گروه سیاسی: ایران و آمریکا 28 خرداد تفاهمنامهای را امضا کردند که عنوان آن «خاتمه جنگ» بود. در متن این تفاهمنامه نیز تصریح شده بود پس از امضای آن، طرفین از اقدام نظامی علیه یکدیگر خودداری خواهند کرد اما اکنون، با توجه به تجاوزات نظامی مکرر آمریکا به ایران، اساساً ماهیت این تفاهمنامه از بین رفته است. آمریکا نهتنها متن تفاهمنامه درباره خودداری از اقدام نظامی علیه ایران را نقض کرده، بلکه با توجه به تجاوزات انجامشده به خاک ایران در چند هفته اخیر، جنگ علیه ایران را از سر گرفته است. آمریکا دوباره علیه ایران جنگ به راه انداخته، لذا اکنون صحبت از تفاهمنامه خاتمه جنگ، به یک جوک شبیه است. از سوی دیگر، آمریکا همه تعهدات خود در تفاهمنامه را زیر پا گذاشته است. در لبنان نهتنها ارتش صهیونیستی همچنان به این کشور تجاوز نظامی میکند، بلکه بر خلاف متن تفاهمنامه، از عقبنشینی از جنوب لبنان خودداری کرده و مقامات ارشد رژیم نیز بارها اعلام کردهاند هرگز عقبنشینی نخواهند کرد. از سوی دیگر، آمریکا با انجام توافق سهجانبه با لبنان و رژیم صهیونیستی و مشروط کردن عقبنشینی ارتش اشغالگر از جنوب لبنان به خلع سلاح حزبالله، رسماً این بند تفاهمنامه را دور زده است. همچنین دولت ترامپ بر خلاف تعهد خود مبنی بر دسترسی ایران به داراییهای مسدودشدهاش، در این مسیر سنگاندازی کرد و عملاً امکان این دسترسی برای ایران فراهم نشد. این نیز یکی دیگر از موارد نقض تفاهمنامه توسط آمریکاست. دولت ترامپ همچنین رسماً تعلیق تحریم نفت ایران را لغو کرد که این نیز نقض فاحش و رسمی یکی دیگر از تعهدات آن کشور در تفاهمنامه است. در نهایت، اعمال مجدد محاصره دریایی ایران که شامگاه سهشنبه به وقت ایران اجرا شد، نقض کامل تعهد آمریکا در متن تفاهمنامه برای لغو این محاصره است. در تنگه هرمز نیز با اینکه در متن تفاهمنامه تصریح شده تردد از این تنگه باید با ترتیبات ایرانی انجام شود اما آمریکا از هفته دوم پس از امضای این تفاهمنامه، شرارت را در تنگه هرمز آغاز و با انحراف ترافیک تردد به مسیر غیرقانونی در جنوب تنگه، علناً تعهد خود مبنی بر مدیریت ایران بر تردد در تنگه هرمز را نقض کرد؛ موضوعی که بهانه اصلی ترامپ برای ازسرگیری جنگ علیه ایران بوده است. بنابراین ما اکنون با وضعیتی مواجهیم که دولت آمریکا نهتنها همه تعهدات خود در متن تفاهمنامه خاتمه جنگ علیه ایران را زیر پا گذاشته، بلکه مجددا جنگ را علیه ایران آغاز کرده است. اطلاق درگیری محدود به حملات اخیر آمریکا به ایران و پاسخ ایران به آن، کاملاً غلط و برای تخفیف آن است. آمریکا در واقع دوباره علیه ایران جنگ به راه انداخته است. در روزهای اخیر در نتیجه حملات آمریکا، بیش از ۳۰ نفر از هموطنان غیرنظامی به شهادت رسیدهاند. ضمن اینکه در این مدت تعدادی از نیروهای نظامی ایران در سپاه و ارتش نیز به شهادت رسیدهاند. حمله ناجوانمردانه ارتش آمریکا به پایگاه ارتش در بمپور نمونهای از جنایات جنگی اخیر آمریکا در ایران است. ارتش تروریست آمریکا بامداد دیروز با شلیک 13 فروند موشک، آسایشگاه و محل اسکان یکی از پادگانهای نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در بمپور را هدف قرار داد. در این حمله ۷ تن از کارکنان پایور و وظیفه تیپ 388 ایرانشهر به شهادت رسیدند و تعدادی نیز مجروح شدند. از سوی دیگر، ارتش متجاوز آمریکا نهتنها مراکز نظامی، بلکه مراکز غیرنظامی و زیرساختهای اقتصادی ایران را هدف قرار داده است. حمله به راهآهن تهران - مشهد، هدف قرار دادن مسیر ریلی در استان گلستان که نقش ویژهای در صادرات و واردات ریلی ایران به کشورهای شمال شرق داشت، حمله به مخازن نفتی ایران در جزایر جنوب بویژه قشم، هدف قرار دادن کارخانه آب معدنی در استان ایلام، هدف قرار دادن برخی تاسیسات انرژی و پتروشیمی در استانهای بوشهر و خوزستان و موارد دیگر، نمونههایی از حمله آمریکا به زیرساختهای انرژی، اقتصادی و مایحتاج عمومی است. پیداست حملات نظامی آمریکا در یکی دو هفته اخیر پس از امضای تفاهمنامه، کاملاً یک جنگ جدید علیه ایران است.
بنابراین با توجه به وضعیت موجود، سخن گفتن از تفاهمنامه، عجیب و البته خلاف امنیت و منافع ملی است. تفاهمنامه در اصل با اولین حمله نظامی آمریکا به ایران به آتش کشیده شد و سوخت.
در این میان یک نکته بسیار مهم وجود دارد که لازم است مقامات مسؤول در ایران، حتماً نسبت به آن اهتمام داشته باشند. ترامپ با وجود زیرپا گذاشتن همه مفاد تفاهمنامه و به راه انداختن یک جنگ جدید علیه ایران، از بیان این موضع رسمی و علنی که تفاهمنامه خاتمه جنگ با ایران، خاتمه یافته، خودداری میکند. ترامپ همینطور از لزوم بازگشت ایران به میز مذاکره سخن گفته است.
کاملاً مشخص است هدف ترامپ از این اقدامات ضدایرانی و بیان این مواضع، آن است که از طریق شروع مذاکراتی دیگر، موارد جدیدی را بر ایران تحمیل کند. پس از انتشار متن تفاهمنامه خاتمه جنگ با ایران، تقریباً همه صاحبنظران اعلام کردند متن این تفاهمنامه نهتنها یک پیروزی آشکار برای ایران است، بلکه نشان میدهد اراده ایران برای تحمیل یک معادله مطلوب و دلخواه به طرف آمریکایی به کرسی نشسته و این معادله، زمینه لازم برای تحمیل نظرات و مواضع ایران به آمریکا در مرحله دوم مذاکرات را فراهم میآورد. این تحلیلگران همچنین به این نکته مهم اشاره کردند که متن تفاهمنامه و معادله تحمیلی ایران به آمریکا، در ادامه باعث میشود معادلات منطقهای ایران در غرب آسیا بویژه خلیج فارس تثبیت شود. از همین رو، بسیاری از کارشناسان در محافل سیاسی و اندیشکدههای روابط بینالملل و سیاست خارجی در غرب بویژه خود آمریکا، این تفاهمنامه را به عنوان تسلیم شدن کامل ترامپ در برابر ایران ارزیابی کردند و بر پایه همین تحلیل، اعلام کردند نتیجه لشکرکشی آمریکا و جنگ ۴۰ روزه علیه ایران، تقویت جایگاه ایران در منطقه و دنیا شده و ایران پیروز قطعی این جنگ است.
به نظر میرسد این ارزیابیها که با سرزنش و شماتت ترامپ نیز همراه بود، باعث شده وی پس از امضای تفاهمنامه، در صدد نقض آن و تحمیل شرایط و معادله جدید به ایران برآید. ترامپ حالا تفاهمنامه را کنار گذاشته، جنگ علیه ایران را از سر گرفته و با تعیین شرط بازگشت ایران به میز مذاکره، دنبال تحمیل شرایط و معادله دلخواه خود به ایران است.
بنابراین به نظر میرسد ضروری است مقامات مسؤول بویژه اعضای تیم مذاکرهکننده ایران، نسبت به این موضوع هوشیار بوده، ضمن اعلام خاتمه یافتن تفاهمنامه، برای خنثیسازی پروژه و معادله جدید ترامپ اقدام کنند. واقعیت آن است که بر اساس ارزیابیهای موجود که اتفاقا طی روزهای اخیر از سوی بیشتر کارشناسان معتبر جهان نیز مورد اشاره قرار گرفته، ایران در جنگ جدید، دست برتر را دارد. ترامپ با حماقت مجدد، آمریکا را به باتلاق جنگ علیه ایران بازگرداند. موقعیت ایران نسبت به بامداد ۱۹ فروردین، یعنی زمان اعلام آتشبس با آمریکا، به مراتب تقویت شده است، لذا در شرایط فعلی، جمهوری اسلامی ایران باید با بستن تنگه هرمز و واکنش فراتر از سطح به حملات تجاوزکارانه آمریکا، شرایط را به سمتی پیش ببرد که این بار، ضمن وارد آوردن خسارات بیشتر به طرف متجاوز، معادله جدیدی را به آمریکا تحمیل کند.
گزارش «وطن امروز» درباره وضعیت توافق اسلامآباد پس از حملات مجدد آمریکا به ایران
کدام تفاهمنامه؟
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها