23/آذر/1404
|
05:12

به عبارت دیگران

میرزا کوچک‌خان به روایت یان کولارژ

اسدبیک در کتاب «نفت و خون»، کوچک‌خان را فردی متعصب و نیمه‌وحشی ترسیم می‌کند که هیچ‌گاه حمام نمی‌گیرد، ناخن‌ها و موی سرش را کوتاه نمی‌کند، ژنده‌پوش است و هدف او چیزی جز جنگ علیه خارجی‌ها و ثروتمندان نیست. طرفداران او شبیه اشباح هستند و به غیر از جنگ با انگلیسی‌ها، کارشان غارت است. اسدبیک فقط چند روزی در سال ۱۹۱۸ در بخش کوچکی از گیلان (بین نرگستان تا انزلی) سفر کرده، شخصاً کوچک‌خان را ندیده و فقط افسانه‌هایی درباره او شنیده بود.
من سال ۱۹۲۱ وارد گیلان شدم، از نزدیک کوچک‌خان را می‌شناختم و اغلب با او تماس داشتم و تا فروریختن نهضت در بین انقلابیون زندگی کردم. باید بگویم تجربه من چیزی کاملاً خلاف گفته اسدبیک است. کوچک‌خان تا سرحد افراط به نظافت خود می‌رسید. موهایش بلند ولی همیشه مرتب بود. لباسی از پارچه‌ای خشن ولی کاملاً تمیز داشت و هیچ‌گاه پاره و ژولیده نبود. از دیدن خارجی‌ها همیشه استقبال می‌کرد و هیچ‌گاه علیه ایشان اقدامی نمی‌کرد. معاون و مشاور مورد اعتماد او گائوک آلمانی بود. در لحظات استراحت با آرامی به گفته‌های ما درباره اروپا گوش می‌کرد و بسیاری از آنها را به‌کار می‌برد. بسیار ساده و جامع صحبت می‌کرد. برعکس دیگر ایرانی‌ها جمله‌های توخالی و اصطلاحات تعارفی به‌کار نمی‌برد. این همان چیزی است که به واسطه آن در شرق نمی‌توان هیچ‌گاه به اصل مطلب رسید. به عنوان رهبر نهضت، ملایم بود. هرگز ندیدم دستور تنبیه شدید کسی را بدهد. مردم دهات گیلان او را با تمام وجود می‌پرستیدند. دهکده‌های نیمه‌سوخته و ویرانی که اسدبیک از آنها عبور کرده بود نباید سبب تعجب کسی شود، در این منطقه جنگ داخلی در جریان بود.
بارها در سرفرماندهی، کوچک‌خان را می‌دیدم و‌ امکان آن را داشتم تا او را زیر نظر داشته باشم. همیشه یک‌جور رفتار می‌کرد. آرام و ملایم، حد غذا خوردنش را داشت، کم حرف می‌زد و بیشتر گوش می‌داد. چندین ‌بار او را در اردوگاه نظامی گوراب زرمیخ دیدم و شاهد آن بودم که مردم دهات چه احترامی به او می‌گذارند.
هیچ‌گاه یاد آن شب زیبای ایرانی را از خاطر نمی‌برم که در بالکن کلبه کوچک‌خان با او و گائوک نشسته بودیم. در آن زمان دیگر کمی فارسی یاد گرفته بودم. کوچک‌خان روسی می‌دانست و جایی که گیر می‌کردم گائوک ترجمه می‌کرد. با گائوک سیگار می‌کشیدیم و کوچک‌خان تسبیح می‌گرداند. همه‌ جا سکوتی آرام‌بخش برقرار بود و آسمان پرستاره تاریک بالای سر ما قرار گرفته بود. پس از گفت‌وگوهایی درباره اسلحه و مهمات، کوچک‌خان شاید از روی ادب، درباره کشور من سؤال کرد؛ بویژه درباره ثروت طبیعی و وضع اجتماعی ما. ابتدا فقط به طور دقیق به سؤال‌ها جواب می‌دادم اما پس از چند لحظه زبانم باز شد و با هیجان درباره همه‌چیز به‌طور مفصل توضیح دادم. به کامل‌ترین وجهی که می‌توانستم در آن دوردست‌ها تصویرش را در ذهنم زنده کنم. 5 سال بود که از وطنم خبری نداشتم و در این لحظه سخت بی‌قرارش بودم. گائوک تحت‌تأثیر گفته‌های من درباره ساسکس صحبت کرد به گونه‌ای که گویی بهشت روی زمین است. در تاریکی نشسته بودیم، فقط ستارگان نور می‌پراکندند و گاهی سیگار ما برقی می‌زد. کوچک‌خان آرام گوش می‌کرد. در پایان از جایش بلند شد و چنین گفت: «خداوند بزرگ است. هر آنچه آرزویش را داریم به ما ارزانی خواهد داشت.»
پیش از رفتنم، با کوچک‌خان خداحافظی کردم. این آخرین باری بود که او را می‌دیدم. در مزرعه حسن‌خان (آلیانی) با سری پایین افکنده، قدم می‌زد و با تسبیحی در دست هر کسی را که به کوه می‌رفت در آغوش می‌گرفت. مرا نیز در آغوش گرفت و از خدماتی که برایش انجام داده بودم تشکر کرد. با اینکه چندین سال از آن لحظه گذشته، همیشه تصویر دلشکسته و مغموم او را از آخرین وقایع در مقابل خود می‌بینم. باقیمانده مریدان او با آخرین نیروی خود دفاع می‌کردند. قزاق‌ها حالا دیگر از طرف منجیل هم می‌جنگیدند. بنابراین از 3 طرف راه بر او بسته شده بود. شاید ایمان خویش را به موفقیت از دست داده بود و اطرافیانش نیز چنین حالی داشتند. بسیاری از هوادارانش او را ترک کردند. کیش‌دره از جنگجویان خالی شده بود. کوچک‌خان با گائوک و امان‌الله خان (زندش) به همراهی مجاهدینش رفتند.
توضیح: «یان کولارژ» مهندسی اهل چکسلواکی بود که برای کار عازم قفقاز شد اما بعد از جنگ‌های داخلی و کشت و کشتار و پیروزی بلشویک‌ها و چند بار زندانی ‌شدن، تصمیم گرفت به کشورش برگردد. با کشتی به گیلان درگیر جنگ و انقلاب آمد، به جنگلی‌ها پیوست و به عنوان مهندس و اسلحه‌ساز به آنها کمک می‌کرد. در خاطرات او، روایت‌هایی خاص درباره جنگ‌های داخلی قفقاز، حیدرخان عمواوغلی و ملاقات‌های رضاخان (سردارسپه) با میرزا کوچک ثبت شده است.
بیگانه‌ای در کنار کوچک‌خان
[خاطرات یان کولارژ]
رضا میرچی
انتشارات فرزان روز
از صفحات ۱۲۷ تا ۱۵۶

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
پربیننده