۲۷/تير/۱۴۰۵
|
۰۰:۱۱
تحلیلی درباره پیام‌های نظامی، سیاسی و منطقه‌ای حمله ایران به پایگاه نظامی آمریکا در سوریه

بمپور، تنف و بازدارندگی متقابل

رضا رحمتی: حمله به آسایشگاه سربازان وظیفه در بمپور ایرانشهر و شهادت جمعی از جوانان سرباز، یکی از تلخ‌ترین رخدادهای جنگ اخیر میان آمریکا و ایران به شمار می‌رود. در همه جنگ‌ها، هدف قرار دادن مراکز نظامی امری متعارف تلقی می‌شود اما هنگامی که سربازان وظیفه و نیروهای کم‌تجربه در محل استراحت خود هدف قرار می‌گیرند، موضوع صرفاً یک عملیات نظامی نیست، بلکه به بخشی از جنگ روانی و راهبرد افزایش هزینه‌های انسانی برای طرف مقابل تبدیل می‌شود. از همین منظر، پاسخ ایران به این حمله و هدف قرار دادن پایگاه آمریکایی «تنف» سوریه، تنها یک عملیات انتقامی نبود، بلکه حامل مجموعه‌ای از پیام‌های نظامی، سیاسی و روانی برای واشنگتن و متحدان آن محسوب می‌شود.

هدف حمله به آسایشگاه بمپور
در تحلیل چرایی حمله به آسایشگاه بمپور، نخست باید به اهداف احتمالی طراحان آن توجه کرد. در جنگ‌های مدرن، وارد کردن تلفات انسانی به نیروهای نظامی یک کشور، به‌ویژه نیروهایی که ارتباط مستقیم با مراکز تصمیم‌گیری ندارند، معمولاً با هدف ایجاد فشار اجتماعی و روانی انجام می‌شود. چنین اقداماتی می‌تواند افکار عمومی را نسبت به ادامه جنگ حساس‌تر کند، هزینه‌های سیاسی تصمیم‌گیران را افزایش دهد و زمینه را برای تحمیل شرایط مذاکره از موضع قدرت فراهم کند. علاوه بر این، برخی تحلیلگران معتقدند هدف قرار دادن سربازان وظیفه می‌تواند با هدف ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت و تضعیف انسجام ملی انجام شود، زیرا بخش قابل توجهی از این نیروها از میان خانواده‌های عادی جامعه هستند و شهادت آنان واکنش‌های عاطفی گسترده‌ای در سطح کشور برمی‌انگیزد اما تجربه تاریخی نشان داده در بسیاری موارد، چنین حملاتی نتیجه معکوس در پی دارد. در جوامعی که احساس می‌کنند مورد تجاوز خارجی قرار گرفته‌اند، افزایش تلفات غیرمنتظره نه‌تنها موجب فروپاشی اراده مقاومت نمی‌شود، بلکه به تقویت حس همبستگی و انسجام ملی منجر می‌شود. به نظر می‌رسد واکنش سریع ایران و نامگذاری عملیات انتقامی به نام سربازان شهید بمپور نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی باشد؛ اقدامی که تلاش داشت شهادت این نیروها را به نمادی از مقاومت و ایستادگی تبدیل کند.

چرا پایگاه آمریکایی تنف؟
در این میان، انتخاب پایگاه تنف به عنوان هدف حمله، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. تنف در جنوب شرق سوریه و نزدیک مرزهای عراق و اردن قرار دارد و یکی از مهم‌ترین مراکز استقرار تروریست‌های ارتش آمریکا در منطقه به شمار می‌رود. این پایگاه طی سال‌های اخیر نقش مهمی در عملیات‌های اطلاعاتی، شناسایی، پشتیبانی لجستیکی و هماهنگی فعالیت‌های نظامی آمریکا در منطقه شامات ایفا کرده است. موقعیت جغرافیایی ویژه آن نیز امکان نظارت بر بخش مهمی از مسیرهای ارتباطی میان سوریه و عراق را فراهم می‌کند.
بر اساس بیانیه منتشرشده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ایران در این حمله علاوه بر انهدام یک سامانه راداری، چند فروند بالگرد ویژه عملیات را نیز هدف قرار داده و تعدادی از تروریست‌های آمریکایی هلاک شده‌اند. جدا از میزان دقیق خسارات واردشده، نفس انتخاب چنین هدفی نشان می‌دهد تهران تلاش کرده پاسخ خود را بر یک نقطه دارای ارزش عملیاتی و راهبردی متمرکز کند. در واقع، اگر حمله بمپور با هدف افزایش هزینه انسانی برای ایران انجام شد، پاسخ در تنف نیز در صدد افزایش هزینه نظامی و امنیتی برای آمریکاست.
1- ایران حمله به نیروهای خود را بی‌پاسخ نمی‌گذارد
از منظر بازدارندگی، مهم‌ترین پیام این عملیات آن است که ایران قصد ندارد حملات علیه نیروهای خود را بدون پاسخ بگذارد. مفهوم بازدارندگی تنها به داشتن توان نظامی وابسته نیست، بلکه به اراده استفاده از آن نیز بستگی دارد. هرگاه یک بازیگر منطقه‌ای نشان دهد قادر است در زمان و مکان مورد نظر خود پاسخ دهد، محاسبات طرف مقابل پیچیده‌تر می‌شود. حمله به تنف در همین چارچوب، تلاشی برای انتقال این پیام بود که هرگونه اقدام علیه نیروها و منافع ایران می‌تواند با واکنش مستقیم مواجه شود.
نکته مهم دیگر، عنصر غافلگیری در این عملیات است. تنف در طول دوره‌های قبل تنش و حتی در جنگ ۴۰ روزه نیز هدف قرار نگرفته بود. به همین دلیل احتمالاً در فهرست اهداف فوری ایران قرار نداشت و همین مساله می‌توانست سطح آمادگی نیروهای مستقر در آن را کاهش دهد. در جنگ‌های معاصر، غافلگیری همچنان یکی از مؤثرترین عوامل موفقیت عملیات محسوب می‌شود و انتخاب هدفی که کمتر انتظار حمله به آن وجود دارد، می‌تواند آثار روانی قابل توجهی بر جا گذارد.
2- پیام منطقه‌ای
این حمله همچنین حامل پیام‌های منطقه‌ای مهمی بود. نخستین مخاطب آن، آمریکا بود اما کشورهای منطقه نیز به دقت تحولات را دنبال می‌کنند. انتخاب خاک سوریه برای پاسخ به حمله آمریکا نشان داد میدان تقابل ۲ طرف صرفاً محدود به اطراف ایران نیست و هر نقطه‌ای که نظامیان تروریست آمریکایی در آن حضور دارند، می‌تواند به بخشی از معادله بازدارندگی تبدیل شود. این مساله به‌ویژه برای پایگاه‌های نظامی آمریکا در غرب آسیا اهمیت دارد و می‌تواند بر آرایش نیروها و محاسبات امنیتی واشنگتن تأثیر بگذارد.
3- حساسیت تهران به دمشق
از سوی دیگر، این عملیات پیامی برای بازیگران مختلف حاضر در سوریه نیز داشت. سوریه طی سال‌های اخیر به یکی از پیچیده‌ترین میدان‌های رقابت منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است. حضور آمریکا، رژیم اشغالگر قدس، ترکیه، روسیه و گروه‌های متعدد مسلح، این کشور را به صحنه‌ای چندلایه از رقابت‌های ژئوپلیتیک بدل کرده است. در چنین فضایی، حمله به تنف نشان می‌دهد ایران همچنان نسبت به تحولات سوریه حساسیت ویژه‌ای دارد.
4- بازارهای جهانی
بعد اقتصادی ماجرا نیز قابل توجه است. در بیانیه سپاه بر کنترل تنگه هرمز و امکان جلوگیری از صادرات نفت و گاز تأکید شده است. طرح این موضوع در متن یک بیانیه نظامی نشان می‌دهد تهران تلاش دارد میان امنیت منطقه و امنیت انرژی جهانی پیوند برقرار کند. پیام اصلی چنین موضعی آن است که بی‌ثباتی و درگیری در منطقه می‌تواند مستقیماً بر بازار جهانی انرژی اثر بگذارد و هزینه‌های درگیری را برای بازیگران فرامنطقه‌ای افزایش دهد. با این حال، در کنار تمام ابعاد نظامی و سیاسی، مهم‌ترین نکته در این تحولات، مدیریت چرخه تشدید تنش است. تاریخ روابط ایران و آمریکا نشان می‌دهد هر اقدام نظامی می‌تواند زمینه‌ساز واکنش متقابل و ورود به دور جدیدی از درگیری‌ها شود. از این رو، هرچند عملیات‌های انتقامی ممکن است از منظر بازدارندگی ضروری تلقی شود اما همزمان خطر گسترش دامنه بحران را نیز افزایش می‌دهد. هنر راهبردی ایران در چنین شرایطی آن است که اعتبار بازدارندگی خود را حفظ کند. در مجموع، حمله به پایگاه تنف را باید فراتر از یک اقدام تلافی‌جویانه صرف ارزیابی کرد. این عملیات حامل پیام‌هایی چندوجهی درباره توان پاسخگویی ایران، اهمیت خون سربازان شهید، تلاش برای حفظ بازدارندگی، تأثیرگذاری بر محاسبات آمریکا و نمایش دامنه نفوذ منطقه‌ای تهران بود. در مقابل، حمله به آسایشگاه سربازان نیز نشان داد جنگ‌های امروز تنها در میدان نبرد جریان ندارد، بلکه افکار عمومی، انسجام اجتماعی و روحیه ملی نیز به بخشی از صحنه تقابل تبدیل شده است‌. نتیجه نهایی چنین رویارویی‌هایی نه فقط به قدرت نظامی، بلکه به توانایی طرفین در مدیریت افکار عمومی، حفظ انسجام داخلی و شکل دادن به معادلات سیاسی آینده وابسته خواهد بود.

ارسال نظر
captcha
پربیننده