ابوالفضل ولایتی: فرود هواپیمای شرکت ماهانایر در فرودگاه الحدیده، پس از بمباران فرودگاه صنعا را میتوان یکی از نقاط عطف تحولات پرشتاب غرب آسیا در ماههای اخیر قلمداد کرد. فرود هواپیمای ایرانی، در امتداد نخستین پرواز به فرودگاه صنعا برای انتقال میهمانان یمنی مراسم تشییع پیکر پاک و مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، رسماً به ۴ سال محاصره هوایی یمن خاتمه بخشید. خشم گسترده دولتمردان سعودی و مزدوران یمنی آنان، بهوضوح بیانگر اهمیت این رخداد و پیامدهای آن بر تحولات منطقه است.
تصمیم به راهاندازی مجدد فرودگاههای یمن و شکستن محاصره هوایی این کشور، بدون تردید ریشه در دستاوردهای مقاومت در هفتههای پس از جنگ رمضان دارد. ناکامی ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی در حمله به جمهوری اسلامی و هشدارهای تهران درباره هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا در شیخنشینهای منطقه، جسارت لازم را برای اتخاذ این تصمیم از سوی دولتمردان یمنی فراهم آورد. برآیند منازعه میان محور مقاومت و دشمن آمریکایی صهیونیستی در ماههای پس از طوفانالاقصی و مجموعه دستاوردها و ناکامیهای حاصل از آن در جبهههای مختلف، مقاومت یمن را به تصمیمی جامع برای همسویی فزاینده با دیگر اضلاع مقاومت در مسیر انسداد تحرکات جاهطلبانه دشمن رساند.
برقراری پل هوایی تهران-صنعا، واکنش شدید انصارالله به بمباران فرودگاه صنعا، حملات پیدرپی موشکی به فرودگاه ابها و پایگاه ملک خالد، همچنین هشدار درباره پرواز هواپیماهای بینالمللی بر فراز آسمان عربستان، اگرچه تنشها را در سطح منطقه افزایش داده اما پیامهایی قابل تأمل برای کشورهای محافظهکار عرب همسو با آمریکا درباره پیامدهای تشدید رویارویی با محور مقاومت به همراه دارد.
چرا برقراری پل هوایی میان تهران و صنعا مهم است؟
از زمان برقراری آتشبس سال ۲۰۲۲ در یمن و در امتداد سیاست محاصره همهجانبه این کشور، ورود و خروج هواپیماها به فرودگاههای یمن از سوی ائتلاف تحت رهبری عربستان محدود و ممنوع شده بود. اقدام اخیر شرکت هواپیمایی ماهانایر برای برقراری خط پرواز میان تهران و صنعا، در وهله نخست نقش بسزایی در شکستن محاصره هوایی یمن و تسهیل دسترسی این کشور به نیازهای اولیه اقتصادی و درمانی خواهد داشت.
با این حال، مهمترین دستاورد این اقدام به حوزه امنیتی بازمیگردد. همزمان با تشدید تنشها در منطقه، بویژه پس از وقوع جنگ رمضان، دولت تحت حمایت عربستان -مستقر در عدن- تحرکات نظامی گستردهای را برای حمله به مواضع انصارالله در دستور کار قرار داد. شکست نیروهای جداییطلب جنوب -مورد حمایت امارات- از دولت متحد عربستان، عملاً ریاض را به بازیگر کلیدی معادلات جنوب شبهجزیره عربستان تبدیل کرده است. در چنین بستری، فشارهای مضاعف کاخ سفید بر سعودیها برای مهار انصارالله از طریق تجهیز نیروهای مستقر در عدن و جلوگیری از مشارکت فعال انصارالله در حمایت از محور مقاومت، در دستور کار آلسعود قرار گرفته است.
بر مبنای دادههای میدانی و گزارشهای منتشرشده از سوی جریانهای امنیتی منطقه، در جبهه خلیج فارس بویژه پس از شکست یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشنگتن، فشار بر عربستان و دیگر شیخنشینها برای مشارکت مستقیم در حمله علیه ایران به نحو چشمگیری افزایش یافته است. والاستریت ژورنال، جروزالم پست و تایمز اسرائیل در سلسله گزارشهایی، از احتمال ایفای نقش جدیتر ریاض در فشارهای آتی علیه جمهوری اسلامی و حتی مشارکت مستقیم نظامی عربستان علیه ایران سخن گفتهاند.
شکستن محاصره یمن در چنین فضایی و حملات موشکی یمنیها به خاک عربستان، در میانه سناریوهای نظامی احتمالی علیه ایران و انصارالله، حاوی پیام بسیار مهمی است: در صورت خطای محاسباتی سعودیها و ایفای نقشی ویژه در پازل آمریکا، عربستان و متحدانش دستکم از ۳ جبهه در محاصره و زیر ضربه نیروهای مقاومت قرار خواهند گرفت. جمهوری اسلامی در پهنه آبی خلیج فارس، مقاومت عراق در مناطق شمال حجاز و نیروهای انصارالله در جنوب و دریای سرخ، اهرمهای فشاری هستند که میتوانند نقشی مؤثر در عقبنشینی متحدان عرب آمریکا و سوق دادن آنان به سوی خاتمه تنشها در منطقه ایفا کنند. تجربه ۳ سال حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نیروهای مقاومت، درسهای گرانبهایی در اختیار مقاومت یمن قرار داده است.
واکنش نشان ندادن همزمان تمام اضلاع مقاومت به سیاستهای توسعهطلبانه صهیونیستها و رویارویی مستقیم تنها یک جبهه با دشمن صهیونیست، موجب خواهد شد تلآویو با فراغ بال در مسیر تضعیف محور گام بردارد و پس از یکسره کردن کار، جبههای جدید بگشاید.
حملات سنگین و چندماهه ارتش صهیونیستی به نوار غزه و سپس آغاز حملات علیه لبنان و ایران، موجب شده انصارالله منتظر خاتمه نبرد کنونی نماند و برای ایفای نقشی پررنگتر در منازعه آتی آماده شود.
مقاومت یمن از تقویت نظامی جبهه جنوبی خود و حضور فعال ارتش رژیم در منطقه خودمختار سومالیلند در حاشیه دریای سرخ، آگاه است و هوشیارانه میکوشد با پیشدستی در ورود به مناقشه، دشمن را در برابر معادلات چندجبههای قرار داده و ناگزیر به عقبنشینی کند.
انسداد بابالمندب و سیگنال افزایش شدید قیمت انرژی
برآیند مواضع رهبران مقاومت یمن در روزهای اخیر همزمان با تشدید تنشها با عربستان، گواه آن است نوک پیکان سیاستها و اهداف نظامی صنعا متوجه خطوط انتقال نفت، بنادر و مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ است. محمد الفرح، عضو دفتر سیاسی انصارالله صراحتاً خطاب به آمریکاییها هشدار داد به نفع واشنگتن نیست عربستان را برای حمله به یمن تحت فشار قرار دهد، زیرا اگر تنگه بابالمندب نیز مانند تنگه هرمز بسته شود، قیمت نفت به ۲۰۰ دلار افزایش خواهد یافت. حزام الاسد، دیگر عضو دفتر سیاسی انصارالله نیز خطاب به مالیاتدهندگان آمریکایی در توئیتی نوشت: «اگر تنگه بابالمندب بسته شود -همانگونه که تنگه هرمز بسته شد- و صادرات نفت از ینبع متوقف شود -همانطور که از رأس تنوره متوقف شد- فکر میکنید قیمت هر بشکه نفت به چه رقمی خواهد رسید؟ دولت جنایتکار شما از رژیم سعودی به عنوان ابزاری برای انجام کارهای کثیف خود و وسیلهای ارزان برای شعلهور کردن جنگها و بحرانها در منطقه استفاده میکند اما در نهایت، این شهروند آمریکایی است که پیش از همه هزینه آن را خواهد پرداخت». مواضع مذکور، سیگنالهای آشکاری است که انصارالله برای مقامات سعودی و آمریکایی ارسال کرده.
ورود مستقیم انصارالله به جبهه نبرد -آنگونه که مقامات جمهوری اسلامی نیز در اظهارات خود آن را محتمل دانستهاند- فشار غیرقابل انکاری بر ایالات متحده و جمهوریخواهان در آستانه برگزاری انتخابات کنگره وارد خواهد کرد و همزمان، سرمایهگذاری بلندمدت عربستان برای احداث خطوط لوله نفتی به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ را به محاق خواهد برد. بر مبنای دادههای منتشرشده، سعودیها نزدیک ۷ میلیون بشکه نفت را از طریق بندر ینبع به بازارهای جهانی عرضه میکنند؛ بازارهایی که بخش عمده آنها در شرق آسیا قرار دارند و نفتکشهای سعودی برای دسترسی به آنها ناگزیر به عبور از تنگه راهبردی بابالمندب هستند؛ تنگهای که مقاومت یمن هشدار داده در صورت تشدید تنشها، مسدود خواهد شد.
اهمیت بابالمندب تنها به عبور نفتکشهای سعودی محدود نمیشود. این تنگه، مسیر اصلی ۱۲ تا ۱۵ درصد تجارت جهانی به مقصد اروپا، آمریکا و بازارهای آسیایی است و ۲۵ درصد نیاز اروپا به گاز طبیعی مایع از این مسیر تأمین میشود. ارزش محمولههای عبوری سالانه از این تنگه نیز ۷۰۰ میلیارد دلار است. افزون بر این، بندر عقبه، بهعنوان تنها بندر اردن هاشمی و بندر ایلات رژیم صهیونیستی به عنوان ۲ دولت متخاصم محور مقاومت، برای دسترسی به شرق آسیا و جنوب آفریقا ناگزیر به استفاده از این باریکه راهبردی هستند. برآورد حکمرانی جمهوری اسلامی در هفتههای پس از جنگ رمضان، از افزایش قابل ملاحظه همافزایی میان خطوط مختلف محور مقاومت حکایت دارد. شکستن عملی محاصره یمن از سوی ایران در روزهای اخیر و فرود هواپیمای ایرانی در الحدیده، همراه با انتقال پاسخ نظامی به فرودگاه ابها، معادله تازهای را در منطقه شکل داده است؛ معادلهای که بر اساس آن، هرگونه اقدام علیه تهران یا صنعا میتواند هزینههای هنگفتی برای ائتلاف آمریکایی صهیونیستی و متحدان منطقهای آن در پی داشته باشد.
دیدگاه
الحدیده؛ آغاز معادله تازه مقاومت
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها