گروه سیاسی: دونالد ترامپ بار دیگر همان جملهای را به زبان آورد که پیشتر، در نخستین روز جنگ، آن را به عنوان یکی از مهمترین پیامهای سیاسی خود علیه ایران مطرح کرده بود، البته این بار با لحنی که بیش از هر چیز نشانه استیصال و بازگشت واشنگتن به یک سناریوی شکست خورده است. رئیسجمهور تروریست آمریکا در تازهترین پیام خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» پس از ادعای اینکه واشنگتن «تقریبا کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد و اقتصاد ایران در حال فروپاشی است، پرسید: «مردم ایران چه زمانی قرار است قیام و مبارزه کنند؟»
ظاهر این جمله، دعوت مستقیم از مردم ایران برای شورش علیه جمهوری اسلامی است اما در سطح عمیقتر، این پیام را باید در چارچوب تحولات 6 ماه گذشته فهم کرد. ترامپ اکنون در شرایطی دوباره سراغ نسخه شورش داخلی رفته که آمریکا پیشتر همین مسیر را آزموده بود؛ مسیری که قرار بود در کنار حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، فروپاشی ساختار سیاسی ایران را رقم بزند اما نتیجه آن با محاسبات اولیه واشنگتن فاصلهای جدی پیدا کرد.
جنگی که 9 اسفند با حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد، از همان ابتدا بسیار فراتر از یک عملیات نظامی محدود علیه تأسیسات هستهای یا توان موشکی ایران طراحی شد. حتی اگر اهداف اعلامی اولیه واشنگتن را مبنا قرار دهیم، حجم و گستره عملیات، حمله به زیرساختهای نظامی و اقدام به ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی، نشان میداد واشنگتن و تلآویو به دنبال ایجاد یک تغییر بنیادین در معادله داخلی ایران بودند. به بیان دیگر، محاسبه این بود که اگر ضربه نظامی خارجی با بیثباتی داخلی همزمان شود، ساختار سیاسی ایران ممکن است نه در میدان نبرد، بلکه به دلیل شورش مردم ایران و حمایت آنها از دشمن متجاوز، از درون دچار فروپاشی شود.
ترامپ حتی منتظر پایان بمباران نماند
درست ساعاتی پس از آغاز حملات، ترامپ در یک پیام ویدئویی 8 دقیقهای مستقیما مردم ایران را خطاب قرار داد. پیام او بر خلاف ادعای یک عملیات صرفا نظامی، حاوی یک فراخوان سیاسی آشکار بود. ترامپ خطاب به مردم ایران گفت «ساعت آزادی» فرارسیده و پس از پایان عملیات آمریکا، «دولت خود را در دست بگیرید». او حتی این فرصت را «احتمالا تنها فرصت شما برای نسلها» توصیف کرد و گفت آمریکا با «قدرت عظیم و نیروی ویرانگر» از مردم ایران حمایت میکند.
این سخنان صرفا یک موضعگیری کلی درباره آینده ایران نبود. رئیسجمهور آمریکا عملا از شهروندان ایران خواست در میانه حملات تجاوزکارانه، علیه حکومت خود وارد عمل شوند.
این پیام البته از ماهها قبل زمینهسازی شده بود. ترامپ ماه ژانویه نیز همزمان با کودتای 18 و 19 دی 1404، از اغتشاشگران خواسته بود به شورش ادامه دهند و «در صورت امکان نهادهای خود را در دست بگیرند» و گفته بود: «کمک در راه است».
اما محاسبه اصلی واشنگتن در این نقطه با واقعیت میدان برخورد کرد.
نهتنها ساختار جمهوری اسلامی با وجود شهادت حضرت آیتاللهالعظمی امام سیدعلی خامنهای، ترور فرماندهان و شهادت شماری از نیروهای نظامی و مردم عادی فرونپاشید، بلکه زنجیره فرماندهی بلافاصله بازسازی، توان پاسخ نظامی حفظ و ایران به لطف حضور مردم در سنگر خیابان، وارد یک مقاومت طولانی شد.
در مقطعی از جنگ، ترامپ حتی تلاش کرد از ضربات اولیه به ساختار فرماندهی ایران به عنوان نشانهای از تحقق تغییر رژیم سخن بگوید اما چند ماه بعد، موضع او تغییر محسوسی کرد. ترامپ بعدتر گفت اساسا «هرگز به تغییر رژیم اهمیت نمیداده» و حتی تأکید کرد تغییر رژیمها را در جهان دیده و «آنها هرگز کار نمیکنند».
این تغییر لحن بسیار معنادار بود. رئیس دولت تروریست آمریکا که در روز آغاز جنگ، مردم ایران را به تصرف حکومت دعوت کرده بود، چندی بعد، وقتی روشن شد ساختار سیاسی ایران فرونریخته، تلاش کرد هدف براندازی را از فهرست اهداف اصلی جنگ کنار بگذارد اما اکنون بار دیگر همان شعار به ادبیات ترامپ بازگشته است. این بازگشت را باید مهمتر از یک پست در شبکه اجتماعی دید، زیرا نشان میدهد واشنگتن برای خروج از بنبست موجود، دوباره همان نسخهای را روی میز گذاشته که پیشتر نتیجه مطلوب را باریش در پی نداشت.
ترامپ در همان پستی که از مردم ایران خواست «قیام و مبارزه کنند»، مدعی شد آمریکا تقریبا کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد و اقتصاد ایران در حال فروپاشی است.
این ادعا در واقع بخشی از عملیات روانی جدید واشنگتن برای توضیح وضعیت جنگ است؛ روایتی که باید شکستها و هزینههای ادامه جنگ را پشت تصویری از «فروپاشی قریبالوقوع ایران» پنهان کند. اگر واقعا همه چیز مطابق برنامه پیش رفته و ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد، چرا رئیسجمهور آمریکا بار دیگر از مردم ایران میخواهد علیه حکومت خود قیام کنند؟!
پاسخ را باید در همین تناقض جستوجو کرد. وقتی حملات نظامی کارساز نیست، جمهوری اسلامی ایران با قدرت تثبیت شده، تلاشهای مکرر برای تغییر معادله تنگه هرمز به نتیجه مطلوب واشنگتن نرسیده و وقتی جنگ طولانیتر از محاسبات اولیه شده، کاخ سفید دوباره به همان متغیر قدیمی بازمیگردد: خیابان.
ترامپ یک بار این مسیر را طی کرده است. ابتدا از مردم ایران خواست به خیابان بیایند، سپس وعده داد «کمک در راه است» و بعد با آغاز جنگ اعلام کرد پس از پایان حملات، مردم باید حکومت را در دست بگیرند اما پروژه مورد انتظار موساد و سیا محقق نشد. حالا پس از گذشت 6 ماه از آغاز جنگ و مجموعهای از بنبستهای نظامی و سیاسی، همان دعوت با ادبیاتی تازه تکرار میشود. این شاید روشنترین نشانه از این باشد که واشنگتن هنوز راه خروجی برای خود پیدا نکرده است.
در همین بستر، لفاظی جدید ترامپ بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، حاکی از استیصال است. رئیسجمهور آمریکا در آغاز جنگ 40 روزه تصور میکرد با ترکیب حمله نظامی، شهادت رهبر حکیم انقلاب اسلامی، ترور فرماندهان و تحریک اجتماعی میتواند ساختار سیاسی ایران را در مدت کوتاهی متلاشی کند اما حالا پس از گذشت 6 ماه، بار دیگر مجبور شده همان نسخهای را تجویز کند که در ابتدای مسیر روی آن حساب کرده بود.
مساله فقط این نیست که ترامپ از مردم ایران خواسته قیام کنند، مساله این است که چرا دوباره این درخواست را مطرح کرده است؟ پاسخ ساده است: پروژهای که قرار بود با حملات نظامی در کوتاهمدت به براندازی جمهوری اسلامی و البته تجزیه ایران منجر شود، به نتیجه نرسید.
اکنون ترامپ دوباره تلاش میکند نقش مردم ایران را به عنوان حلقه مفقوده طرح خود وارد معادله کند؛ همان مردمی که قرار بود در روزهای نخست جنگ، پس از حملات آمریکا و اسرائیل، علیه حکومت خود به پا خیزند اما در دوگانه دشمن و وطن، مشخصا وطن را انتخاب کردند.
به همین دلیل، پیام تازه ترامپ را باید نه یک ابتکار جدید، بلکه بازگشت به نقطه صفر دانست. بازگشت رئیسجمهور آمریکا به همان جایی که 6 ماه قبل ایستاده بود: اگر جنگ نتوانست جمهوری اسلامی را سرنگون کند، شاید خیابان بتواند.
همین تکرار، خود گویاترین اعتراف به یک واقعیت است: شکست راهبردی واشنگتن از تهران.
روایت ناکامی رئیسجمهور آمریکا در تحریک مردم ایران پس از 6 ماه جنگ علیه ایران
بازگشت ترامپ به نقطه صفر
از «کمک در راه است» تا «ایرانیها چه زمانی قیام میکنند؟»
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها
لینکدونی