محسن ردادی: گزارشهای اخیر خبرگزاریها از یمن، حامل خبری بود که فراتر از یک تحول میدانی ساده، یک «زلزله ژئوپلیتیک» در معادلات امنیتی غرب آسیا و جهان محسوب میشود. بر اساس گزارشها، نیروهای انصارالله یمن در یک عملیات برقآسا و هماهنگ ۱۸ ساعته، آخرین مناطق ساحلی تحت کنترل نیروهای مزدور ائتلاف سعودی-اماراتی در ساحل دریای سرخ را به تصرف خود درآوردند. این پیشروی استراتژیک، از خروج مزدوران سعودی از «مخا» آغاز شد و با تصرف شهرهای «ذباب» و «مُراد» ادامه یافت اما نقطه عطف این عملیات، پیشروی جسورانه یگانهای دریایی انصارالله در آبهای ساحلی و به کنترل درآوردن جزیره راهبردی «میون» در قلب تنگه بابالمندب و ورود به جزیره «زُقَر» بود.
چگونه کشوری که تحت شدیدترین و طولانیترین محاصرههای تاریخ معاصر قرار دارد، توانسته ائتلافی از ثروتمندترین کشورهای جهان عرب با پشتیبانی مدرنترین ماشین جنگی غرب را شکست دهد؟
یمن؛ «ویتنام مصر» و گورستان امپراتوریها
برای درک آنچه امروز در یمن میگذرد، باید به حافظه تاریخی این سرزمین و سابقه مقاومت شیعیان یمن رجوع کرد. مجموعه رخدادهای تاریخی باعث شده تحلیلگران بهدرستی یمن را به عنوان «گورستان امپراتوریها» نامگذاری کنند. امپراتوری عثمانی در اوج قدرت خود، تلفات چنان سنگینی در این جغرافیا داد که یمن را به عنوان نماد بیبازگشت بودن سربازان شناخت! اما مشهورترین نمونه معاصر، به دهه ۱۹۶۰ میلادی و مداخله نظامی مصر بازمیگردد. جمال عبدالناصر، رئیسجمهور وقت مصر در جریان جنگ داخلی یمن (۱۹۶۲ تا ۱۹۷۰) با ارتش مجهز و کلاسیک خود وارد یمن شد. او بیش از ۷۰ هزار نیروی نظامی تازهنفس را به یمن اعزام کرد اما مقاومت سرسختانه یمنیها در کوهستانها، ارتش مصر را در یک جنگ فرسایشی بیامان، گرفتار کرد. مصر در این جنگ بیش از ۱۰ هزار کشته و خسارات مالی جبرانناپذیری متحمل شد تا جایی که ناصر اذعان کرد این سرزمین تبدیل به «ویتنام مصر» شده است.
روحیه سلحشوری تاریخی یمنیها در دوران معاصر در قالب یک انقلاب اعتقادی و سیاسی بازتولید شد. جنبشی که اوایل دهه ۷۰ خورشیدی با نام «شباب المؤمنین» (جوانان مؤمن) با هدف احیای فرهنگی و هویتی شیعیان در برابر نفوذ وهابیت سعودی آغاز به کار کرد، در یک سیر تکاملی شگفتانگیز به نیروی قدرتمند «انصارالله» تبدیل شد. این جنبش با تکیه بر همان بدنه اجتماعی معتقد توانست سال ۱۳۹۳ خورشیدی با یک انقلاب مردمی، به دههها حاکمیت فاسد، وابسته و ناکارآمد دولت مرکزی علی عبدالله صالح پایان دهد و با تصرف صنعا (پایتخت) قدرت را به دست گیرد. این پیروزی خیرهکننده، زنگ خطری برای ریاض بود، چرا که نشان داد یمن از حیاط خلوت و جولانگاه سیاسی عربستان، به دژ مستحکم مقاومت تبدیل شده است.
محاصره یمن و زایش قدرت
یکی از مهمترین متغیرها در تحلیل قدرت امروز یمن، پدیده «محاصره همهجانبه» است. از سال ۱۳۹۴ خورشیدی، یمن تحت یک محاصره مطلق هوایی، زمینی و دریایی قرار گرفت. برای درک عمق این فاجعه، باید به آمارهای رسمی نهادهای بینالمللی رجوع کرد.
بر اساس گزارشهای دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (OCHA) و برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP)، یمن در سالهای اخیر به «بزرگترین بحران بشردوستانه جهان» تبدیل شد. محاصره باعث شد بیش از ۸۰ درصد جمعیت این کشور (۲۴ میلیون نفر) برای بقای روزمره خود به کمکهای بشردوستانه وابسته شوند. اقتصاد یمن بیش از ۵۰ درصد کوچک شد، بنادر حیاتی مانند «حُدیده» بهشدت محدود شدند و واردات سوخت، غذا و دارو به حداقل رسید. ائتلاف سعودی با در اختیار داشتن کنترل کامل حریم هوایی و آبهای منطقه تلاش کرد با استفاده از «سلاح گرسنگی و قحطی»، جامعه یمن را از درون دچار فروپاشی کند اما در اینجا یک شبهمعجزه رخ داد. محاصره، به جای آنکه به فروپاشی اراده ملی و تسلیم منجر شود، به عنوان یک عامل مؤثر برای زایش یک قدرت بومی متکی به خود عمل کرد. وقتی ملتی متوجه میشود برای دفاع از موجودیت خود هیچ راه تنفسی از بیرون مرزها ندارد، مکانیزمهای بقا و نوآوری درونی آن فعال میشود. یمنیها در اوج این محاصره خفهکننده، به جای تسلیم، پایههای یک صنعت نظامی کاملا بومی (مهندسی معکوس و ارتقای موشکهای بالستیک، کروز و توسعه شبکههای پهپادی و شهپادهای دریایی) را بنا نهادند. اگر این محاصره همهجانبه نبود، شاید هرگز ارادهای برای این جهش حیرتانگیز نظامی و تکنولوژیک در یمن محاصرهشده شکل نمیگرفت.
«جنگجوی باورمند» برابر «مزدوران نظامی»
عملیات اخیر در ساحل دریای سرخ، ویترینی از تقابل 2 جهانبینی و 2 دکترین نظامی کاملا متضاد بود: دکترین «جنگجوی باورمند» در برابر دکترین «مزدوران نظامی». برای فهم این نابرابری آماری، کافی است به بودجههای نظامی نگاه کنیم. بر اساس دادههای مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم (SIPRI)، رژیم سعودی در سالهای اخیر همواره در جمع ۵ کشور اول جهان با بیشترین بودجه نظامی قرار داشته است (بودجههایی بالغ بر ۸۰ میلیارد دلار در سال). امارات عربی متحده نیز به یکی از بزرگترین واردکنندگان سلاحهای پیشرفته غربی تبدیل شده است. در مقابل، بودجه نظامی رسمی انصارالله رقمی نزدیک صفر است.
ائتلاف سعودی-اماراتی برای جبران فقدان انگیزه در نیروهای انسانی خود، به استخدام گسترده مزدوران خارجی (از نیروهای آفریقایی نظیر سودانیها تا شرکتهای امنیتی خصوصی غربی) و شبهنظامیان اجیرشده داخلی رو آورد اما در علم جنگ، یک اصل خدشهناپذیر وجود دارد: «مزدور تنها تا زمانی میجنگد که هزینه (خطر مرگ) از فایده (حقوق دلاری) کمتر باشد». هنگامی که مزدوران ائتلاف در سواحل مخا و ذباب با رزمندگانی روبهرو شدند که از مرگ نمیهراسند و با پای برهنه اما ایمان راسخ به سمت مواضع آنها یورش میبرند، منطق اقتصاد جنگی مزدوران فروریخت. پیشرفتهترین تانکهای آبرامز و سامانههای راداری، در برابر انسانی که موتور محرک او «اعتقاد به حقانیت مسیر، استقلالطلبی و دفاع از ناموس وطن» است، کارایی محاسباتی خود را از دست میدهد. یمن ثابت کرد در جنگهای نامتقارن، این «باور به یاری خداوند و سرمایه اجتماعی مبتنی بر اندیشه مقاومت» است که برتری فناوری و نظامی را خنثی میکند.
استیصال ائتلاف سعودی-اماراتی در برابر این اراده، به حدی رسید که آنها برای نجات خود، دست به دامن مداخله مستقیم واشنگتن شدند. بر اساس گزارش پایگاه خبری آکسیوس، محمد بنسلمان، ولیعهد سعودی، در یک روز 2 بار با رئیسجمهور تروریست آمریکا تماس گرفته و ملتمسانه از او خواسته ارتش آمریکا مستقیما به حوثیها حمله کند اما ترامپ با آگاهی از باتلاق یمن، با این درخواست موافقت نکرد و مقامات آمریکا تأکید کردند برنامهای برای مداخله مستقیم ندارند. با این حال، آمریکا متحد خود را کاملا رها نکرده؛ شبکه «سیانان» فاش کرد بیش از ۱۰۰ مشاور نظامی آمریکایی در عربستان مستقرند و در زمینه اطلاعات و تعیین اهداف نظامی به ریاض کمک میکنند. این یعنی انصارالله نهتنها با مزدوران میدانی، بلکه به طور غیرمستقیم با دستگاه مستشاری و اطلاعاتی ایالات متحده میجنگد و با این وجود، موفق به پیشروی شده؛ مسالهای که وحشت واشنگتن از درگیری مستقیم را کاملا توجیه میکند.
تأثیر اقتصادی پیروزی رزمندگان یمن بر همپیمانان آمریکا
تحولات اخیر یمن و پیروزیهای درخشان رزمندگان یمنی، آغاز یک فصل جدید در اقتصاد سیاسی و امنیت جهانی است. تنگه بابالمندب شاهرگی است که روزانه ۶ میلیون بشکه نفت خام و بیش از ۱۰ درصد کل تجارت دریایی جهان از آن عبور میکند. تسلط انصارالله بر این آبراه استراتژیک، به معنای خلع ید هژمونی دریایی غرب و مزدوران منطقهای آن در دریای سرخ است و بلافاصله اثر کوبنده خود را بر اقتصاد جهانی و شریانهای انرژی نشان داد. تسلط انصارالله بر این تنگه راهبردی، زلزلهای در بازارهای سهام و انرژی ایجاد کرد. در پی افزایش نگرانیها از کاهش جریان عرضه نفت از طریق تنگه هرمز و تهدید نفتکشها در دریای سرخ، ارزش سهام در سراسر آسیا سقوط کرد. شاخص «نیکی» ژاپن بیش از 2 درصد افت کرد و بازارهای چین، کره جنوبی و هنگکنگ نیز شاهد ریزشهای مشابهی بودند. از سوی دیگر، قیمت معاملات آتی نفت خام برنت با یک جهش خیرهکننده به ۱۰۸ دلار در هر بشکه (بالاترین قیمت از ماه اردیبهشت تاکنون) رسید و در آمریکا نیز میانگین قیمت گازوئیل با عبور از مرز روانی 6 دلار در هر گالن، فشار سنگینی بر اقتصاد آن کشور وارد کرد.یمنیها با سرنگونی حکومت فاسد پیشین و سپس ایستادگی ۱۰ ساله در برابر ثروتمندترین ائتلاف نظامی جهان، به صراحت به دنیا پیام دادند در هندسه نظم جدید جهانی، ناوهای هواپیمابر، بمبافکنهای رادارگریز و بودجههای یکصد میلیارد دلاری، دیگر تعیینکننده نهایی سرنوشت ملتها نیستند. پیروزی قاطع آنها سند زندهای است که نشان میدهد وقتی اراده ملی با یک باور عمیق ایدئولوژیک پیوند بخورد، میتواند تحریم و محاصره را به فرصتی برای قدرتمند شدن تبدیل کند.آینده را پابرهنههایی خواهند نوشت که با تکیه بر نیروی باور، در کمتر از یک شبانهروز، معادلات قدرت در یکی از حساسترین آبراههای کره زمین را برای همیشه تغییر دادند.
گزارش «وطن امروز» از پیامدهای راهبردی پیروزی انصارالله برای امنیت انرژی و اقتصاد جهانی
معجزه «اراده» در برابر «پترودلار»
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها