لغو ممنوعیت استفاده دستگاههای دولتی از پیامرسانهای غیربومی، تصمیمی فراتر از یک موضوع ارتباطی است؛ این تصمیم باید با توجه به الزامات حکمرانی داده، امنیت ارتباطات و ضرورت حفظ زیرساختهای دیجیتال بومی مورد ارزیابی قرار گیرد. در سالهای اخیر، پیامرسانها به یکی از مهمترین اجزای زیستبوم دیجیتال کشورها تبدیل شدهاند. دیگر نمیتوان آنها را صرفا نرمافزارهایی برای ارسال پیام و برقراری ارتباط میان کاربران دانست. پیامرسانها امروز محل شکلگیری شبکههای اجتماعی، فعالیتهای اقتصادی، تبادل اطلاعات و تولید حجم گستردهای از داده هستند. به همین دلیل، سیاستگذاری درباره آنها صرفا یک تصمیم فنی یا رسانهای نیست، بلکه بخشی از مساله بزرگتر حکمرانی داده و استقلال دیجیتال کشورهاست.
تصمیم اخیر درباره رفع محدودیت استفاده دستگاههای دولتی از پیامرسانهای غیربومی، در شرایطی اتخاذ شده که کشور تجربه متفاوتی از اهمیت زیرساختهای ارتباطی بومی را پشت سر گذاشته است. در دوره جنگ و محدودیتهای ارتباطی، پیامرسانهای داخلی با افزایش قابل توجه استفاده کاربران مواجه شدند و فرصتی پیدا کردند تا ظرفیتهای فنی و عملیاتی خود را به نمایش بگذارند. این اتفاق را نمیتوان صرفا یک تغییر موقت در رفتار کاربران دانست، بلکه تجربهای بود که نشان داد در شرایط خاص، وجود زیرساختهای ارتباطی داخلی تا چه اندازه میتواند اهمیت داشته باشد. با وجود این تجربه، به جای آنکه این فرصت به عنوان یک سرمایه راهبردی مورد توجه قرار گیرد و مسیر تقویت آن دنبال شود، نشانههایی از بازگشت تدریجی به الگوهای پیشین مشاهده میشود. کاهش حمایتهای عملی، ایجاد موانع جدید برای فعالیت سکوهای داخلی و اکنون لغو محدودیت استفاده دستگاههای دولتی از پیامرسانهای خارجی، این نگرانی را ایجاد میکند که فرصت شکلگیری یک زیرساخت ارتباطی بومی بار دیگر تضعیف شود. البته مساله اصلی، دفاع از یک پیامرسان خاص یا مخالفت با استفاده از فناوریهای خارجی نیست. هیچ کشوری در جهان نمیتواند خود را از فناوریهای بینالمللی جدا کند. مساله مهمتر این است که آیا یک کشور در حوزههای راهبردی مانند ارتباطات و داده، صرفا مصرفکننده زیرساختهای دیگران خواهد بود یا برای ایجاد ظرفیت مستقل نیز برنامه خواهد داشت. پیامرسانها به دلیل حجم عظیم دادهای که در آنها تولید میشود، یکی از مهمترین مصادیق این موضوع هستند. اطلاعات حسابهای کاربری، شبکه ارتباطات افراد، الگوهای رفتاری، دادههای فنی و بسیاری از اطلاعات پیرامونی ارتباطات، بخشی از دارایی دیجیتال کاربران و جامعه محسوب میشود. بنابراین پرسش اصلی درباره یک پیامرسان خارجی فقط این نیست که چه امکاناتی ارائه میدهد یا چه تعداد کاربر دارد، بلکه باید پرسید: دادههای تولیدشده در این بسترها کجا ذخیره و پردازش میشود، تابع چه قوانینی است و چه میزان امکان اعمال حاکمیت بر آنها وجود دارد. این رویکرد محدود به یک الگوی خاص حکمرانی نیست. حتی کشورهای دارای اقتصادهای آزاد و بازارهای رقابتی نیز در حوزه ارتباطات رسمی دولت، نسبت به امنیت داده و استقلال زیرساختهای دیجیتال حساسیت نشان میدهند. ارتباطات رسمی، اطلاعات سازمانی و دادههای مرتبط با خدمات عمومی، بخشی از سرمایه اطلاعاتی کشورها محسوب میشود. به همین دلیل، بسیاری از دولتها حتی در شرایطی که شهروندان شان از پلتفرمهای خارجی استفاده گستردهای دارند، برای ارتباطات رسمی خود به دنبال زیرساختهایی هستند که کنترل بیشتری بر امنیت و دادههای آنها فراهم کند. توسعه پیامرسان دولتی Tchap در فرانسه نمونهای از همین رویکرد است. هدف از ایجاد چنین سکوهایی، حذف فناوریهای خارجی از زندگی مردم نیست، بلکه ایجاد بستری امن برای ارتباطات رسمی دولت و کاهش ریسک وابستگی در حوزههای حساس است. تجربه جهانی نشان میدهد دولتها میان استفاده از فناوری جهانی و حفظ حاکمیت دیجیتال تعارضی نمیبینند. آنها تلاش میکنند ضمن بهرهگیری از ظرفیتهای بینالمللی، زیرساختهای حیاتی خود را به گونهای مدیریت کنند که در شرایط عادی و بحرانی، اختیار و قدرت تصمیمگیری شان حفظ شود. در این میان، پیامرسانهای داخلی نیز برای تبدیل شدن به یک زیرساخت پایدار، نیازمند سیاستگذاری صحیح هستند. حمایت از آنها نباید به معنای حذف رقابت یا نادیده گرفتن کیفیت باشد. کاربران زمانی از یک سکوی داخلی استقبال میکنند که امنیت، پایداری، کیفیت خدمات و احترام به حریم خصوصی را در آن مشاهده کنند. از سوی دیگر، انتظار اینکه یک زیرساخت بومی بدون حمایت سیاستی و بدون ایجاد بازار پایدار بتواند با غولهای فناوری جهان رقابت کند، واقعبینانه نیست. دولت یکی از بزرگترین بازیگران اقتصاد دیجیتال است و تصمیمهای آن میتواند مسیر توسعه فناوری را تغییر دهد. استفاده دولت از سکوهای داخلی در حوزههای رسمی، در صورتی که همراه با ارزیابی کیفیت و ارتقای مستمر باشد، میتواند به تثبیت این زیرساختها کمک کند. در مقابل، بازگشت کامل ارتباطات رسمی به سکوهای خارجی میتواند انگیزه سرمایهگذاری و توسعه در این حوزه را کاهش دهد. اکنون مساله اصلی این نیست که یک پیامرسان داخلی یا خارجی انتخاب شود، مساله این است که کشور چه رویکردی نسبت به داده و زیرساختهای ارتباطی خود دارد. تجربه جنگ نشان داد زیرساخت بومی در حوزه ارتباطات صرفا یک محصول فناورانه نیست، بلکه بخشی از تابآوری ملی است. داده، یکی از مهمترین سرمایههای عصر دیجیتال است و حکمرانی بر آن، یکی از مؤلفههای اصلی قدرت کشورها در آینده خواهد بود. کشوری که زیرساختهای ارتباطی و دادهای خود را جدی نگیرد، در نهایت ناچار خواهد شد در زمینی بازی کند که قواعد آن را دیگران تعیین کردهاند. پیامرسانها فقط ابزار ارتباط نیستند، بخشی از معماری داده و ارتباطی کشورها هستند. حمایت از شکلگیری یک زیستبوم بومی، نه به معنای قطع ارتباط با جهان، بلکه به معنای حفظ امکان انتخاب و استقلال در حوزهای است که هر روز اهمیت بیشتری مییابد.
یادداشت
پیامرسان فقط ابزار ارتباط نیست مسأله، حکمرانی داده است
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها