۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۶:۳۴
دیدگاه

وفاداری اجاره‌ای و آینده مبهم رژیم صهیونیستی

ایلیا داوودی: حبت می‌شود، تهدیدهای حوزه امنیتی خارجی مورد تحلیل قرار می‌گیرد اما شواهد متعددی نشان می‌دهد این رژیم اکنون با چالشی عمیق‌تر و پیچیده‌تر در درون مرزهای خود مواجه است؛ فرسایش وفاداری و تزلزل در پایه‌های اجتماعی. این بحران خود را در پدیده‌ای نگران‌کننده به نام «وفاداری اجاره‌ای» نمایان می‌کند؛ وضعیتی که در آن تعهد به دولت و جامعه، جای خود را به نوعی معامله‌گری می‌دهد و انسجام داخلی را با خطری جدی روبه‌رو می‌کند.
دستگاه امنیتی اسرائیل هر از گاهی خبر از دستگیری گروهی از جاسوسان می‌دهد؛ روندی که نشان می‌دهد شکنندگی اطلاعاتی برای رژیم به حدی رسیده که دولت اشغالگر مجبور شده کارزار تبلیغاتی راه بیندازد و شهروندانش را از همکاری با ایران بترساند؛ نشانه‌ای که از شکنندگی اجتماعی در ساکنان رژیم حکایت دارد. سوال این است: چرا وفاداری در اجتماعی مهاجرپایه، بیشتر شکل معامله می‌یابد و چرا خروج از سرزمین اشغالی در لحظه بحران، به گزینه‌ای طبیعی بدل می‌شود؟
* وفاداری مفقوده و ترک‌خوردگی اجتماعی در اسرائیل
در حالی که تحلیلگران امنیتی رژیم صهیونیستی دوباره هشدار می‌دهند ایران را نباید دست‌کم گرفت، یک نشانه دیگر هم از دل گزارش‌های خودشان بیرون می‌زند؛ نگرانی از جذب نیرو در داخل اسرائیل. «سیما شاین» در معرفی رسمی مؤسسه مطالعات امنیت اسرائیل سابقه ریاست بخش پژوهش و ارزیابی موساد را دارد و سال‌ها در ساختارهای امنیتی رژیم کار کرده است. این دست چهره‌ها وقتی از پیشرفت و یادگیری ایران حرف می‌زنند، در عمل از «قدرت انباشته» ایران می‌گویند؛ قدرتی که در میدان سخت و نرم خودش را نشان می‌دهد اما نقطه حساس ماجرا فقط بیرون از سرزمین اشغالی نیست. بخشی از بحران، درون اجتماع ساکنان سرزمین اشغالی شکل می‌گیرد؛ جایی که وفاداری بتدریج رنگ باخته و اعتبار خود را از دست داده است.
* ارقام نگران‌کننده؛ چرا امنیت فروشی شده است؟
مقابله با جاسوسان البته وظیفه معمول هر دولتی است اما زمانی که یک دولت چنین مقابله‌ای را از وظیفه‌ای معمول تبدیل به یک  کارزار تبلیغاتی می‌کند، یعنی با یک رگه اجتماعی روبه‌رو است، نه یک حادثه تک‌افتاده. تیرماه امسال رویترز گزارش داد اسرائیل کارزاری با محور بازدارندگی راه انداخته و پیام اصلی‌اش این است که همکاری با ایران می‌تواند تا ۱۵ سال زندان داشته باشد و حتی از پیشنهادهای مالی ابتدایی مثل ۵۰۰۰ شکل مثال می‌زند. این زبان، زبان جامعه‌ای است که در آن بخشی از وفاداری، به شکل بده‌بستان قابل خرید و فروش دیده می‌شود.
در گزارش‌های رسمی و نیمه‌رسمی اسرائیل، اعداد و گزاره‌ها روشن است. تایمز اسرائیل به نقل از شین‌بت نوشت در سال ۲۰۲۴ میلادی ۱۳ پرونده مرتبط با فعالیت اسرائیلی‌ها برای عناصر ایرانی خنثی شده و ۲۷ کیفرخواست در ارتباط با این پرونده‌ها ثبت شده است. همین روایت در گزارش‌های دیگر هم تکرار شد. روایت رسمی دولت صهیونی در مواجهه با این اعداد، معمولاً روی انگیزه مالی دست می‌گذارد اما حتی اگر انگیزه اصلی پول باشد، باز هم مساله پابرجاست؛ چرا برای بخشی از ساکنان، عبور از خط قرمز امنیتی با پیشنهاد مالی آغاز می‌شود؟
* ملت موهوم؛ سرزمین مادری یا ایستگاه موقت؟
اسرائیل از ابتدا پروژه‌ای مهاجرت‌پایه بوده است. ستون حقوقی این پروژه، قانون بازگشت است که چارچوب جذب مهاجران یهودی و اعطای جایگاه حقوقی را فراهم می‌کند. چنین ساختاری الزاماً به معنای بی‌ثباتی نیست اما یک پیامد روشن دارد؛ بخش معناداری از ساکنان، شبکه‌های خانوادگی، زبانی و حتی حقوقی بیرون از سرزمین‌ اشغالی دارند.
در جامعه‌ای از این جنس، ملت شدن یک فرآیند طولانی و پرهزینه است؛ آن هم ملتی که تاریخ سیاسی مشخصی ندارد. وقتی بحران امنیتی و شکاف سیاسی و فشار اقتصادی روی هم می‌افتد، وفاداری هم می‌تواند صورت معامله بگیرد. در چنین وضعی، «دولت» برای برخی، بیشتر یک پیمان موقت است تا یک هویت عمیق.
* بلیت یک‌طرفه؛ جست‌وجوی آینده در جایی دیگر
آمارهای خروج، به این تصویر وزن می‌دهد. در گزارش رسمی کنست در بهمن سال گذشته، آمده است بر اساس داده‌های اداره آمار اسرائیل، 48.6 درصد کسانی که سال ۲۰۲۴ سرزمین اشغالی را ترک کرده‌اند متولد خارج بوده‌اند؛ یعنی نیمی از مهاجران خروجی، پیوند تولدی با بیرون دارند و «گزینه خروج» برای آنها واقعی‌تر شده است.
مهر امسال هم بخش رسانه‌ای کنست از روند رو به افزایش خروج به عنوان موجی نگران‌کننده یاد کرد و صریحا گفت از سال ۲۰۲۲ رشد قابل توجهی دیده می‌شود. همزمان تایمز اسرائیل بر اساس همین داده‌ها از «هزینه پنهان جنگ» و افزایش مهاجرت در سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ نوشت؛ اعدادی که نشانه تغییر در احساس آینده در میان ساکنان رژیم است. تصویر مبهم آنها از آینده باعث شده تا میان ماندن و رفتن، راه خروج را انتخاب کنند. مهاجرت فقط بلیت و چمدان نیست؛ نشانه مهم‌تر، جست‌وجوی تابعیت‌های جایگزین است. آسوشیتدپرس در گزارش دسامبر ۲۰۲۴ نوشت بیش از ۱۸ هزار اسرائیلی در سال ۲۰۲۴ برای تابعیت آلمان درخواست داده‌اند و این روند نسبت به سال قبل جهش داشته است. هاآرتص هم با استناد به داده‌های رسمی آلمان از بیش از ۱۸ هزار درخواست در بازه ژانویه تا سپتامبر ۲۰۲۴ خبر داد.
اکتبر ۲۰۲۵ تایمز اسرائیل از صف‌های طولانی برای گرفتن وقت سفارت پرتغال در تل‌آویو نوشت و توضیح داد چرا پاسپورت اتحادیه اروپایی برای بسیاری جذاب شده است. این تصویر با گزارش‌های دیگر هم تقویت شد. در حقیقت، پاسپورت دوم به یک ابزار روزمره تبدیل شده و وفاداری هم از حالت مطلق خارج شده است. در ذهن ساکنان، راه خروج روشن است و برای همین است که اجتماع ساکنان اسرائیل در بحران، کمتر «می‌ماند تا بسازد» و بیشتر می‌رود تا خود را از مهلکه نجات دهد. 
* رژیم از چشم شهروندان افتاده
جاسوسی و خروج، هر دو به یک ریشه مشترک وصل می‌شوند؛ اعتماد. دانشگاه رایشمن در گزارش شاخص اعتماد عمومی خود در مارس ۲۰۲۵ سطح اعتماد به دولت اشغالگر را در حوالی ۲۰ درصد و رضایت از عملکرد دولت را نیز حدود ۲۰ درصد گزارش کرد. ساکنان اسرائیل مدام در وضعیت اضطرار امنیتی زندگی می‌کنند و شاخص‌های مذکور در حقیقت، بیان‌کننده وضعیت سلامت اجتماعی آنهاست.  از سوی دیگر، مرکز نظرسنجی مؤسسه دموکراسی اسرائیل در شاخص ماهانه «صدای اسرائیل» برای نوامبر ۲۰۲۵ روش کار و نمونه‌گیری را توضیح می‌دهد و فضای افکار عمومی را در امتداد بحران‌های جاری گزارش می‌کند. در چنین بستری، وفاداری به دولت می‌تواند تضعیف شود و کنش‌های پرخطر هم امکان پیدا کند.
* هزینه اخلاقی جنگ و بحران مشروعیت؛ فشار از درون، انزوا در بیرون
یک عامل دیگر هم بی‌صدا کار می‌کند؛ فشار اخلاقی و حقوقی. پرونده آفریقای جنوبی علیه رژیم صهیونیستی در دیوان بین‌المللی دادگستری در جریان است و صفحات رسمی دیوان، روند و اسناد را ثبت کرده‌اند. در سطح داده‌های انسانی نیز دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل در گزارش‌های میدانی خود تصریح می‌کند بخشی از ارقام تلفات هنوز از سوی سازمان ملل راستی‌آزمایی نشده و اعداد را به منبع‌شان نسبت می‌دهد. این فضا، هم از بیرون فشار می‌آورد و هم درون جامعه اثر می‌گذارد. بخشی از ساکنان سرزمین اشغالی، بویژه طبقات حرفه‌ای، با دیدن هزینه انسانی و انزوای رو به رشد، به این نتیجه می‌رسند آینده را باید بیرون از این پروژه جست‌وجو کنند. گزارش آسوشیتدپرس درباره مهاجرت پس از ۷ اکتبر، دقیقاً همین دغدغه امنیت و اعتماد را در روایت مهاجران نشان می‌دهد. پرونده‌های جاسوسی رژیم نشانه یک شکاف اجتماعی جدی است؛ دولت مجبور است با آگهی و تهدید، وفاداری را تثبیت کند و در واقع با نوعی بحران وفاداری روبه‌رو است. تأکید رسانه‌های رژیم روی مالی بودن انگیزه، شاید برای پاک کردن صورت مساله باشد. اگر همه چیز پول باشد، می‌توان آن را به چند فرد منحرف تقلیل داد اما وقتی تعداد پرونده‌ها بالا می‌رود و رسانه‌ها درباره موج بازداشت‌ها و کیفرخواست‌ها می‌نویسند، دیگر با استثنا طرف نیستیم. وضعیت اجتماعی متزلزل رژیم را می‌توان یکی از مؤلفه‌های ضعف آن به حساب آورد. در حال حاضر بزرگ‌ترین تهدید برای انسجام اسرائیل، از درون این جامعه نشأت می‌گیرد؛ گسست‌های فزاینده‌ای که حتی خطرناک‌تر از چالش‌های خارجی تلقی می‌شود. این اختلافات عمیق اجتماعی و سیاسی، پاشنه آشیل واقعی رژیم به شمار می‌رود.

ارسال نظر
captcha