۲۷/تير/۱۴۰۵
|
۰۰:۱۱
گزارش تحلیلی «وطن امروز» درباره سناریو‌ی احتمالی حمله زمینی آمریکا به جنوب ایران

زمین سفت

امیرعباس نوری: هدف آمریکا از دور جدید حملات به ایران چیست؟ این مهم‌ترین سوالی است که در ۲ هفته اخیر بویژه پس از کنار گذاشته شدن تفاهمنامه از سوی آمریکا و تشدید حملات به ایران، مطرح شده است.
در ظاهر این جنگ بر سر کنترل تنگه هرمز است. بهانه آمریکا برای شروع جنگ نیز همین است. ترامپ با وجود اینکه در متن تفاهمنامه پذیرفت تردد از تنگه هرمز با ترتیبات ایرانی انجام شود اما یک هفته پس از امضای تفاهمنامه، زیر میز زد و نه‌تنها منکر حق مدیریت ایران بر ترددها در تنگه هرمز شد، بلکه ایران را هم متهم به نقض تفاهمنامه کرد. رئیس‌جمهور آمریکا با این بهانه، اجرای تعهدات خود در تفاهمنامه را لغو و دستور حمله به ایران را صادر کرد. طبیعی بود ایران از حق مدیریت خود بر ترددها در تنگه هرمز نمی‌گذرد. کنترل تنگه هرمز یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای ایران در جنگ ۴۰ روزه است. بسیاری از صاحبنظران‌ معتقدند مهم‌ترین دستاورد ایران از تنگه هرمز، در‌ بعد بازدارندگی آن است. در جنگ ۴۰ روزه و حتی در ۷۰ روز پس از توقف جنگ، ایران هم توانست تنگه هرمز را مسدود کند و هم تلاش‌های بی‌شمار ارتش آمریکا برای بازگشایی آن را ناکام بگذارد.
 این‌ قدرت دفاعی ایران باعث شد توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران ارتقا یابد. به گونه‌ای که برخی مقامات معروف سیاسی دنیا مانند دیمیتری مدودف، تصریح کردند اهمیت این دستاورد برای ایران، بسیار بیشتر از بمب اتم است. اثبات قدرت ایران در انسداد تنگه هرمز و حفظ آن، البته این حق طبیعی را برای ایران به وجود آورد که کنترل ترددها در این تنگه را به دست گیرد. مدیریت ترددها در تنگه هرمز نه‌تنها یک اهرم بسیار مهم برای ایران است، بلکه به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان مطرح دنیا، این اهرم می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد و تثبیت یک معادله جدید ایرانی بر خلیج فارس و غرب آسیا شود؛ معادله‌ای که قدرت بازیگری و اثرگذاری ایران در غرب آسیا و حتی دنیا را به مراتب ارتقا می‌دهد. 
از این رو، در مذاکرات اسلام‌آباد و مذاکراتی که پس از آن میان ایران و آمریکا با وساطت طرف‌ پاکستانی انجام شد، ایران تاکید کرد در هر تفاهمنامه‌ای باید حق ایران برای مدیریت ترددها در تنگه هرمز به رسمیت شناخته شود. 
نهایتا طرف آمریکایی این شرط ایران را پذیرفت و در بند ۵ تفاهمنامه‌ خاتمه جنگ‌ میان ایران و آمریکا تصریح شد تردد از تنگه هرمز باید با ترتیبات ایرانی انجام شود. بنابراین ایران با استناد به این بند تفاهمنامه، اقدام آمریکا در انحراف ترافیک ترددها در تنگه هرمز به مسیر جنوبی در آب‌های عمان را نقض فاحش تفاهمنامه و مخدوش کردن حق ایران دانست و در چند نوبت با کشتی‌های متخلف برخورد کرد.  کاملا واضح است که ایران از این حق قانونی خود عقب‌نشینی نخواهد کرد. بنابراین اکنون دست‌کم در ظاهر، جنگ تحمیلی جدید آمریکا علیه ایران بر سر کنترل تنگه هرمز است. کما اینکه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس تیم مذاکره‌کننده ایران با آمریکا نیز در بیانیه تبیینی‌ای که شامگاه چهارشنبه هفته گذشته منتشر کرد به همین موضوع اشاره کرد و نوشت: هدف آمریکا از این جنگ، کنترل‌ تنگه هرمز است و البته ایران در برابر زورگویی آن کشور عقب‌نشینی نخواهد کرد.
از سوی دیگر، رفتار دولت آمریکا بویژه ترامپ نیز نشان می‌دهد او می‌خواهد همین موضوع را به عنوان دلیل حملات اخیر به ایران تثبیت کند. ترامپ در چند نوبت مدعی شده است ایران متن تفاهمنامه را نقض کرده و البته در عین حال گفت تا زمانی که ایران راضی شود مجددا پای میز مذاکره بنشیند، حملات آمریکا به ایران ادامه دارد. 
البته این ادعای ترامپ مانند اکثر ادعاهایش کذب و خلاف واقع است، چراکه ایران هرگز از مذاکره خودداری نکرده است. منظور ترامپ در واقع این است تا زمانی که ایران از حق قانونی خود مبنی بر کنترل ترددها در تنگه هرمز عقب‌نشینی نکند حملات آمریکا به ایران ادامه دارد. در مجموع دست‌کم تاکنون و در ظاهر، جنگ جدید بر سر کنترل تنگه هرمز است.

معادله آمریکایی باید تغییر کند
ارتش متجاوز آمریکا طی ۲ هفته اخیر حملات گسترده‌ای بویژه به مناطق جنوب کشور انجام داده است. آمریکایی‌ها در حالی که ابتدا مراکز نظامی را هدف قرار می‌دادند اما به مرور حملاتی را به مراکز اقتصادی و حتی لنج‌ها و قایق‌های ماهیگیری مردم عادی انجام دادند. حملات آمریکا به اماکن اقتصادی و زیرساخت‌های ایران به مرور افزایش نیز یافته است به گونه‌ای که بامداد روز جمعه، ارتش متجاوز آمریکا ۲ پل را در استان هرمزگان مورد حمله قرار داد. این رفتار آمریکایی‌ها نشان می‌دهد آنها به مرور در حال انجام تهدید ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران هستند. 
برخی کارشناسان معتقدند این اقدام آمریکا در راستای فشار به تهران برای عقب‌نشینی از کنترل تنگه هرمز است. البته این تحلیل بر این اساس مطرح شده که هدف این جنگ، کنترل تنگه هرمز است. پاسخ‌های ایران به حملات ارتش متجاوز آمریکا نیز قابل تأمل است. بر اساس تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده، حملات ایران خسارات سنگینی به تاسیسات مهم نظامی آمریکا در منطقه وارد کرده است؛ از اردن گرفته تا کویت، بحرین، امارات و حتی عمان، تاسیسات و مراکز نظامی آمریکا توسط موشک‌ها و پهپاد‌های ایران مورد اصابت قرار گرفته است. 
با وجود این حملات موثر نظامی، کارشناسان معتقدند معادله فعلی، مطلوب طرف آمریکایی است. به همین خاطر روز پنجشنبه سپاه پاسداران اعلام کرد معادله فعلی تداوم‌ نخواهد داشت و ایران در مرحله بعد پاسخ‌های خود، اهداف دیگری را مورد حمله قرار خواهد داد. قرارگاه خاتم‌الانبیا نیز روز پنجشنبه اعلام کرد در صورت حمله نیروهای متجاوز آمریکایی به زیرساخت‌های ایران، نیروهای مسلح کشورمان زیرساخت‌های کشورهای منطقه را که در این جنگ با آمریکا همکاری می‌کنند نابود خواهند کرد. در واقع این سیاست ایران، برای این اتخاذ شده است تا معادله فعلی در میدان نبرد تغییر کرده و هزینه‌های حملات آمریکا به ایران، بشدت افزایش یابد. طی روزهای اخیر تصاویر متعددی منتشر شده که نشان می‌دهد نیروهای نظامی آمریکا بویژه از خاک کویت و بحرین به ایران حمله می‌کنند. با وجود تذکرات و هشدارهای پیاپی ایران به سران این ۲ کشور اما تاکنون هیچ تغییری در همکاری این کشورها با ارتش متجاوز آمریکا در حمله به ایران صورت نگرفته است.‌ بنابراین حملات آمریکا به زیرساخت‌های ایران باعث می‌شود ایران طبق مقررات بین‌المللی، مقابله به مثل کند. 
یکی دیگر از متغیرهای اثرگذار بر معادله فعلی جنگ میان ایران و آمریکا، تنگه باب‌المندب است. بر اساس گزارش‌های منابع موثق، ارتش یمن در حال آمادگی برای مسدود کردن باب‌المندب است. مسدود شدن باب‌المندب در کنار مسدود بودن تنگه هرمز، می‌تواند معادله فعلی جنگ را تا حد بسیار زیادی به سود ایران و مقاومت تغییر دهد. بر اساس برخی گزارشات، حدود ۱۲ درصد تجارت دریایی دنیا از تنگه باب‌المندب انجام می‌شود. ضمن اینکه ۲۰ درصد نفت و گاز دنیا نیز از طریق تنگه هرمز جابجا می‌شود.‌ این آمار به خوبی، اهمیت این ۲ تنگه استراتژیک را نشان می‌دهد. بر همین اساس، دست ایران برای تغییر معادله فعلی میدان جنگ با آمریکا کاملا باز است. جنگ‌ فعلی، جنگ اراده‌هاست. ایران نیز نشان داده است اراده لازم برای استفاده از کارت‌های خود را دارد.

ترامپ و‌ طمع‌های زیادی
اگرچه بر اساس شواهد موجود و ارزیابی بسیاری از کارشناسان، جنگ تحمیلی جدید آمریکا علیه ایران بر سر کنترل تنگه هرمز انجام شده است اما بررسی‌های میدانی و مروری بر استراتژی آمریکا در تعیین اهداف در جنوب ایران، حاکی از آن است آمریکا در پوشش جنگ بر سر تنگه هرمز، گام به گام در حال پیگیری سناریوی حمله زمینی به ایران است. ترامپ هم در جنگ ۴۰ روزه، هم قبل از امضای تفاهمنامه با ایران و هم پس از کنار گذاشتن تفاهمنامه و در‌ جریان جنگ تحمیلی جدید، بارها به سناریوی جنگ زمینی اشاره کرده است. او حتی ده‌ها بار، صراحتا اشغال جزیره خارک را نیز محتمل دانسته است. اگرچه برخی معتقدند هم تهدید ترامپ به جنگ زمینی و اشغال جزیره خارک و هم هدف قرار دادن تاسیسات ارتباطی مانند دکل‌های مخابراتی و نیز تخریب برخی زیرساخت‌های ارتباطی در جنوب ایران، مانند پل‌ها و ایستگاه‌های راه‌آهن در راستای فشار بر ایران برای عقب‌نشینی از کنترل تنگه هرمز انجام شده است اما یک بررسی عمیق‌تر نشان می‌دهد سناریوی حمله زمینی به ایران همچنان در گوشه ذهن ترامپ و روی میز پنتاگون قرار دارد و این طرح یکی از پرونده‌های باز پنتاگون در موضوع جنگ تحمیلی علیه ایران است. اگر حملات اخیر آمریکا به جنوب ایران با پیش‌فرض زمینه‌سازی برای حمله زمینی ارزیابی شود، مصادیق و قرینه‌های زیادی برای این سناریو وجود دارد. به گونه‌ای که تقریبا می‌توان‌ گفت بیشتر حملات آمریکا و اهداف مورد حمله قرار گرفته، در راستای تضعیف توان ارتباطی و پشتیبانی زمینی جنوب کشور بویژه جزایر جنوب صورت گرفته است.
 در این میان یک نکته قابل تامل دیگر نیز وجود دارد که احتمال این فرضیه را افزایش می‌دهد. در روزهای اخیر، جریان رسانه‌ای اپوزیسیون جنگ‌طلب جمهوری اسلامی با تغییر رویه نسبت به رفتار خود در جریان جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، ژست مخالفت با جنگ و دلسوزی برای مردم ایران گرفته‌ است. برخی چهره‌های معروف ویرانی‌طلبان مقیم خارج از کشور،‌ در فضای مجازی پست‌ها و استوری‌هایی با ژست دلسوزی برای مردم جنوب ایران منتشر کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که یک‌ موج‌ رسانه‌ای درباره مردم جنوب ایران به راه افتاده است. در روزهای اخیر که حملات آمریکا به استان‌های جنوب کشور شدت گرفته، این افراد به مردم جنوب کشور پیشنهاد می‌دهند خانه‌های خود را ترک کرده و به شمال کشور فرار کنند. این پیشنهاد مشکوک در راستای سناریوی حمله زمینی آمریکا به ایران قابل ارزیابی است. تخلیه روستاها و شهرهای جنوب از ساکنان آنها، دست‌ آمریکا را برای تجاوز زمینی و انجام انواع جنایت‌ها در جنوب کشور باز می‌کند. بنابراین با توجه به گزارش‌ها و شواهد و قرائن موجود، حمله زمینی آمریکا به جنوب ایران، صرفا یک فرضیه قابل بررسی نیست، بلکه یک سناریوی احتمالی است که هوشیاری فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی را ضرورت می‌بخشد. 
البته بیان میزان احتمال این سناریو، لزوما به معنای اجرای آن نیست. کما اینکه در جنگ ۴۰ روزه نیز ترامپ بارها از فرماندهان پنتاگون خواست درباره اجرای این سناریو به او گزارش دهند و‌ در نهایت، پس از گزارش فرماندهان ارشد وزارت جنگ آمریکا درباره امکان اجرایی شدن این سناریو، از روی میز برداشته شد. بر اساس گزارش‌ها، مهم‌ترین مساله،‌ مانع و نگرانی آمریکا درباره حمله زمینی به ایران، احتمال تلفات نظامیان آمریکایی است. تلفات بالای نظامیان آمریکایی در جنگ علیه ایران، پاشنه آشیل ترامپ است. به همین خاطر، او در جریان جنگ ۴۰ روزه، در نهایت نتوانست ریسک این تلفات را بپذیرد.

سناریوهای موازی
در مجموع اکنون درباره حملات آمریکا به ایران ۲ سناریو مطرح است: نخست، فشار به ایران برای عقب‌نشینی از کنترل و مدیریت تنگه هرمز، دوم، زمینه‌سازی برای حمله زمینی به جنوب ایران و احتمالا اشغال جزایر ایرانی. 
با توجه به همه گزاره‌ها، شواهد و قرائن موجود، به نظر می‌رسد ارتش متجاوز آمریکا همزمان در حال پیش‌ بردن هر ۲ سناریو‌‌ است. طبیعی است سرنوشت هر ۲ سناریو تابع میزان قدرت پاسخگویی ایران و هوشمندی فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی ایران در استفاده دقیق و بهینه از ظرفیت‌های موجود برای تغییر معادله نبرد است. تجربه جنگ ۴۰ روزه نشان داد ترامپ هیچ شانسی برای موفقیت در اجرا و تحقق این ۲ سناریو ندارد. تقریبا همه تحلیلگران و صاحبنظران مطرح دنیا در این موضوع متفق‌القول هستند که ترامپ مجددا به یک مسیر اشتباه و شکست‌خورده وارد شده است. اکنون نسبت به جنگ ۴۰ روزه، هیچ تغییری در معادلات نبرد ایجاد نشده است به جز اینکه ایران با استفاده از تجربیات جنگ ۴۰ روزه، تمهیدات لازم برای مقابله موثر با حملات مجدد آمریکا را اندیشیده و به کار بسته است. کما اینکه به اعتقاد کارشناسان نظامی، عملکرد نظامی ایران در جنگ ۴۰ روزه نسبت به جنگ ۱۲ روزه، به مراتب دقیق‌تر و موثر‌تر بود. به همین خاطر است که کارشناسان معتقدند ترامپ در نهایت راهی ندارد جز اینکه شانس خود را برای ارائه یک پیشنهاد بینابینی به ایران برای کنترل تنگه هرمز امتحان کند. کما اینکه بر اساس برخی شنیده‌ها، واسطه‌های منطقه‌ای نیز این پیشنهادات را منتقل کرده‌اند. 
مواضع ترامپ و مقامات کاخ سفید درباره محتمل بودن ازسرگیری مذاکرات و طرح مکرر این ادعا که ایران آماده ازسرگیری مذاکرات است یا اینکه ایران خواستار یک توافق است در همین راستا قابل ارزیابی است. با این حال همه شواهد حاکی است ایران نسبت به موضوع کنترل تنگه هرمز عقب‌نشینی نخواهد کرد. ایران آنچه را که در میدان جنگ به دست آورده، قطعا پای میز مذاکره از دست نخواهد داد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده