۱۴/شهريور/۱۴۰۵
|
۲۳:۴۹
گزارش «وطن امروز» درباره اظهارات رئیس‌جمهور چین در قاهره و پیام مهم او به سران کشور‌های عرب برای ایجاد معماری جدید امنیتی در منطقه بدون حضور طرف‌های خارجی

تأیید خاورمیانه جدید

رضا رحمتی: برای فهم اهمیت سخنان شی جین‌پینگ در قاهره، نباید آن را صرفا یک اظهارنظر دیپلماتیک دیگر از سوی رئیس‌جمهور چین دانست. آنچه در مصر گفته شد، در واقع یک پیشنهاد برای تغییر «منطق امنیتی» غرب آسیا بود؛ منطقی که طی چند دهه بر یک فرمول ساده بنا شده بود: ایران تهدید است، آمریکا ضامن امنیت است و کشورهای عرب برای مهار ایران باید به واشنگتن تکیه کنند. آمریکا نیز با فروش تسلیحات، استقرار نیرو، ایجاد سامانه‌های پدافندی و شبکه‌های امنیتی منطقه‌ای، همین وابستگی را نهادینه کرده بود. حتی در اسناد رسمی آمریکا مقابله با نفوذ ایران یکی از محورهای همکاری امنیتی واشنگتن و ریاض معرفی شده و ارزش پرونده‌های فعال فروش نظامی آمریکا به سعودی در مقطعی به 127 میلیارد دلار رسیده بود.
جنگ اخیر اما یک پرسش اساسی را در ذهن بسیاری از پایتخت‌های منطقه ایجاد کرد: اگر معماری امنیتی آمریکا قرار بود امنیت آنها را تأمین کند، چرا هنگام جنگ، خود همین کشورها به بخشی از میدان رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شدند؟

1- شکست یک فرمول قدیمی و مسأله سرریز جنگ
مساله دقیقا همین‌جاست: در منطق سنتی واشنگتن، امنیت کشورهای عرب از طریق «مهار ایران» تعریف می‌شد اما در تجربه جنگ، این معادله می‌تواند وارونه شود. هرچه تقابل آمریکا و ایران شدیدتر شود، احتمال سرریز جنگ به کشورهای میزبان نیروها و پایگاه‌های آمریکایی نیز بیشتر می‌شود. بنابراین کشوری که دیروز برای مصون ماندن از ایران به آمریکا تکیه می‌کرد، امروز ممکن است خود را در موقعیتی ببیند که به دلیل همین وابستگی، هدف پاسخ ایران قرار گرفته است. این همان تناقض بزرگ معماری امنیتی گذشته است: امنیتی که قرار بود کشورهای منطقه را از جنگ دور کند، در شرایط جنگ آنها را به عمق جنگ نزدیک می‌کند. حملات متقابل اخیر در منطقه و گسترش دامنه درگیری به اهداف و زیرساخت‌های مرتبط با شرکای آمریکا نیز این نگرانی را تشدید کرده است. از این منظر، مساله فقط شکست یک عملیات یا موفقیت یک حمله نیست، مساله اعتبار یک مدل امنیتی است که در حال فرسودگی‌ است.

2- پیشنهاد پکن؛ پایان آمریکا؟
شی دقیقا در چنین نقطه‌ای وارد بحث شد. او در دیدار عبدالفتاح سیسی در قاهره، از «معماری جدید امنیتی» در غرب آسیا سخن گفت و 4 اصل را مطرح کرد: امنیت مشترک، جامع، همکاری‌محور و پایدار؛ تقویت نیروی درونی منطقه برای تأمین امنیت؛ مخالفت با مداخله خارجی و سپردن آینده منطقه به کشورهای منطقه. این همان مدلی است که ایران بارها بر آن تاکید کرده: سپردن امنیت به خود منطقه و خروج آمریکا. پکن همچنین اعلام کرده آماده همکاری با کشورهای منطقه برای حفاظت از امنیت خطوط کشتیرانی بین‌المللی است. این حرف در ظاهر دیپلماتیک است اما در بطن خود یک تغییر بسیار مهم دارد: چین نمی‌گوید «من در برابر ایران از شما دفاع می‌کنم»، می‌گوید بیایید سازوکاری بسازیم که اصلا نیازی به چنین تقابلی نباشد، ایران را امنیتی نکنید و بازتعریفی از امنیت در منطقه داشته باشید. این تفاوت کوچک در ادبیات، در واقع تفاوت میان 2 دکترین امنیتی است؛ دکترین مهار و دکترین همزیستی.

3- ایران مسأله است یا شریک حل مسأله؟
اینجا ابتکار چین معنای استراتژیک‌تری می‌یابد. پکن به کشورهای عرب نمی‌گوید اختلافات شما با تهران وجود ندارد، بلکه صورت مساله را عوض می‌کند: اگر تهران برای شما یک مساله امنیتی است، چرا برای حل این مساله سراغ کشوری می‌روید که خودش 5 دهه است با ایران در منازعه راهبردی و طرف دعواست؟ از این‌ رو، طرح چین، آمریکا را طرف و موضوع دعوا می‌داند که مشروعیت کافی برای میانجی بودن در موضوع ایران ندارد. چین به این ترتیب، پیکره نظم‌سازی لیبرال آمریکا را نشانه گرفته است. در واقع شی در حال مخابره این پیام است: چرا حل اختلاف با ایران را به بخشی از رقابت آمریکا و ایران تبدیل کنید؟ راه سوم این است که اختلاف را مستقیما با ایران مدیریت کنید و یک قدرت بزرگ بیرونی، نه به عنوان «صاحب امنیت»، بلکه به عنوان ضامن و تسهیل‌کننده گفت‌وگو در کنار شما قرار گیرد. این دقیقا همان تجربه‌ای است که چین در روابط ایران و عربستان به دست آورد. مارس ۲۰۲۳، تهران و ریاض با میزبانی و حمایت پکن توافق کردند روابط دیپلماتیک خود را از سر بگیرند و بر اصل احترام به حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر تأکید کردند. چند روز بعد نیز کمیته سه‌جانبه چین، ایران و عربستان اعلام کرد سفارت‌های 2 کشور بازگشایی شده و تماس‌های دیپلماتیک از سر گرفته شده است؛ الگوی موفقی که قطعا آمریکا نمی‌توانست و نمی‌تواند آن را دنبال کند.

4- تجربه پکن؛ «تضمین بدون قیمومت»
نکته خلاقانه و مهم مدل چینی همین‌ است: چین تلاش می‌کند نقش خود را از «قدرت مسلط» به «قدرت تضمین‌کننده» تبدیل کند. در مدل آمریکایی، برای مقابله با ایران، ابتدا یک تهدید تعریف می‌شود، سپس ائتلاف امنیتی ساخته می‌شود، بعد تسلیحات و پایگاه‌ها وارد می‌شوند و در نهایت وابستگی امنیتی شکل می‌گیرد. در مدل پیشنهادی چین، ابتدا اختلافات شناسایی می‌شود، سپس گفت‌وگو شکل می‌گیرد، بعد منافع مشترک ساخته می‌شود و در نهایت یک قدرت بزرگ بیرونی می‌تواند برای حفظ توافق نقش ایفا کند. به همین دلیل، سخنان رهبر چین درباره اینکه مردم غرب آسیا باید «ارباب سرنوشت خود» باشند، از نظر سیاسی اهمیت زیادی دارد. او مستقیما از خروج از «قیمومت آمریکا» سخن نگفت اما مضمون سیاسی پیشنهادش، کاهش نقش قدرت‌های خارجی در تعیین ترتیبات امنیتی منطقه است.

5- هرمز؛ آزمون واقعی معماری جدید
اگر قرار باشد این معماری جدید از حرف به عمل تبدیل شود، تنگه هرمز بهترین آزمایشگاه آن خواهد بود. هرمز صرفا یک آبراه میان ایران و عمان نیست؛ در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ به طور متوسط روزانه 21 میلیون بشکه نفت و میعانات از آن عبور کرده که معادل بیش از ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی و یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان بوده است. ظرفیت خطوط جایگزین عربستان و امارات نیز در مجموع تنها بخشی از این حجم را می‌تواند دور بزند. بنابراین امنیت هرمز نه مساله ایران است، نه مساله کشورهای عرب خلیج فارس و نه حتی مساله آمریکا؛ یک مساله جهانی است که راه‌حل منطقه‌ای می‌خواهد. وقتی چین می‌گوید آماده همکاری با کشورهای منطقه برای حفاظت از خطوط کشتیرانی است، معنای راهبردی آن می‌تواند این باشد که امنیت هرمز از یک «موضوع نظامی» به یک «موضوع همکاری امنیتی منطقه‌ای» تبدیل شود.

6- پیام قالیباف: در مذاکره باز است
در این چارچوب، موضع رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره‌کننده کشورمان نیز اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. محمدباقر قالیباف پس از سخنان شی اعلام کرد تأکید چین بر امنیت مشترک با اصلی که ایران سال‌ها بر آن تأکید داشته، همخوان است و گفت کشورهای منطقه باید آینده خود را در دست بگیرند و ثبات واقعی از یک معماری امنیتی برخاسته از منطقه حاصل می‌شود و ایران برای این موضوع آماده است. از نظر دیپلماتیک، نمی‌توان گفت این سخن به معنای پذیرش رسمی «میانجیگری چین برای حل همه اختلافات منطقه» است؛ چنین تفسیری هنوز نیازمند توافقات رسمی است اما از منظر پیام سیاسی، اتفاق مهمی رخ داده: تهران در را نبسته و به شرکای بین‌المللی‌اش بازنمایی می‌کند بنای درگیری مستمر در عرصه بین‌المللی را ندارد. این همان چیزی است که پایتخت‌های عرب باید ببینند. ایران می‌گوید اگر قرار است معماری امنیتی جدیدی ساخته شود، حاضر است درباره آن گفت‌وگو کند اما نه با الگوی آمریکایی.

7- چرخش در محاسبه اعراب
کشورهای عرب نیز الزاما قرار نیست فردا از آمریکا جدا شوند و به چین بپیوندند؛ چنین برداشتی ساده‌انگارانه است. حتی مصر که میزبان شی بود، همچنان سالانه ۱,۳ میلیارد دلار کمک نظامی از آمریکا دریافت می‌کند و روابط نظامی عمیقی با واشنگتن دارد اما اتفاق مهم، تغییر محاسبه است. کشورهای منطقه دیگر الزاما نمی‌خواهند میان «آمریکا یا ایران» یک کشور را انتخاب کنند. تجربه جنگ، هزینه‌های این دوگانه را به آنها نشان داده است. همزمان پیمان مکه بین عربستان، ترکیه و پاکستان نیز نشانه‌ای از تمایل برخی کشورهای منطقه به متنوع‌سازی ترتیبات امنیتی است؛ حتی اگر این کشورها تأکید کنند چنین سازوکاری جایگزین همه توافقات موجود نیست. بنابراین شاید آنچه اکنون در منطقه شکل می‌گیرد، نه «انتقال قیمومت از آمریکا به چین»، بلکه پایان انحصار یک قیم و آغاز عصر چندلایه‌ شدن امنیت باشد.

8- بازی بزرگ‌تر پکن
البته چین نیز در این میان از سر نوع‌دوستی وارد میدان نشده است. امنیت انرژی، تجارت، مسیرهای دریایی و ابتکار کمربند و جاده، منافع مستقیم چین را به ثبات غرب آسیا گره زده است. مصر برای چین اهمیت ویژه‌ای دارد؛ هم به دلیل کانال سوئز و هم به دلیل جایگاهش در اتصال آسیا، آفریقا و اروپا. 2 کشور در سفر اخیر شی، علاوه بر همکاری‌های اقتصادی و صنعتی، بر همکاری‌های امنیتی و حفاظت از خطوط کشتیرانی نیز تأکید کردند. بنابراین پکن در حال ساختن چیزی شبیه «کمربند امنیتی پیرامون منافع اقتصادی» خود است؛ با این تفاوت که این بار به جای استقرار لشکر، از دیپلماسی، سرمایه، تجارت و میانجیگری استفاده می‌کند. چین می‌خواهد ثابت کند می‌توان قدرت بزرگ بود، بدون اینکه الزاما شبیه آمریکا رفتار کرد.

9- فرصت ایران؛ از «تهدید» به «ضامن منطقه‌ای»
تهران اگر بخواهد از معماری جدید چین بیشترین منفعت را ببرد، نباید صرفا از شعار «امنیت منطقه‌ای» استقبال کند؛ باید آن را به پیشنهادهای مشخص تبدیل کند: گفت‌وگوی امنیتی خلیج فارس، سازوکار دائم کاهش تنش، ترتیبات مشترک برای امنیت کشتیرانی، خطوط ارتباط اضطراری میان نیروهای نظامی و حتی سازوکاری چندجانبه برای جلوگیری از تبدیل خاک کشورهای منطقه به سکوی حمله به یکدیگر. اینجا ایران می‌تواند یک ابتکار بزرگ‌تر ارائه کند: هر کشوری امنیت خود را با جنگ علیه همسایه تأمین کند، در نهایت امنیت خود را به گروگان جنگ تبدیل کرده اما کشوری که امنیت خود را با توافق با همسایه بسازد، امنیتش را پایدار می‌کند. این دقیقا همان نقطه‌ای است که منافع ملی ایران با ایده جدید چین تلاقی می‌کند. در نهایت، اهمیت سخنان شی در قاهره را باید در یک جمله خلاصه کرد: چین پیشنهاد نکرد آمریکا را با چین عوض کنید؛ پیشنهاد کرد منطق «دشمن همسایه، ضامن امنیت» را با منطق «همسایه، شریک امنیت» عوض کنید. این تفاوت، اگر جدی گرفته شود، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین تغییرات ژئوپلیتیک منطقه در دهه‌های اخیر باشد. واشنگتن سال‌ها تلاش کرد ایران را به مساله امنیتی کشورهای عرب تبدیل کند اما اکنون پکن تلاش می‌کند اختلاف ایران و اعراب‌ را از «مساله‌ای برای تقابل» به «مساله‌ای برای مذاکره» تبدیل کند. استقبال قالیباف از اصل معماری امنیتی بومی، در چنین چارچوبی، یک پیام ساده اما بسیار مهم دارد: تهران حاضر است در این زمین جدید بازی کند. حالا توپ در زمین پایتخت‌های عرب است؛ آیا هنوز می‌خواهند برای امنیت خود به جنگ قدرت‌ها تکیه کنند یا برای نخستین‌بار امنیت را با همسایگان خود بسازند؟ پاسخ به این سوال سرنوشت جنگ‌افروزی‌ها، فروش سرسام‌آور تسلیحات و پروژه‌های امنیتی آمریکا را نیز مشخص می‌کند.

ارسال نظر
captcha