۱۶/شهريور/۱۴۰۵
|
۰۱:۲۲

خروج دروغین در ازای خلع سلاح واقعی!

حنیف غفاری: بدون تردید کمتر انسان عاقلی در جهان پیدا می‌شود که واشنگتن را بازیگری پایبند نسبت به تعهدات حقوقی و بین‌المللی قلمداد کند. سرنوشت تفاهم اسلام‌آباد که با هدف پایان دادن به تجاوز آمریکا به خاک مقدس کشورمان منعقد شد، به‌روشنی نشان داد آمریکا ابایی از نقض صریح و اعلامی تعهدات صریح خود در نظام بین‌الملل ندارد، چه رسد به آنکه کار به تعهدات غیررسمی و مبهم بکشد! آنچه امروز در بغداد می‌گذرد، ترجمانی از یک حقیقت تلخ اما ملموس در منطقه غرب آسیاست؛ جایی که جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها سال‌هاست در سودای تجزیه و چندتکه کردن عراق به سر می‌برند.
کمتر از یک ماه تا پایان ماه سپتامبر (موعد اعلامی خروج نظامیان آمریکایی از عراق) باقی مانده است. در مقابل، کاخ سفید اصرار دارد باید در ازای خروج از این کشور، انحلال ساختاری و خلع سلاح کامل بسیج مردمی (حشدالشعبی) تحقق پیدا کند. 
کینه شدید واشنگتن نسبت به بسیج مردمی عراق اصلا نیازی به تفسیر ندارد! حشدالشعبی از دید اتاق‌های فکر غرب و رژیم صهیونیستی اصلی‌ترین متهم در هم شکستن منظومه تروریست‌های کوکی سیا و موساد (داعش) و انهدام خلافت خودخوانده تروریست‌های تکفیری در عراق محسوب می‌شود و البته نزد ملت‌های منطقه، قهرمان سربلند مواجهه با مهره‌های واشنگتن و تل‌آویو به شمار می‌آید.
واقعیت آن است که آمریکا اساسا در صدد ترک واقعی عراق و پایان دادن به حیات مسموم و اشغالگرانه خود در این کشور نیست. واشنگتن قصد دارد به بهانه کمک و ماموریت مستشاری، امنیتی و نظامی، کماکان در عراق بماند و صرفا نیروهای زمینی خود را از آن خارج کند. دلیل این مساله مشخص است: اگر حضور نیروی هوایی آمریکا در شمال، جنوب، غرب و جنوب شرق عراق ادامه یابد، اساسا توجیهی برای استمرار حضور پرهزینه نیروهای زمینی در عراق وجود ندارد. خروج نیروهای زمینی آمریکا از عراق (آن هم به فرض آنکه تحقق پیدا کند) را باید در قالب مدیریت هزینه‌های مالی، لجستیک و نظامی آن کشور اشغالگر و در بطن استراتژی «بازتعریف منظومه نظامی آمریکا در عراق» مورد تفسیر قرار داد اما آمریکا در ازای این «خروج تصنعی» خواستار «خلع سلاح واقعی» حشدالشعبی است!
در منطق روابط بین‌الملل، اشغال نظامی تنها با حضور نیروهای مسلح بیگانه در خاک یک کشور تعریف نمی‌شود، بلکه با مجموعه‌ای از رفتارها شناخته می‌شود که هدف آن، سلب اختیار سیاسی، امنیتی و راهبردی کشور اشغال‌شده است. در چنین شرایطی، اگر نیروی اشغالگر مدعی شود در ازای خلع سلاح موثرترین نیروی نظامی یک کشور، خاک آن را ترک خواهد کرد، قطعا باید آن را نفی کرد! «وعده خروج» در اینجا نه نقطه پایان اشغالگری، بلکه اسم رمز تغییر شکل آن خواهد بود.
اشغالگران آمریکایی در این وضعیت، از دولت عراق می‌خواهند بدون دریافت هیچ‌گونه تضمین عملی در خصوص خروج اشغالگران، مهم‌ترین ابزار بازدارندگی و دفاعی خود را کنار بگذارد. این روند، به جای آنکه زمینه‌ساز پایان اشغال باشد، عراق را در برابر هرگونه فشار، تهدید یا نقض توافق قطعی در آینده نزدیک، بی‌دفاع خواهد کرد. این نه یک توافق متوازن، بلکه مصداق انتقال کامل ریسک به طرف عراقی محسوب می‌شود.
در سیاست و جنگ، واژه‌ها همیشه همان معنایی را ندارند که در ظاهر القا می‌کنند. «خروج» می‌تواند به معنای عقب‌نشینی کامل و پایان اشغال باشد اما گاهی به جابه‌جایی نیروها، تغییر شکل کنترل، ایجاد پایگاه‌های جدید یا انتقال مسؤولیت امنیتی به نیروهای وابسته تعبیر می‌شود. مساله چندان پیچیده نیست: اشغالگر ممکن است بخشی از نیروهای خود را خارج کند اما کنترل هوایی، اطلاعاتی، اقتصادی یا ارتباطی در کشور اشغال‌شده را حفظ کند. بنابراین حامیان روند کنونی در عراق باید به پرسش‌هایی دقیق پاسخ دهند: «خروج از کجا؟ با چه جدول زمانی؟ تحت نظارت چه نهادی؟ با چه ضمانت اجرایی؟ آیا خروج اشغالگران به صورت مطلق انجام می‌شود یا نسبی؟! پایگاه‌های هوایی نیز برچیده می‌شود؟ آیا حاکمیت مطلق عراق بر مرزها، حریم هوایی، منابع طبیعی و تصمیم‌گیری‌های امنیتی بازمی‌گردد؟»
اگر پاسخی روشن برای این پرسش‌ها وجود نداشته باشد ـ که ندارد ـ خروج اشغالگران آمریکایی از یک تعهد حقوقی به یک تله راهبردی علیه بغداد تبدیل می‌شود. در مقابل، خلع سلاح حشدالشعبی در حالی که عراق همچنان تحت اشغال آمریکاست و تروریست‌های تکفیری نیز در آن حضور دارند، چیزی جز یک خودزنی راهبردی از سوی بغداد نیست. بهتر است در چنین شرایطی مقامات عراق بر مولفه «حق دفاع» و ابعاد حقوقی و راهبردی آن متمرکز شوند. هر کشور صرف نظر از اختلافات سیاسی داخلی، حق دارد از تمامیت ارضی و استقلال خود دفاع کند. هنگامی که اشغالگران آمریکایی از عراق می‌خواهند اصلی‌ترین بازوی نظامی و مردمی خود را از میان ببرد، در واقع قصد دارد انحصار «استفاده از زور» را برای خود حفظ کند. چنین انحصاری، توازن قدرت را به طور کامل بر هم می‌زند و دولت یا جامعه اشغال‌شده را در برابر تهدیدهای بعد آسیب‌پذیر می‌کند. در صورت نادیده گرفتن این واقعیت، «خلع سلاح» مترادف «خلع حاکمیت» خواهد بود و لاغیر! کشوری که ابزار اصلی دفاع از خود را با دستان خود از بین ببرد، حتی اگر روی کاغذ مستقل باشد، در عمل تابع اراده اشغالگران است.
تاریخ مملو از توافق‌هایی است که در آنها یک طرف به امید ثبات و ایجاد امنیت، تمام یا بخشی از توان نظامی خود را واگذار کرده اما طرف مقابل نه‌تنها به تعهداتش عمل نکرده، بلکه از ضعف ایجادشده برای تحمیل شروط تازه بهره برده. بهتر است این جمله کلیدی را طرفداران خلع سلاح مقاومت مردمی عراق به خاطر بسپارند: در مقابل بازیگری به نام آمریکا، خلع سلاح مقاومت آخرین مرحله ایجاد امنیت نیست، بلکه اولین مرحله آغاز بردگی محسوب می‌شود.

ارسال نظر
captcha
پربیننده