۲۸/تير/۱۴۰۵
|
۰۲:۱۶
روایت کارشناسان غربی درباره دلایل برتری راهبردی ایران در جنگ رمضان

وقتی تهران قواعد را نوشت

مهدی حسنی: پایـگـــــاه تحـلیـلــی «War on The Rocks» که در حوزه استراتژی، دفاع و امور خارجی فعال است، یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های نظامی دنیاست که به بررسی راهبردهای نظامی و علوم استراتژیک می‌پردازد. این پایگاه در یکی از آخرین گزارش‌های خود، تلاش کرد در متنی مفصل، به این پرسش پاسخ دهد که ایران چرا و چطور نبرد رمضان با آمریکا را برد و راهبردهای نظامی ایران چگونه قوام یافت. به عبارت خود متن «در حالی که ایالات متحده و اسرائیل جنگی را پیش می‌بردند که تصور می‌کردند نیروی نظامی تعیین‌کننده آن خواهد بود، ایران نظریه‌ای برای پیروزی داشت که دشمنانش هرگز آن را درک نکردند: نظامی که برای بقا ساخته شده، ادراک جهانی و اهرم‌های اقتصادی را به کار گرفت و وضعیت نظامی را به قدرت چانه‌زنی ژئوپلیتیک تبدیل کرد».
به باور متن، ایران روزگار بسیار دوری به این نتیجه رسیده بود در هر نوع از حمله‌ای، حتماً کادر رهبری سیاسی و نظامی مورد هدف قرار خواهد گرفت و اصولاً ساختار را برای بقا در دوران جنگ و فرماندهی پراکنده تنظیم کرده بود: «ایران جنگی متفاوت از آنچه به او تحمیل شده بود به راه انداخت و ۲۰ سال برای چنین جنگی آماده شده بود. سال ۲۰۰۵ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آنچه را برنامه‌ریزان ایرانی «دفاع موزاییکی» می‌نامیدند، صورت‌بندی کرد؛ یعنی ساختار فرماندهی غیرمتمرکزی که دقیقاً برای بقا در برابر همان نوع حملاتِ قطع‌ سرِ فرماندهی طراحی شده بود که آغازگر این جنگ بود».
ایران از ابتدا برای نبرد به این فکر می‌کرد که باید جایی دست بگذارد که موجب حداکثر آسیب به دشمن شود: «تهران میدان رقابت را به عرصه‌هایی منتقل کرد که دشمنانش برای مقابله در آنها آمادگی نداشتند: اعمال فشار دریایی، اخلال اقتصادی، برتری اطلاعاتی و اراده سیاسی. نظریه پیروزی ایران ساده بود: آنقدر دوام بیاورد که با حمله به کشورهای خلیج فارس و استفاده از اهرم تنگه هرمز، هزینه تحمیل کند. تهران سال‌ها پیش از واشنگتن به اهمیت هرمز پی برده بود. ارتش آمریکا دهه‌ها بود هرمز را مهم‌ترین خطر جنگ احتمالی علیه ایران می‌دانست. استراتژیست‌ها و برنامه‌ریزان ایرانی سال‌ها پیش به این نتیجه رسیده بودند و راهبرد خود را بر محور آن بنا کردند».
به باور این پایگاه تحلیلی نظامی، تهران در طول جنگ، نوع جدیدی از آسیب به شبکه و ستون فقرات دشمن را به عرصه نبردها نشان داد: «ایران ساختار نیرویی را که با آن روبه‌رو بود مطالعه و کارزار مقابله‌ای خود را بر همان اساس طراحی کرد. به‌ جای آنکه به صورت متقارن برای برتری هوایی رقابت کند، کوشید سامانه‌های پشتیبانی‌ای را تضعیف کند که قدرت هوایی آمریکا و اسرائیل را مؤثر می‌کردند؛ یعنی نه هواپیماهای تهاجمی، بلکه هواپیماهای سوخت‌رسان، شبکه‌های راداری، گره‌های ارتباطی و سکوهای فرماندهی و کنترل را هدف گرفت که استمرار عملیات آنها به این سامانه‌ها وابسته بود. هدف، نابودی کامل قدرت هوایی آمریکا نبود، بلکه فرسایش تدریجی آن و تحمیل هزینه‌های مداوم به نیرویی بود که به شمار محدودی از تجهیزات کمیاب و بسیار ارزشمند متکی است».
نسبت میان هزینه ایران و دشمن نیز مساله‌ای است که از شدت تکرار، بدیهی می‌نماید و این پایگاه هم آن را از دلایل پیروزی ایران ذکر می‌کند: «نسبت هزینه‌ها خود گویای همه‌ چیز است. پهپادها و موشک‌های ایران هر کدام چند هزار دلار قیمت دارند اما رهگیرهایی که برای متوقف‌ کردن‌شان شلیک می‌شوند میلیون‌ها دلار! شلیک‌های پی‌درپی، ذخایر موشک‌های رهگیر را با سرعتی مصرف کرد که امکان جایگزینی به‌موقع آنها وجود نداشت. قدرت از نظر تجهیزاتی ضعیف‌تر، وابستگی دشمن به تعداد اندکی سامانه گران‌قیمت را به سلاحی علیه آن تبدیل کرد».
مساله دیگر، سرمایه‌گذاری اصولی ایران بر ناوگان دریایی نامتقارن بود که دست ایران را برای بستن تنگه هرمز باز گذاشت و آمریکایی‌ها هیچ درکی از این نیروی نامتقارن ندارند: «مساله واقعی، حفظ جریان کشتیرانی تجاری از تنگه هرمز بود. توان ایران برای تهدید تردد دریایی، کمتر به نیروهای متعارف دریایی و بیشتر به قابلیت‌های نامتقارن وابسته است: مین‌ها، موشک‌ها، پهپادها و شناورهای کوچک تهاجمی. دفاع موزاییکی نیز تا حدی بر همین «ناوگان مختصر» استوار است».
بعد دیگر نبرد ایران، عرصه تبلیغات جنگ بود که به باور این پایگاه، در کنار دیگر ابعاد جنگ رمضان، بسیار کارآمد ظاهر شد: «در عرصه تبلیغات، ایران در شکل‌دهی برداشت‌ها از منازعه مؤثرتر عمل کرد. ایران توانایی خود برای تحمل ضربات و ادامه حملات تلافی‌جویانه را در قالب روایتی از تاب‌آوری ارائه کرد. ایران نوع تازه‌ای از ارتباطات راهبردی را پیشگامانه به کار گرفت و از پویانمایی‌های تولیدشده با هوش مصنوعی استفاده کرد؛ آثاری که به‌ طرزی غیرمنتظره سرگرم‌کننده بود و مانند هر تبلیغات مؤثری، رگه‌ای از حقیقت را نیز در خود داشت. این ویدئوها به مخاطبانی بسیار فراتر از میدان نبرد سنتی رسید و این برداشت را تقویت کرد که تهران توانسته در برابر شدیدترین ضرباتی که یک ائتلاف نظامی برتر می‌توانست وارد کند، مقاومت کند، بی‌آنکه تضعیف شود و این تلاش موفق بود. در ایالات متحده، نظرسنجی‌ها نشان داد تمایل اندکی برای ادامه جنگ و طولانی‌شدن آن وجود دارد و مخالفت با تشدید درگیری از طریق اعزام نیروهای زمینی گسترده است».
بعد بسیار مهم دیگر این جنگ، شکافی بود که ایران میان آمریکا و متحدان عرب ایجاد و آنان را وادار به پرداخت هزینه کرد؛ هزینه‌ای که واشنگتن هم میلی برای جبران آن برای متحدانش نداشت و همین موجب شکاف شد: «هدف‌گیری نظامی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از سوی ایران، نیتی راهبردی را دنبال می‌کرد و پیامی کاملاً روشن برای شرکای منطقه‌ای واشنگتن داشت: حمایت از این کارزار بی‌هزینه نیست. حملات موشک‌های کروز و پهپادها به خاک عربستان، این هزینه را ملموس کرد. پس از آنکه ایران پایانه نفتی امارات را هدف قرار داد، کویت و عربستان، از بیم تکرار چنین حملاتی در خاک خود، حریم هوایی‌شان را به روی هواپیماهای نظامی آمریکا بستند. ایران بارها نشان داده هر زمان بخواهد می‌تواند پایتخت‌های کشورهای خلیج فارس را هدف قرار دهد. روشن‌ترین نمونه، «پروژه آزادی» بود؛ طرحی آمریکایی برای تأمین اسکورت نظامی نفتکش‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کردند. عربستان، حتی پس از مداخله مستقیم و شخصی ترامپ، با استفاده از پایگاه‌ها و حریم هوایی خود مخالفت کرد و دلیل آن را بی‌اعتمادی به انسجام راهبرد آمریکا دانست. طرح کنار گذاشته شد. عربستان تنها شریک منطقه‌ای نبود که نحوه اجرای کارزار از آن دورش کرد. امارات که همزمان بیشترین فشار حملات ایران را تحمل می‌کرد و شاهد همبستگی ناچیز همسایگان خلیجی خود بود، از اوپک خارج شد و تهدید کرد اتحادیه عرب را نیز ترک خواهد کرد. مشخص شد حتی ابرقدرت‌ها نیز همچنان به شریک نیاز دارند اما زمانی که واشنگتن خواستار همبستگی شد، آن شرکا مردد ماندند. ایران هزینه تحمیل می‌کرد و واشنگتن هیچ دلیلی برای پرداخت آن ارائه نمی‌داد».
بهترین پایان‌بندی برای این گزارش، ۲ عبارتی است که با کمی فاصله از هم در تحلیل این پایگاه آمده‌اند: «ایران از این منازعه، تقویت‌شده بیرون آمد. زیر فشار، انسجام داخلی خود را حفظ کرد، از جنگ برای تقویت روایت‌های مقاومت و تهدید خارجی بهره گرفت، فشار نظامی را به ابزاری برای تحکیم قدرت در داخل تبدیل کرد و در نهایت، فروپاشی داخلی مورد انتظار دشمنانش محقق نشد... جنگ گسترده سراسری [فعلاً] پایان یافته اما با شرایطی که در تهران نوشته شده است».

ارسال نظر
captcha
پربیننده