
مردم همه چیز را میدانند. هیچچیز از چشم آنها پنهان نمانده است. مردم میدانند آنچه شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی در تهران و برخی مناطق ایران رخ داد، زمینهسازی برای حمله نظامی آمریکا و احیانا رژیم صهیونیستی به ایران بود. مردم دیدند و فهمیدند در حالی که اغتشاشات در حال فروکش بود، توئیت ترامپ فرمان انفجار اغتشاش بود. ماجرا آنقدر واضح و روشن است که حملات تروریستی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی را به عنوان روز سیزدهم حمله نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران تعبیر کردهاند. همه چیز آنگونه که نتانیاهو و ترامپ برنامهریزی کرده بودند پیش رفت. اعتراضات در ایران دقیقا همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا شروع شد. نتانیاهو و ترامپ در عمارت مارالاگو در فلوریدا نقشه کشیدند تا در دور بعد حمله نظامی به ایران، آمریکا مشارکت مستقیم داشته باشد. ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو، به جمع خبرنگاران آمد و گفت با حمله نظامی به ایران، چه به بهانه موشکی و چه به بهانه برنامه هستهای ایران موافق است. این موضع ترامپ باعث شد اکثر کارشناسان بر این نظر باشند که رژیم صهیونیستی و آمریکا آخرین هماهنگیها را برای حمله نظامی به ایران انجام دادهاند و پس از آنکه مقدمات این حمله -بویژه حمله مجدد رژیم صهیونیستی به حزبالله- فراهم شد، انجام میشود. تقریبا همه چیز روشن شده بود.
اما ناگهان نتانیاهو که هنوز در آمریکا به سر میبرد، تغییر موضع داد. او در مصاحبه با فاکسنیوز مدعی شد تلآویو تمایلی برای یک درگیری نظامی دیگر با ایران ندارد. نتانیاهو به پیام چند ماه قبلش به پوتین اشاره کرد و گفت در این پیام به مقامات ایران گفته است اسرائیل قصدی برای حمله نظامی مجدد به ایران ندارد و از ایران هم خواست به سرزمین اشغالی حمله نکند.
پس از بازگشت نتانیاهو به سرزمین اشغالی نیز رسانههای رژیم به صورت هماهنگ خبری منتشر کردند مبنی بر اینکه نتانیاهو یک بار دیگر به پوتین پیام داده اسرائیل قصدی برای رویارویی نظامی مجدد با ایران ندارد.
موضع عجیب نتانیاهو برخلاف سیاستهای رسمی رژیم صهیونیستی در قبال ایران، بویژه سیاست حفظ سایه جنگ علیه ایران بود. به همین خاطر صاحبنظران در ایران نسبت به این تغییر موضع نتانیاهو هشدار دادند و تصریح کردند احتمالا او و ترامپ طرحی پنهان علیه ایران طراحی کردهاند.
ماجرای اغتشاشات در ایران اما به سرعت این طرح را افشا کرد. توئیت ترامپ و سپس تهدیدات مکرر او مبنی بر حمله نظامی آمریکا به ایران، نقشه را آشکار کرد. حالا همه چیز روشن است؛ آنچه نتانیاهو و ترامپ در عمارت مارالاگو بر سر آن توافق کردند، حمله نظامی مستقل آمریکا به ایران بود. بهانه حمله نیز ژست حمایت از معترضان نسبت به وضعیت اقتصادی در ایران بود. حالا میتوان فهمید چرا همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا، اعتراضات در ایران آغاز شد. قطعا عوامل موساد در شکلگیری اعتراضات در ایران آن هم همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا موثر بودند. اعتراضات مسالمتآمیز بازاریان به سرعت توسط اوباش و مزدوران موساد و سیا به اغتشاش تبدیل شد. توئیت ترامپ نیز در واقع دستور علنی آغاز حملات تروریستی بود؛ دستوری که موساد و سیا شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در کشور اجرا کردند تا با افزایش کشتهها، زمینه حمله نظامی آمریکا به ایران را فراهم کنند.
اگرچه برخی کارشناسان معتقدند آشوبهای تروریستی ایران، پوست موزی است که نتانیاهو زیر پای ترامپ انداخته است اما نگاه واقعبینانه به تحولات نشان میدهد ترامپ و نتانیاهو بر سر این پروژه توافق کرده بودند. به هر حال ـ همانگونه که گفته شد ـ نقشه نتانیاهو و ترامپ به صورت دقیق اجرا شد.
اما در این بین، ۲ عامل کلیدی، محاسبات آنها را با مشکل مواجه کرد.
اولین عامل کلیدی و مهم، راهپیمایی دهها میلیونی «۲۲ دی» مردم ایران در سراسر کشور بود. این راهپیمایی به وضوح واقعیت جامعه ایرانی را در معرض دید ناظران داخلی و خارجی قرار داد.
ترامپ میخواست با یک عملیات روانی جهانی، این روایت جعلی را جا بیندازد که مردم ایران در خیابانها در حال اعتراضند و جمهوری اسلامی نیز آنها را میکشد اما انتشار تصاویر حملات مسلحانه تروریستهای مزدور ترامپ و نتانیاهو باعث شد جامعه ایرانی کاملا پی به حقیقت ببرد. مردم متوجه شدند رئیسجمهور آمریکا تروریستها را به خیابانها فرستاده تا با کشتهسازی، به روایت ترامپ کمک کنند و آمریکا بهانه حمله نظامی به ایران را پیدا کند. مردم در چند ساعت تصویری از آنچه ترامپ و نتانیاهو برای آینده ایران برنامهریزی کردهاند را دیدند و تصمیم خود را گرفتند. در مقابل دستههای چند ده نفره اغتشاشگران و تروریستها در سراسر کشور، دهها میلیون ایرانی ابتدا نشان دادند با این تروریستها همراه نیستند و در ادامه میلیونها نفر از آنها دوشنبه ۲۲ دی به خیابان آمدند و ضمن اعلام مخالفت با اقدامات تروریستی عوامل ترامپ و نتانیاهو، فریاد زدند حامی و پشتیبان جمهوری اسلامی هستند.
خب! این مردم چه کسانی هستند؟ آیا اینها مردم ایران نیستند؟ اگر اینها مردم ایران نیستند، پس مردم چه کسانی هستند؟ اگر دهها میلیون ایرانی که به فراخوان موساد نه گفتند و به خیابان نیامدند و میلیونها ایرانی که در سراسر کشور به خیابان آمدند و از جمهوری اسلامی حمایت کردند، مردم ایران نیستند، پس مردم ایران چه کسانی هستند؟ این راهپیمایی میلیونی و مردمی که به فراخوان موساد جواب منفی دادند، در برابر جمعیت اغتشاشگران، تصویری واضح از واقعیت جامعه ایرانی ترسیم کرد. بنابراین راهپیمایی میلیونی باعث شد تلاش ترامپ برای ارائه یک روایت جعلی از جامعه ایرانی، دچار اختلال شود. کما اینکه در نشست پنجشنبه شب (۲۵ دی) شورای امنیت، سفرای برخی کشورها به این جمعیت میلیونی اشاره و تصریح کردند واقعیت جامعه ایرانی، کاملا متفاوت از چیزی است که ترامپ ادعا میکند. اما در کنار راهپیمایی میلیونی مردم ۲۲ دی، توان دفاعی و پاسخ ایران به حمله نظامی احتمالی آمریکا نیز دومین عاملی بود که محاسبات نقشه جدید ترامپ و نتانیاهو علیه ایران را با مشکل مواجه کرد.
پس از گذشت ۷ ماه از توقف جنگ ۱۲ روزه، موضوع بازسازی و تقویت توان موشکی ایران به مهمترین موضوع محافل امنیتی و نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده. بر اساس گزارشات منابع آمریکایی و صهیونیست، ایران اکنون نزدیک به ۳ هزار موشک بالستیک آماده شلیک در اختیار دارد. البته برخی منابع غیررسمی میگویند این تعداد در اصل، بسیار بیشتر است و در یک قلم، تعداد موشکهای مافوق صوت ایران از نوع فتاح، بیش از ۳ هزار موشک است. این زرادخانه موشکی، یک کابوس بزرگ برای هر متجاوزی است که هوس حمله نظامی به ایران را داشته باشد. اما در کنار این توان موشکی، یکی از مواردی که باعث نگرانی مقامات رژیم صهیونیستی شده، توانایی ایران برای شلیک همزمان صدها و شاید چند هزار موشک به سوی اهداف تعیینشده است. روزنامه نیویورکتایمز چندی پیش در همین باره نوشت نیروهای دفاعی ایران درصددند در صورت تجاوز رژیم صهیونیستی، در همان دقایق اولیه تهاجم، عملیات شلیک ۲ هزار موشک را در یک زمان کوتاه انجام دهند. این موضوع، واکنشهای بسیاری را در فلسطین اشغالی به وجود آورد، به گونهای که تحلیلگران و رسانههای رژیم اقرار کردند اسرائیل نه توانایی جلوگیری از تاکتیک شلیک انبوه موشک از سوی ایران را دارد و نه سامانههای دفاع موشکی آن قدرت رهگیری این تعداد موشک را دارد. روزنامه صهیونیستی اسرائیلهیوم در همین زمینه موضوع مقابله موشکی ایران با رژیم صهیونیستی را با جنگ سرد میان آمریکا و شوروی سابق مقایسه کرد و نوشت در جنگ ستارگان جدید، اسرائیل موقعیت شوروی سابق را دارد. اسرائیلهیوم سپس با استناد به همه جوانب موازنه قدرت موشکی ایران و رژیم صهیونیستی اذعان کرد در صورت شلیک همزمان چندصد موشک از سوی ایران، اسرائیل در روز دوم جنگ باید دستها را بالا ببرد و با یک شکست موجودیتی مواجه خواهد شد. بسیاری از روزنامههای آمریکایی نیز تصریح کردند جنگ احتمالی آینده میان رژیم صهیونیستی و ایران، با جنگ ۱۲ روزه بسیار متفاوت خواهد بود و رژیم صهیونیستی خسارات جبرانناپذیری را متحمل خواهد شد. این موارد نشان میدهد مهمترین مانع حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران، قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران است. این توان موشکی در حمله نظامی آمریکا به ایران نیز موثر است. پس از آنکه اخیرا ترامپ در نشست خبری به همراه نتانیاهو اعلام کرد آمریکا با حمله نظامی به ایران موافق و همراه است، مقامات سیاسی و نظامی ایران اعلام کردند در صورت حمله آمریکا، ایران همه گزینهها را روی میز دارد.
علی شمخانی، دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی و عضو شورای دفاع در واکنش به اظهارات ترامپ تصریح کرد در دکترین دفاعی ایران موضوع حمله پیشدستانه یا پیشگیرانه وجود دارد. بر این اساس، ایران در صورتی که به این نتیجه برسد تهدیدات دشمنان در آستانه اجرایی شدن است، میتواند به منشأ این تهدیدات حمله پیشدستانه کند. شورای دفاع نیز در اطلاعیهای همین موضوع اقدام پیشدستانه را مطرح کرد. این اعلام رسمی، باعث شد معادلات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران کاملا تغییر کند. به اعتقاد کارشناسان، در صورتی که ایران دست به اقدام پیشدستانه بزند، همه معادلات نظامی نیروهای متجاوز مختل شده و خسارات بسیار زیادی به متجاوز وارد خواهد شد. این واکنش ایران باعث شد چندین روز تحلیلگران و کارشناسان مسائل سیاسی و نظامی درباره معادلات نظامی میان ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی ارزیابیهای مختلفی ارائه کنند.
اما تهدیدات جدید ترامپ مبنی بر حمله نظامی آمریکا به ایران به بهانه حمایت از اغتشاشگران و تروریستها وجه دیگری از توان پاسخگویی ایران را به نمایش گذاشت. پس از اظهارات تهدیدآمیز ترامپ، ایران از طرق مختلف، به دولت ترامپ پیام داد در صورت وقوع این حمله، ایران قطعا همه پایگاههای آمریکا در منطقه را مورد هدف قرار خواهد داد. همچنین ایران اعلام کرد به خاطر دخالت آشکار رژیم صهیونیستی در اقدامات تروریستی اخیر، ایران در پاسخ به حمله نظامی آمریکا، این رژیم را نیز مجازات خواهد کرد. از سوی دیگر برخی تحلیلگران و رسانههای غرب به این موضوع نیز اشاره کردند که هر نوع درگیری نظامی میان آمریکا و ایران باعث صدمه خوردن جریان انرژی در منطقه غرب آسیا خواهد شد.
در این بین یک نکته بسیار مهم وجود دارد؛ مقامات اطلاعاتی، امنیتی و نظامی آمریکا متوجه شدند تهدیدات ایران کاملا واقعی است و تهران تصمیم قطعی خود را برای این پاسخ سخت گرفته است. کما اینکه طی ۳ روز گذشته مقامات ارشد کشورهای منطقه که آمریکا در خاک آنها پایگاه نظامی دارد، با ترامپ تماس گرفته و با اشاره به واقعی بودن تهدید ایران مبنی بر حمله به این پایگاههای نظامی آمریکا، از او خواستند حملهای به ایران انجام ندهد. بر اساس گزارش رویترز، به صورت مشخص، مقامات عربستان، قطر و امارات با ترامپ تماس گرفتند و از او خواستند در تصمیم خود برای حمله نظامی به ایران تجدید نظر کند. این در حالی است که بر اساس تصمیم ایران، نهتنها پایگاههای آمریکا در عربستان، امارات و قطر، بلکه پایگاههای آمریکا در ترکیه، عراق، کویت، بحرین، عمان، اردن و سوریه نیز در شمار اهداف تعیینشده ایران قرار دارد. این البته بخشی از برنامه ایران برای پاسخ به حمله نظامی احتمالی آمریکاست. کما اینکه برخی کارشناسان منطقه تصریح کردهاند حمله آمریکا به ایران، موجب به آتش کشیده شدن منطقه غرب آسیا خواهد شد.
در واقع در واشنگتن این برآورد ایجاد شد که ایران حمله نظامی آمریکا را یک فرصت مغتنم تلقی میکند تا در این حمله، قدرت بازدارندگی خود را بازسازی کند. این موضع ایران، باعث شد در آمریکا این برآورد ایجاد شود که مخاطرات و هزینههای حمله به ایران بیشتر از مزایای آن است.
روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در همین رابطه نوشت کارشناسان اطلاعاتی دولت آمریکا به این نتیجه رسیدهاند گزینههای ایران برای پاسخ به حمله احتمالی آمریکا باعث میشود این حمله منجر به ایجاد خسارتهای بزرگ برای آمریکا و متحدان منطقهایاش شود.
سیانان نیز با استناد به همین موضوع از اختلاف نظر میان مشاوران امنیتی ترامپ بر سر حمله نظامی به ایران خبر داد.
در این بین یکی از مهمترین نگرانیهای مشاوران ترامپ درباره حمله نظامی به ایران، طولانی شدن جنگ با ایران است. بر اساس دکترین نظامی ترامپ، او زمانی وارد جنگ میشود که تضمین شود این جنگ ۲ ویژگی داشته باشد:
اول- هزینه بسیار کم و فایده بسیار زیاد
دوم- پایان سریع جنگ و به عبارتی خروج سریع آمریکا از جنگ.
برخی مشاوران ترامپ با استناد به فهرست گزینههای ایران برای پاسخ به حمله نظامی آمریکا معتقدند این حمله هیچکدام از این ۲ ویژگی را نخواهد داشت. از یک سو هزینههای این جنگ بیشتر از فواید آن خواهد بود و از سوی دیگر، حمله نظامی به ایران قطعا باعث وقوع یک جنگ طولانیمدت خواهد شد و آمریکا در شرایط فعلی، امکان ورود به یک جنگ طولانی را ندارد.
به اعتقاد کارشناسان، تعلل ترامپ برای شروع جنگ با ایران، ناشی از این نگرانیهاست.
قاعدتا اگر ترامپ در نهایت به این نتیجه برسد که حمله نظامی به ایران، خساراتی بیشتر از دستاوردهای آن برای آمریکا دارد، همچنین ممکن است این حمله، زمینهساز یک جنگ طولانیمدت برای آمریکا شود، ممکن است از گزینه نظامی عقبنشینی کند.
دلیل مواضع متناقض ترامپ درباره ایران نیز همین است. تا روز چهارشنبه، ترامپ در اظهارنظرهای مختلف از قطعی بودن حمله نظامی به ایران خبر میداد، به گونهای که برخی رسانههای آمریکایی پیشبینی کردند این حمله تا ۲۴ ساعت بعد (چهارشنبه یا پنجشنبه) انجام خواهد شد.
با این حال اما از روز پنجشنبه، ترامپ و کاخ سفید به مرور از شدت تهدیدات خود علیه ایران کاستند به گونهای که همه کارشناسان این رفتار ترامپ را نشانه عقبنشینی او از تصمیمش برای حمله نظامی به ایران دانستند. نکته جالب و البته مضحک در این باره، بهانه او برای تغییر موضع در قبال ایران است. ترامپ در ادعایی مضحک مدعی شد ایران در تصمیم خود برای اعدام ۸۰۰ نفر عقبنشینی کرده است. او حتی برای این تصمیم، از ایران تشکر کرد!
روز جمعه ترامپ در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که از او پرسید آیا تماسهای نتانیاهو و سران کشورهای عرب باعث عقبنشینی او از حمله به ایران شده است، گفت او خودش به این تصمیم رسیده و دلیل آن این است که ایران از اعدام ۸۰۰ نفر از عوامل اتفاقات اخیر خودداری کرده است.
کاملا واضح است این ادعای ترامپ، بهانهای مضحک است تا نشان دهد چرا از تصمیمش برای حمله به ایران عقبنشینی کرده. شدت مضحک بودن این ادعا حتی باعث شد بسیاری از عناصر ضدانقلاب به او حمله کنند و این عقبنشینی ترامپ را خیانت به خون تروریستها و اغتشاشگران بدانند.
به هر حال ترامپ تاکنون دستکم در ظاهر نشان داده از قصد قبلی خود برای حمله نظامی به ایران عقبنشینی کرده است. این در حالی است که تقریبا همه میدانند در ایران، به این موضع، اعتنایی نمیشود. سابقه رفتارهای متناقض و فریبکارانه ترامپ باعث شده اکنون در ایران، این عقبنشینی ترامپ تحت عنوان یک عملیات فریب ارزیابی شود. به همین خاطر، مقامات ایران ضمن رعایت ملاحظات دیپلماتیک و سیاسی درباره موضع جدید ترامپ، در عمل، برای پاسخ به حمله نظامی احتمالی آمریکا کاملا آمادهاند.
در مجموع – همانگونه که توضیح داده شد ـ در حالی که طراحی نتانیاهو و ترامپ علیه ایران تا شامگاه پنجشنبه (۱۸ دی) تا حد زیادی پیش رفته بود اما از دوشنبه ۲۲ دی، این پروژه با مشکلات بزرگی مواجه شد. راهپیمایی میلیونی مردم در ۲۲ دی، همچنین هشدار شدیداللحن ایران مبنی بر پاسخ قاطع به هر نوع حمله نظامی احتمالی آمریکا باعث شد این پروژه مختل شود.
مردم هوشیار ایران از یک سو با عدم همراهی با اغتشاشگران و تروریستها نشان دادند اساسا به لحاظ بافتار فرهنگی و عقیدتی، با هر نوع خشونت عریان مخالفند و از سوی دیگر میلیونها نفر از این مردم با حضور در راهپیمایی ۲۲ دی، وفاداری خود به نظام جمهوری اسلامی را اعلام کردند. این رفتار اکثریت مردم ایران باعث شد تلاش ترامپ برای ارائه یک تصویر و روایت دروغین درباره مردم ایران با مشکل مواجه شود. همچنین قاطعیت ایران برای انجام مجموعهای از پاسخها به حمله نظامی احتمالی آمریکا نیز باعث شد ترامپ اینک برای انجام این حمله، دچار تردید شود.
در واقع یک بار دیگر مشخص شد هوشیاری و آگاهی جامعه در کنار توان و قدرت دفاعی درونزا، باعث ایجاد بازدارندگی موثر برای حفظ امنیت ایران میشود.
اما اینکه ترامپ در نهایت چه تصمیمی درباره حمله نظامی به ایران خواهد گرفت، مسالهای است که تابع عوامل مختلف است.
مهمترین موارد نگرانی ترامپ درباره تبعات حمله نظامی به ایران توضیح داده شد.
اما در مقابل، او نسبت به تبعات عقبنشینی از حمله نظامی به ایران نیز نگرانیهای قابل تأملی دارد.
نخستین نگرانی ترامپ، کاهش شدید اعتبار تهدیدات نظامی او علیه ایران است. در صورتی که ترامپ در نهایت از حمله نظامی به ایران عقبنشینی کند، موانع این حمله، یعنی مختصات پاسخ سخت ایران، همواره و در هر حالت و شرایطی پابرجاست. به عبارتی ایران متوجه میشود آمادگی برای یک درگیری گسترده با آمریکای ترامپ، به یک عامل بازدارنده موثر در برابر تهدیدات نظامی آمریکا تبدیل میشود. به همین خاطر، اگر ترامپ از گزینه نظامی علیه ایران عقبنشینی کند، ضربه سنگینی به اعتبار تهدیداتش علیه ایران وارد میشود و تهدیدات نظامی گاه و بیگاه او علیه ایران، دیگر کارکرد سابق را در سیاست تهاجمی ترامپ علیه ایران ندارد.
یکی دیگر از نگرانیهای ترامپ و تبعات عقبنشینی از گزینه نظامی علیه ایران، سرخوردگی شدید اغتشاشگران و برچیده شدن بساط اغتشاشات و تروریسم خیابانی در ایران تا مدتها بعد است.
موساد و سیا، همچنین دستگاه عملیات روانی آنها در قالب شبکههای فارسیزبان معاند، تلاش کردند اغتشاشگران و تروریستها را به این باور برسانند اقدامات آنها با حمایت رئیسجمهور آمریکا مواجه خواهد شد. ترامپ خود نیز در جریان اغتشاشات و اقدامات تروریستی اخیر، به گونهای ژست گرفت تا نشان دهد از اغتشاشگران و تروریستها حمایت میکند.
در این حالت، عقبنشینی او از حمله نظامی به ایران، به معنای خالی کردن پشت تروریستهاست و این موضوع قطعا باعث میشود اغتشاشگران و تروریستها دچار سرخوردگی شوند. به همین خاطر، ظرفیت و توان اغتشاش و ترور در ایران بشدت تحلیل میرود. در واقع عدم حمله نظامی به ایران باعث میشود سرمایه اغتشاش و ترور موساد و سیا در ایران بشدت آسیب ببیند. کما اینکه ممکن است منجر به شکست قطعی پروژه ایجاد ناامنی در ایران شده و این موضوع، مانعی دیگر بر سر راه پروژه حمله نظامی مجدد آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران ایجاد کند. به عبارت دقیقتر، عقبنشینی ترامپ از حمله نظامی به ایران همانند سرعتگیری است که باعث میشود سرعت اقدامات تروریستی در ایران بشدت کاهش یابد.
به هر حال، ترامپ اکنون میان ۲ نوع هزینه و نگرانی گیر افتاده است. از یک سو، حمله نظامی به ایران میتواند آمریکا را در یک مخمصه و باتلاق بزرگ در غرب آسیا گرفتار و همپیمانان آمریکا در غرب آسیا را نسبت به رفتار ترامپ، گلایهمند کند.
از سویی عدم حمله نظامی به ایران نیز یک ضربه حیثیتی به اعتبار تهدیدات ترامپ علیه ایران است و منجر به سرخوردگی و انفعال شبکه اغتشاش و ترور در ایران میشود؛ شبکهای که موساد و سیا برای ایجاد و گسترش ناامنی در ایران و همینطور زمینهسازی حمله نظامی مجدد واشنگتن و تلآویو به تهران به آن نیاز مبرم و حیاتی دارند.
باید دید ترامپ و مشاورانش در نهایت خسارات و تبعات کدام دسته از هزینهها و نگرانیها را بیشتر تلقی خواهند کرد.
حسین کیامنش: پس از چند روز لفاظی علیه ایران و تهدیدهای مکرر به حمله نظامی، رئیسجمهور آمریکا بامداد پنجشنبه به یک باره تغییر لحن داد و از موضع تهدید نظامی عقب نشست. هم ترامپ و هم نزدیکانش اصرار به القای این گزاره موهوم دارند که انصراف آمریکا از حمله نظامی به ایران، به دلیل سر نهادن تهران به خواستههای واشنگتن، مبنی بر لغو اعدام 800 نفر از بازداشتشدگان اغتشاشات بوده است اما در این میان، گزارش برخی رسانههای غربی و عبری، بر این موضوع دلالت دارد که اتفاقا هشدارهای ایران ترامپ را سر جای خود نشانده است. مثلا هفته گذشته پایگاه خبری رویترز گزارش داد: «ایران به کشورهای منطقه هشدار داده در صورت حمله ترامپ، پایگاههای آمریکا در خاک این کشورها را هدف قرار خواهد داد». روزنامه یدیعوت آحارانوت از جمله رسانههای رژیم صهیونیستی است که به صراحت دلایل عقبنشینی ترامپ از تهدید ایران را برشمرده است. در گزارش این رسانه صهیونی آمده است: «واشنگتن به این نتیجه رسید هزینههای اقدام نظامی علیه ایران (آسیب به پایگاههای آمریکا در منطقه، اسرائیل و صنعت انرژی در خلیج فارس) بسیار بیشتر از هرگونه دستاورد استراتژیک چنین اقدامی است».
آحارانوت همچنین به هشیاری دستگاههای امنیتی ایران و عدم وجود شکاف در بدنه نظامی - امنیتی ایران اشاره کرد و آن را از جمله عواملی دانست که به میزان قابل توجهی از میل ترامپ برای شروع یک حمله نظامی به ایران کاست.
روزنامه اسرائیلهیوم، دیگر رسانه صهیونیستی نیز نتوانست سرخوردگی خود و در سطح کلان رژیم صهیونیستی از عقبنشینی ترامپ را کتمان کند. آنطور که اسرائیلهیوم در پاسخ به سوال «چه کسی پشت عقبنشینی آشکار ترامپ برابر ایران است؟» مدعی شد ترامپ از گزینههایی که درباره ایران به او ارائه کردند، اطمینان نداشته. ممکن است ترکیبی از دلایل، شرایط و پیامهایی که به کاخ سفید رسیده، او را به این تصمیم رسانده باشد که بهرغم وعده قبلیاش اقدامی انجام ندهد».
«در شرایطی که ترامپ اقدام نظامی علیه ایران را بررسی میکرد، کارگران شهرداری در اسرائیل [فلسطین اشغالی] با خستگی پناهگاههای عمومی را که از زمان جنگ 12 روزه در آنها گرد و خاک جمع شده بود، بازگشایی کردند. ترامپ برای مداخله نظامی اعلام آمادگی کرده و منطقه برای دور دیگری از حملات هوایی آماده شده بود. در این میان، مقامات انگلیس در حال تخلیه پایگاهها و سفارتخانهها بودند. با این حال، در آخر هفته لحن واشنگتن به طور قابل توجهی تغییر کرد و موشکهای ترامپ نیز به کار گرفته نشدند». روزنامه انگلیسی «تلگراف» با این مقدمه، به بررسی دلیل عقبنشینی رئیسجمهور آمریکا از تهدیدها و بلوفهای نظامی علیه ایران پرداخت؛ پرداختنی که فاصله زیادی با ادعای کاخ سفید دارد و به واقعیت نزدیکتر است. این روزنامه نوشت: «چیزی که باعث شد پرزیدنت ترامپ تعلل کند، در داخل ایران قرار دارد؛ جایی که جمهوری اسلامی در حال حاضر قویتر از هر زمانی از آغاز اعتراضات به نظر میرسد».
تلگراف در ادامه گزارش خود، به بازیابی و تقویت توانایی موشکی ایران پس از جنگ 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان اشاره کرد و افزود: «بهرغم جنگ سال گذشته [میلادی]، ایران به میزان کافی توان نظامی خود را برای به خطر انداختن دشمنان خود در منطقه که هنوز منتظر رسیدن نیروهای کمکی آمریکا هستند، حفظ کرده. از جمله مهمترین ذخایر ایران، موشکهای کوتاهبرد است که توانایی حمله به اهداف نظامی ایالات متحده در قطر، بحرین، امارات عربی متحده، کویت، عمان و عربستان را دارند. ایران به علاوه میتواند از آنها علیه زیرساختهای انرژی در خلیجفارس استفاده کند».
روزنامه انگلیسی با اشاره به اینکه ارزیابی دقیق و قابل تایید ذخایر موشکی ایران موضوعی دشوار است، نوشت: «ایران تنها نیمی از موشکهای بالستیک میانبرد خود را در جنگ ۱۲ روزه ژوئن 2025 علیه اسرائیل استفاده کرد و برآوردها موجودی زرادخانه باقیمانده ایران را ۱۵۰۰ موشک تخمین میزند». همچنین «ایران ۱,۷۵۰ موشک بالستیک کوتاهبرد در اختیار دارد، شامل «فاتح ۱۱۰ و ۱۱۳»، «ذوالفقار» و «قیام ۱». بنابراین، تعجبآور نیست که رهبران کشورهای خلیجفارس از ترامپ خواستهاند عقبنشینی کند».
تلگراف همچنین به کاهش لفاظیهای مقامات رژیم صهیونیستی علیه ایران اشاره کرده و مینویسد: «سخنرانیهای علنی مقامات اسرائیل علیه ایران نیز به طور قابل توجهی در هفته گذشته مهار شده است و به نظر میرسد بنیامین نتانیاهو همزمان با رهبران عرب، متحد بزرگ خود را بر آن داشته در این برهه زمانی حمله نکند». روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال نیز به بعد دیگری از چرایی عقبنشینی رئیسجمهور ایالات متحده از مواضع پیشین خود درباره ایران پرداخت. این روزنامه نوشت: «محاصره دریایی ایالات متحده در ونزوئلا باعث کم شدن قدرت واشنگتن برای اقدام نظامی علیه ایران شده است. محاصره دریایی ونزوئلا موجب شده هیچ ناو هواپیمابر آمریکایی در غرب آسیا حضور نداشته باشد. مطابق این تحلیل عدم حضور ناو هواپیمابر موجب میشود کار آمریکا برای تدارک حمله سریع علیه ایران دشوار شود».
همه اینها روی یک گزاره مشترک تاکید دارند: دونالد ترامپ به دلیل هشدارهای ایران و ترس از سرانجام اقدام نظامی، از لفاظیهای خود عقب نشسته است. جدا از این، پایان اغتشاشات خیابانی و اعمال قدرت و اقتدار از سوی نهادهای امنیتی، نظامی و انتظامی نیز تصمیمگیری برای رئیسجمهور کودن ایالات متحده را سخت کرده بود، چرا که هر نوع اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، قرار بود به بهانه حمایت و پشتیبانی از جریان تروریستی آشوب اتفاق بیفتد. با توجه به همه اینها، نوبت به پاسخ این سوال میرسد که هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی از حمایت از تروریستهای خیابانی در ایران چه بود؟
روزنامه والاستریت ژورنال، در یکی از گزارشهای اخیر خود درباره اغتشاشات ایران، با شفافیت هرچه تمامتر و بدون تظاهر، از طرح مشترک آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران پرده برداشت و نوشت: «ایران تجزیهشده برای ما خوب است». این رسانه آمریکایی به صراحت، نتیجه شورشهای خیابانی در ایران را «جغرافیای تجزیهشده ایران» عنوان کرد که در نهایت به «مرزهای دستکاریشده» منجر خواهد شد؛ وضعیتی که والاستریت ژورنال آن را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی مطلوب ارزیابی میکند. رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی 12 روزه نشان داد به جای تکیه صرف بر توانایی نظامی خود، بر ایجاد آشوب و بیثباتی در داخل ایران حساب ویژهای کرده است. این رویکرد که در چارچوب دکترین «اتحادهای پیرامونی» تعریف میشود، از دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی توسط رهبران این رژیم بویژه دیوید بنگوریون طراحی شد. این دکترین بر ایجاد اتحاد با گروههای غیرعرب یا اقلیتهای قومی در منطقه، مانند کردها، بلوچها و گروههای مخالف سیاسی مانند منافقین، برای تضعیف دولتهای ایران، عراق و سوریه تأکید داشته و دارد. درباره ایران، این استراتژی به معنای بهرهبرداری از جنگ داخلی است، به گونهای که توان ملی و منطقهای ایران تضعیف شود. یکی از محورهای کلیدی این راهبرد، تحریک به آشوب است که در روزهای اخیر شاهدش بودیم. جایی که هم آمریکا و هم رژیم اشغالگر، با بسیج گروهکهای تجزیهطلب و هستههای تروریستی، به دنبال آشوب، جنگ داخلی و در نهایت تهاجم خارجی بودند. هدف اصلی آمریکا و اسرائیل نه براندازی جمهوری اسلامی، بلکه تجزیه ایران است که سرنگونی جمهوری اسلامی پیششرط آن به شمار میرود. مشکل واقعی نه جمهوری اسلامی، بلکه وجود یک دولت/ ملت بزرگ، متکثر اما یکپارچه، دارای عمق استراتژیک و توان نظامی بازدارنده است؛ واقعیتی که والاستریت ژورنال به صراحت به آن اشاره میکند.
چند هفته پس از توقف جنگ 12 روزه، مجله آمریکایی نیوزویک در گزارشی که به وضوح از تحلیلها و نظرات کارشناسان صهیونیست و غربی، از جمله «ارن لهاو» و «عفرا بنجیو» بهره برده بود، این سوال را مطرح کرد: «اسرائیل چگونه میتواند ایران را دچار یک جنگ داخلی کند؟» این گزارش به طور خاص به پتانسیل گروهکهای تجزیهطلب در مناطق کردنشین شمال غرب و جنوب شرق ایران اشاره داشت. نیوزویک تأکید کرد گروههایی مانند پژاک، کومله و جیشالظلم، به دلیل سازمانیافتگی و سابقه فعالیتهای مسلحانه علیه ایران، میتوانند به عنوان بازوهای نیابتی اسرائیل عمل کنند. این مجله به صراحت پیشنهاد داد اسرائیل باید از «صرف حرف زدن با مردم ایران» فراتر رود و به تسلیح و پشتیبانی لجستیکی این گروهها بپردازد تا آنها را به ابزارهایی مؤثر برای بیثباتسازی ایران تبدیل کند. متن منتشرشده در نیوزویک، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در استراتژی رژیم بود: از تلاش برای جلب حمایت مردمی به سمت استفاده مستقیم از گروههای مسلح برای ایجاد آشوب. اتفاقی که مشخصا در اغتشاشات/ تروریسم خیابانی اخیر رخ داد. پروفسور «جان مرشایمر» استاد دانشگاه شیکاگو و نظریهپرداز علوم سیاسی در تازهترین اظهارنظر خود تاکید کرده: «آنچه در ایران در حال رخ دادن است، دقیقاً بر اساس کتاب دستورالعمل آمریکا و اسرائیل پیش میرود و چند عنصر دارد. عنصر اول این است که ما یک کشور را تحریم میکنیم، اقتصاد آن را ویران و مردم آن را تنبیه میکنیم اما چه کسی نقش اصلی را در ایجاد آن شرایط اقتصادی وحشتناک ایفا کرده است؟ ایالات متحده! گام دوم این است که در مقطعی تصمیم میگیریم اعتراضهای گسترده را دامن بزنیم و آنها را تغذیه کنیم. گام سوم این فرآیند، دامن زدن به یک کارزار گسترده اطلاعات نادرست است، هدف این است که همه در غرب قانع شوند این اعتراضها از درون شکل گرفته. گام چهارم فرآیند، ورود ارتش ایالات متحده و احتمالاً ارتش اسرائیل برای ضربه به زیرساختهای حیاتی ایران است، نکته پایانی هم آن است که این طرح تاکنون شکست خورده است!».