11/بهمن/1404
|
21:21

روایت تحریف  پهلوی به دنبال چیست؟

فاطمه یوسفی: یکی از روایت‌های کلانی که دشمنان در جنگ ‌شناختی قصد دارند جا بیندازند، روایــت نادرست از دوره پهلــــوی و خرده‌روایت‌های مرتبط با آن است. در این روایت دوره پهلوی دوره‌ای طلایی به تصویر کشیده می‌شود و در عوض جمهوری اسلامی نقطه انقطاعی در مسیر پیشرفت ایران به حساب می‌آید. در این مطلب ابتدا روایت کلان و خرده‌روایت‌های مرتبط با آن، آورده می‌شود و سپس در پاسخ به نادرستی آن، نکاتی به اختصار توضیح داده می‌شود. 

***

مادرروایت: القای این ایده که «انقلاب اسلامی هیچ دستاوردی نداشته و اشتباه تاریخی بود» و در مقابل دوران قبل از انقلاب (نظام شاهنشاهی) عصری طلایی و پررونق بوده است. دشمنان با تحریف تاریخ معاصر، کارنامه جمهوری اسلامی را سیاه و عملکرد رژیم پهلوی را درخشان جلوه می‌دهند.
خرده‌روایت؛ «انقلاب ما را ۵۰ سال عقب برد»:  مدعی‌اند ایران امروز به مراتب عقب‌مانده‌تر از ایران دهه ۵۰ خورشیدی است. برای اثبات، صرفاً تصاویری از ظواهر شهرهای آن دوره یا جشن‌های پرزرق و برق پهلوی ارائه می‌کنند. در مقابل، مشکلات کنونی (تورم/ تحریم) را نتیجه مستقیم انقلاب می‌خوانند. این روایت طوری وانمود می‌کند که اگر انقلاب ۵۷ نشده بود، اکنون ایران همتای کره‌جنوبی یا ژاپن بود و انقلاب مسیر ترقی کشور را منحرف کرد.
 خرده‌روایت؛ «دوران پهلوی عصر طلایی اقتصاد و رفاه بود»: شبکه‌های سلطنت‌طلب و ضدانقلاب، با انتشار عکس‌ها و خاطرات گزینشی از دربار و طبقه مرفه، ادعا می‌کنند مردم ایران در سال‌های پایانی حکومت محمدرضا در اوج شکوفایی اقتصادی و بهترین شرایط معیشتی تاریخ خود بودند. حتی برخی پا را فراتر گذاشته و می‌گویند «رفاه بیش از حد مردم باعث وقوع انقلاب شد». این تصویر یک‌جانبه، مشکلات عمیق آن دوران را کاملاً سانسور می‌کند.
خرده‌روایت؛ «رضاشاه ایران را مدرن کرد، انقلاب ویران کرد»:  در تکریم پهلوی، پروژه تطهیر رضاشاه نیز دنبال می‌شود. می‌گویند رضاشاه سنگ ‌بنای ایران نوین را گذاشت، ارتش و صنعت ساخت، کشف حجاب کرد و کشور را از قرون وسطی درآورد اما انقلاب ۵۷ این میراث ترقی‌خواهانه را نابود کرد. این روایت کاملاً چشم بر دیکتاتوری خشن رضاخان، سرکوب علما و آزادی‌ها و وابستگی‌اش به بیگانگان می‌بندد و صرفاً ظاهر برخی نوسازی‌های عصر او را برجسته می‌کند.
خرده‌روایت؛ «آمارهای فعلی همه جعلی‌اند»: هرگاه پیشرفتی از جمهوری اسلامی ارائه شود (مثلاً افزایش امید به زندگی، رشد تعداد دانشگاه‌ها، تولیدات صنعتی) بلافاصله ضدانقلاب آن را انکار کرده یا آمار را زیر سؤال می‌برد. می‌گویند «این آمار رسمی دروغ است؛ واقعیت در کف خیابان معلوم است». در حالی که بسیاری از مراجع بین‌المللی بی‌طرف، جهش‌های علمی و توسعه‌ای ایران پس از انقلاب را تأیید کرده‌اند. انکار این پیشرفت‌ها برای تثبیت این گزاره است که «انقلاب هیچ کار مثبتی نکرده است».
* واقعیت چیست؟
این روایت کلان تحریف‌شده و خرده‌روایت‌های آن با سند و آمار قابل ابطال هستند. به عنوان نمونه، دشمنان واقعیت فقر و عقب‌ماندگی گسترده مردم در دوران پهلوی را تعمداً پنهان می‌کنند. 
طبق اسناد تاریخی، اواسط دهه ۵۰ خورشیدی بیش از نیمی از جمعیت ایران در فقر، سوءتغذیه و بی‌سوادی مطلق بود. آمار دکتر «جان فوران» و دیگر پژوهشگران نشان می‌دهد ۷۰ درصد روستاییان حتی سواد ابتدایی نداشتند و ۹۶ درصد روستاها برق نداشتند. اسدالله علم، وزیر دربار شاه، اذعان کرده تنها یک درصد روستاها آب آشامیدنی سالم و ۴ درصد برق داشتند. 
این وضع فلاکت‌بار در همان دورانی بود که سلطنت‌طلبان آن را «طلایی(!)» می‌خوانند. به تصریح یک نویسنده آمریکایی در زمان شاه: «وضعیت ایران به مراتب بدتر از سوریه‌ای بود که نه نفت دارد نه ثبات سیاسی، چون شاه هرگز برای توسعه کشور تلاش جدی نکرد». بنابراین تصویر مجلل ارائه‌شده از دربار پهلوی، نماینده اکثریت مردم نبود. 
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی به‌رغم همه موانع (جنگ تحمیلی/ تحریم)، در شاخص‌های متعددی رشد داشته است؛ از استقلال سیاسی و امنیت مثال‌زدنی گرفته تا پیشرفت علمی و زیرساختی (رتبه اول شتاب پیشرفت علمی در جهان در دهه ۸۰ خورشیدی، گسترش بهداشت عمومی و آموزش عالی، توسعه روستایی و...). 
حتی منتقدان منصف اذعان دارند انقلاب اسلامی، ایران را از یک کشور وابسته، به قدرتی مستقل تبدیل کرد. 
دشمن با روایت‌های جعلی می‌خواهد این واقعیت را وارونه جلوه دهد اما آمار و شواهد میدانی روایت او را نقض می‌کند. دستاوردهای انقلاب قابل انکار نیست هرچند دشمن می‌کوشد با بی‌اثر نشان ‌دادن آنها، مردم را نسبت به هویت و گذشته خود دلسرد کند.

ارسال نظر