۱۵/شهريور/۱۴۰۵
|
۰۰:۳۰
تحلیل حضور احتمالی کره جنوبی در تنگه هرمز؛ تداوم الگوی فشار آمریکا بر متحدان

تنهایی واشنگتن

رضا باقری‌پور: خبر بررسی احتمال حضور نظامی کره جنوبی در تنگه هرمز، اگرچه در ظاهر یک حاشیه جدید بر جنگ ایران و آمریکاست اما در سطحی عمیق‌تر بخشی از یک روند بزرگ‌تر در مناسبات واشنگتن با متحدانش را آشکار می‌کند؛ روندی که در آن کاخ سفید می‌کوشد هزینه‌های امنیتی بحران ایران را از سطح یک موضوع آمریکایی به یک مساله ائتلافی منتقل کند. در روزهای اخیر سئول صحبت‌هایی از احتمال حضور در تنگه هرمز و عملیات‌های بازگشایی آن کرده است؛ این اظهارنظرها با واکنش نسبتا رسمی ایران روبه‌رو شد. ایران به کره هشدار داد این کشور کوچک به گردابی که بزرگ‌تر‌ از کره جنوبی را نیز بلعیده، نزدیک نشود.

واشنگتن در جست‌وجوی شریک باخت
برای فهم تصمیم احتمالی کره جنوبی باید به 6 ماه قبل بازگشت. از هفته‌های نخست حمله تجاوزکارانه آمریکا به ایران، رئیس‌جمهور جنایتکار آمریکا تلاش کرده کشورهای بیشتری را به مشارکت در بازگشایی تنگه هرمز ترغیب کند. این استراتژی مارس ۲۰۲۶ صریح‌تر شد؛ ترامپ اعلام کرد از 7 کشور خواسته برای این منظور ناو جنگی اعزام کنند و در میان کشورهایی که نام برد، چین، فرانسه، ژاپن، کره جنوبی و انگلستان قرار داشتند. با این حال، در آن مقطع هیچ‌یک از این کشورها تعهدی برای اعزام نیروی دریایی ندادند.
واشنگتن همزمان تلاش کرد ناتو را نیز وارد این موضوع کند. ترامپ از اعضای ناتو خواست در بازگشایی تنگه هرمز مشارکت کنند اما واکنش اولیه متحدان اروپایی منفی بود. رئیس‌ دولت آمریکا ۱۷ مارس اعلام کرد ناتو و بیشتر متحدانش درخواست او را رد کرده‌اند.
در اروپا موضع کشورها یکسان نبود اما گرایش غالب، تفکیک میان «امنیت کشتیرانی» و «ورود به جنگ» بود. آلمان اعزام نیروی نظامی برای این مأموریت را رد و اعلام کرد جنگ ایران، جنگ اروپا نیست. فرانسه و انگلستان نیز از مشارکت در عملیات جنگی آمریکا فاصله گرفتند. لندن در عین اعلام آمادگی برای کمک به بازگشایی هرمز، تأکید کرد این به معنای پیوستن به جنگ نیست. پاریس نیز ایده ایجاد یک مأموریت دریایی مستقل از عملیات آمریکا را مطرح کرد. ایتالیا و یونان هم بر راه‌حل دیپلماتیک تأکید و از مشارکت نظامی مستقیم خودداری کردند.
واشنگتن در همین دوره تلاش خود را متوجه آسیا کرد. ژاپن که بخش مهمی از انرژی مورد نیاز خود را از مسیر خلیج فارس تأمین می‌کند، از پذیرش اعزام نیروی دریایی خودداری کرد و ملاحظات حقوقی را نیز در تصمیم‌گیری‌اش دخیل دانست. استرالیا نیز اعلام کرد اساسا درخواستی برای اعزام نیرو دریافت نکرده است. در میان آسیایی‌ها، کره جنوبی موضع محتاطانه‌تری گرفت. سئول اعلام کرد درخواست آمریکا را بررسی خواهد کرد اما هرگونه اعزام نیرو نیازمند بررسی‌های داخلی و تأیید پارلمان است. در ماه‌های بعد، این بررسی ادامه یافت و اکنون دولت کره جنوبی گزینه‌هایی از جمله «اقدامات نظامی برای حمایت از آزادی کشتیرانی» را بررسی می‌کند؛ با این تأکید که هنوز تصمیم نهایی برای اعزام نیرو اتخاذ نشده است.
چین نیز با وجود آنکه ترامپ مشارکت پکن را در میان گزینه‌های مورد نظر خود قرار داده بود، تعهدی برای اعزام نیروی دریایی نداد. حتی ترامپ در مقطعی قصد داشت از سفر برنامه‌ریزی‌شده خود به پکن برای متقاعد کردن شی جین‌پینگ استفاده کند، هر چند مقام‌های دولت آمریکا بعدا اهمیت این موضوع را کاهش دادند. چین حتی بعد از این در تلاش‌های متعدد آمریکا برای اجماع‌سازی علیه ایران، به عنوان مثال بیانیه جی 20، ضمن حفظ موضع محتاطانه خود، از ایجاد چنین اجماع‌هایی تا حد ممکن جلوگیری کرد.
در مجموع، سابقه 6 ماهه نشان می‌دهد پاسخ متحدان آمریکا به درخواست ترامپ یکدست نبوده است. آمریکا خواهان مشارکت مستقیم‌تر کشورهای اروپا و آسیاست اما اروپا عمدتا از ورود به جنگ فاصله گرفته، ژاپن و استرالیا از اعزام نیرو خودداری کرده‌اند، چین عملا از آمریکا رو برگردانده و کره جنوبی موضوع را در سطح بررسی و رایزنی نگه داشته است. در نتیجه، تلاش واشنگتن برای تشکیل یک ائتلاف گسترده دریایی در تنگه تاکنون با احتیاط قابل‌ توجه متحدانش مواجه شده است.

دلایل، احتمالات و عاقبت دخالت
ترامپ که بر لبه گرداب خودساخته تنگه هرمز ایستاده بود، به عقیده خود از حیث اقتصادی در حال توضیح معادله و منطقی صحیح بود، البته 99 درصد ماجرا را توضیح نمی‌داد. کره جنوبی بخش مهمی از انرژی خود را از خلیج فارس دریافت می‌کند و اختلال در هرمز مستقیما امنیت انرژی و اقتصاد آن را تحت تأثیر قرار داده اما میان «ذی‌نفع بودن در امنیت یک مسیر دریایی» و «مشارکت نظامی در جنگی که پیرامون آن مسیر جریان دارد» تفاوت اساسی وجود دارد و همین تفاوت، مساله اصلی سئول است.
کره جنوبی تجربه مأموریت‌های دریایی برون‌مرزی، از جمله عملیات ضد دزدی دریایی «چئونگ‌ هه» را دارد اما محیط هرمز با یک مأموریت معمول حفاظت از کشتیرانی متفاوت است. در شرایط جنگ، حتی یک مأموریت محدود مین‌روبی، گشت دریایی یا اسکورت می‌تواند بر اثر یک حادثه، به درگیری مستقیم تبدیل شود. از همین رو، اینکه کره جنوبی دقیقا چه مأموریتی را بپذیرد، از اصل اعزام نیرو مهم‌تر است.
گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد سئول هنوز تصمیم نهایی‌اش را نگرفته و گزینه‌هایی مانند هواپیمای گشت دریایی، شناور پشتیبانی و تیم مین‌روبی را بررسی می‌کند. دولت کره جنوبی همزمان بر ملاحظات حقوقی، آمادگی دفاعی و روند تصمیم‌گیری داخلی تأکید کرده است.
این تردید را باید در چارچوب رابطه آمریکا و کره جنوبی فهمید. امنیت شبه‌جزیره کره همچنان محور اصلی اتحاد 2 کشور است و سئول نمی‌تواند به‌سادگی درخواست واشنگتن را نادیده بگیرد اما مشارکت در هرمز می‌تواند بخشی از ظرفیت نظامی و سیاسی آن کشور را به منطقه‌ای منتقل کند که با اولویت اصلی دفاعی آن، یعنی کره شمالی، ارتباط مستقیم ندارد. بنابراین تصمیم درباره هرمز برای سئول در واقع بخشی از مذاکره بزرگ‌تر درباره معنای «اتحاد» با آمریکاست. در سال‌های اخیر مفهوم «تقسیم بار» در سیاست خارجی آمریکا برجسته‌تر شده است. واشنگتن معتقد است متحدانی که از نظم امنیتی آمریکا بهره می‌برند، باید سهم بیشتری از هزینه آن را بپردازند. بحران هرمز نمونه روشنی از همین رویکرد است: آمریکا می‌خواهد بازگشایی یک مسیر حیاتی جهانی را از یک موضوع آمریکایی، به مساله‌ای میان چند کشور تبدیل کند اما «تقسیم بار امنیتی» لزوما به معنای «تقسیم ریسک جنگ» نیست.
هشدار اخیر ایران به کره جنوبی را نیز باید در همین چارچوب تفسیر کرد. معنای مهم این پیام، صرفا تهدید نظامی سئول نیست، بلکه تلاش برای تفکیک منافع کره جنوبی از راهبرد نظامی واشنگتن است. تهران می‌خواهد به سئول بفهماند وابستگی اقتصادی به هرمز الزاما به معنای مشارکت در عملیات نظامی آمریکا نیست و ورود یک بازیگر سوم به محیط جنگ می‌تواند محاسبات امنیتی تهران را تغییر دهد.
ژاپن نیز در همین معادله قرار دارد. توکیو مانند سئول وابستگی قابل‌ توجهی به انرژی غرب آسیا دارد و از نخستین کشورهایی بود که ترامپ برای مشارکت در بازگشایی تنگه، آن را خطاب قرار داد. در نتیجه، مساله کره جنوبی را نباید یک پرونده منفرد دانست؛ آنچه در حال شکل‌گیری است، تلاش آمریکا برای ایجاد یک معماری چندملیتی پیرامون موضوع هرمز است.
از این منظر، آبراه استراتژیک هرمز برای کره جنوبی فقط یک مساله خاورمیانه‌ای نیست، آزمونی برای استقلال راهبردی سئول است. این کشور باید میان 3 ملاحظه تعادل برقرار کند: وابستگی امنیتی به آمریکا، وابستگی اقتصادی به انرژی خلیج فارس و پرهیز از ورود به جنگی که مستقیما با امنیت ملی آن ارتباط ندارد. از منظر منافع کره جنوبی، مشارکت نظامی حتی در سطح محدود می‌تواند پیامدهای دوسویه داشته باشد. از یک طرف، ممکن است به بهبود روابط با واشنگتن و تضمین نسبی امنیت انرژی کمک کند، از طرف دیگر، احتمال هدف قرار گرفتن دارایی‌های کره‌ای یا تشدید تنش با تهران، هزینه‌ای است که سئول باید محاسبه کند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد متحدان آمریکا در خلیج فارس بارها هزینه‌های سنگینی به دلیل تبعیت از سیاست‌های واشنگتن پرداخته‌اند، بدون آنکه کنترل کاملی بر تصمیمات داشته باشند.
در مجموع، این ماجرا بیش از آنکه نشان‌دهنده اراده مستقل سئول باشد، بازتاب تداوم تلاش آمریکا برای چندجانبه‌سازی هزینه‌های درگیری در منطقه است. کره جنوبی اگر بخواهد از دام «تعهد اجباری» خارج شود، باید معادله منافع ملی خود را مستقل از فشارهای ائتلافی بازتعریف کند. تنگه هرمز همچنان یکی از حساس‌ترین نقاط تلاقی انرژی، امنیت و رقابت قدرت‌های بزرگ باقی مانده و هر تصمیم شتاب‌زده‌ای می‌تواند پیامدهای طولانی‌مدتی برای بازیگران سوم به همراه داشته باشد.

ارسال نظر
captcha