امیر حمزهنژاد: فضای ضدانقلاب هر روز شاهد زد و خوردهای داخلی بسیاری است. گروههای مختلف سیاسی که نمیتوانند یکدیگر را تحمل کنند، در کنار حمله به کشورمان، به جان یکدیگر نیز میافتند. این گروههای سیاسی حاصل تکثیر سلولی از یک گروه و انشعابات سیاسی مختلف هستند. مثلا امروز در فضای ضدانقلاب چندین نوع سلطنتطلب داریم که از افراد و شبکههای مختلف در آن تحرکاتی دارند و اغلب نسبت به هم موضعگیری میکنند. حالا به همین فضای التهاب و پر از هتاکی سلطنتطلبان یک انشعاب سیاسی دیگر نیز اضافه شده است. «علی کریمی» فوتبالیست سابق و از عناصر ضدانقلاب که تا چندی پیش حامی و طرفدار دوآتشه ربع پهلوی بود، حالا از این گروهک اعلام جدایی کرده و تا جایی پیش رفته که چندین پست کنایهدار و طعنهآمیز نسبت به رضا پهلوی منتشر کرده است.
داستان این جدایی از آنجا شروع میشود که برخی نزدیکان پهلوی از جمله مشاوران وی به علی کریمی اعتراض کردند که یکی از عناصر ضدانقلاب را به عنوان دنبالکننده در فضای مجازی انتخاب کرده و ارجاعاتی را به صفحه وی داده است. حتی بعدها عنوان شد «امید دانا» این عنصر نامطلوب که در میان خود ضدانقلاب نیز منفور است، مدیریت صفحات مجازی علی کریمی را در دست دارد. همین عامل باعث شد علی کریمی نیز به این افراد حمله کند و شعله یک اختلاف ادامهدار در درون سلطنتطلبان برافروخته شود.
در این زمینه ایرج مصداقی، عضو پیشین مرکزیت گروهک تروریست نفاق و مشاور ربع پهلوی، به علی کریمی حمله کرد و وی را فردی ناراحت توصیف و با الفاظی چون «بیشعور و ابله» خطاب کرد که هر جا رفته آنجا را به هم ریخته است.
این موارد باعث یک جنگ ناتمام میان سلطنتطلبان و کریمی شد. کار به جایی کشید که سلطنتطلبان به علی کریمی حمله کردند و این عنصر نامطلوب نیز برای اینکه پاسخ هتاکی عناصر پهلوی را بدهد، به رضا پهلوی حمله کرد.
در این حیطه کریمی یک بار ربع پهلوی را قورباغه نامید و سلطنتطلبان را سگهایی که از وی طرفداری میکنند، خطاب کرد. همچنین در یک جدال هتاکانه، علی کریمی به خرج بودجهای که به پهلوی داده میشود در راه اکانتسازی جعلی برای بالا بردن حمایت از وی اعتراض کرد.
البته باید گفت پیشتر روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» در تحقیق مشترک با یک موسسه کانادایی این موضوع را افشا کرده بود که دولت نتانیاهو برای اکانتسازی و طرفدارسازی فیک برای پهلوی پولهای هنگفتی خرج میکند.
همین روند ادامه یافت و کریمی بعد از مدتی در برابر پاسخ به هتاکیهای سلطنتطلبان نوشت از 13 سالگی کار میکند و مانند کسی نیست که از مادرش هنوز پول توجیبی میگیرد و هر چه دارد از پدر و پدربزرگش است.
این موارد و دعواهای سیاسی اما در درون ضدانقلاب بیشتر از همه ماهیت و رفتار بیثبات این افراد را نشان میدهد. کریمی که تا چندی پیش در برابر هر انتقاد و اعتراضی به پهلوی، با فحاشی مقابله میکرد، حالا خود به سلطنتطلبان و رضا پهلوی حمله میکند. کریمی در گذشته به عنوان یک سلبریتی سعی کرد جوانان را برای حضور در خیابان و ایجاد اغتشاش به نفع پهلوی منحرف کند اما امروز وی را یک «بچه ننه» که استقلال و عرضه مالی ندارد و وابسته به مادرش است، توصیف میکند.
داستان سلطنتطلبان و کریمی تنها یک دعوای درونگروهی میان ضدانقلاب نیست. ماجرا بیشتر از این وجه اهمیت دارد که همین افراد سعی میکردند با ایجاد التهاب در داخل کشور اهداف خود را با ابزار قرار دادن جوانان و به خطر انداختن امنیت و جان افراد به دست بیاورند اما آنقدر این افراد، بیثبات و از لحاظ روانی دچار مشکلات عدیده هستند که تاب تحمل یکدیگر را در کوتاه مدت ندارند و با دعواهای سیاسی بر سر اکانتها و دنبال شوندگان مجازی با هم دعوای خونی و جنگ سیاسی به راه میاندازند و از هم جدا میشوند. این روند بهخوبی انفعال این افراد در کوتاهمدت را نشان میدهد که چگونه با افکار تند و رادیکال علیه یکدیگر اقدام میکنند.
این رویه نشان میدهد ضدانقلاب بیشتر از اینکه حاصل یک فکر سیاسی باشد، نتیجه مشکلات روحی ـ روانی افراد است که در زندگی اگرچه به شهرت رسیدهاند اما با توجه به مشکلات شدید روانی، هم برای خود و هم برای بسیاری از افراد در انتخاب راهها و مسیرهای مختلف مشکل ایجاد کردهاند. افشاگریهایی که حالا علی کریمی انجام میدهد، در حالی است که وی از فرقه پهلوی جدا شده و اگر عنادی در این خصوص نداشت به هیچوجه اقدام به افشای چنین مواردی نمیکرد. این جماعت در دل ضدانقلاب به عنوان اردوگاهی که تفالههای پس زده سیاسی ایران در آن حضور دارند زیست میکنند اما با استفاده از رسانه و فریب مجازی، جوانان را منحرف میکنند.
این دعوا بیش از آنکه یک اختلاف شخصی میان کریمی و پهلوی باشد، تصویری از ساختار متزلزل جریانی است که مدعی است میتواند آینده سیاسی ایران را رقم بزند؛ جریانی که هنوز در میان چهرهها و گروهکهای خود بر سر دنبالکنندههای مجازی، اکانت، منابع مالی و میزان نزدیکی به یکدیگر درگیر است. اختلافات اخیر نشان میدهد پشت ویترین پرزرقوبرق رسانهای، انسجامی که تبلیغ میشود وجود ندارد و کوچکترین اختلاف میتواند به یک نزاع تمامعیار تبدیل شود.
از سوی دیگر، شاید مهمترین بخش ماجرا نه مواضعی باشد که امروز کریمی علیه پهلوی میگیرد، بلکه آن چیزی باشد که فردای اختلافات سیاسی درباره گذشته خودشان خواهند گفت؛ عناصری که زمانی یکدیگر را برای حضور در خیابان و حمایت از یک جریان سیاسی تبلیغ میکردند، حالا همان جریان را با تندترین تعابیر مورد حمله قرار میدهند. این تغییر موضع، بیش از هر چیز نشان میدهد بخشی از این پروژهها بر اساس ائتلافهای موقت، منافع مقطعی و مناسبات شخصی شکل گرفته است.
در این میان، هزینه اصلی این بازی اما متوجه کسانی است که تحت تأثیر همین فضای هیجانی و تبلیغاتی وارد میدان میشوند. وقتی سلبریتیها، ابتدا جوانان را به یک مسیر سیاسی فرامیخوانند و بعد از مدتی همان جریان و رهبرانش را بیاعتبار میکنند، یک سؤال جدی ایجاد میشود: چه کسی پاسخگوی هزینههایی است که در این فاصله بر جامعه و جوانان تحمیل شده است؟ دعوای امروز کریمی و پهلوی شاید برای مخاطب، یک جدال رسانهای باشد اما برای کسانی که روزگاری تحت تأثیر همین تبلیغات تصمیمهای پرهزینه گرفتند، مساله بسیار جدیتر از چند پست و استوری اینستاگرامی است.
دعوای علی کریمی و رضا پهلوی شکافهای پنهان سلطنتطلبان را عیان کرد
این ننگ پاک شدنی نیست
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها