گروه سیاسی: در تازهترین افشاگریها درباره جزئیات طرحها و اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی از آغاز جنگ علیه ایران، این بار یک رسانه صهیونی پرده دیگری از نقشه را کنار زد. شبکه ۱۳ تلویزیون رژیم صهیونیستی در گزارشی فاش کرد تلآویو تعداد قابل توجهی از تروریستهای کرد تجزیهطلب را برای مشارکت در عملیات نظامی علیه ایران آموزش داده بود؛ افرادی که قرار بود در پوشش یک عملیات زمینی، وارد مناطق غرب ایران شوند و با پشتیبانی حملات هوایی اسرائیل، راه خود را به سمت عمق کشور باز کنند.
بر اساس این گزارش، این عملیات در موساد با نام رمز «گربه چکمهپوش» طراحی شده بود و هدف نهایی آن چیزی کمتر از فروپاشی جمهوری اسلامی نبود. دیوید بارنیا، رئیس وقت موساد اصلیترین حامی این طرح بود و تلاش کرده بود مقامات رژیم صهیونیستی و آمریکا را متقاعد کند سرنگونی جمهوری اسلامی یک هدف دستیافتنی است. اهمیت گزارش جدید اما فقط در افشای وجود چنین نقشهای نیست، اهمیت اصلی آنجاست که نشان میدهد صهیونیستها برای اجرای این سناریو تا مرحله آموزش تروریستها نیز پیش رفته بودند.
آموزش کردها در سرزمین اشغالی
آنچه شبکه ۱۳ تلویزیون رژیم افشا کرده، نشان میدهد گروهکهای مسلح تجزیهطلب کرد قرار بود یکی از مهمترین اجزای جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران باشند. بنا بر این گزارش، تروریستهای کرد مخفیانه به سرزمین اشغالی منتقل شدند و در آنجا برای سناریوی ورود به ایران آموزشهای عملیاتی دیدند. این نیروها قرار بود در صورت آغاز جنگ، وارد خاک ایران شوند و در مناطق کردنشین غرب کشور یک جبهه زمینی علیه ایران ایجاد کنند. از طرف دیگر، قرار بود نیروی هوایی ارتش صهیونیستی حملات گستردهای را در مناطق غرب ایران انجام دهد و با هدف قرار دادن مواضع نظامی و امنیتی، مسیر ورود گروهکها را باز کند. سپس تجزیهطلبان وارد خاک ایران شوند و با ایجاد یک موفقیت اولیه، این تصور را در داخل کشور شکل دهند که ساختار جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است. طراحان این نقشه در موساد امیدوار بودند این اتفاق میلیونها ایرانی را به خیابانها بکشاند و اعتراضات گستردهای شکل بگیرد که در نهایت به براندازی نظام منجر شود.
پروژه تجزیه ایران؛ هدفی که از ابتدا روی میز بود
گزارش شبکه ۱۳ رژیم را نمیتوان صرفا خبری درباره همکاری تلآویو با گروهکهای کرد دانست. این گزارش در واقع بخشی از پازل بزرگتر جنگ علیه کشورمان را آشکار میکند. در واقع از همان ابتدا، یکی از محاسبات اصلی صهیونیستها و ترامپ این بود که ضربه نظامی به ایران باید بتواند به براندازی و در نهایت فروپاشی سرزمین ایران منجر شود؛ یعنی نابودی زیرساختهای هستهای و نظامی تنها یک بخش از محاسبات بود، هدف نهایی، ایجاد شرایطی بود که امکان حفظ تمامیت ارضی ایران وجود نداشته باشد. در چنین چارچوبی، گروهکهای تروریست کرد تجزیهطلب جایگاه ویژهای پیدا میکردند.
البته این بخش از نقشه هرگز اجرا نشد. جمهوری اسلامی نهتنها سقوط نکرد، بلکه تجزیهطلبان نیز نتوانستند آن نقشی را که برایشان طراحی شده بود ایفا کنند. آنها وارد خاک ایران نشدند و نتوانستند یک جبهه زمینی در داخل کشور ایجاد کنند.
در واقع، یکی از مهمترین حلقههای طرح براندازی جمهوری اسلامی و تسهیلگر دستیابی ترامپ و نتانیاهو به اهداف کثیفشان، پیش از آنکه به مرحله تعیینکننده برسد، گسسته شد.
گروهکهای کرد تجزیهطلب بهتدریج به این جمعبندی رسیدند که ورود به جنگ نهتنها دستاورد تضمینشدهای برایشان نخواهد داشت، بلکه میتواند هزینههای سنگینی را نیز بر آنها تحمیل کند. ایران از همان روزهای نخست جنگ نشان داد نسبت به هرگونه تحرک تجزیهطلبان در آن سوی مرزهای غرب کشور حساس است. حملات متعدد موشکی و پهپادیای که علیه مواضع این گروههکهای تروریست انجام شد، یک پیام روشن داشت: هرگونه ورود مستقیم به جنگ، با پاسخ سخت و فوری مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، پس از آغاز جنگ، مقامهای آمریکا به اقلیم شمال عراق رفتند و با رهبران گروهکهای کرد دیدار کردند. ارزیابی آنها این بود که ادعاهای مربوط به وجود دهها هزار مسلح کرد اغراقآمیز است. مهمتر از آن، آنها هیچ شواهدی پیدا نکردند که نشان دهد این گروهکها از حمایت گسترده مردمی در مناطق کردنشین ایران برخوردارند. همزمان آمریکاییها به این نتیجه رسیدند نیروهای نظامی و امنیتی ایران برای مقابله با یک تهاجم خارجی آمادگی دارند. البته همکاری رژیم صهیونی با گروهکهای کرد پدیدهای مربوط به ماههای اخیر نیست. رژیم طی چند دهه روابط اطلاعاتی خود را با گروهکهای کرد در عراق، ایران و سوریه توسعه داده بود. گروهکهای کرد تروریست تجزیهطلب ضدایرانی نیز سالها در محاسبات امنیتی صهیونیستها علیه ایران قرار داشتند تا اینکه سال ۲۰۲۵ تلاشهای اشغالگران برای آمادهسازی این گروهکها تشدید شد، طوری که بنا بر گزارشهای منتشرشده توسط الجزیره، مقامهای صهیونیست از اردوگاههای گروهکهای مسلح در اقلیم کردستان عراق بازدید میکردند و تسلیحات در اختیار آنها قرار میگرفت.
بنابراین رابطه رژیم صهیونیستی و گروهکهای کرد را باید بخشی از یک محاسبه راهبردی قدیمیتر دانست. تلآویو سالها به این گروهکها به چشم ابزاری برای فشار بر ایران نگاه کرده بود و جنگ اخیر فرصتی ایجاد کرد این همکاری از سطح اطلاعاتی و پشتیبانی محدود، به یک سناریوی نظامی بزرگتر ارتقا یابد.
پیشتر نیز رسانه صهیونی واینت در گزارشی فاش کرد موساد صراحتا از گروهکهای مسلح کرد خواسته بود پرچم سلطنتطلبی پهلوی را به اهتزاز درآورند و خود نیز این پرچمها را تأمین کرده بود! این نشان میدهد سلطنتطلبان و پهلوی، به رغم همه شعارهایی که میدهند، در اصل بخشی از همان پروژه تجزیهطلبانهای هستند که رژیم صهیونیستی برای ایران میخواهد؛ پروژهای که در آن تجزیهطلبان و جریانهای سلطنتطلب به عنوان ابزارهای مکمل برای تضعیف یکپارچگی و ایجاد هرج و مرج داخلی به کار گرفته میشوند. الجزیره در گزارشی که چند هفته قبل منتشر کرد، نوشت: «موفقیت سریع معارضان مسلح در سوریه (پس از سقوط اسد در دسامبر ۲۰۲۴) به اسرائیل القا کرد چنین رویکردی در ایران هم ممکن است اما این محاسبه اشتباهی بسیار بزرگ بود».
آنچه شکست خورد، فقط عملیات کردها نبود
اهمیت افشاگری شبکه ۱۳ تلویزیون رژیم در این است که نشان میدهد شکست در جنگ را نمیتوان صرفا با تعداد موشکهای شلیکشده یا میزان خسارت واردشده به تأسیسات نظامی اندازهگیری کرد. مشخصا اصلیترین هدفی که آمریکا و رژیم در ابتدای جنگ دنبال میکردند، براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران بود.
قرار بود حمله خارجی، ساختار امنیتی و نظامی ایران را تضعیف کند، گروهکهای تروریست کرد وارد عمل شوند، نارضایتی اجتماعی به شورش گسترده تبدیل شود، میلیونها نفر به خیابانها بیایند و در نهایت جمهوری اسلامی فروبپاشد تا مسیر برای تجزیه ایران هموار شود.
شبکه 13 رژیم صهیونیستی فاش کرد گروهکهای تروریست کُرد در سرزمین اشغالی آموزشهای لازم را برای حمله به ایران دیده بودند
موساد، مربی تجزیهطلبان
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها
لینکدونی