عبدالله دارابی: تراکتور تبریز دومین جام متوالی و نخستین سوپرجامش را برابر استقلال تصاحب کرد تا مزد بازی بهترش برابر آبیپوشان را با فتح جام بگیرد. استقلال ساپینتو هم نخستین جامش را در عرض ۵ دقیقه از دست داد تا معلوم شود آبیپوشان با تیم شدن فاصلهها دارند. نحوه بازی تیم استقلال در سوپرجام با آنچه از فلسفه فوتبالی سرمربی پرتغالیاش سراغ داشتیم، تفاوت داشت؛ خبری از آن تیم هجومی نبود و بنای کار استقلال در این بازی، دفاع و استفاده از ضدحملات بود که شاید بیتاثیر از رها نکردن بدنها به واسطه دوران بدنسازی و هماهنگی و توان بیشتر حریف هم نبود. تک گل استقلال هم حاصل ضدحملهای بود که منجر به یک ضربه ایستگاهی شد تا روی همان ضربه، روزبه چشمی دروازه تراکتور را باز کند. اگر چه استقلال در معدود فرصتهایش میتوانست قبل از گلزنی تیتیها، در دقیقه ۵۰ توسط سیدابوالفضل جلالی صاحب دومین گل شود ولی عدالت فوتبالی همان پیروز شدن شاگردان اسکوچیچ بود. استقلالیها نیمه اول با آنالیز خوب حریف، توانستند آنها را بخوبی مهار کنند و فرصتی بدانها ندهند ولی تبریزیها هم در نیمه دوم با آنالیز درست توانستند سد دفاعی آبیپوشان را بشکنند و بارها در یک سوم دفاعی این تیم جولان دهند و روی دروازه آنتونیو آدان چندین خطر جدی ایجاد کنند. شاگردان اسکو حتی قبل از پنالتی، فرصت گشودن دروازه حریف را داشتند ولی چند مهار خوب آدان، عکس العملهای خط دفاع استقلال و نوع ضربات تراکتوریها مانع آن شد. بازیکنان تراکتور نیمه دوم، بازی خود را به حریف تحمیل کردند و با تعویضهای سرمربی خود این روند را تحکیم بخشیدند. هرچند هر ۲ گل تراکتور حاصل اشتباهات فردی ۲ مدافع کند استقلال بود که سال گذشته نیز اشتباهات متعدد و تاثیرگذاری داشتند ولی نمیتوان از حرکات گروهی منجر به این گلها و برنامه تراکتوریها برای استفاده از نقاط ضعف ۲ مدافع استقلال (سهرابیان و فلاح) در عمق خط دفاع این تیم چشم پوشید؛ اصرار بر اجرای برنامهای که همراه با نتیجه مورد نظر برای اسکو نیز شد. هرچند استقلال نشان داد هنوز برای تبدیل شدن به یک مدعی تراز اول و گردن کلفت، نیاز به کار بیشتر، جدیتر و موثرتری دارد ولی شاید در همین بازی نیز برخی تصمیمات فنی میتوانست جام را در دستان آبیپوشان نگه دارد، مثلا تعویض روزبه چشمی در ۳۰ دقیقه پایانی بازی که مشخص بود به واسطه درد کتف و نیز تحلیل قوا، آن بازدهی نیمه اول را ندارد یا تعویض رامین رضاییان که او نیز خستگی در ساقهایش مشهود بود، چه بسا حضور صالح حردانی که توان بازی در پست مدافع وسط و کناری را دارد و تغذیه بهتر و بیشتر کوشکی و اسلامی میتوانست در لحظات فشار مضاعف تراکتور، گرهگشای کار بسته استقلال باشد. ریکاردو ساپینتو که در نخستین سال حضورش در استقلال به علت از دست دادن بازیهای بزرگ، به این موصوف شده بود که «مربی بازیهای بزرگ» نیست باید این مرتبه خیلی هشیارتر و قدرتمندتر عمل کند و برای بازیهای بزرگ تیمش، طرح و برنامهای کارسازتر و اثرگذارتر داشته باشد. اگرچه وی این بازی بزرگ را نیز باخت ولی به دلیل مشکلاتی که در زمینه و زمان جذب بازیکنان مدنظر و شرایط آمادهسازی تیمش داشت و در مقابل نبود این مشکلات در اردوی تراکتور، خیلی سختگیرانه است در رابطه با این بازی چنین حکمی را با قطعیت صادر کنیم. از طرفی غیبت وی روی نیمکت نیز معضلی برای تیم است و بدون تعارف خسرو حیدری فاقد آن کاریزما و توانمندی لازم و کافی برای نیمکت استقلال (بویژه در غیاب ساپی) است. به هر حال ساپینتو باید بداند در ادامه راه، عدم نتیجهگیری در بازیهای بزرگ، آن نگرش سابق درباره وی را قوت میبخشد و از همین حالا باید فکر و تدبیری چارهساز برای عدم تحققش بنماید تا تیمش نیز به مشکل برنخورد.
پربیننده
تازه ها