حسین آزمند: اروپا امروز خود را در یکی از حساسترین و در عین حال خطرناکترین مقاطع تاریخ معاصر قرار داده، بیآنکه زنگ خطری جدی در ساختار تصمیمسازی آن به صدا درآید؛ وضعیتی شبیه استعاره مشهور «قورباغه در آب گرم» بهتدریج به نقطه بیبازگشت میرسد. برخلاف پیشبینیهای فروپاشی ناگهانی، دادههای اقتصادی فعلی اروپا از یک بحران انفجاری حکایت ندارد اما آنچه در حال رخدادن است، پدیدهای بهمراتب خطرناکتر است: فرسایش مزمن و خزنده ظرفیتهای اقتصادی، فناورانه و پنهانشده.
در حالی که چین با شتاب در حوزه فناوریهای پیشرفته حرکت میکند و آمریکا نیز بهرغم چالشهای داخلی، به طور هدفمند در حال بازآرایی توان راهبردی و صنعتی خود است، اروپا در نوعی فلج نهادی و راهبردی گرفتار شده است. رشد اقتصادی در حال رکود کمی بالاتر از صفر است، شکاف بهرهوری با آمریکا گستردهتر از دهههای گذشته است و عقبماندگی در حوزههای تعیینکننده آینده - از هوش مصنوعی گرفته تا سیاست دفاعی مدرن - این قاره را در معرض تنزل به جایگاه یک بازیگر حاشیهای قرار داده است.
* ارقام رشد؛ ثبات عددی، رکود واقعی
رشد تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپایی، سال 2025 حدود 0.9 درصد ثبت شده و پیشبینیها برای سال 2026 نیز رقمی بین 1.1 تا 1.3 درصد را نشان میدهد. با این حال، این ارقام بیش از آنکه نشانه بهبود باشد، پردهای بر یک واقعیت عمیقتر میکشد: اقتصاد منطقه یورو در وضعیت کمبود مزمن سرمایه، انرژی و نیروی محرک رشد قرار دارد.
آلمان، به عنوان موتور سنتی اقتصاد اروپا، سال 2025 با کاهش ۰.۵ درصدی مواجه شد و پیشبینی میشود سال 2026 تنها ۰.۲ درصد رشد کند؛ رشدی که از منظر اقتصادی عملاً تفاوتی با رکود ندارد و بیشتر به «بهبودهای ظاهری» شباهت دارد تا بازگشت واقعی به مسیر رشد.
دادههای رسمی بازار کار آلمان تصویر نگرانکنندهتری از وضعیت اقتصادی ارائه میدهد. آندرهآ نالِس، رئیس آژانس کاریابی فدرال آلمان، اعلام کرده شانس یافتن شغل به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده است. به گفته وی، شاخص اشتغال که معمولاً در حدود ۷ واحد قرار داشت، اکنون به 5.7 سقوط کرده؛ رقمی که «کمترین میزان ثبتشده تاکنون» توصیف شده است.
نالس بازار کار را در ماههای اخیر «تختهچوبی بیحرکت» میداند که هیچ نشانهای از پویایی در آن دیده نمیشود. او هشدار داده چشمانداز بویژه برای جوانان و تازهواردان بسیار تیره شده و حتی نیروی کار با مهارتهای بالا نیز دیگر مصون از بیکاری نیست. کاهش بیسابقه تعداد کارآموزان در ۲۵ سال گذشته، خود نشانهای از فرسایش سرمایه انسانی در قلب اقتصاد اروپاست.
* شکاف بهرهوری و عقبماندگی فناورانه
اگرچه برخی کشورهای اروپا مانند فرانسه، اسپانیا و ایتالیا رشد نسبتاً بهتری را تجربه میکنند اما این شتاب به هیچوجه پاسخگوی فشارهای ژئوپلیتیک و نیازهای عظیم سرمایهگذاری نیست. شکاف بهرهوری میان اروپا و ایالات متحده به یک بحران ساختاری تبدیل شده است بهطوری که بر اساس برآوردهای مککینزی، این فاصله به ۳۳ درصد رسیده. یک کارگر آمریکایی بهطور متوسط ۸۳ یورو ارزش افزوده در ساعت تولید میکند، در حالی که همتای اروپایی او بهطور معناداری عقبتر است.
در حوزه تحقیق و توسعه نیز، اروپا در حال از دست دادن جایگاه خود است. ایالات متحده با اختصاص ۳۷ درصد هزینههای تحقیق و توسعه جهان، پیشتاز این عرصه است؛ اتحادیه اروپایی با ۲۷ درصد در رتبه بعد قرار دارد و چین با ۱۰ درصد اما با سرعتی بسیار بالا، در حال نزدیک شدن و حتی سبقت گرفتن است. این در حالی است که سال ۲۰۰۰، اروپا ۵ برابر چین در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری میکرد و تا سال ۲۰۱۹، چین یکسوم بیش از اتحادیه اروپایی در این حوزه هزینه میکرد.
فرانسه، اسپانیا و ایتالیا شتاب بهتری را نشان میدهند اما هیچ یک از این کشورها با سرعتی که چالشهای ژئوپلیتیک یا تقاضاهای افزایش سرمایهگذاری را برآورده کند، رشد نمیکنند.
* امنیت، دفاع و وابستگی راهبردی
وضعیت امنیتی اروپا ارتباط مستقیم با ضعف اقتصادی آن دارد. جنگ اوکراین ضعفهای راهبردی اروپا را بهوضوح آشکار کرد. این قاره ناگهان دریافت سالها کمتوجهی به بودجه دفاعی، آن را بشدت آسیبپذیر کرده. اگر چه هزینههای نظامی اروپا سال ۲۰۲۴ با رشدی ۱۷ درصدی به ۶۹۳ میلیارد دلار رسید و کشورهایی مانند آلمان و لهستان افزایشهای چشمگیری را ثبت کردند اما این جهش بیشتر واکنشی اضطراری است تا نتیجه یک دکترین دفاعی منسجم.
در همین چارچوب، بحثها درباره استقلال دفاعی اتحادیه شدت گرفته است. در حالی که هشدارها درباره تضعیف ناتو و شکاف در اتحاد فراآتلانتیک افزایش یافته، برخی سیاستمداران اروپا خواستار کاهش وابستگی به واشنگتن و شکلدهی به یک راهبرد دفاعی مستقل شدهاند. حتی انگلیس اخیرا اعلام کرده طرح جدید خدمت سربازی را به صورت آزمایشی اجرا میکند. خدمت سربازی دهه 1960 در این کشور لغو شد اما حالا به دلیل تهدیدات فزاینده، این کشور میخواهد خدمت سربازی داوطلبانه را مجدداً برگرداند.
* بحران بیصدا
در مجموع اروپا نه با یک فروپاشی ناگهانی، بلکه با یک بحران خاموش و ساختاری مواجه است؛ بحرانی که در آن، رشد ضعیف، عقبماندگی فناورانه، فرسایش بازار کار و وابستگی امنیتی، بهتدریج توان راهبردی این قاره را تحلیل میبرد. خطر اصلی نه در سقوط یکباره، بلکه در عادت به رکود، کاهش انتظارات و پذیرش نقش حاشیهای در نظم جهانی آینده نهفته است. اگر این روند معکوس نشود، اروپا ممکن است دیر متوجه شود ثبات امروز، صرفاً پوششی بر زوال تدریجی قدرت آن بوده است.
اروپا در مسیر فرسایش خزنده
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها