۲۱/شهريور/۱۴۰۵
|
۰۰:۳۷
گزارشات جدید از خسارات سنگین حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران برای کشورهای منطقه

قبض ۲۴ میلیارد دلاری جنگ برای قطر

حسین کیامنش: جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با هدف ضربه زدن به ایران آغاز کردند، خیلی زود نشان داد بر خلاف محاسبات اولیه طراحان آن، یک جنگ یک‌طرفه نیست که هزینه‌هایش فقط بر دوش تهران قرار گیرد. اگر در محاسبات واشنگتن قرار بود زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ایران هدف قرار گیرد و فشار ناشی از جنگ، تهران را به عقب‌نشینی وادارد، تحولات 6 ماه گذشته نشان داده میدان جنگ بسیار گسترده‌تر از مرزهای ایران تعریف شده است.
این جنگ نه فقط برای آمریکا، بلکه برای شرکای منطقه‌ای آن نیز هزینه‌های سنگینی ایجاد کرده؛ هزینه‌هایی که بخش مهمی از آنها مستقیما متوجه ستون فقرات اقتصاد کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، یعنی صادرات نفت و گاز شده است.
شاید هیچ نمونه‌ای گویاتر از وضعیت کنونی قطر نباشد؛ کشوری که پیش از آغاز جنگ یکی از بزرگ‌ترین بازیگران بازار جهانی گاز طبیعی مایع بود و بخش مهمی از قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک خود را از صادرات LNG به دست می‌آورد، اکنون در شرایطی قرار گرفته که بنا به گزارش‌های رسانه‌ای، حتی برای تأمین بخشی از نیاز خود به LNG آمریکا و قراردادهای بلندمدت با واشنگتن چشم دوخته است.
داستان قطر فقط یک تغییر در قراردادهای تجاری انرژی نیست؛ پشت این تغییر، یک ضربه مستقیم به زیرساخت و توان صادراتی این کشور قرار دارد.

رأس‌لفان؛ جایی که جنگ به قلب انرژی قطر رسید
یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ، آسیب دیدن تأسیسات عظیم LNG قطر در راس‌لفان بود. 2 واحد از مجموع ۱۴ «ترین» تولید LNG این مجموعه از مدار خارج شد؛ اتفاقی که بنا بر برآوردهای منتشره می‌تواند ۱۷ درصد از ظرفیت تولید LNG قطر را برای چند سال تحت تأثیر قرار دهد.
برآوردهای اولیه از زمان تعمیر این 2 واحد، بین ۳ تا ۵ سال را مطرح کرده‌ و خسارات ناشی از ظرفیت از دست‌ رفته نیز ۲۰ میلیارد دلار در سال برآورد شده است. این اعداد زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که بدانیم قطر پیش از جنگ یک‌‌پنجم LNG جهان را تأمین می‌کرد. بنابراین مساله فقط کاهش درآمد دوحه نیست؛ هر اختلال جدی در صادرات قطر، به معنای ایجاد خلأ در بازار جهانی انرژی است؛ بازاری که پس از جنگ اوکراین و تحولات سال‌های اخیر، بیش از هر زمان دیگری به LNG به عنوان جایگزین گاز روسیه وابسته شده است. با این حال، حتی تخریب 2 «ترین» راس‌لفان نیز تنها بخشی از ماجراست. مشکل بزرگ‌تر برای قطر، مسیر انتقال این گاز به بازارهای دنیاست: تنگه هرمز. قطر ممکن است گاز داشته باشد، تأسیسات تولید داشته باشد و مشتری نیز داشته باشد، اما اگر کشتی‌های LNG نتوانند از هرمز عبور کنند، این ظرفیت تولید لزوماً به درآمد تبدیل نمی‌شود. همین مساله باعث شده جنگ، رابطه میان «تولید انرژی» و «امنیت مسیر صادرات» را برای کشورهای حاشیه خلیج فارس به یک مساله حیاتی تبدیل کند.

۱۸ محموله به جای ۵۰۹ محموله
آمارهای صادراتی تصویر تکان‌دهنده‌تری ارائه می‌کند.
بر اساس گزارش رویترز، طی 6 ماه نخست جنگ، صادرات LNG قطر ۹۶ درصد کاهش یافته است. قطر در این دوره تنها ۱۸ محموله LNG صادر کرده، در حالی که در مدت مشابه سال قبل تعداد محموله‌ها ۵۰۹ مورد بود.
رویترز ارزش درآمد از دست‌ رفته را ۲۴ میلیارد دلار برآورد کرده؛ رقمی که تقریبا معادل 5 ماه درآمد قطر در سال ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. این یعنی جنگ آمریکا علیه ایران از طریق خاک کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، از جمله قطر، فقط بخشی از ظرفیت تولید آن کشور را تخریب نکرده، بلکه عملا زنجیره صادرات دوحه را نیز مختل کرده است. در روزهای اخیر نیز نشانه‌ای از بازگشت کامل وضعیت عادی دیده نمی‌شود. داده‌های کشتیرانی نشان می‌دهد ۱۰ سپتامبر/ 19 شهریور، تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کردند؛ در حالی که میانگین روزانه پیش از جنگ ۱۲۵ فروند بود.
به عبارت دیگر، حتی وقتی صادرات قطر دوباره در حال حرکت بود، این حرکت در شرایط عادی انجام نمی‌شد. عبور از تنگه هرمز عملا غیرممکن شده و همین مساله، هزینه بیمه، حمل‌ونقل و ریسک قراردادهای انرژی را هم افزایش داده است.

قطر تنها قربانی نیست
اگر تصور شود فقط قطر هزینه اقتصادی جنگ را پرداخته، تصویر کاملی از تحولات خلیج فارس به دست نمی‌آید. کشورهای بزرگ صادرکننده نفت منطقه نیز با کاهش محسوس جریان صادرات مواجه شده‌اند.
از پس از آغاز جنگ، صادرات نفت منطقه خلیج فارس به سطح پیش از جنگ بازنگشته است.
این وضعیت، رژیم سعودی را نیز به‌شدت تحت فشار قرار داده است. طبق آخرین داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی که اخیرا منتشر شد، عرضه نفت خام عربستان در ماه آگوست با کاهش ۲,۳ میلیون بشکه‌ای نسبت به ماه قبل به ۶ میلیون بشکه در روز رسید؛ پایین‌ترین سطح در بیش از 3 دهه اخیر.
حملات انصارالله به زیرساخت‌های انرژی و وضعیت مسیر باب‌المندب نیز بر این وضعیت اثر گذاشته است.
امارات نیز وضعیت مشابهی دارد. کویت هم از این قاعده مستثنا نیست. صادرات نفت این کشور در ماه‌های جولای و آگوست یک میلیون بشکه در روز برآورد شده است. هر چند این کشور توانسته بخشی از صادرات خود را حفظ کند اما قرار گرفتن بخش مهمی از زیرساخت صادراتی آن در منطقه خلیج فارس به این معناست که وضعیت تنگه هرمز مستقیما بر اقتصاد کویت اثر می‌گذارد.

ارسال نظر
captcha