گروه سیاسی: در میانه نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و همزمان با تلاش آمریکا و تروئیکای اروپا برای پیشبرد قطعنامهای جدید علیه ایران، تهران یک بار دیگر مسالهای را روی میز گذاشته که فراتر از اختلافات معمول بر سر میزان همکاری با آژانس است: اطلاعات محرمانهای که آژانس از برنامه هستهای ایران در اختیار داشته، آیا در نهایت به ابزاری برای ضربه زدن به همان تأسیساتی تبدیل شده که آژانس وظیفه نظارت بر آنها را بر عهده دارد؟
ایران در نشست شورای حکام هشدار داد کوتاهی آژانس در حفاظت از اطلاعات محرمانه، در گذشته به افشای اطلاعات حساسی منجر شده که متعاقبا برای تسهیل اقدامات خرابکارانه علیه تأسیسات هستهای تحت پادمان مورد استفاده قرار گرفته است.
مشخصا تهران این مساله را صرفا یک تخلف اداری یا موضوع فرعی نمیداند، بلکه آن را مستقیما مرتبط با مفهوم «امنیت هستهای» و اعتبار نظام عدم اشاعه میداند.
نمایندگی ایران در وین بیانیه خود تأکید کرد حفظ محرمانگی، عنصری اساسی در امنیت هستهای است و آژانس بر اساس اساسنامه خود در این زمینه مسؤولیت دارد.
پرسش تهران روشن است: اگر اطلاعاتی که در چارچوب همکاری رسمی یک کشور با آژانس در اختیار این نهاد قرار میگیرد، به هر طریق افشا شود و بعد در اقدامات خرابکارانه علیه تأسیسات همان کشور مورد استفاده قرار گیرد، مسؤولیت آژانس در قبال این مساله چیست؟
اهمیت این موضع زمانی بیشتر میشود که بدانیم نشست شورای حکام در شرایطی برگزار میشود که آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در حال تلاش برای تصویب قطعنامهای هستند که میتواند مسیر ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را هموار کند.
از سوی دیگر، مدیرکل آژانس در آستانه این نشست مدعی شده آژانس بیش از یک سال است تصویر کاملی از برنامه هستهای ایران ندارد و این وضعیت را از منظر اشاعه «نگرانی جدی» توصیف کرده است. تهران در واقع چند سؤال بسیار جدی را پیش روی آژانس و اعضای شورای حکام گذاشته است.
نخست اینکه اگر آژانس از یک سو از ایران میخواهد به تعهدات پادمانی خود پایبند باشد، از سوی دیگر چه تضمینی برای حفاظت از اطلاعاتی که در چارچوب همین تعهدات به دست میآورد وجود دارد؟
دوم اگر تأسیسات هستهای یک کشور عضو «انپیتی» و تحت پادمان مورد حمله قرار بگیرد، واکنش نهاد ناظر بر این تأسیسات چیست؟ آیا آژانس صرفا باید بعد از حمله درباره میزان خسارت، ذخایر اورانیوم و دسترسی بازرسان گزارش تهیه کند یا اساسا در قبال حفظ امنیت و مصونیت تأسیسات صلحآمیز تحت پادمان نیز مسؤولیت دارد؟
پرسش سوم، از همه مهمتر است: اگر یک کشور برای برخورداری از مزایای نظام عدم اشاعه، محدودیتها و تعهدات پادمانی را میپذیرد اما در مقابل نهتنها از حقوق هستهای آن حمایت نمیشود، بلکه اطلاعات حاصل از همین همکاری در معرض سوءاستفاده دشمن قرار میگیرد، اساسا انگیزه آن کشور برای ادامه این همکاری چیست؟
ایران عملا دارد منطق حاکم بر رابطه خود با آژانس را زیر سؤال میبرد. استدلال روشن تهران این است: عضویت در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای و پذیرش پادمان، یک رابطه یکطرفه نیست. ایران تعهداتی دارد و آژانس نیز در مقابل وظایفی دارد؛ از جمله اجرای بیطرفانه و حرفهای پادمان، حفاظت از اطلاعات محرمانه و کمک به تحقق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای.
اگر این رابطه از حالت متوازن خارج شود و آژانس صرفا به نهادی برای مطالبه تعهدات از ایران تبدیل شود، در حالی که نسبت به حملات علیه تأسیسات هستهای ایران یا افشای اطلاعات محرمانه واکنش مؤثر نشان نمیدهد، طبیعتا این سؤال مطرح خواهد شد: چرا ایران باید همچنان تمام هزینههای عضویت و همکاری را بپردازد، در حالی که طرف مقابل به تعهدات خود عمل نمیکند؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که مواضع اخیر رافائل گروسی را در کنار تحولات سیاسی شورای حکام قرار دهیم. مدیرکل آژانس میگوید آژانس اطلاعات کافی درباره وضعیت فعلی برنامه هستهای ایران ندارد و خواستار بازگشت بازرسیها و همکاری تهران است. اما قطعا نمیتوان فقط از «تعهدات ایران» سخن گفت و درباره شرایطی که این وضعیت را ایجاد کرده سکوت کرد.
اگر تأسیسات هستهای کشوری هدف حمله قرار گرفتهاند و همان کشور نسبت به امکان سوءاستفاده از اطلاعات محرمانه هشدار میدهد، منطقی است تهران بپرسد: آژانس برای حفاظت از همکاری خود با ایران چه کرده است؟
نظام پادمان اساسا بر اعتماد متقابل و همکاری بنا شده و همانقدر که بازرسان برای راستیآزمایی باید به اطلاعات و تأسیسات دسترسی داشته باشند، کشور عضو نیز باید اطمینان داشته باشد اطلاعاتی که در اختیار آژانس قرار میدهد، به ابزار فشار، هدفگذاری یا عملیات علیه آن کشور تبدیل نخواهد شد.
اگر این اعتماد از بین برود، آسیب فقط متوجه رابطه ایران و آژانس نیست، بلکه اعتبار کل سازوکار عدم اشاعه آسیب میبیند.
ایران دقیقا روی همین نقطه دست گذاشته است. در بیانیه تهران آمده است: ناکامی در رسیدگی به پیامدهای این اقدامات میتواند اعتبار مجموعه هنجارهای جهانی عدم اشاعه را تضعیف کند.
این عبارت را نباید صرفا یک ادبیات دیپلماتیک معمول تلقی کرد، زیرا پشت آن یک پیام مشخص وجود دارد: اگر سازوکارهای بینالمللی نتواند برای کشوری که عضو «انپیتی» است امنیت، محرمانگی و حقوق مندرج در چارچوب این نظام را تضمین کند، چرا باید انتظار داشته باشند آن کشور همچنان همان سطح از همکاری را ادامه دهد؟
این مساله در آستانه تصمیم شورای حکام اهمیت دوچندان دارد. آمریکا و 3 کشور اروپایی در حال فشار برای تصویب قطعنامه جدید هستند. در چنین شرایطی، هشدار تهران را میتوان یک پیام پیشگیرانه نیز دانست. پیام ایران این نیست که صرفا با یک قطعنامه سیاسی مخالف است، بلکه میخواهد به اعضای شورای حکام یادآوری کند هر تصمیم جدید، در خلأ سیاسی و امنیتی اتخاذ نمیشود. تجربه قطعنامههای قبل و پیامدهای آن، حملات نظامی به تأسیسات هستهای و سپس اختلاف بر سر دسترسی و راستیآزمایی، همگی در محاسبات تهران حضور دارد.
بنابراین اگر بار دیگر قطعنامهای تصویب شود که از نگاه ایران نه یک ابزار فنی برای حل اختلاف، بلکه حلقهای از زنجیره فشار سیاسی و امنیتی علیه کشور باشد، این سؤال مطرح خواهد شد: واکنش ایران چه خواهد بود؟
از این منظر، هشدارهای اخیر تهران را میتوان نوعی بازتعریف هزینه تصمیم شورای حکام دانست؛ یعنی ایران به صورت تلویحی میگوید نمیتوان با صدور یک قطعنامه، فشار سیاسی ایجاد کرد، سپس اجازه داد همان فشار بهانهای برای اقدامات شدیدتر علیه برنامه هستهای ایران شود و انتظار داشت تهران پس از آن، بدون تغییر در رفتار خود، به همکاری قبل ادامه دهد.
اگر اطلاعات آژانس در اختیار طرفهای متخاصم قرار گرفته باشد، اگر این اطلاعات در عملیات خرابکارانه مورد استفاده قرار گرفته باشد و اگر شورای حکام در برابر حملات به تأسیسات تحت پادمان واکنش متناسبی نشان ندهد، از نگاه تهران دیگر مساله فقط اختلاف بر سر بازرسی نیست، مساله امنیت ملی، حاکمیت و آینده همکاری با نظام پادمان است.
ایران در واقع به شورای حکام یادآوری میکند رابطه با آژانس خیابان یکطرفه نیست. تهران تعهداتی دارد اما آژانس نیز مسؤولیتهایی دارد. اگر این توازن از بین برود، طبیعی است اصل همکاری نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
اگر قرار باشد پادمان و «انپیتی» برای ایران فقط به معنای پذیرش تعهدات و محدودیتها باشد اما در مقابل، اطلاعات محرمانه آن به ابزار فشار یا حتی زمینهساز اقدامات علیه تأسیساتش تبدیل شود، آنگاه خود فلسفه ادامه این همکاری زیر سؤال خواهد رفت.
همزمان با فشار غرب برای تصویب قطعنامه جدید، تهران توازن تعهدات ایران و مسؤولیتهای آژانس را یادآوری کرد
هشدار هستهای به آژانس
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها