حقیقت حادثه 9 دی این است
من يك وقتى، 15 سال، 20 سال پيش، به يكى از فعالان عرصه مبارزات ضد استعمارى - كه خب، آدم معروفى است؛ نميخواهم اسم بياورم - اين را گفتم؛ او رفت بلافاصله اين نسخه را عمل كرد. ما اين را حس كرديم. گفتم هنر امام بزرگوار ما اين بود كه مردم را وارد صحنه كرد. مردم با جسمشان، با حضورشان آمدند و آنچه را كه ميخواستند، آنچه را كه بر آن همت گماشته بودند، با حضور خودشان تثبيت كردند. همه موانع سياسى و غيرسياسى و استعمار و قدرتهاى عظيم جهانى كه بر امور ملتها مسلطند، در مقابل اين حادثه مجبورند عقبنشينى كنند.
الان هم همينجور است. الان هم در هر نقطهاى از دنيا اگر ملتها وارد ميدان شوند با يك هدف مشخص، با شعارهاى مشخص و اگر آن ايمان راسخ در دل و همچنين عمل صالح در كنار اين ايمان راسخ وارد ميدان شود، هيچ مانعى در مقابل آنها قادر به مقاومت نيست... لذا در اينجا كارى انجام گرفت كه براى همه تحليلگران سياسى جهانى غيرقابل باور بود و متحير ماندند؛ هم قدرتمندان، هم حاشيهها، هم دنبالهها، هم دامنهها. بنابراين عنصر اول، عنصر حضور مردم است.
عنصر دوم هم عنصر ايمان دينى مردم است. ايمان دينى آن معجزهگرى است كه قادر است اولاً همه مردم را بسيج كند و بياورد، ثانياً آنها را در صحنه نگه دارد و ثالثاً سختىها را براى آنها هموار و آسان كند. هيچ ايمان ديگرى اين خصوصيت را ندارد. ايمان دينى ميگويد شما اگر چنانچه فائق شديد و پيش برديد، پيروزيد؛ اگر كشته هم شديد پيروزيد؛ اگر زندان هم افتاديد پيروزيد، چون به وظيفه عمل كرديد. وقتى كسى چنين اعتقاد و ايمانى داشت، ديگر شكست برايش معنا ندارد، لذا وارد ميدان ميشود.
اين همان عاملى است كه در صدر اسلام هم اثر كرد، در انقلاب ما هم اثر كرد؛ ۹ دى اين را نشان داد. ۹ دى نمونهاى بود از همان خصوصيتى كه در خود انقلاب وجود داشت؛ يعنى مردم احساس وظيفه دينى كردند و دنبال اين وظيفه، عمل صالح خودشان را انجام دادند. عمل صالح اين بود كه در خيابان بيايند، نشان بدهند، بگويند مردم ايران اينند. با اين حركت مردم، آن حجم عظيم تبليغات دشمن كه ميخواست فتنهگران را مردم ايران معرفى كند و اينجور نشان بدهد كه مردم ايران از انقلابشان، از نظامشان برگشتهاند، به كلى نقش بر آب شد؛ يعنى مردم نشان دادند كه اين، مردم ايران است. تحليلگران خارجى وقتى نگاه كردند، گفتند از بعد از رحلت امام بزرگوار، يا شايد بعضى گفتند از بعد از حركات اول انقلاب، هيچ اجتماعى با اين بزرگى، با اين تپش، با اين شور و هيجان وجود نداشته، كه مردم وارد ميدان شدند. اين، حقيقت ۹ دى است...
فتنه ۸۸ تنها آن چيزى نبود كه در خيابان بهوسيله تعدادى آدم ديده شد؛ اين يك چيز ريشهدارى بود، يك بيمارى عميقى درست كرده بودند، اهدافى داشتند، زمينهها و مقدمات فراوانى برايش چيده شده بود، كارهاى بزرگى شده بود و هدفهاى بسيار خطرناكى دنبال اين كار بود كه با اين برخوردهاى گوناگون سياسى و امنيتى و اينها حل نميشد؛ يك حركت عظيم مردمى لازم داشت؛ كه اين حركت، حركت ۹ دى بود؛ آمدند بساط فتنه و فتنهگران را در هم پيچيدند. لذا حادثه ۹ دى يك حادثه ماندنى در تاريخ ما است. من آن سال هم گفتم كه اين حادثه، حادثه كوچكى نيست.
اين حادثه، شبيه حوادث اول انقلاب است. اين حادثه بايستى حفظ شود، بايستى گرامى داشته شود. البته شما آقايانى كه مسؤول مديريت اين جريان هستيد، سعى كنيد جنبههاى شعارى را بر اين حادثه غلبه ندهيد.
ضمناً توجه داشته باشيد؛ يكى از خصوصيات ديگرى كه در حادثه ۹ دى هست، كه باز آن را كاملاً به حوادث انقلاب نزديك ميكند، مساله عاشوراست.
يعنى در حوادث اول انقلاب هم محرّم پيش آمد و امام در محرم سال 57 آن نكته عظيم عجيب تاريخى را بيان كردند: «ماهى كه خون بر شمشير پيروز است». اين حرف كوچكى نيست: پيروزى خون بر شمشير. ماها عادت كردهايم، اين حرفها را هى تكرار ميكنيم؛ كأنه عمقش گاهى از يادمان ميرود. خون بر شمشير پيروز ميشود، مظلوم بر ظالم فائق مىآيد، كشته بر كُشنده فائق مىآيد؛ اين همان چيزى است كه در عاشورا پيش آمد. در قضيه ۹ دى هم باز پاى امام حسين در ميان بود، پاى عاشورا در ميان بود. اگر آن حركات سخيف و در واقع گريهآور از سوى اين گروههاى ايضاً سخيف در عاشورا پيش نمىآمد، اين حركت عظيم و اين تحرك عمومى مردم معلوم نبود به اين شكل بهوجود بيايد. اينجا هم پاى عاشورا در ميان بود.
سیدعلی حسینیخامنهای
بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت 9 دی
21 آذر 1390
گردآورنده، تقی دژاکام