دجال خیلی هم جذاب است!
آنچــه مــوجب شده تا عزيزان در موضوع «مهدويت و انتظار» با دقت فراوان بحث را دنبال کنند، پيچيدگی حجابی است که در آخرالزمان به صحنه میآيد؛ حجابی که به ظاهر نجاتبخش است ولی در باطن ظلمت است.
در همين رابطه فرمودهاند دجال بسيار جذاب به صحنه میآيد نه مثل چنگيزخان مغول، بلکه راهحلهایی نشان میدهد و برنامههایی میريزد که اکثراً معتقد میشوند آن برنامهها آنها را از مشکلات زندگیشان نجات میدهد، به طوری که همه مجذوبان دجال مسخ و از حقيقت انسانی خارج میشوند، بدون اينكه بفهمند حيوان شدهاند.
اينکه فرمودهاند «دجال يك چشم دارد»، حاکی از يكبعدی بودن شخصيت او است که نمیتواند به ساحات قدسی عالم و آدم نظر کند. او مجذوبين خود را گرفتار ظاهر زندگی میكند، در حدی که به همان ظاهر قانع میشوند و از فطرت انسانی که به ساحاتی ديگر گرايش دارد فاصله میگيرند.
با دقت به اين مسائل است که روشن میشود ظلمات آخرالزمانی، سياهترين و ظلمانیترين حجابهاست. چون شرايط طوری است که اکثراً متوجه ريشههای بحران نيستند و به همين جهت فرمودهاند ياران حضرت مهدی قليلاند و اکثر افراد، دجال زدهاند و نمیفهمند که از ارتباط با حقيقت محرومند و از دجال دفاع میکنند كه چرا میگویيد او حجاب حقيقت است؟
اگر كسی ظلمات آخرالزمانی را نشناسد و در زهد و عبادت و مقام اتصال به حق حضور نيابد، رجوع او رجوع به دجال است و يک چشم داشتن. چنين کسی اصلاً نمیفهمد فرهنگ انتظار يعنی چه، هر چند به ادعا بگويد منتظر حضرت است!
اصغر طاهرزاده/ بصيرت و انتظار فرج
انتشارات لب المیزان
صفحات ۲۳ و ۲۴
***
روابط گرم اسرائیل با ساواک و مدیران نفتی ایران!
زمانی كه كشورهای عربی حاضر به فروش نفت به اسرائيلیها نبودند، دولت ايران حاضر شد به بهای كمتر از كشورهای ديگر نفت را به رژيم صهيونيستی بفروشد! در اين باره منوچهر فرمانفرمایيان (مدير شركت ملی نفت ايران) چنين بيان میكند: «اسرائيليها در ايران، ميان امرای ارتش و ساواك خيلی نفوذ يافتند. خاطرم هست در يكي از كميسيونهای نفت شركت داشتم. يكي از نمايندگان اسرائيل آشكارا گفت: «اگر كمكی به ما كنيد، ما اين كمك را از طريق ساواك به شما مسترد میكنيم!» من در جواب جلوی همه گفتم: «بفرماييد ساواك مابهالتفاوت بهای نفت را به شما بدهد، شركتهاي ملی نفت چنين اجازهای ندارد و ما جزو ساواك نيستيم». متأسفانه اين جواب سبب كدورت همكارانم شد كه چند نفر از آنها يهودی و بهایی بودند و بيش از همه سنگ اسرائيل را به سينه ميزدند!»
منوچهر فرمانفرماییان/ از تهران تا کاراکاس
نفت و سیاست در ایران
انتشارات تاریخ ایران
جلد ۲، صفحات ۷۸۱ و ۷۸۲
***
منطق تُف!
روحانيان از انتقاد پرهیز دارند. هر وقت یک نفر روحانی بخواهد در این زمینهها حتی در مورد رسوم و عادات عوامانه انتقاد کند ناراحت میشوند و با تأسف میگویند «اینها ضرر دارد» و فوراً میگویند «این حرفها تف سر بالاست». من این منطق را «منطق تُف» مینامم و نام دلیل آنها را «برهان تف» گذاشتهام. دیده میشود دلیلی جز دلیل تف ندارند. اینها نمیدانند انتقاد، اصلاح و رفع عیوب است. اگر عیوب دستگاهی انتقاد نشود، امید اصلاح در آن نیست و اگر اصلاح نشد، مانند پیکر بیماری که بیماریاش معالجه نشود آن بیماری، آن پیکر را از پا درخواهد آورد.
مرتضی مطهری/ یادداشتهای استاد مطهری
انتشارات صدرا
جلد یک، صفحات ۲۷۳ و ۲۷۴
***
سادهسازی آموزش سواد پایه
اگر تراز رغبت یا علاقهمندی کودکان را در نظر داشته باشیم، آنها به افسانه و قصه و ترانه بیش از هر چیز دیگری در این جهان واکنش نشان میدهند و از آن لذت میبرند. افسانه در خودش راه افسونسازی را دارد. بنابراین اگر از این پدیدهها در زبانآموزی یا هرگونه از آموزش به کودکان سود ببریم، به گمان ما راه را میانبر کرده و هم به عمق آموزش افزوده و هم این راه را کوتاهتر کردهایم.
کاربرد ادبیات کودکان در آموزش عمری چند هزار ساله دارد و بهترین گواهی آن هم کلیلهودمنه یا پنجاتنترای هندی است که برای شاهزادهپروری نوشته شده است. این رویکرد بویژه در جامعههای ما که آموزش و پرورش مانند لباس مندرسی است (فضای مدرسه، تجهیزات و برنامههای آموزشی) بهتر پاسخ میدهد، زیرا شما میتوانید با این رویکرد حتی درون کَپَر هم بچهها را به شوق بیاورید. در حالی که کتابهای آموزشی رسمی ایران در بهترین فضاها هم بچهها را از آموختن دلزده کرده است.
محمدهادی محمدی/ زنان امروز
شماره ۲۸، آبان و آذر ۹۶
صفحه ۱۲۰
گردآورنده، تقی دژاکام