۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۳:۲۰
مقاومت لبنان؛ سد راه تأمین مالی طرح اسرائیل بزرگ

نتانیاهو به دنبال سلطه انرژی

محمدطاهر رحیمی:
* جدال بر سر منابع حیاتی، ریشه اصلی تنش‌ها

در قلب غرب آسیا، جایی که سیاست و جغرافیا به هم گره خورده‌اند، منابع آب و انرژی همواره نه‌تنها به عنوان نیازهای حیاتی، بلکه به عنوان ابزارهای قدرتمند راهبردی برای تسلط و اعمال نفوذ مورد استفاده قرار گرفته‌اند. رژیم صهیونیستی با حدود 80 سال سابقه در منطقه، این منابع را به اهرمی برای فشار و کنترل تبدیل کرده و پیامدهای این رویکرد، فراتر از مرزهای همسایگان بلافصل، کل امنیت و ثبات منطقه‌ای را تهدید می‌کند. این رژیم در طول تاریخ خود، استراتژی‌های پیچیده‌ای را برای تضمین برتری خود از طریق کنترل زیرساخت‌های حیاتی، بویژه در حوزه‌های آب و انرژی به کار گرفته است. در این میان، جاه‌طلبی‌های این رژیم برای تسلط بر منابع آبی و گازی منطقه، از مرزهای جولان سوریه تا اعماق دریای مدیترانه، با چالشی جدی به نام مقاومت حزب‌الله لبنان روبه‌رو شده است. این گزارش به بررسی چگونگی استفاده رژیم صهیونیستی از آب و انرژی به عنوان ابزارهای سیاسی و اقتصادی و نقش حیاتی مقاومت لبنان در مهار این سیاست‌ها می‌پردازد.
* سیاست‌های استراتژیک رژیم صهیونیستی در حوزه آب و انرژی
جاه‌طلبی‌های رژیم صهیونیستی در حوزه انرژی، ابعاد گسترده‌ای دارد و تنها به مرزهای زمینی محدود نمی‌شود. رژیم با توسعه میادین گازی در دریای مدیترانه، بویژه میدان گازی «لویاتان»، توانسته از یک واردکننده صرف به یک صادرکننده کلیدی در منطقه تبدیل شود. این تغییر نقش، جایگاه ژئوپلیتیک جدیدی برای اسرائیل رقم ‌زده و روابط دیپلماتیک آن با برخی همسایگان نزدیک را تقویت کرده است. برای مثال، صادرات گاز رژیم به مصر و اردن بشدت افزایش یافته است. بر اساس داده‌های موجود، صادرات گاز رژیم صهیونیستی به این 2 کشور در سال ۲۰۲۳ به حدود 11.6 میلیارد مترمکعب رسید که نسبت به سال قبل رشد قابل توجهی داشت. این روند صعودی در سال ۲۰۲۴ نیز ادامه یافته و با رشد بیش از ۱۳ درصدی، حجم صادرات به حدود 13.1 میلیارد مترمکعب رسیده است. این افزایش صادرات، بر اساس قراردادهای بلندمدت و کلان انجام می‌شود که این رژیم را به یک بازیگر اصلی در تامین انرژی منطقه تبدیل کرده است.
* قراردادهای گازی با مصر و اردن
رژیم صهیونیستی برای تحکیم جایگاه خود در بازار انرژی منطقه، چندین قرارداد کلان با کشورهای همسایه به امضا رسانده است. این توافق‌ها ابزاری برای ایجاد وابستگی و اعمال نفوذ سیاسی است.
* قراردادها با مصر
 قرارداد اول: سال ۲۰۱۸ رژیم صهیونیستی قراردادی ۱۰ ساله به ارزش ۱۵ میلیارد دلار با شرکت خصوصی دلفینوس هولدینگز مصر منعقد کرد. این توافق که فاز اجرایی آن از سال ۲۰۲۰ آغاز شد، شامل صادرات ۶۴ میلیارد مترمکعب گاز از کنسرسیوم میادین لویاتان و تامار اسرائیل به مصر بود.
قرارداد دوم: سال ۲۰۲۵ قرارداد دیگری به ارزش ۳۵ میلیارد دلار بین شرکت نیومد انرژی از رژیم صهیونیستی و شرکت بلو اوشن مصر امضا شد. این قرارداد ۱۵ ساله، صادرات ۱۳۰ میلیارد مترمکعب گاز را هدف قرار داد که علاوه بر تامین مصرف داخلی مصر، امکان افزایش ظرفیت مایع‌سازی و صادرات مجدد گاز به بازارهای جهانی را نیز فراهم می‌کرد.
* قراردادها با اردن 
قرارداد اول: سال ۲۰۱۴ رژیم صهیونیستی توافقنامه‌ای ۱۵ ساله با شرکت‌های صنعتی عرب اردن (پوتاش و جردن برومین) امضا کرد. این قرارداد که از سال ۲۰۱۷ اجرایی شد، صادرات ۲ میلیارد مترمکعب گاز از میدان تامار را برای تامین گاز مصرفی صنایع اردن در بر می‌گرفت.
قرارداد دوم: سال ۲۰۱۶ یک قرارداد ۱۵ ساله دیگر با شرکت برق ملی اردن به ارزش ۱۰ میلیارد دلار منعقد شد. این توافق که از سال ۲۰۲۰ عملیاتی شد، شامل صادرات ۴۷ میلیارد مترمکعب گاز از کنسرسیوم میدان لویاتان برای تامین گاز نیروگاه‌های برق اردن و کاهش هزینه‌های واردات سوخت مایع بود.  این وابستگی اقتصادی، فضای مانور سیاسی و اقتصادی کشورهای همسایه را بشدت محدود کرده است. مصر که روزگاری صادرکننده گاز بود، امروز واردکننده‌ای است که قراردادهای بلندمدتی با اسرائیل بسته و عملاً خود را در یک وضعیت آسیب‌پذیر قرار داده است. اردن نیز برای تامین برق و ادامه فعالیت صنایع خود بشدت به گاز وارداتی از این رژیم وابسته شده و این وابستگی، هرگونه تلاش برای استقلال سیاسی را دشوار می‌کند.
* جاه‌طلبی‌های فراتر از مرزها و برنامه «اسرائیل بزرگ»
سیاست‌های رژیم صهیونیستی تنها به استثمار منابع گازی محدود نمی‌شود؛ تسلط بر منابع آبی منطقه نیز از اهداف اصلی این رژیم است. از جولان سوریه تا لبنان، این رژیم با اشغال و تهدید، به دنبال کنترل منابع آبی است. به‌ عنوان مثال، لبنان با داشتن منابع آبی حیاتی مانند رودخانه لیتانی، همواره تحت فشار و تهدید نظامی رژیم صهیونیستی قرار داشته است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند هدف نهایی رژیم، کنترل مستقیم یا غیرمستقیم بر منابع آبی لبنان است. اقدامات اخیر ارتش صهیونیستی در جنوب لبنان و حضور نظامیان رژیم در نزدیکی رودخانه لیتانی، گمانه‌زنی‌ها درباره برنامه‌های آبی این رژیم را تقویت کرده است. این سیاست‌ها در واقع بخشی از یک استراتژی جامع برای ایجاد هژمونی در منطقه است.
* طرح‌های کلان برای هژمونی انرژی
رژیم صهیونیستی با طرح‌های بلندپروازانه خود، به دنبال تبدیل شدن به یکی از اصلی‌ترین تأمین‌کنندگان انرژی اروپاست. رژیم برای تحقق این هدف، بر تسلط بر منابع گازی در دریای مدیترانه و بهره‌برداری از منابع نفتی و گازی در مناطقی مانند دیرالزور و حسکه در سوریه تمرکز کرده است. تلاش برای خلع سلاح حماس در غزه نیز بخشی از این پازل بزرگ است، زیرا کنترل کامل بر سواحل غزه به رژیم اجازه می‌دهد در آینده، میادین گازی در این منطقه را نیز به طور کامل در اختیار بگیرد. این اقدامات همگی با هدف ایجاد قدرت انرژی برای خود و وابسته کردن کشورهای منطقه، حتی ترکیه که سودای تبدیل شدن به قطب انرژی اروپا را دارد، طراحی شده‌ است.
 رژیم با صادرات گاز از طریق کریدور احتمالی ایست‌مد (EastMed) به یونان و ایتالیا به دنبال دور زدن ترکیه و تأمین بخش قابل توجهی از نیازهای انرژی اروپاست. 
این طرح نه‌تنها به رژیم صهیونیستی نقش مهمی در بازار انرژی جهانی می‌بخشد، بلکه منابع مالی لازم برای تحقق طرح «اسرائیل بزرگ» را نیز تأمین می‌کند؛ طرحی که در نهایت به دنبال تسلط بر بخش‌های وسیعی از مصر، اردن، لبنان، عربستان و عراق است. این طرح‌های بلندپروازانه نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی به دنبال یک سلطه چندجانبه، هم اقتصادی و هم نظامی، بر منطقه است.
* نقش محوری حزب‌الله؛ مانعی در برابر طرح‌های سلطه
در این چشم‌انداز پر از تهدید، حزب‌الله لبنان به عنوان تنها و قدرتمندترین نیرویی شناخته می‌شود که توانسته در برابر این جاه‌طلبی‌ها ایستادگی کند. رژیم صهیونیستی بخوبی می‌داند برای تحقق طرح‌های انرژی و آبی خود، ابتدا باید مقاومت را خلع سلاح کند. از این رو، تلاش‌های این رژیم برای از بین بردن توان نظامی و بازدارندگی حزب‌الله، به یک هدف اصلی تبدیل شده است. این تلاش‌ها شامل جنگ‌های تمام‌عیار، حملات هوایی و عملیات مخفیانه می‌شود. با این حال، حزب‌الله توانسته با افزایش قدرت نظامی خود، به یک نیروی بازدارنده غیرقابل چشم‌پوشی تبدیل شود. این توانایی، مانع از هرگونه اقدام نظامی گسترده و بی‌محابا از سوی رژیم صهیونیستی شده است.
 حزب‌الله با توان نظامی و موشکی خود، به سدی محکم در برابر سیاست‌های توسعه‌طلبانه این رژیم تبدیل شده است. این گروه با قرار دادن سکوهای گازی رژیم در مدیترانه در بانک اهداف خود، عملاً برنامه رژیم را برای استثمار بی‌وقفه این منابع به تأخیر انداخته و آن را به چالش کشیده است. این اقدامات نه‌تنها زیان‌های مالی قابل توجهی به رژیم صهیونیستی وارد کرده، بلکه سرمایه‌گذاران خارجی را نیز نسبت به امنیت سرمایه‌گذاری در این مناطق مردد کرده است. توان بازدارندگی حزب‌الله نه‌تنها امنیت مرزهای لبنان را تضمین می‌کند، بلکه به سایر کشورهای منطقه نیز یادآوری می‌کند که سلطه کامل رژیم صهیونیستی بر منابع حیاتی، آنطور که این رژیم می‌خواهد، امکان‌پذیر نیست. علاوه بر این، حزب‌الله با حمایت از دیگر گروه‌های مقاومت در منطقه، به نوعی یک جبهه متحد در برابر سیاست‌های تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است. این جبهه مقاومت، تلاش‌های رژیم برای انزوای سیاسی و نظامی هر یک از این گروه‌ها را با شکست مواجه کرده و توازن قدرت را به نفع محور مقاومت تغییر داده است.
* مقاومت؛ تنها راهکار
تحلیل دقیق سیاست‌های رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد رژیم از منابع طبیعی به عنوان ابزاری برای تحمیل وابستگی و نفوذ سیاسی استفاده می‌کند. از یک سو، با قراردادهای بلندمدت گازی، کشورهای همسایه را در موضع ضعف قرار می‌دهد و از سوی دیگر، با تهدیدات نظامی، به دنبال تسلط بر منابع آبی کشورهایی مانند لبنان است. در این میان، جاه‌طلبی‌های رژیم برای کنترل کامل منابع حیاتی منطقه، با هدف نهایی ایجاد هژمونی و تحقق طرح‌های بلندپروازانه سیاسی و نظامی دنبال می‌شود.
 در این میان، تنها نیرویی که توانسته به طور موثر در برابر این جاه‌طلبی‌ها مقاومت کند، حزب‌الله لبنان است. توان نظامی و سیاسی این حزب، به عنوان یک عامل بازدارنده قوی، مانع از اجرای کامل طرح‌های شوم رژیم صهیونیستی برای تسلط بر انرژی و آب منطقه شده است. تا زمانی که این مقاومت وجود داشته باشد، رویای رژیم صهیونیستی برای تبدیل شدن به قدرت بلامنازع انرژی در منطقه و اجرای طرح‌های توسعه‌طلبانه خود، دست‌نیافتنی باقی خواهد ماند.

ارسال نظر
captcha
پربیننده