۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۶:۱۰

به عبارت دیگران

دفتر کار محیط خانوادگی شد...

یکشنبه 30 فروردین: ساعت 7 صبح در جلسه هیات رئیسه شرکت کردم. 8 دقیقه دیر رسیدم و 80 تومان جریمه شدم. علت تأخیر این است که بچه‌ها را همراه می‌برم و به مدرسه و به محل کارشان می‌رسانم و چاره‌ای هم نیست. نمی‌شود با ماشین مستقل بروند و امنیت هم ندارند که همیشه با وسایل نقلیه عمومی بروند. بچه‌ها هم گرفتار مشکلات من شده‌اند. 
چهارشنبه 2 اردیبهشت: ساعت 8.5 صبح از منزل بیرون رفتم. فائزه را به کلاسش رساندم و به مجلس رفتم. گزارش‌ها را مطالعه کردم. تیمسار افضلی فرمانده نیروی دریایی تلفن کرد که کار فوری دارد. آمد ولی کار مهمی نداشت. اطلاع داد که مؤسسه فیات ایتالیا مایل است که ایران‌ناسیونال را - که از انگلستان تغذیه می‌شود- از نظر بعضی نیازهای فنی و قطعات، با فیات تغذیه کند و همچنین کارخانه تراکتورسازی تبریز را. 
پنجشنبه 3 اردیبهشت: امروز در جلسه برخورد تندی با آقای عمادالدین کریمی، نماینده نوشهر و آقای گلزاده‌غفوری داشتم. تقصیر از آنها بود ولی من نمی‌بایست از جا درمی‌رفتم. خداوند به من کمک کند که بر خودم مسلط باشم. 
چهارشنبه 16 اردیبهشت: اول وقت آقای علی مرعشی و همسرش از رفسنجان آمدند، برای رفع اشکال استخدام خانم اسدی. با آقای باهنر صحبت کردم. مطلب مهمی نبود؛ رفع می‎شود. سپس به مجلس رفتم و پس از مطالعه گزارش‌ها و انجام کارهای اداری در کمیسیون آیین‌نامه شرکت کردم.
پنجشنبه 17 اردیبهشت: اظهارات آقای علی گلزاده‌غفوری و خانم اعظم طالقانی که شعارگونه و تحریک‌کننده بود، من را عصبانی کرد و به آنها پرخاش کردم. باید این حالت پرخاش را ترک کنم. خوب نیست و مضر است. 
پنجشنبه 24 اردیبهشت: آقای بنی‌صدر از من نوار سخنان آقای بهزاد نبوی در جلسه غیرعلنی گذشته را خواست که اگر لازم دید به مجلس بیاید و مطالبی بگوید، ولی من مجوزی برای تحویل اسناد سری مجلس نمی‌بینم و هنوز جواب نامه را نفرستاده‌ام. ظهر فائزه و دوستش میهمان ما بودند و در دفتر من ماندند. سپس عفت، اقدس‌خانم، مهدی و یاسر آمدند. دفتر کار محیط خانوادگی شد و باصفا بود.
علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی/ عبور از بحران
[خاطرات سال 1360]
دفتر نشر معارف انقلاب - برگزیده از صفحات مختلف

***
آسیب‌های برخی مدیران

یکی از آسیب‌های رایج در همه مدیریت‌ها، بویژه مدیریت مباحث فرهنگی در حوزه علوم اجتماعی و انسانی، این است که افراد به ‌جای آنکه توانمندی‌های خود را توسعه دهند تا بتوانند انواع وظایفی را که این مسؤولیت بر دوش آنها می‌گذارد محقق کنند، به دلایلی مانند نوع علایق شخصی، نوع تحصیلات، نوع تجربیات قبلی، محدودیت امکانات، محدودیت شرایط حاکم بر محیط اجتماعی و مسائل دیگر، بخش‌هایی از مسؤولیت خود را کم‌رنگ یا فراموش کنند. به ‌عبارت‌ دیگر، به‌ جای گسترش توانمندی‌های خود، مسؤولیت را متناسب با وضع موجود کوچک و محدود می‌سازند.
حسن بنیانیان
رسالت امام جمعه و کاربرد هنر در تبلیغ
انتشارات سوره مهر - صفحه ۱۰

***
پرخوری روح، پرخوری جسم

اگر نفس را مشغول نداری، او تو را به خود مشغول می‌کند. گفتند روح از پر خوردن، جسم می‌شود و جسم از کم خوردن، روح می‌گردد.
حسن حسن‌زاده‌آملی/ نامه‌ها و برنامه‌ها
قم: انتشارات قیام - صفحه ۴۶

***
غرب برای کدام روشنفکران کف می‌زند؟

من ماننـــد «Julien Benda» که در نیمه اول قرن بیستم از خیانت روشــــنفکران The treachery of the intellectuals سخن به میان آورد، نیستم و قصد توهین به هیچ روشنفکر راستینی را ندارم. از میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی ‌بگیر و بیا تا سیدحسن تقی‌زاده و ارانی و بهار و نیما یوشیج و صادق هدایت و ذبیح بهروز؛ ولی در مجموع آنها را به 2 گروه تقسیم می‌کنم:
الف- روشنفکر «نمی‌خواهم»
ب- روشنفکر «چه می‌خواهم»
متأسفانه، جامعه عقل‌گریز ما همیشه به «روشنفکران نمی‌خواهم» (امثال صادق هدایت) بها داده است و از روشنفکر «چه می‌خواهم» (امثال سیدحسن تقی‌زاده و ارانی) با بی‌اعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است. ولی آنها که سازندگان این سرزمین‌اند، بیشتر همان «روشنفکران چه می‌خواهم»اند؛ چه ارانی باشد چه تقی‌زاده. در ایران برای اینکه شما مصداق روشنفکر «نمی‌خواهم» شوید، کافی است که از مادرتان «قهر کنید» و بگویید «خورشت بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رُمان پُست‌مُدرْن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفش بی‌وزن و بی‌قافیه و بی‌معنی («اَحْمدا»ی مُدرْن) هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بدوبیراه بگویید و دهن‌کجی کنید، ولی روشنفکر «چه می‌خواهم» شدن بسیار دشوار است و «خربزه خوردنی» است که حتی پس از مرگ هم باید «پای لرز» آن بنشینید. و از نکات عبرت‌آموز، یکی هم اینکه فرنگی‌جماعت نیز، برای روشنفکران «نمی‌خواهم» ما همیشه کف زده‌اند!
محمدرضا شفیعی‌کدکنی
زمینه اجتماعی شعر فارسی
تهران: اختران و زمانه، ۱۳۸۵ - صفحه ۴۰۲

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
captcha