۱۶/شهريور/۱۴۰۵
|
۰۱:۲۳

چرا دوقطبی «نان/ ایستادگی» آدرس غلط است؟

ایلیا داوودی: در فضای غبارآلود سیاست بین‌الملل، هیچ مغالطه‌ای خطرناک‌تر از این نیست که قدرت ملی و معیشت عمومی را در 2 کفه متضاد یک ترازو قرار دهیم. این دوگانه که اغلب در قالب پرسش «موشک یا سفره؟» یا «نفوذ منطقه‌ای یا رفاه داخلی؟» صورت‌بندی می‌شود، تله‌ا‌ی استراتژیک است. برای کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران که در قلب ژئوپلیتیک جهان ایستاده و نظم مستقر جهانی را به چالش کشیده، واقعیت تلخ اما حیاتی این است: در جهانی که حقوق بین‌الملل زیر چکمه‌های قدرت نظامی خرد شده، نان بدون قدرت تنها یک وعده‌ فریبنده برای غارت‌ شدن است.

قدرت، نگهبان معیشت است نه رقیب آن
برای درک پیوند ناگسستنی قدرت و نان، باید به منطق امنیت اقتصادی بازگشت. اقتصاد در خلأ رشد نمی‌کند؛ اقتصاد بر بستری از ثبات و پیش‌بینی‌پذیری استوار است که هر دوی آنها محصول اقتدار است. کسانی که مدعی‌اند برای بهبود وضعیت معیشت باید از ابزارهای قدرت راهبردی اعم از توان موشکی، نفوذ منطقه‌ای و فناوری هسته‌ای عقب‌نشینی کرد، آدرس غلطی می‌دهند که انتهای آن به فلاکت دائم ختم می‌شود.
تجربه‌ تاریخی نشان داده دشمن، زمانی که ابزارهای دفاعی یک ملت را می‌گیرد، برای آنها سفره‌ای پهن نمی‌کند، بلکه آنها را برای بلعیده شدن آماده می‌کند. استقلال سیاسی و قدرت نظامی، در واقع حصار معیشت است. وقتی این حصار فروبریزد، سرمایه، منابع و نیروی انسانی یک کشور در مسیر تامین منافع قدرت‌های سلطه‌گر قرار می‌گیرد. در واقع، هزینه‌ای که یک ملت برای «قدرتمند بودن» می‌پردازد، نوعی بیمه‌ استراتژیک برای بقای طولانی‌مدت اقتصاد است.
تاریخ معاصر، آزمایشگاهی بزرگ برای اثبات بطلان دوگانه‌ «نان/ قدرت» است. معمر قذافی در لیبی، با سودای رفع تحریم‌ها و پیوستن به جامعه جهانی، تمام تجهیزات و زیرساخت‌های هسته‌ای و موشکی خود را در کشتی بار کرد و به غرب فرستاد. نتیجه؟ نه‌تنها رفاهی حاصل نشد، بلکه به محض آنکه لیبی از دندان‌های تیز قدرت تهی شد، غرب بر سر آن ریخت و این کشور را به جهنمی از جنگ‌های داخلی و بازارهای برده‌فروشی تبدیل کرد.
اوکراین امروز نیز قربانی بزرگ اعتماد به تضمین‌های امنیتی در ازای خلع‌سلاح است. اوکراین زمانی سومین زرادخانه هسته‌ای بزرگ جهان را داشت اما با «تضمین» غرب در قرارداد بوداپست، قدرت خود را واگذار کرد تا به قول خودشان «یک کشور نرمال» و ثروتمند شود. امروز اوکراین به زمین سوخته‌ای تبدیل شده که نه نانی در سفره دارد و نه جانی برای دفاع؛ مگر با التماس برای دریافت سلاح‌های دست‌ دوم غربی. اینها نشان می‌دهد خلع سلاح راهبردی برای کسب نان، معامله‌ای است که در آن هم نان از دست می‌رود، هم امنیت.
آنچه امروز معیشت مردم ایران را تهدید می‌کند و ثبات بازار را بر هم می‌زند، اتفاقا پالس‌های انشقاق و سیگنال‌های تردید است که از درون برخی جریان‌های سیاسی و رسانه‌ای به بیرون صادر می‌شود. دشمن، نوسانات ارزی و فشارهای اقتصادی را نه از قدرت ما، بلکه از بوی اختلاف استشمام می‌کند.
وقتی در میانه یک نبرد وجودی، صداهایی بلند می‌شود که راه‌حل مشکلات را در «کوتاه آمدن» و «معامله بر سر اصول قدرت» می‌بیند، دشمن بر فشار اقتصادی می‌افزاید. منطق دشمن ساده است: «تحریم‌ها اثر کرده، پس فشار را بیشتر می‌کنیم تا شکاف میان حاکمیت و ملت به مرز انفجار برسد». در واقع، بی‌ثباتی بازار، بیش از آنکه محصول موشک‌های ما باشد، محصول تردید برخی در اراده‌ مقاومت است. ثبات واقعی بازار زمانی حاصل می‌شود که دشمن به این قطعیت برسد که ایران تحت هیچ فشاری، ابزارهای قدرت خود را واگذار نخواهد کرد.

نبرد نظامی نیروهای مسلح عین دفاع از معیشت مردم است
در بحبوحه جنگ کنونی که سایه‌ آن بر منطقه سنگینی می‌کند، جمهوری اسلامی نشان داد دوران «بزن و در رو» به پایان رسیده است. تمام عملیات‌های جمهوری اسلامی و دلیرمردان نیروهای مسلح ضمن آنکه نمایش قدرت نظامی است، عملیات‌هایی برای دفاع از معیشت نیز هست. اگر ایران قدرت پاسخگویی قاطع را نداشت، امروز به جای نوسان قیمت‌ها، با فروپاشی کامل زیرساخت‌های انرژی و بنادر خود مواجه بود.
دشمن صهیونیست و حامیان غربی‌اش به‌خوبی می‌دانند هرگونه تعرض جدی به شریان‌های اقتصاد ایران، با پاسخی ویرانگر مواجه خواهد شد. این موازنه وحشت است که اجازه نمی‌دهد ایران به سرنوشت کشورهایی دچار شود که اقتصادشان در یک شب زیر بمباران نابود شد. بنابراین قدرت پاسخگویی، مستقیما ضامن بقای بازار و معیشت است. انفعال و التماس برای لغو چند بند از تحریم‌ها، دشمن را برای ضربه زدن جری‌تر می‌کند، در حالی که اقتدار فعال، هزینه تعرض به ایران را برای آنها غیرقابل‌ تحمل می‌کند. در نبرد شناختی، دشمن تلاش می‌کند درد تحریم را به خشم علیه قدرت ملی تبدیل کند. دشمن می‌خواهد انسان ایرانی به این نتیجه برسد که «اگر نان ندارم، به خاطر این است که پولم صرف نفوذ در منطقه شده است» و این بزرگ‌ترین دروغ قرن است.
واقعیت آن است که هزینه‌های دفاعی و منطقه‌ای ایران، در مقایسه با ابعاد اقتصاد ملی و در قیاس با هزینه‌های نظامی رقبای منطقه‌ای، بسیار ناچیز است. آنچه سفره مردم را کوچک کرده، تحریم‌های ظالمانه‌ای است که هدفش «تسلیم» است. اگر قدرت ملی واگذار شود، تحریم‌ برداشته نمی‌شود، بلکه شکل آن‌ از تحریم برای تغییر رفتار به فشار برای فروپاشی و غارت تغییر می‌کند؛ در آن صورت، دیگر ملتی باقی نمی‌ماند که بخواهد سفره‌ای داشته باشد. راهبرد عبور از مشکلات معیشتی اتفاقا در تثبیت اقتدار است. باید به دشمن فهماند ایران کشوری است که آموخته در دنیای گرگ‌ها، برای چیدن نان از تنور روزگار، باید دستانی پولادین داشت. ثبات بازار از کانال اقتدار ملی می‌گذرد. هر پالس سستی، قیمت نان را گران‌تر و امنیت جان را کمتر می‌کند. در نبرد کنونی، اراده‌ ملی برای حفظ قدرت، تنها ضامن بقای سفره‌ مردم است. نانی که با اقتدار به دست می‌آید، تنها نانی است که هیچ قدرت خارجی‌ای جرأت ربودن آن را نخواهد داشت.

ارسال نظر
captcha
پربیننده