهه‌ها برای جنگ نامتقارن در خلیج فارس آماده شده، تأسیسات تولید سلاح خود را در نقاط پراکنده و متعدد قرار داده، نیروهای عملیاتی‌اش را غیرمتمرکز نگه داشته و به همین دلیل، حملات هوایی به تنهایی کافی نیست. کمپبل صراحتاً اشاره کرد هیچ رئیس‌جمهور آمریکا پس از رونالد ریگان حاضر به ورود به این سطح از درگیری مستقیم و طولانی با ایران نشده، زیرا هزینه انسانی، مالی و سیاسی آن بسیار بالاست و ریسک اختلال کامل در جریان انرژی جهان را به همراه دارد. کارشناسان دیگر سی‌بی‌اس، مانند «اریک لاب» از بنیاد کارنگی نیز به جنبه اقتصادی و سیاسی ماجرا اشاره می‌کنند و می‌گویند این «آزمون اراده» نشان می‌دهد ایران چقدر حاضر به تحمل فشار اقتصادی است و چقدر این فشارها می‌تواند برای ترامپ و جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا تبدیل به شکست سیاسی شود. «مایکل آیزنشتات» مدیر برنامه مطالعات نظامی و امنیتی در مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک و «نوام رایدان» دیگر تحلیلگر این موسسه نیز هشدار دادند اسکورت کشتی‌ها در محیط فعلی بسیار پرریسک و پرهزینه است؛ ناوگان آمریکا کوچک‌تر از دهه ۱۹۸۰ است و حتی تهدیدهای ساده از طریق کانال رادیویی دریایی توسط ایران کافی است تا بسیاری از دریانوردان را بترساند و تجارت را فلج کند. «کلیتون سیگل» تحلیلگر مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) نیز اشاره کرد وعده‌های اولیه ترامپ برای کمک نظامی گسترده به کشتیرانی، با واقعیت ریسک‌پذیری و محدودیت‌های عملی آمریکا در برابر ایران، همخوانی ندارد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده