۲۵/تير/۱۴۰۵
|
۰۱:۱۵
چگونه نقض تفاهمنامه و کاهش تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز و افزایش مجدد قیمت نفت دوباره دست قدرت ایران را نمایان کرد؟

حکمرانی نفتی ایران

محمدطاهر رحیمی: تنگه هرمز همواره یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیک جهان بوده است؛ گذرگاهی که حدود یک‌پنجم تجارت دریایی نفت جهان از آن عبور می‌کند و هر گونه اختلال در امنیت آن، مستقیماً بازار جهانی انرژی، اقتصاد بین‌الملل و امنیت اقتصادی قدرت‌های بزرگ را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
حکمرانی نفتی ایران

مهم‌ترین مواد ترانزیتی از تنگه هرمز را نشان می‌دهد و سهم این آبراه را در ترانزیت هر کدام این مواد راهبردی در سطح جهان به خوبی نشان داده است.
تجربه دهه‌های گذشته نیز نشان داده هر زمان سطح تنش‌های سیاسی و نظامی در منطقه کاهش یافته، جریان انرژی از این آبراه راهبردی خیلی زود به وضعیت عادی بازگشته و بازار نفت نیز واکنشی مثبت نشان داده است. در مقابل، هر گونه افزایش تنش یا بی‌ثباتی، حتی بدون وقوع درگیری گسترده، موجب افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، رشد ریسک بیمه کشتی‌ها، کاهش تردد نفتکش‌ها و در نهایت افزایش قیمت جهانی نفت شده است.
در همین چارچوب، امضای تفاهم‌نامه میان رئیس جمهور ایران و رئیس جمهور آمریکا در مقطعی توانست فضای امیدوارکننده‌ای برای مخصوصا آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها درباره بازگشت امنیت به تنگه هرمز ایجاد کند. با آغاز اجرای تفاهم‌نامه، عبور کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها از این مسیر از سر گرفته شد و نشانه‌هایی از بازگشت تنگه هرمز به روال سابق مشاهده شد اما این روند پایدار نماند. تنش‌آفرینی مجدد آمریکا، حملات نظامی در دوره اجرای مفاد تفاهم‌نامه و نقض عملی آتش‌بس، فضای اعتماد ایجادشده بین دو طرف را از بین برد و بار دیگر ایران را ناگزیر به استفاده از مهم‌ترین ابزار قدرت راهبردی خود یعنی تنگه هرمز کرد و این آبراه دوباره به یکی از کانون‌های اصلی جهش قیمت‌ها در بازار انرژی جهان تبدیل شد؛ رخدادی که نه‌تنها واردکنندگان نفت، بلکه خود اقتصاد آمریکا را نیز با هزینه‌های قابل توجهی مواجه کرده است.

بازگشت امنیت به تنگه هرمز پس از تفاهم
پس از امضای تفاهم‌نامه میان مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ، نشانه‌های روشنی از کاهش تنش در منطقه مشاهده شد. مهم‌ترین نمود این تحول، احیای تدریجی تردد دریایی در تنگه هرمز بود؛ مسیری که طی ماه‌های قبل به دلیل اعمال قدرت جمهوری اسلامی ایران با کاهش شدید رفت‌وآمد کشتی‌ها روبه‌رو شده بود. در این دوره، حدود ۲۰۰ شناور غیرایرانی به صورت هماهنگ‌شده از تنگه هرمز عبور کردند که بیانگر بازگشت نسبی اعتماد شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی به امنیت این مسیر دریایی بود. از میان این شناورها، ۴۱ درصد را نفتکش‌ها تشکیل می‌دادند؛ موضوعی که نشان می‌داد فعالان بازار انرژی نیز انتظار داشتند صادرات نفت منطقه بدون وقفه ادامه یابد.

حکمرانی نفتی ایران

حکمرانی نفتی ایران

تنش‌آفرینی آمریکا و فروپاشی فضای اعتماد
با وجود آغاز روند مثبت پس از تفاهم، استمرار آن مستلزم پایبندی تمام طرف‌ها به مفاد آن و حفظ آتش‌بس بود اما حملات نظامی آمریکا در دوره تفاهم و نقض عملی آتش‌بس، فضای اعتماد ایجادشده را به‌سرعت از میان برد.
زمانی که شرکت‌های کشتیرانی احساس کنند امکان گسترش درگیری وجود دارد، حتی بدون بسته شدن رسمی تنگه نیز تصمیم به کاهش تردد می‌گیرند. شرکت‌های بیمه نیز حق بیمه جنگ را افزایش می‌دهند و مالکان کشتی‌ها ترجیح می‌دهند مسیرهای جایگزین را انتخاب یا زمان حرکت خود را به تعویق بیندازند.
به همین دلیل نقض تفاهم و افزایش دوباره تنش‌ها موجب شد روند عادی‌سازی تردد کشتی‌ها متوقف شود و بار دیگر دست قدرتمند جمهوری اسلامی ایران این گذرگاه راهبردی را مسدود کند تا مهم‌ترین اهرم فشار خود بر اقتصاد آمریکا و حامیان آن را فعال کند.

کاهش بی‌سابقه جریان نفت از تنگه هرمز
پیامد مستقیم این وضعیت، کاهش محسوس حجم نفت عبوری از تنگه هرمز بوده است. بر اساس آمارهای موجود، عبور نفت از تنگه هرمز تنها به ۶۴۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ پایین‌ترین سطح از اوایل ماه ژوئن. این رقم بیانگر آن است که بخش قابل توجهی از صادرات نفت منطقه یا با تأخیر انجام می‌شود یا در انتظار کاهش ریسک‌های امنیتی باقی مانده است.
همچنین در 7 روز گذشته، میانگین جریان نفت از تنگه هرمز به حدود 6.9 میلیون بشکه در روز رسیده و همچنان روند نزولی آن ادامه دارد.
حکمرانی نفتی ایران

چنین کاهشی صرفاً یک شاخص آماری نیست، بلکه نشانه‌ای از افزایش ریسک ژئوپلیتیک در مهم‌ترین شاهراه انتقال انرژی جهان است. هر میلیون بشکه کاهش در جریان نفت این مسیر، پیامدهایی مستقیم بر توازن عرضه و تقاضای جهانی، هزینه حمل‌ونقل و انتظارات معامله‌گران بازار انرژی برجا می‌گذارد.

واکنش بازار جهانی نفت به افزایش ریسک
بازار نفت همواره نسبت به ریسک‌های ژئوپلیتیک واکنش بسیار سریعی نشان می‌دهد. در دوره اجرای تفاهم‌نامه، با کاهش نگرانی‌ها درباره امنیت تنگه هرمز، قیمت نفت خام آمریکا (WTI)  روند نزولی گرفت و به کمتر از ۸۰ دلار در هر بشکه رسید.
این کاهش قیمت بیانگر حذف بخشی از «پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک» از بازار نفت بود. معامله‌گران تصور می‌کردند احتمال اختلال در عرضه نفت خاورمیانه کاهش یافته و بازار با کمبود عرضه مواجه نخواهد شد اما پس از افزایش دوباره تنش‌ها و نقض آتش‌بس، شرایط تغییر کرد؛ تنها طی حدود یک ماه، قیمت نفت WTI مجدداً افزایش یافت و بار دیگر از مرز ۸۰ دلار در هر بشکه عبور کرد.
حکمرانی نفتی ایران

این تغییر جهت قیمتی نشان می‌دهد بازار نفت، عامل اصلی افزایش قیمت را نه کمبود واقعی نفت، بلکه افزایش ریسک ناشی از بی‌ثباتی در تنگه هرمز ارزیابی کرده است.

تجربه جنگ رمضان؛ نمونه‌ای از اثر تنش بر بازار انرژی
تحولات اخیر را می‌توان در چارچوب تجربه جنگ رمضان نیز تحلیل کرد. پیش از آغاز آن جنگ، قیمت نفت WTI در محدوده ۶۷ دلار قرار داشت اما با گسترش درگیری‌ها و نگرانی از اختلال در صادرات نفت منطقه، قیمت‌ها به‌سرعت جهش یافت و تا حدود 120 دلار در هر بشکه افزایش یافت.
این تجربه تاریخی نشان می‌دهد بازار انرژی بیش از آنکه به میزان واقعی تولید نفت واکنش نشان دهد، به احتمال اختلال در عرضه حساس است. به بیان دیگر، صرف افزایش احتمال ناامنی در تنگه هرمز می‌تواند ده‌ها دلار به قیمت هر بشکه نفت اضافه کند حتی اگر صادرات به طور کامل متوقف نشده باشد.
از این منظر، تداوم تنش‌های اخیر نیز می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری موج جدیدی از افزایش قیمت‌ها برای مخصوصا غرب باشد؛ موضوعی که اقتصاد آمریکا و اروپا را با فشارهای تورمی بیشتری روبه‌رو خواهد کرد.

فشار اقتصادی بر آمریکا؛ بازگشت بحران قیمت بنزین
نکته قابل توجه آن است که افزایش تنش‌ها بیش از بسیاری از کشورها، خود آمریکا را نیز متضرر کرده است. هرچند ایالات متحده در سال‌های اخیر تولیدکننده بزرگ نفت بوده اما قیمت بنزین در این کشور همچنان بشدت تحت تأثیر قیمت جهانی نفت قرار دارد.
با افزایش قیمت نفت، هزینه پالایش و توزیع فرآورده‌های نفتی نیز افزایش می‌یابد و این موضوع مستقیماً در قیمت بنزین منعکس می‌شود. از آنجا که بنزین یکی از حساس‌ترین کالاهای مصرفی در آمریکا محسوب می‌شود، هر گونه افزایش قیمت آن به‌سرعت به یک مسأله سیاسی تبدیل می‌شود.
افزایش دوباره قیمت نفت پس از تنش‌های اخیر موجب شده دولت ترامپ با فشارهای اجتماعی و سیاسی قابل توجهی روبه‌رو شود. افزایش هزینه سوخت خانوارها، رشد هزینه حمل‌ونقل، فشار بر نرخ تورم و کاهش رضایت عمومی، همگی از پیامدهای مستقیم افزایش قیمت نفت هستند.به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند سیاست تنش‌آفرینی آمریکا در منطقه، برخلاف برخی اهداف اعلامی، در نهایت هزینه اقتصادی و سیاسی قابل توجهی را متوجه خود آمریکا کرده و این مهم نشان‌دهنده قدرت ایران در متأثر کردن قلب اقتصاد آمریکا است. در واقع ایران در حال نشان دادن این گزاره راهبردی به آمریکایی‌ها و حامیان آنهاست که از «9 اسفندماه 1404 رویکرد ایران، جهانی‌سازی هزینه‌هایی است که دشمن با ابزار تحریم و جنگ و تهدید به ایران وارد می‌کند».

جمع‌بندی
تحولات اخیر تنگه هرمز بار دیگر نشان داد امنیت این گذرگاه راهبردی بیش از هر چیز وابسته به اراده جمهوری اسلامی ایران است. تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا توانسته بود در مدت کوتاهی اعتماد نسبی را به بازار بازگرداند؛ عبور حدود ۲۰۰ شناور غیرایرانی، سهم بالای نفتکش‌ها در این ترددها و کاهش قیمت نفت، همگی نشانه‌هایی از اثر مثبت کاهش تنش بودند اما با تشدید دوباره تنش‌ها، حملات آمریکا در دوره تفاهم و نقض آتش‌بس، این روند با قدرت نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معکوس شد. کاهش جریان نفت عبوری از تنگه هرمز تا سطح ۶۴۰ هزار بشکه در روز، افت میانگین انتقال نفت به 6.9 میلیون بشکه در روز و افزایش مجدد قیمت نفت خام آمریکا به بالای ۸۰ دلار، همگی بیانگر بازگشت نااطمینانی ژئوپلیتیک به بازار جهانی انرژی هستند. در نهایت، تجربه کنونی همان درس همیشگی بازار انرژی را تکرار می‌کند: هر اندازه تنش در خلیج فارس افزایش یابد، هزینه آن با اراده قدرتمند جمهوری اسلامی ایران تنها متوجه کشورهای منطقه نخواهد بود، بلکه مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی، اقتصاد جهانی و حتی خود ایالات متحده نیز با افزایش قیمت نفت، رشد هزینه‌های انرژی، فشارهای تورمی و پیامدهای سیاسی ناشی از آن مواجه خواهند شد. از این رو حفظ ثبات و پایبندی به تفاهم‌ها  و احترام به حاکمیت ایران نه فقط یک ضرورت امنیتی، بلکه یک الزام اقتصادی برای همه بازیگران این معادله به شمار می‌آید.

ارسال نظر
captcha
پربیننده