09/بهمن/1404
|
22:16
۲ بازیکن کنار گذاشته‌شده سرخابی‌ها در نقش قهرمانان هفته هفدهم

شب پاسخ

بنیا فرید: گاهی فوتبال صحنه تسویه‌حساب است؛ نه با فریاد، نه با بیانیه، بلکه با توپ، چمن و ۹۰ دقیقه. دیدار ملوان و فولاد از همان جنس شب‌هایی بود که نتیجه‌اش در حاشیه می‌ماند و آنچه می‌درخشد، قصه آدم‌هاست. قصه ۲ بازیکن که هرکدام به شکلی، از تیم‌های بزرگ دل کندند یا دل‌ کنده شدند و حالا درست مقابل هم، فرصت پیدا کردند تا بی‌سر و صدا جواب بدهند: رامین رضاییان و مجتبی فخریان.
کمتر کسی فکر می‌کرد بازی در ورزشگاه سیروس قایقران، به یکی از پرهیجان‌ترین مسابقات فصل تبدیل شود اما بازی از همان ابتدا روی دور تند افتاد؛ پر از موقعیت، اشتباه، جبران و لحظه‌هایی که مدام نتیجه را تغییر می‌داد. تساوی ۲-۲ شاید عادلانه بود اما این عدد، تمام ماجرا را تعریف نمی‌کند. این بازی، بیش از هر چیز، شب بازگشت ۲ نام بود.
رضاییان با پیراهن فولاد، نخستین بازی رسمی‌اش را انجام می‌داد. انتقالی که پس از روزهای پرتنش در استقلال رقم خورد؛ روزهایی که از بازیکن ثابت، به نیمکت‌نشین و بعدها سکونشین رسید و در نهایت، اختلاف با ریکاردو ساپینتو، مسیرش را عوض کرد. رامین با انگیزه‌ای روشن به فولاد آمد؛ با این تصور که اعتماد یحیی گل‌محمدی می‌تواند سکوی پرتاب تازه‌ای باشد اما فوتبال همیشه طبق برنامه پیش نمی‌رود. جدایی ناگهانی گل‌محمدی، حتی پیش از آنکه رامین طعم بازی با هدایت او را بچشد، شوکی عجیب بود. با این حال، رضاییان نیامده بود منتظر بماند؛ آمده بود بازی کند.
در زمین، رامین همان چیزی را نشان داد که سال‌ها از او دیده‌ایم؛ بازیکنی که از مسؤولیت فرار نمی‌کند. از جناح راست مدام بالا رفت، توپ خواست، ارسال کرد و در لحظه‌های حساس، فولاد را زنده نگه داشت. نقش مستقیم روی گل اول، ارسال دقیق روی گل دوم و حضوری که باعث شد دفاع ملوان هیچ‌وقت احساس امنیت نکند. حتی می‌توانست آمارش سنگین‌تر شود، اگر یک ضربه سر دیگر راهی به دروازه پیدا می‌کرد. رامین در انزلی، بیشتر از یک مدافع کناری بود؛ او رهبر سمت راست فولاد بود.
در سوی دیگر میدان، داستان فخریان جریان داشت. بازیکنی که با برچسب «پدیده» به پرسپولیس رفت اما زیر سایه تصمیمات اوسمار ویرا، فرصت چندانی برای دیده شدن پیدا نکرد. فخریان حس کرد زمان در حال از دست رفتن است؛ تصمیم گرفت مسیر نیمکت را رها کند و به ملوان برود، جایی که بازی کردن، اولویت است. انتخابی پرریسک اما صادقانه.
فخریان نیمه دوم وارد زمین شد و تنها چند دقیقه کافی بود تا نشان دهد چرا این‌ همه درباره استعدادش صحبت می‌شد. نخستین موقعیت، شوتی که با واکنش حامد لک دفع شد اما همان توپ برگشتی، پایه‌گذار گل شد. کمی بعد، خودش گل دوم ملوان را زد؛ گلی با جسارت، با اعتمادبه‌نفس و با فریادی که انگار همه حرف‌های فروخورده‌اش را بیرون ریخت. ورزشگاه منفجر شد و فخریان، در نخستین بازی رسمی‌اش برای ملوان، به چهره اصلی بازگشت تیمش تبدیل شد. تقابل این ۲ بازیکن، فقط یک دوئل فنی نبود. در لایه‌های پنهان‌تر بازی، می‌شد رد تصمیم‌های گذشته را دید؛ تصمیم‌هایی که در استقلال و پرسپولیس گرفته شد و حالا، نتیجه‌اش به شکل دیگری خودش را نشان می‌داد. رامین و فخریان، هر دو، بدون جنجال و مصاحبه، جواب دادند. با بازی!
شب انزلی، شب بازیکنان کنار گذاشته‌شده بود. نه از سر انتقام، بلکه از سر اثبات. اثبات اینکه گاهی خروج از تیم‌های بزرگ، سقوط نیست؛ فرصتی است برای دوباره دیده شدن. فولاد و ملوان هرکدام سهم خود را از این نمایش گرفتند اما شاید بیشترین حسرت، برای هوادارانی بود که دیدند بازیکنانی که روزی در تیم‌شان بودند، حالا جای دیگری می‌درخشند.
رامین رضاییان و مجتبی فخریان نشان دادند فوتبال حافظه کوتاهی دارد اما حقیقت، راه خودش را پیدا می‌کند. آنها در شبی پرهیجان، یادآوری کردند حذف شدن از لیست یک مربی، به معنای تمام شدن یک بازیکن نیست. گاهی فقط باید صبر کرد تا زمین عوض شود و نوبت پاسخ برسد.

ارسال نظر