علی دارایی: نیمفصل اول برای استقلال نه با انفجار شروع شد و نه با سقوط تمام شد اما آنقدر لغزش و ایستهای ناخواسته داشت که حالا هوادارانش را به فکر فروببرد. شکستی که مقابل گلگهر رقم خورد، فقط باخت در یک بازی نبود؛ نمادی بود از مسیری که آرامآرام از دست میرود. استقلالی که برای زنده ماندن در کورس رقابت، تشنه ۳ امتیاز بود، با یک گل زمینگیر شد تا نیمفصل را با طعمی تلخ و نگرانکننده به پایان برساند.
این باخت، چهارمین مسابقه پیاپی لیگ بود که آبیها طعم پیروزی را نچشیدند. تیمی که قرار بود مدعی باشد، حالا بیشتر در حال شمردن امتیازهای ازدسترفته است تا نقشه کشیدن برای صدر. مهمتر از همه، استقلال حتی نتوانست از لغزشهای رقیب سنتی استفاده کند؛ فاصله با پرسپولیس نهتنها از دست رفت، بلکه حالا برعکس هم شده است.
* روندی که زنگ خطر را به صدا درآورد
نگاهی به ۵ بازی اخیر استقلال در لیگ برتر، تصویر روشنی از این افت تدریجی میدهد. تنها یک پیروزی در این بازه، در کنار ۳ تساوی و یک شکست، یعنی ۶ امتیاز از ۱۵ امتیاز ممکن. عددی که برای تیمی با ادعای قهرمانی، چیزی جز هشدار نیست. این لغزشهای پیدرپی، استقلال را از فرصت نزدیک شدن به بالای جدول محروم کرد و حالا جایگاه ششم جدول، بیشتر شبیه یک ایستگاه اضطراری است تا سکوی پرتاب.
هواداران وقتی نگرانتر میشوند که میبینند این تیم، برخلاف پرسپولیس، ثبات روی نیمکت داشته است. ریکاردو ساپینتو در حالی نیمفصل را به پایان رساند که خبری از شوک تغییر مربی نبود؛ یعنی همه چیز مهیاست اما خروجی آن چیزی نیست که انتظار میرفت. استقلال از ۱۴ بازی، ۲۲ امتیاز گرفته و همین حالا ۶ امتیاز از پرسپولیس عقب است. حتی اگر بازی معوقهاش مقابل سپاهان را هم با پیروزی پشت سر بگذارد، فاصله به ۳ امتیاز میرسد؛ فاصلهای که باز هم به معنای نرسیدن است، نه نزدیک شدن.
* وقتی حتی پرسپولیس دور میشود
در سالهایی که استقلال قهرمان شد یا در کورس باقی ماند، همیشه یک ویژگی مشترک وجود داشت: استفاده از لغزش رقیب. این فصل اما ورق برگشته است. پرسپولیس با تمام نوسانها، فاصلهاش را افزایش داده و استقلال، بیشتر نظارهگر بوده تا تعقیبکننده. همین ناتوانی در کم کردن فاصله، برای هواداری که به رقابت مستقیم عادت دارد، آزاردهندهتر از هر شکست است.
اینکه تیمی با چنین بضاعت فنی و ثبات مدیریتی، نتواند حتی خودش را به همسایه سنتی جدول برساند، نشانه یک مشکل عمیقتر است. مشکلی که نه صرفاً مدیریتی است، نه فقط فنی و نهتنها روانی؛ ترکیبی از هر ۳ است. استقلال در برخی بازیها بد بازی نکرده اما در لحظههای تعیینکننده، ضربه خورده؛ همان لحظههایی که مدعیان واقعی، سرنوشت را به نفع خودشان تغییر میدهند.
* سایه سنگین سپاهان
نگرانیها اما به همینجا ختم نمیشود. کابوس اصلی، هنوز از راه نرسیده؛ بازی معوقه مقابل سپاهان. زردپوشان اصفهان با ۳۰ امتیاز از ۱۴ بازی، صدرنشین لیگ هستند و پیش از این تقابل، ۸ امتیاز بیشتر از استقلال دارند. اگر این بازی هم به سود سپاهان تمام شود، فاصله به عدد نگرانکننده ۱۱ میرسد؛ فاصلهای که در آستانه شروع نیمفصل دوم، عملاً استقلال را از جمع مدعیان قهرمانی کاملا کنار میزند.
چنین شکافی، به معنای پایان قطعی رویا نیست اما واقعبینانه که نگاه کنیم، جبران آن در نیمفصلی که رقبا هم تقویت میشوند، شبیه صعود از یک شیب تند یخی است. سپاهان باثبات و پرسپولیس باتجربه، هر دو نشان دادهاند بلدند امتیاز جمع کنند. استقلال اگر عقب بماند، دیگر فقط باید به لغزش دیگران امیدوار باشد؛ امیدی که در فوتبال حرفهای، سرمایه مطمئنی نیست.
* آخرین شانس قبل از تعطیلات
همه این معادلات، یک نتیجه ساده دارد: استقلال برای فرار از بحران، باید سپاهان را ببرد. هیچ راه میانبری وجود ندارد. پیروزی در آن بازی، فاصله را کمتر میکند، تیم را با روحیه به تعطیلات میفرستد و فرصتی برای بازسازی در نیمفصل دوم فراهم میآورد. شکست یا حتی تساوی اما میتواند نیمفصل دوم را از همین حالا به کابوس تبدیل کند.
ساپینتو و شاگردانش در نقطهای ایستادهاند که هر تصمیم و هر نتیجه، چند برابر وزن دارد. این تیم هنوز از نظر ریاضی شانس دارد اما فوتبال فقط عدد نیست. فرم، اعتماد به نفس و جریان بازی، عواملی است که استقلال این روزها با آنها درگیر است. اگر نیمفصل اول را بتوان دوره هشدار دانست، نیمفصل دوم یا زمان پاسخ دادن است یا زمان کنار رفتن از رویا.
استقلال فصل را نباخته اما وقت زیادی هم برای اشتباه ندارد. فاصله با صدر، فاصله با پرسپولیس و سایه سنگین بازی با سپاهان، همه کنار هم ایستادهاند تا نیمفصل اول را به یک نقطه عطف تبدیل کنند؛ نقطهای که میتواند آغاز یک بازگشت باشد یا مهر تأیید بر فصلی که خیلی زود از دست رفت.
استقلال با شکست مقابل گلگهر نشان داد از ثبات در نتیجهگیری خبری نیست
ریکاردو مثل ابر بهاری
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها